صفحات صبحگاهی

صفحات صبحگاهی: بهترین عادت برای شروع نویسندگی+ژورنالینگ برای توسعه‌ی فردی

1

هزار سال پیش از ننوشتن خسته شده بودم. تقریباً تمام کتاب‌های آموزش نویسندگی و فیلم‌نامه‌نویسی را خوانده بودم، اما همچنان نویسنده‌ای بودم که نمی‌نوشت!

توقع نداشتم شاهکار بنویسم، برای من برون‌ریزی ذهنی و نوشتن خاطرات روزمره هم کافی بود اما به هیچ عنوان نمی‌توانستم منظم و مداوم بنویسم؛ یک هفته می‌نوشتم، یک ماه درگیر کارهای دیگر می‌شدم و نوشتن را فراموش می‌کردم و این دور باطل ادامه داشت.

به این نتیجه رسیده بودم که شاید نوشیدن افراطیِ قهوه، راز نویسندگی باشد، شنیده بودم بالزاک روزانه پنجاه فنجان قهوه می‌نوشیده و تارانتینو هم برای نوشتن فیلم‌نامه پالپ فیکشن هر روز پانزده فنجان قهوه می‌‌خورده و کارش را آغاز می‌کرده!

این ماجرا ادامه داشت تا اینکه طی یکی از پیاده‌روی‌هایم گذرم به مرکز تبادل کتاب افتاد.

در میان کتاب‌های دست دومی که اغلبشان هم بدردنخور بودند به کتابی رسیدم که مدت‌ها بود از خرید آن طفره می‌رفتم، فکر نمی‌کردم کتاب چندان خوبی باشد، اما همین کتاب شد یکی از بهترین کتاب‌هایی که به گمانم پایدارترین و مفیدترین عادت مثبت زندگی‌ام را ساخته است.

و آن عادت نوشتن روزانه صفحات صبحگاهی است که فصل اول کتاب راه هنرمند با معرفی آن شروع می‌شد.

2

اگر فقط و فقط بخواهم یک عادت کلیدی نویسندگیِ را به کسی معرفی کنم، نوشتن صفحات صبحگاهی است. کاری که نقش زیادی در رشد شخصی و افزایش مهارت نگارشی من داشته است. 

جولیا کامرون می‌گوید:

صفحات صبحگاهی عمیق‌ترین ابزار نویسندگی است که تا به حال ابداع و تجربه کرده‌ام.

مطمئنم اگر صفحات صبحگاهی را نمی‌نوشتم هرگز توان و شهامت راه‌اندازی وبلاگ و تولید محتوا را پیدا نمی‌کردم، حالا به روز کردن وبلاگم بهترین قسمت فعالیت‌های روزانه من است.

با تثبیت عادت نوشتن صفحات صبحگاهی ما به بهترین نویسنده زندگی خودمان تبدیل می‌شویم.

کتاب‌های آموزش نویسندگی تمرین‌های زیادی را برای ایجاد نظم در نوشتن و ساکت کردن منتقد پیشنهاد می‌دهند، اما من هیچ روشی را کاربردی‌تر از روش پیشنهادی جولیا کامرون نیافته‌ام.

3

با پایبندی به صفحات صبحگاهی، راهمان از نود و نه درصد شیفتگان نویسندگی که به تفنن دست به قلم می‌برند جدا می‌شود. معجزۀ آغاز روز با نوشتن یک مزیت رقابتی کم‌نظیر ایجاد می‌کند.

در یک کلام صفحات صبحگاهی باعث تمایز و رشد فردیت ما می‌شوند.

4

در صفحات صبحگاهی نباید کاری به کیفیت نوشته داشته باشیم، صرفاً باید به انجام کار متعهد باشیم.

بهتر است برای تثبیت عادت نوشتن صفحات صبحگاهی یک چک لیست درست کنیم و بزنیم روی دیوار. تیک زدن  روزانه چک لیست، کسب یک پیروزی در ابتدای روز است و باعث می‌شود در ادامه روز احساس خوبی در ما ایجاد شود. یادمان باشد که نگذاریم زنجیره قطع شود.

صفحات صبحگاهی اولین قدم محکم در جهت نوشتن پایدار و حرفه‌ای است.

اول صبح که می‌خواهید نوشتن را آغاز کنید وسوسه چک کردن گوش موبایل را کنار بگذارید، چون ممکن است دریافت پیامی باعث شود تمرکز لازم را برای نوشتن صفحات صبحگاهی از دست بدهید و منتقد درونتان بیدار شود. اگر معتاد به موبایل هستید، چک کردن گوشی را به عنوان جایزه نوشتن صفحات صبحگاهی تعیین کنید.

حین نوشتن صفحات صبحگاهی شاید وسوسه شوید زیر کتری را روشن کنید، بقیه را بیدار کنید، چند حرکت نرمشی انجام دهید، یا رختخوابتان را جمع کنید. با همه اینها مقابل کنید. صفحات صبحگاهی تمرینی برای مبارزه با حواس‌پرتی است. نوشتن صفحات صبحگاهی عضلات توجه و تمرکز ما را تقویت می‌کنند.

+ چند موضوع برای نوشتن در صفحات صبحگاهی:

5

صفحات صبحگاهی باعث می‌شوند پیوسته بنویسیم.

محمدرضا شعبانعلی پیشنهاد‌های فوق‌العاده‌ای را برای وبلاگ نویسی نوشته، او در جایی از مطلب آموزنده‌اش، به نکته مهم و قابل ملاحظه‌ای درباره هر روز نوشتن اشاره کرده:

پیوسته نوشتن، باعث می‌شود که نوشتن به عادت تو تبدیل شود. شاید امروز، وقتی خسته‌ای یا ذهنت مشغول است، نتوانی چیزی بنویسی. اما وقتی نوشتن به عادت تو تبدیل شد، مشکل دیگری پیدا خواهی کرد که البته مشکل بهتری است: خسته‌ای و ذهنت مشغول است. اما نمی‌توانی ننویسی و به نظرم، این نعمتی است که  اگر در زندگی نصیب کسی شود، ناسپاسی است اگر چیز بیشتری طلب کند. چون «کلمه» مهم‌ترین دستاورد نژاد انسان است و نوشتن، فاخرترین کاربرد آن.(+)

جان کلام اینکه حس می‌کنم صفحات صبحگاهی در نقش مربی و معلم خصوصی ما عمل می‌کنند.

گزیده‌ای از نوشته‌های جولیا کامرون دربارۀ صفحات صبحگاهی

جولیا کامرون در تمام کتاب‌هایش از صفحات صبحگاهی به عنوان ابزاری بنیادی برای بازیابی خلاقیت نام برده‌ است.در ادامه گزیده‌ای از نوشته‌های او درباره صفحات صبحگاهی را که از کتاب‌های مختلف او برگزیده‌ام، مرور می‌کنیم. کامرون بیش از چهار دهه است که به نوشتن صفحات صبحگاهی ادامه می‌دهد.

 راه هنرمند-ترجمه ی گیتی خوشدل-نشر پیکان

به طور ساده می‌توان گفت که صفحات صبحگاهی، سه صفحه دستخط معمولی و روی هر برگ از دفتر است که به طور تداعی آزاد و بدون تفکر می‌نویسید و دست از روی کاغذ بر نمی‌دارید.

 برای نوشتن صفحات صبحگاهی شیوه نادرست وجود ندارد. هدف از صفحات صبحگاهی این نیست که به اثر هنری تبدیل شوند، هدف از صفحات صبحگاهی، فقط حرکت دست بر روی کاغذ و نوشتن و بیرون ریختن همه چیزهایی است که به ذهن می‌آید.

بجز خودتان احدی اجازه ندارد که صفحات صبحگاهی‌تان را بخواند و خودتان نیز تا چند هفته نباید آنها را بخوانید. فقط روزی سه صفحه بنویسید و جایی جمع‌آوری کنید. حین نوشتن هم هرگز صفحات قبل را نخوانید.

 صفحات صبحگاهی اغلب منفی و پراکنده و آکنده از دلسوزی و ترحم به خود و تکراری و با آب و تاب یا بچگانه یا غمناک یا بی‌مزه با حتی احمقانه به نظر می‌سند، ولی حتماً درست و خوبند!

 صفحات صبحگاهی، وسیله اصلی شفای خلاقیت است.

این را برای خودتان به یک قاعده تبدیل کنید: همواره به خاطر آورید که عقاید منفی سانسورکنندۀ درونتان حقیقت ندارد. این امر مستلزم تمرین است. وقتی صبح به محض برخاستن از خواب، مستقیماً به سراغ صفحات صبحگاهی می‌روید، می‌آموزید که سانسور کننده درونتان را تضعیف کنید.

اگر بخواهید می توانید افکار سانسور کننده درونتان را نیز بنویسید.

 به هیچ عذر و بهانه‌ای نمی‌توانید از صفحات صبحگاهی طفره بروید یا از مقدار آن ها بکاهید. مهم نیست در چه حال و هوایی هستید. انتقادهای سانسور کننده درونتان اهمیت ندارد.

صفحات صبحگاهی به ما می‌آموزند که حال و هوایمان برای نوشتن واقعاً اهمیت ندارد.

سه صفحه درباره هر مطلبی که به ذهنتان می‌آید بنویسید؛ فقط همین. اگر چیزی به ذهنتان نمی‌آید بنویسید:«چیزی بنویس تا این سه صفحه پر شود.»

 صفحات صبحگاهی به مغز منطقی می‌آموزد کنار بایستد و و اجازه بدهد که مغز هنرمندانه روی صفحه بیاید.

صفحات صبحگاهی نوعی مراقبه هستند که به ما بصیرت می‌بخشند و کمک می‌کنند تا در زندگی‌مان دگرگونی ایجاد کنیم.

وقتی گرفتار وضعیتی دردناک یا مشکلی می‌شوم که فکر می‌کنم نمی‌دانم چگونه از پس آن برآیم، به سراغ صفحات صبحگاهی می روم و هدایت می‌طلبم.

صفحات صبحگاهی برای هر کس که بخواهد زندگی خلاقی داشته باشد، موثر واقع خواهد شد.

اغلب اوقات افرادی که بیش از دیگران در برابر نوشتن صفحات صبحگاهی مقاومت می ورزند، بیش از سایرین به آن علاقه‌مند می‌شوند.

 رگه‌ طلا-ترجمه‌ی سیمین موحد-نشر پیکان

صفحات صبحگاهی شما را متمرکز می کنند، ثابت قدم می‌کنند، قدرتمندتان می‌کنند و روشنتان می‌کنند، آنها تسلی‌تان می‌دهند، آرامتان می‌کنند، تهییجتان می‌کنند، تحریک‌تان می‌کنند، به چالش می‌طلبند، بر می‌انگیزند، و فعالتان می‌کنند.

