یک: از کنار آن میگذرید.
دو: معنایی را حدس میزنید و رد میشوید.
سه: فوری سراغ لغتنامه میروید.
چهار: میدرنگید و به معناهایی احتمالیِ واژه میاندیشید، سپس در واژهنامه معنای آن را میجویید.
برای واژهبازها چهارمی میتواند جرقهیی برای ایدههای تازه باشد.
بگذارید کلمات زیر خوراک کنجکاویتان را فراهم کنند:
دلآسا
دشواررو
شاشک
کوبه
گشتگی
پس از اینکه بهاندازهی کافی به معنی هر واژه فکر کردید، لغتنامه را بگشایید.
رهآوردِ این تمرین رسیدن به نگاهی دقیقتر و متفاوتتر به واژههاست.
معنی واژهها در کتاب «ذیل فرهنگهای فارسی»:
دلآسا: خواهان؛ خواهنده؛ مجازاً نیازمند و گرسنه
دشواررو: مزمن، دیرگذر
شاشک: نوعی حشرهی گزنده که از پشه بزرگتر است
کوبه: ابزار کوبیدن؛ کلوخکوب
گشتگی: دگرگونی؛ تغییر
2 پاسخ
واقعا از خودم شرمنده ام که هنوزواژه یاب خوبی نشده اودراین راه واقعا تنبلی کرده ام اینها را اینجا نوشتم تا شاید آزروی شمااستاد عزیزوجستجوگرخجالت بکشم و این تلنگری باشد به خودم تامغزهرواژه رابشکافم وبه ان همچون صدفی بنگرم که ممکن است حامل مرواریدی گرانبها و منحصربهفرد باشد.
درود بر شما خانم سجادی عزیز
چه خبر از واژهشکافیهاتون؟