گاه هوس میکنم با دیگران دربارهی چتهاشان گپ بزنم؛ همین گفتوگوهای اینترنتیِ روزمره.
مثلن بپرسم:
فکر کن بناست تمام متنِ چتهای تو با یک نفر دیگر را در قالب کتابی چاپ کنند، انتخابت چه کسیست؟
چند تا از هیجانانگیزترین جملههایی را که تاکنون در چتهایت دریافت کردهیی یادت هست؟
یک چت ایدهآل، اما ناممکن (به هر دلیل)، چگونه چتیست؟
هر آدمی به شکل منحصربهفردی چت میکند و وسوسهی نابیست سبکشناسی چتها.
اگر دوست داشتید به پرسشهای بالا پاسخ بدهید.
یک پاسخ
شاید یک چیز هیجان انگیز،اما نه.
از انجایی که من گاه به گاه دوست هایی پیدا میکنم در دنیای کد ها،ولی در این دنیای خالی و پوچ و سرد تک و تنها نشسته ام.
از این ادمیزاد وحشت دارم.
من مانند هر ادم پر تکبری از اعتراف ترس خود پرهیز میکنم،پس تصمیم میگیرم در سکوت بدون انکه روح خود هم باخبر شود،یا قلب شروع به وراجی کند از انها فاصله میگیرم
چون هر ادم عاقلی خوشش نمیاید که دیگران روی او دست درازی کننده و جان به لبش کنند.
ولی اینگونه من نه تنها به خودم اسیب میزنم بلکه ادم هایی دلشکسته هم بر بار گناهان من نشسته اند(ناگفته نماند که من هم قربانی این ماجراها هستم)
پس مانند هر نوجوانی دیگر با ۱۴ سال عمر ناچیزی که دارم،در سایت های فیکشن میچرخم و مهارت عاشقی خودم را بر سر یک فرد خیالی خالی میکنم.
پس شاید من همه جوره چت میکنم،تا ان ادم پیش من بماند (گرچه بعضی مواقع در پنهان کردن بی علاقگی خود افتضاحم)