فقط هر آت و آشغالی که به ذهنتان می‌رسد روی کاغذ بیاورید، چیزهایی مثل:

«چشمم درد می‌کند، یادم رفت به جوان زنگ بزنم، باید لباس بشویم، یادم رفت تاید بخرم، از حرفی که تری در جلسه دیروز درباره‌ام زد متنفرم، چقدر خودخواه است. لازم است پرونده‌ی کارهایی را که روی این طرح کرده‌ام نگه دارم… غذای سگ هم باید بخرم؟»

و گاهی صفحات صبحگاهی چیزهایی را که برایتان مفید است نشان می‌دهند: «می‌دانی برای اولین بار خیلی خوشحالم، این پیاده‌روی روزانه واقعاً کمکم کرده.»

در نوشتن صفحات صبحگاهی روند مهم است، نه محصول.

صفحات صبحگاهی را با دست بنویسید، می‌دانم که نامناسب و ناخوشایند و وقت گیر و قدیمی است ولی از شما می‌خواهم که با دست خودتان بنویسید چون فایده دارد… نوشتن با دست مثل پیاده رفتن به جایی است.


جولیا کامرون(سمت چپ) به همراه ناتالی گلدبرگ (نویسنده کتاب نوشتن تا مغز استخوان)

 گام برداشتن در جهان- ترجمه‌ی گیتی خوشدل- نشر پیکان

صفحات صبحگاهی اساسی‌ترین شیوه برای بازیابی خلاقیت و زندگی خلاق است. نوشتن سه صفحه پی در پی، پیش از آغاز روز موجب اولویت بندی و وضوح و پایه‌ریزی فعالیت‌های روزانه می‌شود.

آدمهایی را که پر مشغله تر از آنند که صفحات صبحگاهی را بنویسند می‌شناسم. منتها گمان نمی‌کنم که زندگیشان بدون نوشتن صفحات صبحگاهی کم مشغله‌تر شوند. شگفتا که دریافته‌ام صفحات صبحگاهی هم وقت می‌گیرند، هم وقت ایجاد می‌کنند.

فرآیند نوشتن صفحات صبحگاهی تقریباً نیم ساعت طول می‌کشد که همان مدت زمانی است که معمولاً برای نیایش روزانه در نظر گرفته می‌شود.

 کشف آب-ترجمه‌ی سیمن موحد-نشر پیکان

وقتی اولین بار صفحات صبحگاهی را می نویسیم، از تعداد چیزهایی که احساس بدی نسبت به آن‌ها داریم تعجب می‌شویم. شاید نگران این باشیم که با اعتراف کردن به احساسات منفی‌مان آن‌ها را تشویق کنیم. اما ابداً چنین نیست. روانشناسان یونگی این را ملاقات با سایه می‌نامند، من آن را ملاقات با سایه و دعوت آن به نوشیدن یک فنجان قهوه می‌نامم. وقتی منفی بافی‌هایمان را بیرون می‌ریزیم برای امور مثبت جا باز می‌کنیم.

صفحات صبحگاهی ساده اما عمیق هستند. ما از طریق صفحات خود با خدا سخن می‌گوییم و خدا نیز به شکل شهود و اشارات با معنا پاسخ ما را می‌دهد.

صفحات صبحگاهی دوستانی هستند که با زبان عشق خشن حرف می‌زنند. آن‌ها ما را ترغیب می‌کنند تا مسئولانه‌تر عمل کنیم. صفحات صبحگاهی بی عملی را به ما یادآوری می‌کنند و آن قدر به ما نق می‌زنند تا دست به عمل بزنیم.

صفحات صبحگاهی به رغم ظاهر کم‌رنگ و کسل کننده‌شان باعث تغییرات شدید می‌شوند.

صفحات صبحگاهی به ما احساس امنیت می‌دهند، امنیت کافی برای خطر کردن.

بگذارید نوشتن صفحات صبحگاهی عادت هر روز صبح شما شود و اولین کاری باشد که هر روز صبح می کنید. نوعی گزارش صبحگاهی.

عریان بودن روی صفحه در ابتدا می‌تواند دشوار باشد. ما می‌خواهیم وانمود کنیم که وضعمان بهتر از آن است که واقعاً احساس می‌کنیم.

من بیش از بیست سال است که صفحات صبحگاهی نوشته‌ام و در این سال‌ها احتمالاً بیش از بیست روز را از دست نداده‌ام.

می‌توانیم به خودمان بگوییم: «شاید هنوز آنچه را که می‌خواهی بنویسی ننوشته باشی اما دستِ کم داری صفحات صبحگاهی‌ات را می‌نویسی.»

بعید است روزی باشد که یک گام کوچک رو به جلو نتوان برداشت. وظیفه‌ی صفحات صبحگاهی توجه کردن به این گام‌های کوچک و تشویق کردن آن است.

صفحات صبحگاهی بارها و بارها «اعتیاد مثبت» خوانده شده است. صفحات صبحگاهی تمرینی ساده، عملی و بسیار معتبر است.

صفحات صبحگاهی هر مسئله‌ای را که از آن اجتناب می کنیم، آن‌قدر مطرح می‌کند تا کاری درباره‌اش کنیم.

صفحات صبحگاهی وفادارند، آنها بر خلاق روان پزشکان منهتن هر سال در ماه اوت دو هفته به مرخصی نمی‌روند. بر عکس، همیشه آن‌جا هستند و می‌توان به آن‌ها اتکا کرد.

می نمی‌توانم برای شما ثابت کنم که صفحات صبحگاهی حسی از جادو به زندگی‌تان می‌آورند. اما می‌توانم درخواست کنم که آن را امتحان کنید، اگر می‌توانید دوازده هفته امتحان کنید.( این دوره زمانی لازم برای جا انداختن یک عادت جدید است.)

 پرواز با اژدها- ترجمه‌ی سیمین موحد- نشر پیکان

سال‌ها تجربه به من آموخته که بهترین کار این است که صفحات صبحگاهی با دست نوشته شوند. شاید کامپیوترها سریع‌تر باشند اما آن‌ها ما را وسوسه می‌کنند تا ویرایش کنیم، صفحات صبحگاهی قرار است افکار و احساسات ویرایش نشده‌مان را به ما نشان دهند.

همه سه صفحه به دقت انتخاب شده، نوشتن کمتر از آن مشعل شما را روی حرارت پایین نگه می‌دارد. بیش از آن هم شعله را بیش از حد بالا می‌کشد و ممکن است شما را به سطح موشکافی روانی‌ای بفرستد که بازگشت به کارهای عادی روز را دشوار کند.

صفحات صبحگاهی به معنی نوشتن خاطرات روزانه نیستند، در خاطره نویسی سنتی موضوعاتی تعیین شده و بررسی می‌شوند. اما صفحات صبحگاهی عملاً آزاد هستند. ذهن ما موقع بیداری به سرعت از موضوعی به موضوعی دیگر می‌رود.

برای نوشتن صفحات صبحگاهی باید صبح زود بیدار شوید. اگر همیشه زود بیدار شده‌اید به این کار عادت دارید، اگر عادت ندارید به سرعت عادی خواهد شد.

 حق نوشتن- ترجمه‌ی سیمین موحد- نشر هیرمند

صفحات صبحگاهیِ مرا می‌توان «صفحات مربی» نیز نامید، زیرا آن‌ها به من کمک می‌کنند تا به بخش گرم‌تر و خردمندتر از شخصیت پرمشغلۀ امروزی‌ام دسترسی پیدا کنم.

صفحات صبحگاهی، شاهد عینی زندگی ما هستند.

صفحات صبحگاهی جراحی پلاستیک پوست صورت است و مردم صرفاً برای زیبایی جوانی باید آن‌ها را بنویسند.

صفحات صبحگاهی دربارۀ هر چیزی‌اند که به ذهنتان خطور می‌کند. آن‌ها ممکن است حقیر، پرگله، شکایت،کسل‌کننده و خشمگین باشد. ممکن است شاد، روشنگر، پر از بینش و بصیرت و موشکافانه باشند. هیچ راه نادرستی برای انجام آن‌ها نیست. شما فقط دستتان را روی کاغذ حرکت می‌دهید و هرچه را که به ذهنتان می‌رسد می‌نویسید.

در همین رابطه:

علاوه بر صفحات صبحگاهی چه تمرین دیگری انجام بدهیم؟ (11 پیشنهاد متفاوت)

صفحات صبحگاهی|یادگیری و خودشناسی با نوشتن

یک پیشنهاد برای مطالعۀ بیشتر:

چگونه نویسنده شویم؟ آموزش نویسندگی با برنامه‌ای ۱۰ هفته‌ای برای شروع و تمرین نوشتن

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

28 آبان 1400

28 آبان 1400

532 پاسخ

  1. سلام بر استاد عزیز و بزرگوار
    از دیروز شروع کردم به نوشتن، راستش نوشته من ممکنه حتی یک صفحه هم نشه اما تمام سعی خودم رو میکنم که بتونم بهتر و درستتر بنویسم. واسه من که تا حالا هیچ چیزی ننوشتم یخورده سخته اما من میتونم. با کمک شما

  2. سلام استاد عزیز
    طی شش ماه گذشته نزدیک به 40 تا روز نوشت داشتم ، چیزی که خودم اصلا فکرشم نمیکردم که اینهمه بنویسم اما خب با کلی اهمال کاری و تنبلی 40 روز از 180 روز گذشته رو مشغول نوشتن بودم نوشتن حس جالبی داره وقتی مینویسم سبک میشم راحت میشم اصلا انگار مشکلی ندارم ، انگار رهای رهای میشم مخصوصا توی این دورانی که دارم خودمو پیدا میکنم اینکه هدفم چیه چیو رو دوست دارم کارهای زیادی رو امتحان کردم اما هیچی به اندازه نویسندگی بهم آرامش نداده البته میدونم نمیشه اسم این نوشخوارهای ذهنی رو گزاشت نوشتن اما خب بالاخره اینم ی نوع نوشتن هست دیگه .
    از امروز دوباره شروع کردم که صفحات صبحگاهی رو بنویسم امیدوارم لابه لای این نوشتن ها مسیر زندگیم رو پیدا کنم.

    1. زنده باد مصطفی جان
      عالیه.
      امیدوارم از این به بعد تداوم داشته باشی.
      بخشی از تاثیر صفحات صبحگاهی روی نوشته‌های ما وقتی آشکار میشه که بی وقفه و منظم می‌نویسیم.

  3. سلام
    وقت بخیر
    ببخشید منظور از سه صفحه ، سه صفحه بزرگه یا کوچک !؟ 🙈🙈

  4. ممنون عالي بود
    خيلي خوشحالم كه باهاتون آشنا شدم
    شما دومين نفر از بین تمامی اساتید م هستين كه من مقاله هاشو يا هر نوشته اي هس تا آخرش ميخونم
    ممنون كه هستين

    1. سپاس از مهر شما نوشین عزیز
      برات زیباترین لحظه‌ها رو آرزو می‌کنم.

  5. سلام
    آقای کلانتری مربی عزیز و دوست داشتنی من فکر می کنم همراه شدن با شما مربی دلسوز و به کاربردن ایده ی بسیار عالی صفحات صبحگاهی در زندگی نویسنده ی بزرگی خواهم شد
    از آشنایی با شما بسیار خرسندم

    1. سلام داود عزیز
      ارادتمندم.
      امیدوارم که این تمرین برای شما پُر ثمر باشه.

  6. با سلام و ادب خدمت شما جناب کلانتری و سایت خوبتون.تو مطلبتون اشاره کردید که هدف نوشته های صبح گاهی برون ریزی ذهنی و ازاد نویسی است.اما من وقتی یه موضوع مشخص کنم بهتر میتونم راجبش بنویسیم.خواستم بدونم ایا اینکار درسته که من شب قبلش یه موضوعی برای خودم انتخاب کنم و فردا صبحش صفحات صبح گاهییش بنویسیم؟

    1. علیرضا جان
      اگر با این کار هر روز و به طور منظم می‌‌تونید بنویسید، خیلی هم خوبه. چیزی که مهمه تداوم در نوشتنه.

  7. سلام استاد ارجمند
    مطالب مربوط به صفحات صبحگاهی را خواندم و چقدر لذت بردم ..برای تخلیه ی ذهن در شروع صبح حتما مفید خواهد بود،و من اولین روز از شروع دوره را به فال نیک میگیرم و چون الان چند ساعتی از بیداری ام گذشته بنا به پیشنهاد تان باید قبل از هرکاری و به محض بیدار شدن بنویسیم ، فردا ۲۰ شهریور ۹۹ انشاالله اولین روز نوشتن صفحات صبحگاهی ام خواهد بود .من یادداشت روزانه سالها داشته ام ولی نه به این انسجام و بعد از چند سال رها کردم چون وقت گیر بود من تمام روز می نوشتم …ولی اکنون که فقط سه صفحه در روز و آنهم اول صبح باید بنویسم با شوق این روش را به کار خواهم گرفت.
    سپاس استاد ارجمند بابت آغازی بسیار عالی برای نویسندگی را در پیش روی ما قرار دادید

  8. سلام به شما استاد گرامی آقای کلانتری…
    من بشدت به این صفحات صبحگاهی علاقه‌مند شدم اما هنوز اجراش نکردم، هرچند می‌دونم اگر به نوشتنش عادت کنم محاله کنار بذارمش. مثل بقیه عادت‌های نوشتنم. اما اینکه ممکنه صبح خواب بمونم و به اون تایم مشخص شده نرسم نگرانم میکنه. و البته بدنم به زود خوابیدن عادت نکرده و نمیدونم چطور این مسئله رو حل کنم. هرچند صبح ها مجبورم 6 بیدار بشم. به نظر شما چطور میتونم به نوشتن صفحات صبحگاهی عادت کنم؟

    1. سلام محدثه عزیز
      البته که صفحات صبحگاهی ساعت مشخص نداره نوشتنش.
      یکی ممکنه لنگ ظهر بیدار بشه، و ساعت 12 ظهر صفحات صبحگاهی خودش رو بنویسه.

      و اما برای عادت کردن، با نوشتن 3 خط شروع کنید.

  9. سلام شاهین جان
    هنوز اواسط این مطلب هستم.اما از اونجایی که میدونم دایما در حال ویرایش مطالبی /فتم بهتره تا یادم نرفته بگم ویرایشش کنی.زیر عکس کتاب راه هنرمند پس از عنوان جمله ” سه صفحه دستخط معمولی و روی هر هر از برگ دفتر است” نیاز به ویرایش داره
    برم ادامه رو بخونم
    مرسی ک مینویسی

  10. سلام آقای کلانتری. بخشید یه سوال داشتم خدمت شما میشه راهنماییم کنید لطفا. میخواستم بدونم فرق بین کتابهایی که جولیا کامرون درباب خلاقیت نوشته چیه… کتابهایی مثله راه هنرمند و رگه ی طلا و گام برداشتن در جهان… از قبل ممنونم.

    1. سلام به روی ماه شما
      خب، تو هر کتابی سعی می‌کنه یه حرف تازه‌ای رو مطرح بکنه.
      اما بعضی چیزها هم ثابته، که خب اینا غالباً در فصل‌های اولیه کتاب‌هاست.
      من تو کتاب‌های جولیا کامرون «حق نوشتن» رو بیشتر از همش میپسندم.

  11. خب منم از فردا صبح، صفحات صبحگاهی می نویسم:)
    از اینکه اینقدر خوب و دلی می نویسید و ما رو هم ترغیب به نوشتن می کنید خیلی خیلی ممنونم.

      1. سلام، روزتون بخیر
        بله نوشتم. فقط میخواستم راجع به مهندسی شیمی بنویسم، یعنی فقط روی اون تمرکز کرده بودم و ذهنم انگار که مقاومت می کردف اما از همه چیز نوشتم و حتی اطرافم رو توصیف کردم و مقاومت ذهنیم کاملا از بین رفته، خیلی خوشحالم… ممنون از شما و سایت قشنگی که دارید، پاتوق من شده سایت خوب شما..

  12. سلام استاد گرامی
    دستتون درد نکنه، واقعا مطالبتون آموزنده ست.
    با خودم قرار گذاشتم، روزی یک مطلب از سایت شما را چند بار بخونم.

    1. سلام حمید عزیزم
      سپاس از تو.
      حتما برام بیشتر بنویس از نظراتت.

  13. به نظرم شما بي‌نظیرید. ایده‌هاتون ، حرف‌هاتون، نگاهتون به زندگی و به نوشتن. سپاسگزارم که همه‌ی اینها رو در اختیار ما قرار می‌دید.☺️🙏

    1. محبت داری زهرا جان
      امیدوارم همیشه شاد و برقرار و سلامت باشی.
      🌸🌸🌸

    1. سلام.خسته نباشیدو خدا قوت ،امیدوارم تو این شرایط کرونایی حالتون خوب باشه،البته ماسک فراموش نشه،من از دیشب با شما اشنا شدم و امروز اولین صفحه صبحگاهیمو نوشتم،دیشب قبل خواب هم کمی نوشتم،و امروز بعدظهر ک حدودا20 صفحه شد ،خیلی ممنونم از راهنمایی هاتون واینکه با نوشتن حالم خیلی خوب شده،
      حالا سوالی ک ذهنمو درگیر کرده اینه ک من ک فعلا اول راهم اما نوشتن کتاب هم به راحتیه نوشته صبحگاهیه?

  14. سلام و عرض ارادت خدمت استاد گرامي
    زيباترين بخش تمرين صفحات صبحگاهي براي من زماني است كه بلافاصله بعد از بيدار شدن خوابهاي عجيب و لذت بخشي كه ديده بودم را برروي كاغذ مي اورم، چون بيشتر اوقات چند ساعت بعد از بيداري بخشهاي زيادي از خوابها فراموش ميشوند و ثبت كردن سير وسفري كه در بيداري نميتوان داشت بسيار لذت بخش است.

    1. سلام اکرم خانم عزیز
      زنده باد. چه کار هوشمندانه‌ای می‌کنید.
      یک بخش جالب یادداشت‌های روزانۀ شاهرخ مسکوب در کتاب جاهایی هست که خواب‌های خودش رو مکتوب کرده.

  15. من نوزده روز هست شروع كردم به نوشتن صفحه هاي صبحگاهي باورتون ميشه عاشق اين كار شدم!؟جوري كه هفته دوم به شوق گشودن دفترم و نوشتن خزعبلات ذهنم چشمام رو باز ميكردم .به شدت پيشنهاد ميكنم به جاي تايپ كردن در دفتر بنويسين لذتش چند برابر ميشه .ممنونم استاد عزيز بابت اين پيشنهاد خوبتون .

  16. سلام استاد گرامی
    سپاس فراوان از این روش مفید
    فقط گاهی اوقات من واقعا دیگر هیچی برای نوشتن ندارم و شاید در یک صفجه دوبار نوشتم (چیزی بنویس که این ۳ صفحه پر شود)و در ان موقع نوشتن خیلی عذاب اور می شود میشود مرا کمی راهنمایی کنید.
    با تشکر

    1. سلام نگار نازنین
      هیچ عیبی نداره.
      اگه ادامه بدی به جاهای شگفت‌انگیزی میرسی.
      تو فقط به سیاه کردن صفحات فکر کن.
      چرا دوروبر خودت رو توصیف نمی‌کنی؟
      اگه همین کار رو با دقت انجام بدی سه صفحه در کسری از ثانیه پر میشه.

  17. سلام و خسته نباشید.
    خیلی ممنون از مطلبتون، می خواستم دوتا سوال بپرسم:
    ۱. حتماً این صفحات باید سه صفحه و به صورت نوشتاری باشند؟
    ۲. حتماً باید صبح نوشته شوند یا مهم نوشتن روزانه هستش؟

    1. سلام بنیامین عزیز
      بله، رعایت این دو نکته بسیار مهمه. چون وجه تمایز این کار با بقیه انواع نوشتن همینه.
      مبدع صفحات صبحگاهی، یعنی جولیا کامرون کلی در این رابطه استدلال کرده که توی همین مطلب هست همۀ حرفاش.

  18. سلام
    صفحات صبحگاهی تمرین بسیار قشنگی هست.یعنی بگم عالیه من خودم یکماهه شروع کردم تازه دارم بیشترش میکنم دلم می خواد بیشتر با خودم حرف بزنم و برسم به اون نقطه ای چیزی واسه گفتن نداشته به ثول شما اونجا نقطه شروع رشد هست.

    1. سلام مجیب گرامی
      چقدر عالی.
      تبریک میگم بهتون.
      امیدوارم بی‌وقفه ادامه بدید.
      بعد از سال‌ها نوشتن صفحات صبحگاهی، روز به روز این کار برام جذاب‌تر میشه. امیدوارم برای شما هم همینطور باشه.
      شاد و برقرار باشید.

  19. سلام
    من سالهاست که پراکنده می نویسم ولی امروز این جمله رو “نویسندگی را از کجا شروع کنم” گوگل کردم که بتونم درست تر و بهتر بنویسم. توی سایت با این مطلب برخورد کردم و میخوام از فردا شروع کنم به نوشتن صفحات صبح گاهیم. جالبه که من از اول فروردین امسال صفحات شب گاهی دارم، یعنی تحت هر شرایطی شب ها قبل از خواب افکار، احساسات و اتفاقات اون روزم رو مینوسم، ولی صبح ها نوشتن شاید روند بهتری به نوشتن و کل زندگیم بده، حتما بعد از امتحان کردنش از تجربه م براتون مینویسم، مرسی بابت سایت خوبتون

    1. سلام صفورای عزیز
      خوشحالم که اینجا هستید.
      صفحات صبحگاهی معجزه می‌کنن.
      حتما از تجربۀ انجام این کار هم برای من بنویسید.
      با آرزوی بهترین‌ها

  20. سلام استادددد… من الان دوباره این پست رو مرور کردم روم به دیوار خط یکی مونده به آخر کلمه بینش پس و پیش تایپ شده دو حرفش. بازم ببخشیدااااا

    1. سلام الهه عزیز
      روم به دیوار نداره که.
      خیلی هم خوبه. مرسی که گفتی. ویرایش کردم.

  21. سلام مجدد.استاد درسته که این صفحات صبحگاهی باعث شده که وسواس فکریم ازبین بره اما قبلا انواع حس ها درمن جمع میشد و احساس ناراحتی یاغرور یا باتوجه به موقعیت های مختلفم،یکسری متنها میومدن توذهنم ومینوشتم .منظورم دلنوشته نیست.ولی ازروزی که صفحات صبحگاهی روشروع کردم دیگه هیچ چیزی ننوشتم ونگران شدم.اما من فکرمیکنم که حتما تواناییش رودارم واینطورنیست که نوشتنم فقط صرف موقعیت های روحی خاص من باشه

    1. سارا جان
      دقیقاً نکته اینه باید ایده‌های رمانتیک دربارۀ نوشتن رو بذاریم کنار.
      نویسنده می‌نویسه؛ تحت هر شرایطی.

  22. سلام وعرض ادب.اول بابت اینکه ایمیل داده بودم عذرمیخوام.نمیدونستم باید اینجامطرح کنم.همونطورکه خدمتتون عرض کردم من نوشتن صفحات صبحگاهی روآغاز کردم و الان 2 روزه که ازش میگذره .بااین وجود و باوجوداینکه تا تجربش نکرده بودم زیادبهش باورنداشتم،باید بگم که این تاالان باعث شده که دیگه من وسواس فکری نداشته باشم.قبلاتمامی حس ها واتفاقات خوشایندوناخوشایند رو دردفترم یادداشت میکردم.ساعت به ساعت واین موجب کلافگیم شده بود.این مشکل تا امروز برطرف شده .و مطلب دیگه ای که باید عرض کنم این هست که وقتی وقتم رو برای صفحات صبحگاهی میگذارم یا 1000واژه مینویسم،جمعا 2 ساعت ازوقتم درروز رو میگیرن هرچندکه دستم تنده و کلمات هم توی ذهنم میان.میخواستم بدونم طبیعیه این مدت؟و درآخر این هم بگم که من باتمام وجود،نویسندگی روازخداخواستم و جالب بود که بعداز یه مدت،خودش هم اومد سمتم وتمایل پبداکرد.ممنون که هستین .من قول میدم بهتر از مطالبتون استفاده کنم😊

    1. سارا جان
      چقدر خوشحالم که چنین حس نابی داری.
      صفحات صبحگاهی رو میتونی کوتاه‌تر و در زمان کم‌تری هم بنویسی.
      چون گاهی ممکته حوصله یا فرصت دو ساعت نوشتن رو نداشته باشی.
      پس حواست باشه این یه موقع مانع نوشتن تو نشه.
      مهم اینه که هر روز بنویسی و دست از گار نکشی.
      باز هم از روند کار خودت برام بنویس.
      شاد و موفق باشی.

  23. با تشکر فراوان از شما جناب کلانتری عزیز
    توضیحاتتون بسیار ارزشمند و راهگشا بود
    حسن توجه شما به کامنت ها واقعا درخور تقدیر و سپاس فراوان است
    انشاءالله همواره در طول زندگی مشمول بهترین توجهات الهی قرار بگیرید.

    1. ارادتمندم جواد نازنین
      عزیز دلی. سلامت باشی و برقرار.
      راستی نوشتن چطور پیش میره؟

  24. با سلام و عرض ادب
    جناب آقای کلانتری عزیز من مطالب ارزشمند شما در رابطه با صفحات صبحگاهی و هزارکلمه ها را چند مرتبه مطالعه کرده ام اما تفاوت دقیق این دو را متوجه نشده ام، چرا که در توضیح هر دو فرموده اید که این نوع نگارش صرفا برون ریزی ذهنی هستند. اگر ممکن است توضیحی در باب تفاوت دقیق این دو بفرمایید با تشکر فراوان

    1. جواد جان
      موضوع رو اینجوری ببین:
      صفحات صبحگاهی ویژگی خاص‎شون اینه که به محض بیدار شدن نوشته می‌شن. با قلم، روی دفتر. این آفلاین بودن، و این شروع روز با نوشتن مزیت‌هایی داره که جولیا کامرون به تفصیل ازش گفته. یک نمونه اینکه در ابتدای روز بلافاصله بعد از بیدار شدن، منتقد درون ما هنوز خواب‌آلوده و زیاد نمی‌تونه دست و پای ما رو حین نوشتن ببنده. در کل این کار برای آرامش ذهنیه، و فقط هم منحصر به نویسنده‌ها نیست. البته تمرین خیلی خوبی برای علاقه‌مندان به نویسندگیه.
      اما هزارکلمه‌ها ساعت مشخصی برای انجام نداره. می‌تونه تایپ هم بشه. می‌تونه بر خلاف صفحات صبحگاهی هدفمندتر هم باشه. یعنی براش موضوع تعیین کنی. همین.
      فدایت.

  25. سلام.
    فقط افکارمان را بی وقفه بنویسم؟
    داستان بنویسم؟
    شخصیت پردازی کنم؟
    برنامه ریزی کنم؟
    اصلا آن موقع فکر هم کنم (!) که چه میخواهم بنویسم؟
    دقیقا نگفتید چه بنویسم.
    ولی انگیزشی و خوب بود.
    ممنون

    پ.ن: امیدوارم حداقل اینجا به کامنت ها جواب بدید. تو ویرگول که …!

    1. معین عزیز سلام
      البته به نظرم اگر مطلب رو کامل می‌خوندی متوجه میشدی.
      صفحات صبحگاهی قراره برون‌ریزی ذهنی باشه. آزادنویسی محض.
      پس نمیشه که ما براش طرح و نقشه بریزم.
      اینجا قراره که نوشته حین نوشتن ساخته بشه.
      شاید خوندن این مطلب تا حدی موضوع رو برات روشن‌نر بکنه:
      نوشتن

  26. با سلام خدمت آقای کلانتری عزیز
    من با مطالعه مطالب ارزشمند شما مدتی است که توفیق نگارش صفحات صبحگاهی را به دست آورده ام. از سوی دیگر یادداشت جنابعالی درخصوص “هزارکلمه های جادویی” را مطالعه کرده ام و مشتاقم که به این نوع نوشتن نیز اشتغال ورزم، اما ملتفت نشده ام که تفاوت دقیق این دو نوع نوشته در چیست؟ چرا که در ذیل هزارکلمه ها هم فرموده اید که هدف در این نوع نوشته صرفا برون ریزی ذهنی است بی آنکه از پیش راجع به موضوع آن بی اندیشیم.
    ممنون می شوم اگر راهنمایی ام کنید. با تشکر

    1. سلام جواد عزیز
      عالیه.
      حتما به این کار ادامه بده تا نتیجه مثبت این دو رو ببینی.
      هزارکلمه‌ها برای افرادیه که می‌خوان نوشتن رو جدی‌تر دنبال کنن.
      فرق این دو هم اینه:
      صفحات الزاماً صبح‌ها به محض بیدار شدن و روی کاغذ نوشته میشه.
      هزارکلمه‌ها رو غالباً در هر ساعت از روز که خواستیم تایپ می‌کنیم. ضمن اینکه می‌تونه جهت‌دارتر و هدمندتر از صفحات صبحگاهی باشه.

    1. چقدر عالی. خیلی خوبه که داری با صفحات صبحگاهی زندگی میکنی.

  27. با سلام و عرض ادب.حقیقتش از وقتی با سایتتون اشنا شدم متوجه شدم نویسندگی هم برای خودش دنیایی داره و فهمیدم که چه قدر غافل بودم از این موضوع.خوش حالم که با شماو سایتتون اشنا شدم و براتون ارزوی موفقیت های روز افزون رو دارم اقای کلانتری…در پناه حق باشید

    1. سینا جان
      خیلی خوبه که به دنیای هیجان‌انگیز نوشتن پا گذاشتی.

  28. سلام شاهین جان کلانتری عزیز
    من در مجموعه پادکست های بهترین خودت شو با شما آشنا شدم و طبق گفته شما الان یک هفته است که یک فایل ورد باز کرده ام و روزی هزار کلمه می نویسم. یک سوال داشتم و یک پیشنهاد برای دوستان.
    من این نوشته رو خوندم و اینکه صبحگاهی بنویسیم، ولی توی پادکست حرفی این شکلی زده نشد. من عادت دارم شب ها قبل خواب می نویسم. و توی این یک هفته تاثیر فوق العاده ای روی زندگیم و احوالاتم داشته. سه نفر دو نفر هم با من همراه شده اند و از معرفی شما به آن ها عمیقا از من تشکر کرده اند. حال سوال اینه چقدر فرق میکنه این داستان هزار کلمه در روز و این نوشتن صبحگاهی؟
    پیشنهاد برای دوستان: من قبلا هم شروع به نوشتن کرده بودم (البته نه به این سبک) اما رها کردم. دو مساله که خیلی اذیتم می کرد و باعٍ ترک نویسندگی شد: یکی ترس این بود که به دست کسی بیوفته و بخونه و دیگه اینکه همیشه در دسترسم نبود لپ تاپم.
    کاری که این بار کردم اینه که اپلیکیشن مایکروسافت ورد رو برای گوشی دانلود کردم تا با قابلیت سینک شدن با مطالب نوشته شده تو ورد لپ تاپ رو داشته باشه. از اپلیکیشن وان درایو هم برای حافظه ابری و این تطابق اطلاعات استفاده می کنم. به این صورت یه نوشته رو همزمان تو گوشی و لپ تاپ بروز دارم.
    این دو نرم افزار این اجازه رو بهم داد تا هم روی اپلیکیشن وان درایو رمز بزارم و هم روی خود فایل ورد. دیگه خیااااالم راحته راحته.
    موفق و پیروز باشید.
    از صمیم قلب سپاس

    1. دانیال عزیز
      خوشحالم که اینجا هستی.
      چه عالی که می‌نویسی.
      با نظم و قدرت ادامه بده تا نتایج درخشان نوشتن رو در ابعاد مختلف زندگیت ببینی.
      اما دربارۀ تفاوت صفحات صبحگاهی و شب‌گاهی (!) باید گفت که خب یکیش صبح نوشته میشه، یعنی زمانی که یک روز کامل پیش روی توئه، و دیگری شب، یعنی زمانی که روز تمومه و چاره‌ای جز خواب نداری.
      هر کدوم خاصیت و جذابیت خودشون رو دارن.
      هر دو رو در کنار هم داشته باش.
      خوندن این صفحه که توش کامنت گذاشتی، و این صفحه میتونه تفاوت این دور بیشتر برات روشن کنه.
      موفق باشی.

  29. با عرض پوزش بابت تکرارشدن کامنت و سوال های مطرح شده؛
    این مشکل بابت اینترنت اتفاق افتاد و من گمان کردم کامنت نخست بارگذاری نشده است.
    خیلی خیلی ممنونم از شما که اینقدر وقت میذارید و همه کامنت ها رو جواب میدید.
    انشاءالله بهترین ها در دنیا و آخرت نصیب شما بشه

    1. فدای تو جواد جان
      عزیز دلمی
      ایشالا همیشه شاد و موفق باشی.

  30. با سلام خدمت آقای کلانتری و تشکر از مطلب ارزشمندتون
    در مورد صفحات صبحگاهی چند ابهام دارم و ممنون میشم اگه به سوالاتم پاسخ بدید:
    1- آیا نوشتن صفحات صبحگاهی بایستی به صورت کاملا بداهه انجام شود و نمی توانیم موضوع آن را از روز قبل در ذهن خود آماده کنیم؟ (شما در ذیل بحث هزارکلمه ای ها فرموده اید بایستی در یک چک لیست موضوعات و دغدغه های خود را از قبل تهیه کنیم آیا در مورد صفحات صبحگاهی این موضوع صدق نمی کند؟)
    2- آیا در نوشتن صفحات صبحگاهی کاملا اختیار عمل داریم؟ یعنی آیا می توان در مورد مسائل علمی و یا موضوعات کاملا تخیلی و حتی داستان کوتاه مطلب نوشت؟
    3- آیا می توان نوشتن صفحات صبحگاهی را بلافاصله بعد از بیدارشدن انجام نداد و آن را مثلا به یک ساعت بعد از آن (حدود ساعت 7) موکول کرد؟
    4- بعد از چه مدت (چند روز) مجوز داریم که به صفحات صبحگاهی خود مراجعه کنیم و آنها را مطالعه کنیم؟
    با تشکر از حسن توجه شما

    1. جواد نازنین
      همۀ این کارها رو گفتی، خب در یک برنامۀ دیگۀ انجام بده.
      خودم من تقریباً یک ربع بعد از نوشتن صفحات صبحگاهی، خیلی هدفمند شروع می‌کنم به کتاب‌نویسی.
      این چیزایی که گفتی، صفحات صبحگاهی رو از معنای خودش تهی میکنه.
      صفحات صبحگاهی قراره برون‌ریزی ذهنی باشه. قراره به ذهن پریشان و بازیگوش ما فرصت بروز بده.
      بنابراین زیاد بار سوار این صفحات نکن.
      اگر هم هوس کردی این صفحات رو بعداً بخونی، بعد از چند ماه بیا سراغشون. اینو خود جولیا کامرون میگه.
      و مهم‌تر از همه اصلاً حکمت نوشتن صفحات صبحگاهی اینه که بلافاصله بعد بیداری باشه، که اون گیجی و منگی لحظۀ بیدار شدن باعث بشه ناخودآگاه ما راحت‌تر آزاد بشه در این صفحات.
      موفق باشی.

  31. یه سوال دیگه هم بپرسم؟ میشه جای کاغذ تو سیستم بنویسیم؟ چون حریم شخصیم در این موارد چندین بار نقض شده و باعث آزار و بی اعتمادی من شده.

    1. الهه جان
      جولیا خانم میگه فقط رو کاغذ.
      من میگم هر جور راحتی. فقط بنویس. 😉

      1. سلام آقا معلم کلانتری، چشم. امروز اولین سه صفحه مو شروع کردم…راستی من قبل این کامنتم یه سوال دیگه پرسیده بودم فکر کنم به خاطر اینترنت فرستاده نشد… وگرنه سلام یادم نرفته آقا معلم… ممنون بابت این سایت پر از محتوا 🙂

        1. درود الهه جان
          احتمالا هنوز کامنتت رو ندیدم.
          این روزها حجم کامنت‌ها خیلی زیاد بوده. الان دارم همه رو جواب میدم.

  32. با سلام خدمت آقای کلانتری و تشکر فراوان از مطلب ارزشمندتون
    در رابطه با صفحات صبحگاهی چند ابهام دارم، ممنون میشم اگه پاسخ سوالاتم رو بدید:
    1- آیا نوشتن صفحات صبحگاهی بایستی به صورت کاملا بداهه انجام بشه و حتی در رابطه با موضوع اون هم از قبل نباید فکر کنیم؟ (شما در بخش هزار کلمه ها توصیه نموده اید که چک لیستی از موضوعات و مسائل مهم خودمون از قبل آماده کنیم، آیا این مطلب در مورد صفحات صبحگاهی صدق نمیکنه؟)
    2- بعد از چه مدت (چند روز) می توانیم به صفحات صبحگاهی خود مراجعه کنیم و آنها را مطالعه کنیم؟
    3- آیا در صفحات صبحگاهی از هر چیز می توان نوشت؟ مثلا مطالب علمی، یا مطالب کاملا تخیلی و رویایی یا نوشتن داستان کوتاه
    ممنون از توجه و پیگیری شما

    1. جواد عزیز
      جولیا کامرون میگه فوری برنگردید تا صفحات صبحگاهی رو بخونید، چند ماهی فاصله بندازید.
      و اما، در کل زیاد برای آزادنویسی نقشه نکش. اینا با نفس نوشتن صفحات صبحگاهی در تضاد هستن.
      تو نوشتن صفحات صبحگاهی، بذاز قلم همون لحظه ایده‌ها رو جاری کنه.
      وگرنه اگه قرار باشه طرح و نقشه بریزی که دیگه برون‌ریزی ذهنی نیست.
      این کارایی که گفتی رو بذار برای بعد از صفحات صبحگاهی، بعدش اقل کم پونزده-شونزده ساعتی وقت هست.

  33. سلام آقای کلانتری
    همیشه مطالبتون رو دنبال میکنم واقعا فوق العاده اند
    من کتاب صبح جادویی رو خوندم و در کنارش این مطلب صفحات صبحگاهی رو هم
    میخوام شروع کنم به عمل کردن و سحر خیزی و نوشتن
    فقط یه سوال از این صفحات صبحگاهی دارم.
    حتما باید بلافاصله بعد از بیدار شدن باشه ؟ بدون هیییچ کار دیگه ای؟یعنی اگر یکی دوتا کار دیگه بعد از بیدار شدن بکنیم و بعد شروع به نوشتن کنیم دیگه کارکردشو از دست میده؟

  34. سلام آقای کلانتری. من از همین امروز نوشتن صفحات صبحگاهی ام را آغاز کردم. در همین اولین تمرین کلی ایده جدید برای نوشتن پست های جدید در وبلاگم به ذهنم رسید و هنوز شروع نکرده دارم نتایج آن را می بینم. یک پست هم درباره همین موضوع امروز در وبلاگم منتشر کردم که خوشحال می شوم از آن دیدن بفرمایید و نظر شما را هم درباره آن بدانم. با تشکر.

    1. به به علی جان
      تبریک می‌گم. چه عالی. تو خیلی فعالانه و خوب پیش میری.

  35. سلام و خداقوت به این همه انگیزه
    انرژی و حس شما توی این متن انقدر زیاد بود که هیجان وصف نشدنی ای در من ایجاد کرد.
    مدت هاست عاشق نوشتن هستم اما ایده آل گرایی بالایی که دارم همیشه مانع ام بوده تا با اعتماد به نفس وارد این هنر بشم…
    ممنون که به من آموختید دنیای نویسندگی بدون محدودیت و با عشق پذیرای هنرجوهای علاقه مند و تازه کاره…
    امیدوارم پشتکارم کمک ام کنه تا بعد مدتی بیام و نتیجه ی تصمیم هیجان انگیزم رو با شما درمیون بذارم…
    ممنون از انگیزه ای که دادید

    1. سلام فائزه جان
      از خوندن کامنت پرانرژی تو کلی خوشحال شدم.
      امیدوارم که صفحات صبحگاهی بهترین‌ها رو وارد زندگی تو بکنن.
      بی‌صبرانه منتظرم تا بیای و از تاثیر ایجاد این عادت فوق‌العاده برام بنویسی.

  36. از موقعی که یادم میاد در حال تصویر سازی نویسندگی تو ذهنم بودم
    گاهی می نوشتم گاهی هم تنبلی جلوی خیلی از خواستنی هامو گرفت
    و همیشه یک عذاب وجدان درونم داشتم چون همیشه احساس میکردم که نوشتن یک نعمته که بهم داده شده و کلمات منتظرم هستند و من اما بی خیال….
    تا اینکه توی اینستاگرام پیج شمارو پیدا کردم و ازتون خواستم نقشه راه نویسندگی رو بهم بگید
    شما هم ادرس این سایت رو دادید
    و الان بعد از خوندن این بخش(صفحات صبحگاهی) ی حس عجیبی دارم ی حس اینکه باید دست به کار بشم ی حس که چرا این همه سال تنبلی کردم
    ی صدایی انگار بهم میگه بجنب
    خیلی ازتون ممنونم
    میخوام امید بخدا از فردا صبح شروع کنم
    من کارمندم و همیشه کسری وقت دارم
    اما میخوام غول نداشتن وقت رو بشکنم و بیام از موفقیتام براتون بگم
    و میخوام توی این مسیر از تمام نصایح و تجربیاتتون بهره مند بشم
    معجزه ی این روزهای من:شاهین کلانتری

    1. درود ندا جان
      به چه مطلب مهمی هم رسیدی در جستجوی خودت.
      من این صفحۀ سایت رو خیلی دوست دارم.
      چون باعث شده گره از کار نویسندگی‌ خیلی از دوستان عزیزم باز بشه.
      از مهرت بی‌نهایت ممنونم.
      با صفحات صبحگاهی در نهایت گرفتاری هم میتونی قلم خودت رو رشد بدی.
      منتظرم تا بیای و همینجا از تاثیرات شگفت‌انگیز این عادت جدید برام بگی.
      شاد و سلامت باشی.

  37. سلام به آقای کلانتری و خسته نباشید به خاطر تهیه این همه مطلب شگفت انگیز که راه کج رو راست میکنند.
    چند وقتی شده که با شما و سایتتون آشنا شدم و از همون اول هم هر روز مطلبی با عنوان ، صفحات صبحگاهی،می دیدم . اوایل جدی نمی گرفتم و به مطالعه سایر مطالب شما می پرداختم. چند وقتی که گذشت با خودم گفتم بذار یه چیز تازه انجام بدم. از اون موقع ، می رفتم به سراغ مطالبی که قبلا کمتر بهشان توجه می کردم.
    دو روزی هم شده که شروع کردم به انجام صفحات صبحگاهی و همون روزی سه صفحه رو می نویسم و بعد نوشتن انگار سبک میشم😁
    در کل واقعا پیشنهاد خیلی خوبیه و اینکه صبح بلند شی و بشینی، فقط بنویسی و بنویسی ، یه لذت عجیبی داره📔
    پ.ن: یک سوال داشتم: چقدر زمان باید برای نوشتن این صفحات در روز زمان گذاشت؟ (البته توی متن دیدم ولی میخوام مطمئن بشم)

    1. سلام متین جان
      چقدر عالی که داری به این کار مهم می‌پردازی.
      اگر می‌خوای نتیجه بگیری، چند سالی تو نوشتن صفحات صبحگاهی تداوم داشته باش.
      من دستم تنده، معمولاً طی یک ربع می‌نویسم.
      اما معمولاً نیم ساعتی وقت میبره.

  38. امروز روزیه که تصمیم گرفتم که یکی از علایقم رو به صورت جدی شروع کنم.
    از امروز رسما تمرین های نویسندگی رو شروع میکنم و اولین تمیرنم هم همین نوشتن صبحگاهی هست.

    1. به به زنده باد
      تو دوازده روز گذشته تمرین چطور پیش رفت مصطفی جان؟

      1. قطعا عالی نبود😅😅
        اوایل هر روز بود بعد یکم بین نوشته ها فاصله افتاد اما دارم تمام سعیم رو میکنم بیافتم رو روال و هر روز صبح بنویسم.

        گاهی اوقات هم وسط روز نوشتم که بهتر از ننوشتن بود .

        آدم وقتی مینویسه ذهنش کاملا خالی میشه انگار تازه متولد شده.
        ی چند بار مونده بودم چی بنویسم که گفتم انقدر فکر نکنم بعد خودکار گرفتم دستم و ۳ صفحه رو پر کردم😁
        جالبیش اینه اصلا به جیزی فکر نمیکنم که در موردش بنویسم اما همینجکری مینویسم.

        واقعا باید خدا رو شکر کنم که با این سایت آشنا شدم

        1. زنده باد مصطفی جان
          داری مسیر رو درست میری.
          این آزمون و خطاها لازمه.
          باز هم از کارهای خودت برام بنویس.

  39. مرسسسسسسسسسسسسی
    اقای کلانتری شما با مطالبتون بسیار ادم را امیدوار میکنین.من که خیلی امیدوار شدم دیگران رو نمی دونم
    بازم ممممممممنونم شما یکی از نویسندگان برتر هستین.همیشه موفق باشین

  40. دقیقا بیست روزه که صفحات صبحگاهی رو شروع کردم…و هر روز صبح بعد از اون اشتیاقم برای روز بعد بیشتر میشه…یه جور طبقه بندی و منظم کردن افکارمون زمانی که شروع یک صبح رو میبینیم روی ادامه روزمون تاثیر بسزایی داره و من شاهد این تاثیر بودم…و حتی گاهی به دنبال لذت های کوچیک برای نوشتن در صفحات صبحگاهی بودم که این لذت ها روح من رو به سمت روشنایی هدایت میکنه… و چه چیزی از این بهتر…
    برای همه امیدها و انگیزه هایی که میدین و برای همه چیز سپاسگزارم اقای کلانتری 🙂

    1. سلام مهدیه جان
      از خوندن این کامنت زیبای تو بی‌نهایت خوشحال شدم.
      امیدوارم که همیشه به نوشتن صفحات صبحگاهی ادامه بدی، و زندگیت سرشار از لذت و شادی باشه.

  41. وای مرسی.در همین روزهایی که درخانه میمانیم بهترین فرصت برای نوشتن است.مرسی از شما

  42. من تقریبا 60 روزه این عادت رو شروع کردم
    راستش سر موقع نمینویسم، یعنی اول اول صبح اما خودم رو ملزم میکنم به نوشتن
    و بله، نوشتن بهترین قسمت زندگی من شده الان
    امروزم دفترمو جا گذاشتم خونه، انگار بدن درد دارم -_-

    1. درود سبا جان
      چه خوب که از برنامۀ خودت نوشتی.
      زنده باد. از این عادت محافظت کن.

  43. دقیقا راه حلی بود که خیلی وقته دنبالشم ، و واقعا نمیدونستم چطور میتونم ذهنم روکه آماس شده از کلمات و نوشته تخلیه کنم…..
    راه خوبیه
    حتمااا امتحانش میکنم!!!!👍👍👍❤❤❤❤❤

    1. شایسته جان
      سلام
      این روش عالیه.
      بنویس. متوقف نشو.
      نتیجه رو به من هم بگو.

  44. سلام.من عضوجدیدم😊عزمم روجزم کردم تاهدفم رودنبال کنم.هدفی که بهم آرامش میده .خداروشکرمیکنم که باشماوپیج آشناشدم والان قصددارم به طورجدی تواین روزهایی که تعطیل هستیم بهانه روکناربذارم وشروع کنم.خدایاشکررررررت😊

    1. زنده باد سارا جان
      چه خوب که این تصمیم رو گرفتی.
      با قدرت ادامه بدی.
      منتظرم که بزودی بیای اینجا و از موفقیت خودت برامون بنویسی.

      1. باید اعتراف کنم دو روزه شروع کردم ولی خیلی سخته مقید بودن به انجام کاری که قبلا انجام ندادی با این حال هر روز سعی خواهم کرد این کار را انجام بدم تا بلاخره جزئی از عادت روزانه من بشه

        1. سلام لیلا جان
          تو توی صفحات صبحگاهی آزادی هر طور دوست داری بنویسی.
          پس فقط لذت ببر.
          این کار نباید برات سخت باشه.
          روز به روز راحت‌تر میشه برات.
          فقط باید ادامه بدی تا تاثیر فوق‌العاده‌ش رو ببینی.

          1. همین کار رو خواهم کرد.
            تاثیرش داره پیدا میشه و این عالیه
            خوشحالم که با شما و صفحه شما اشناشدم و سپاسگزارم

  45. چند روزیه که نوشتن صفحات صبح‌گاهی رو شروع کردم. اینروزها دیدن طلوع از پشت پنجره‌ی اتاق برام حسابی لذت بخش بود!
    وقتی بعد از گذشت مدتی اون‌ها رو مطالعه می‌کنم چیزهای زیادی راجب خودم یاد می‌گیرم. اعتماد به نفسم به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده و چیز دیگری که برام به ارمغان اومده نظم و تعهدِ…
    از شما خیلی ممنونم آقای کلانتری، نوشته‌های شما بسیار دلگرم کنندست.

    1. سلام دینا جان
      چقدر شگفت‌انگیز
      از خوندن پیامت خیلی خوشحال شدم.
      با قدرت ادامه بده.
      بازم برام بنویس حتما.

  46. با سلام و خسته نباشید:)
    میتونم این اعتراف رو بکنم که تا نیمه مطالب صفحات صبحگاهی رو که خوندم اینقد متاثر شدم که دنبال یه دفتر برای این کار گشتم و بعد ادامه ش رو خوندم…متاسفانه من صبح ها وقتی برای این کار ندارم اما حاضرم نیم ساعت زودتر از خواب بیدار شم تا انجامش بدم…
    خیلی خیلی ممنون زندگیتون پر از شادی:)

    1. مهدیه عزیز
      چقدر خوب که شما این ذوق و عزم رو دارید.
      بنویسید. مطمئن باشید که معجزه و شگفتی نوشتن صفحات صبحگاهی رو به وضوح تو زندگیتون می‌بینید.

  47. با عرض سلام و وقتت بخیر…
    خیلی ممنونم از زحمات گرانبهای شما…
    سوالی ک از خدمتتون دارم این هست ک تفاوت صفحات صبحگاهی با آزادنویسی وهزار کلمه و خاطره نویسی و روزانه نویسی چی هست..؟
    اگر ممکنه راهنمایی بفرمایین و آیا لازمه همه این اقدامات رو باهم انجام بدیم یا اینکه خیر مثلاً فقط صفحات صبحگاهی…
    چرا و چگونه…؟

    هر پاسخی ک هست راهنمایی بفرمایین…

    تشکر از لطفتون جناب شاهین کلانتری…

    1. درود ملیحه خانم گرامی
      وجه مشترک همۀ این‌ها اینه که ما منتقد درونمون رو خاموش می‌کنم، و آزادانه و بی‌پرواز می‌نویسیم.
      اما تفاوت صفحات صبحگاهی با هزارکلمه‌های اینه که صفحات صبحگاهی حتماً باید صبح نوشته بشن، و ترجیحاً روی کاغذ.
      اما هزارکلمه‌ها رو هر ساعتی از روز میشه نوشت. و بهتره که تایپ بکنیم.
      البته که هر کسی باید طبق سلیقه و نیاز خودش برنامۀ نوشتاری خودش رو طراحی کنه.
      دربارۀ هزار کلمه این مطلب رو می‌تونید بخونید:
      هزارکلمه‌ها

  48. سلام بر شما استاد عزیز واقعااا تشکرمیکنم از اینکه اینقدر فعالانه هستید و به جرات میتونم بگم کانال شما مفیدترین کانالی هست که تا الان داشتم این ایده اتونم فوق العاده است مثل بقیه ایده هاتون مرسی که ما رو تنها نمیرارید…

    1. درود الهام عزیز
      سپاسگزارم از لطفت.
      امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشی.

  49. شاهین عزیز
    تو با بازنشر این ایدۀ فوق‌العاده، حق زیادی به گردنِ همۀ مخاطبان وبلاگت داری.
    من همیشه و همه‌جا در مورد صفحات صبحگاهی صحبت می‌کنم و توصیه می‌کنم همه این پستت رو بخونن.
    مرسی که بهترین ایده‌ها رو مطرح می‌کنی و به‌معنای واقعی کلمه به‌فکرِ رشد مخاطبانت هستی.

    1. درود بر احمد اردیبهشت عزیزم
      خیلی خوشحال شدم اسم زیبای تو رو اینجا دیدم.
      خوشحالم که تو به ایدۀ صفحات صبحگاهی توجه داری.
      صفحات صبحگاهی واقعاً بهترین اتفاقات زندگی من رو ورق زدن، و درست به همین دلیل بعدش سعی کردم با تمام تلاش این کار رو ترویج کنم. چون به وضوح دیدم که تا چه حد می‌تونه روی رشد آدما تاثیر بذاره.
      بسیار بسیار دلتنگت هستم احمد جان.
      امیدوارم قبل از سال جدید بتونم توی مدرسه نویسندگی روی ماهت رو ببینم.

  50. سلام
    من اصلا هیچ وقت علاقه ای به نویسنده شدن نداشتم و ندارم.
    ولی از امروز شروع کردم که این عادت رو بسازم و دلایلشم ایتکه:
    نوشتن یکی از ترس های زندگی منه
    احساس میکنم در انتقال مطلب توی گفتار هم کمک میکنه

    1. یاسمین عزیز
      برای نوشتن صفحات صبحگاهی هیچ لزومی نداره ما قصد نویسنده شدن داشته باشیم یا نه.
      جولیا کامرون تو همۀ کتاب‌هاش تاکید می‌کنه که صفحگاهی برای همۀ آدم‌ها خوب و مفید هستن.
      خوشحالم که نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کردی.
      برای ما از روند رشدت بنویس حتما.

  51. سلام و ارادت!
    امروز صبح با سایت تون آشنا شدم . بعد از یکی دو ساعت بررسی و مشاهده اجمالی ، اومدم سرخط تعیین شده توسط حضرتعالی .
    اول اینکه ، دم شما گرم! بیش از اونی که بتونم بیان کنم ، شادم از آشنایی باهاتون . یه مجموعه ی آموزشی منظم که ابتدا و انتهاش روشنه . عالییییییییییه .
    و دوم اینکه ، با خوندن این مطلب ، حس بخواب رفته ی نوشتم ، داره دنده به دنده میشه ، فکر کنم میخواد بیدارشه!
    گوش جناب شیطان رجیم کر ، از فردا صبح شروع میکنم به “صبح نویسی” .
    پس علی الحساب :
    “بسم الله الرحمن الرحیم”

    1. درود بر محمد حسین عزیز
      خیلی خوشحالم که اینجا هستی.
      و خیلی خوشحال‌ترم از اینکه نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کردی.
      برام بنویس و از تجربۀ این چند روز نوشتن بگو.

      برقرار باشی عزیز.

  52. صبح روز بعد از اولین جلسه ماه نویسندگی،نوشن صفحات صبحگاهی را آغاز کردم.
    در طی این چند ماه هر روز پس از بیداری بلافاصله هزارکلمه به روی کاغذ می آورم.
    اکنون معجزه ای حس می شود،نمی دانم من نوشتن را ول نمی کنم یا نوشتن مرا.
    متاسفانه چند روز تنبلی اوایل،هزاران کلمه ارزشمند را از من ربود ولی نشانم داد که در برابر ننوشتن چقدر ترسو شده ام!اگر روزی از دست برود نوشتن دارودسته اش را به در اتاق نوشتنم می کشاند و در خواب و بیداری بر در آن می کوبد.
    نگاهی روی صفحات صبحگاهی ام می غلطانم،جملات تکراری بیش از تصور است ولی همین جملات تکراری تغییراتی را ملموس کرده اند.
    به ضرس قاطع و روشن،صفحات صبحگاهی،باعث بهبود و افزایش اقدامات عملی روزانه ام شده اند.

    1. زنده باد محسن
      همین کامنت تو نشونۀ رشدت در نوشتنه.
      خوب مینویسی و چه خوب که داری همۀ نوشته‌های سایت رو مرور میکنی و کامنت میذاری.
      تنت سلامت.
      به امید دیدار.

  53. سلام بر استاد عزیز جناب کلانتری گرامی؛
    بنده مدت هاست نه بصورت پیوسته، اما خواننده ی سایت و مطالب ارزشمند منتشر شده از طرف شما هستم.
    حدود دو ماه است که به توصیه ی دوست عزیزی، بطور مداوم انجام مشق صبحگاهی را در برنامه ی روزانه ام قرار داده ام. نوشتن از هر دری و با نیت نوشتن محض. حتی در پیاده روی اربعین هم دست از نوشتن های صبحگاهی برنداشتم.
    استاد عزیز، قبل تر از این، هرچند وقت یک بار داستانی نوشته و در وبلاگم منتشر می کردم.
    اما متاسفانه بعد از اقدام به نوشتن “صفحات صبحگاهی”، هیچ تمرینی برای داستان نویسی نداشته ام.
    آیا تنبلی است یا طبیعی است!؟
    احساس می کنم نوشتن های صبحگاهی مرا از هر نوشتنی بی نیاز کرده است. آیا واقعا همین است یا دارم بهانه می آورم و خودم خبر ندارم.
    و یک توصیه ی دوستانه.
    وقتی کامنت های دوستان را می خوندم در کمال شگفتی دیدم در پاسخ دوست عزیزی به نام ” rangraz” از کلمه ی ” احمقانه ” استفاده کرده اید که بنده بعنوان برادر کوچک شما، استفاده از این کلمه را برای شما بعنوان یک هنرمند، یک استاد و یک استاد متعهد و هنرمند شایسته نمی دانم.
    این خواهش و تذکر را بعنوان یک دوست و از آن بالاتر بعنوان یک شاگرد از بنده بپذیرید.

    موفق و پیروز باشید.

    1. سلام بهمن عزیز
      ممنونم از مهرت.
      دربارۀ سوالت: بهانه‌ست. باید وقت بذاری. نباید منتظر حس و الهام موند. وقت بذار و به زور بنویس.

      دربارۀ نکته‌ای هم که تذکر دادی باید بگم که من باهات موافق نیستم. یه چیز احمقانه‌ احمقانه‌ست. چرا نباید گفت؟ چرا باید یه کلمه سانسور کنیم؟
      من حس می‌کنم در رابطه با استفاده از خیلی کلمات ما رفتار گله‌وار داریم. چون بقیه بنا به هر دلیلی از گفتن اون کلمه ابا دارن یا علنی نمیگن ما هم به راه جمع می‌ریم. اما من راستش تمام تلاشم اینه که خودم کلمه‌‌ها رو از نو کشف کنم. و به این توجه نکنم که آیا استفاده از این کلمه خوشایند عموم هست یا نه.

  54. سلام آقای نویسنده… مدل صفحات صبحگاهی عالی هست… من حدود سه سالی میشه که خاطراتمو مینویسم ولی به صورت پراکنده ولی از زمانی که شروع کردم به نوشتن صفحات صبحگاهی احساس میکنم که از نظر روحی به شدت آروم شدم… ایده های فوق العاده ای که به ذهنم میاد و باعث میشه برای به دست آوردنشون تلاش کنم تلاشی که همراه با لذته هرچند سخت… در حالی که قبلا فقط بهشون فکر میکردم و حسرت نداشتنشونو داشتم… نوشتن و خوندن به شدت برام لذت بخشه و یکی از بزرگترین تفریحات من محسوب میشه… تنها چیزی که برای من مهمه فقط نوشتن هست و این که از خوندن نوشته های خودم لذت میبرم با وجود اینکه قلم بسیار ساده ای دارم… این هم نمونه ای از نوشته من که بعد از نوشتن حجم زیادی از افکار منفی تهش به این نتیجه رسیدم…
    به نظرم اصلا بدون شکست نمیتوان به موفقیت رسید و باید از کوچه پس کوچه های شکست عبور کرد تا توان قرار گرفتن در جاده موفقیت را داشته باشی…!

    1. سلام
      چه جملۀ خوبی نوشتی. عالیه.
      بیشتر بنویس.
      یه وبلاگ بزن و نوشته‌هاتو منتشر هم بکن.
      چه خوب که لذت نوشتن رو کشف کردی.

  55. با سلام و درود خدمت شاهین عزیز
    یکی از نزدیکانم اصرار داره روزنوشته هام رو ببینه چکار کنم؟
    ممنون میشم پاسخ بدین.

    1. سلام به عزیز دل
      خب؛ وقتی رضایت نداری چرا باید بذاری به حریک حضوصی تو تجاوز بشه.
      خیلی محترمانه بهش بگو حس خوبی نسبت به این کار نداری.
      اگر نفهمید غیرمحترمانه بگو!

  56. سلام
    به یکی از دوستان پیشنهاد دادم همین صفحات صبحگاهی و هزار کلمه ها برای تقویت نوشتن؛ ایشون گفتند برای رمان نویسی و ادبیات این روش جواب می دهد. من هم کمی توجه و یادآوری متوجه شدم راس میگه غیر از رمان نویس ها و ادبیات در حوزه ی دیگری کسی سراغ دارید که با این روش نویسنده شده باشه و یا به نویسندگی علاقمند شده باشه؟

    1. عزیز دلم
      هیچ فرقی نداره.
      اون دوست شما هم این حرف رو بی‌حساب زده.
      صفحات صبحگاهی، یعنی تمرین آزادنویسی؛ به همین سادگی.
      این هم برای نوشتن متون داستان مفیده، هم مطالب غیرداستانی.

      1. مرسی از پاسخگویی تون. ممنون میشم غیر از حوزه ی ادبیات و رمان، شخص مشهوری را نام ببرید که از این طریق آزادنویسی باعث شده نویسنده ی خوب و قهاری بشه؟

  57. سلام. پیش تر این صفحه رو خونده بودم. رفتم و کتاب راه هنرمند رو امانت گرفتم و بعد هم خریدم. مدتی هم این صفحات رو می نوشتم. ولی سخته پایبندی همیشگی خصوصا در سفر یا شرایط خاص جمعی. سوالی دارم. آیا باید تمام خطوط سه صفحه رو بنویسیم؟ یا مثل حالت عادی که یک خط در میون می نویسیم باشه؟ متشکرم. ان شاءالله می خوام از این ماه دوباره شروع کنم به نوشتن صبحگاهی.

    1. فقط باید بنویسیم.
      جزییات نباید مانع کار بشن.
      با قدرت ادامه بده عزیز دل.

  58. صفحات صبحگاهی به مغز منطقی می‌آموزد کنار بایستد و و اجازه بدهد که مغز هنرمندانه روی صفحه بیاید.
    این همون ازادیه اساتید مشهور هنر نیست؟؟
    که معمولا در اخر عمر باعث رفتار های ناهنجار میشه که برای ازادی بیشتر الکل بخورن یا مخدر استفاده کنن!!!
    چرا برای هنری بودن باید از منطق فاصله گرفت؟
    چه اصرار هست که در هنر از عقل و منطق فاصله بگیریم؟

    1. شب بخیر! لطفا توی این سایت نخونده و فکرنکرده (احمقانه) کامنت ننویسید.

  59. روز نوشته ها
    روز نوشته ها را برای به یاد سپاری روز ها می نویسم
    روز نوشته ها مسیر جریان زندگی هستند
    و قرار نیست تبدیل به نوشته های ادبی فاخر و ممتاز بشوند
    روز نوشته ها برای من فقط شروع هستند
    شروع به حرکت در خودم
    شروع به کاووش در درون
    شروع به نگاهی متفاوت به خودم
    جهان درونم
    جهان بیرونم
    روز نوشته ها گاهی فقط نگارش افکار خود آدم است
    در همان روزی که هست
    بدون فکر کردن به گذشته و آینده
    شاید گاهی بهتر است موتور کاوشگر و پویشگر ذهن و فکر را خاموش کرد
    و در لبه گذشته و آینده ایستاد و فقط همین حالا را دید
    ” ساعتی تفکر ”
    ساعتی در خویش نظر کردن
    روز نگاری گاهی قدم زدن و قلم زدن آرام در جهان درون است
    ” آرام ”
    آرام نویسی
    با طمانینه و فکر
    گزارش سفر به لایه های درون
    به درونی ترین لایه های خود
    به اعماق وجود

    مواجهه شدن با خودم
    با ” من ” که در عمیق ترین لایه های وجودم پنهان شده است .
    با ” من ” ، با هیولای مهربان و تنومندی که مثل کودک نجیب و ساکت است
    مواجه شدن با گرگ درنده ای که هر آن در کمین هیولای مهربان است
    با درختی کهنسال و تنومند و هنوز سبز
    با داستان هایی که مرا به خود مشغول می کنند
    با جهان قصه ها و داستان هایی که در اعماق آرام من ساخته می شود
    با داستان هایی که موقع خداحافظی از تنم با خود می برم

  60. چند جور نوشتن بلدم
    در طول یک سالی که با نوشته های سایت ارزشمند
    شاهین عزیز دارم تمرین نوشتن می کنم
    با چند جور نوشتن مواجه شدم
    و چند جورش را هم خودم با ترکیب کلمات با ” ———–نویسی ” درست کردم
    خیلی از این نوع نوشتن ها می توانند در روزانه نویسی ها
    و در ورز آمدن خمیر خلاقیت و نوآوری به آدم کمک کنند
    آنهایی را که یادگرفتم می نویسم
    و اگر چیز جدیدی هم یاد گرفتم زیر این لیست اضافه می کنم

    1 – پر نویسی – انبوه نویسی – خیلی زیاد نویسی
    2 – تایپ نویسی
    3 – کم / موجز / کوتاه/ ریز نویسی ( یادداشت های ریز و خیلی کوتاه در دفترچه یادداشت یا حاشیه کتابی که می خوانم)
    4 – داستان نویسی
    5 – روزانه نویسی
    6 – لحظه نویسی
    7 – شعر نویسی
    8 – مترو نویسی – نوشتن در ایستگاه ها و واگن های مترو در حالت ایستاده و نشسته
    9 – عمیق نویسی
    10 – وسیع نویسی
    11 – پراکنده نویسی
    12 – وارونه / متناقض / متضاد / سیاه و سفید نویسی
    13 – خیال نویسی – تخیلی نویسی – رنگی نویسی
    14 – آزاد نویسی
    15 – آرام نویسی
    16 – تند نویسی – سریع نویسی
    17 – طنز نویسی
    18 – درام نویسی
    19 – گزارش نویس ( از محل هایی که می روم ، افراد که ملاقات می کنم )
    20 – مصاحبه نویسی

    1. به به پرویز همیشه خوش ذوق
      چه خوب کردی که این‌ها رو فهرست کردی.
      به روزش هم بکن به تدریج.
      دمت گرم.

    1. زنده باد
      شروع کنید و ببینید که چقدر میتونه روتون تاثیر مثبت بذاره.

  61. شاهین جان سلام
    امروز برای اولین بار شروع به نوشتن صفحات صبحگاهی کردم. چندین بار در جاهای مختلف این موضوع را خوانده بودم ولی دیروز که این مطلب را اینجا دیدم گفتم همین فردا انجامش میدم.
    اصلا باور کردنی نبود، 5:30 بیدار شدم و یک لحظه دیدم 35 دقیقه است که دارم مینویسم (البته از 3 صفحه بیشتر شد) گفتم بسه دیگه شور قضیه رو درآوردی.
    باورت نمیشه از اتفاقاتی که دیروز رخ داده بود نوشتم تا موضوعی که 15 سال پیش برایم اتفاق افتاده بود.
    ممنون.

    1. درود محسن جان
      این کار شگفت‌انگیزه.
      من که هرگز نوشتن صفحات صبحگاهی رو ترک نمی‌کنم.
      بنویس و با قدرت ادامه بده تا ببینی چه معجزه‌ای میکنه این مدل نوشتن تو زندگی تو.

  62. این ننوشتن، این طفره رفتن از نوشتن چیزی است که مدتی هست گریبان مرا هم گرفته…
    امید است که به کارگیری این تکنیک کارگر افتد…

    نام سایت تان در بخش تازه تاسیس «سفارتخانه»های «دولتخانه» قرار گرفت.
    دقیقا اینجا: http://doulatkhane.blog.ir/page/friends

    با آرزوی بهترین ها.

    1. درود مسعود خوش ذوق و با سلیقه
      ممنون که در وبلاگ زیبای خودت به من لینک دادی.
      تو بخش دوستان من لینک تو رو اضافه کردم.
      برقرار باشی.

  63. سلام شاهین کلانتری عزیز
    خوشحالم که بعد مدت ها دوباره برگشتم اینجا.
    هر بار که وبلاگت سر میزنم پر از انرژی میشم. نمی دونم چرا ولی هر بار که اینجا میام یا به وبلاگ محمدرضا شعبانعلی سر میزنم، انگار خودم رو عضو همین خونه میدونم و باهاش خیلی راحتم.

    نوشتن‌های این مدلی واقعا نعمت بزرگی اند.
    شاید نوشته های من صبحگاهی نباشند ولی تاثیر فوق العاده ای در زندگیم گذاشتند. انقدری که تصمیم گرفتم دیگه بدون نوشتن، تصمیم نگیرم!

    عادت کردم معمولا برای دیگران یا در جوابشون هم یک نامه‌ی بلند و بالا بنویسم! طوری که بقیه معمولا می پرسند چطوری این همه می نویسی؟

    معمولاً هر بار که از نتیجه نوشتن های خودم خیلی راضی و خوشحال می شم، یاد سفارش های همیشگی‌ت میفتم و خدارو شکر می کنم که به فکر کردن با نوشتن عادت کردم، چون بنظرم هیچ وقت نمی تونم بدون نوشتن انقدر منسجم و مفید فکر کنم و حتی از نوشته های خودم، یاد بگیرم! هربار که یاد وبلاگت میفتم، انگیزه م بیشتر میشه که هیـــچ وقت این عادتم رو ترک نکنم. هرچند که از قواعد نویسندگی پیروی نکردم ولی خوشحالم که دفترچه، برنامه ورد و یادداشت گوشی رفقای ثابتم شدند 🙂
    و از این بابت ازت ممنونم.

    1. سلام ساقی خوب و عزیز
      چقدر خوب و شگفت‌انگیز که نامه هم می‌نویسی.
      خیلی خوشحالم که تو نوشتن انقدر جدی وارد متن زندگی خودت کردی.
      همیشه از دیدن اسمت خوشحال میشم.
      بیشتر و بیشتر بنویس دوست خوب من.
      شاد باشی ان‌شا‌الله

  64. سلام ، وقتتون بخیر
    ممنون استاد این همون پستی هست که ماهها قبل من را به سوی وبلاگ شما جذب کرد و فهمیدم به سرزمین متفاوت و باارزشی قدم گزاشتم
    و چه خوب و مفصل نوشتید و حق مطلب را به طور کامل ادا کردید و این پست چه تاثیرات خوبی روی من گذاشت از جمله باعث ایجاد تعهد به نظم روزانه و تقویت عزم و اراده در من شد و امیدوارم با ادامه اون شاهد تغییرات بهتر و بیشتری هم باشم
    استاد چه کار خوبی میکنید که یکسری پستها را باز هم تکرار میکنید
    بر خلاف تصورنادرستی که گاهی افراد دارند تکرار مطالب به خصوص مطالب ارزشمند نه تنها ملال آور نیست بلکه کاملا به جا و مناسبه
    نظام آفرینش هم بر اساس همین اصل تکرار خلق شده
    حرکات کرات در مدارها و گردش شب و روز و تغییر فصول و هر رویش و ریزش و جوشش و بارش و زایش پیوسته بر همین اصل بنا شده و جالب اینجاست که هرگز رنگ کهنگی و کسالت نمیگیره و خسته کننده نیست بلکه ما طراوت و تازگی را در هر صبحی که شروع میشه و در هر سالی که نو میشه احساس میکنیم و از اون به وجد میاییم
    هنگام بارش باران از تماشای قطرات شبیه به هم و به ظاهر تکراری نه تنها خسته نمیشیم بلکه ساعتها لذت میبریم
    چشم دوختن به امواج دریا که مدام و پی در پی تکرار میشند هرگز برامون یکنواخت و تکراری نیستند
    نظام طبیعت بهترین معلم و آموزنده بهترین درسها به ماست
    اگر چه سرعت و شتاب رشد تکنولوژی و گسترش دانش و اطلاعات درانسان عصر جدید حرص و اشتهای سیری ناپذیری برای دریافت و آموختن مطالب جدید را به وجود آورده
    ولی بد نیست گاهی ترمز بگیریم و متوقف بشیم و اندکی تامل کنیم و از خودمون بپرسیم که آیا اون چیزهایی که تا به حال دریافت کردیم را خوب فهمیدیم؟ خوب یادگرفتیم ؟ و خوب به اونها عمل کردیم ؟
    گاهی بهترین درسها در همون مطالب قدیمی و تکراری وجود داره ولی ما چشمهامون را میبندیم و به راحتی از کنارشون میگذریم
    و جان کلام اینکه یک یادگیری ناب و اثربخش و پایدار در دل تکرار نهفته
    بابت چنین مطالب ارزشمند و تاثیرات خوبی که روی من و دیگران میگذارید ازتون ممنونم

    1. سلام به دوست نازنین و عزیزم
      چقدر خوب نگاه کردی شما به موضوع تکرار. لذت بردم واقعا.
      من خوشحالم که این مطلب تونسته دوست عزیزی مثل شما رو به این خونه بیاره.

      1. سپاس فراوان از لطف و بزرگواری و عنایت و توجهتون
        شاد و پیروز و سرافراز باشید

  65. سلام خدمت آقای کلانتری عزیز
    ممنون از مطالب کاربردی و جالبتون
    و از اینکه لطف میکنید و ما را در دانسته هاتون شریک میکنید .
    من شخصا معجزه نوشتن را با تمام وجودم تجربه کردم عادت به دفتر نویسی داشتم نه در ساعتی معین ولی هر وقت که لازم بود تصمیمی بگیرم یا با مشکلی جدی روبه رو میشدم که نیاز به یک همصحبت و مشاور داشتم به دفترم پناه میبردم و با بدون سانسور نوشتن از زوایای مختلف مشکل را موقعیت را و افراد را و خودم را بر رسی میکردم و جالب که در پایان نوشته فکرم روشن تر و روانم آسوده ترمیشد و راه حل مسئله در لابلای کلمات خودش را آشکار میکرد و من آرام میشدم و از این گشابش لذت میبردم . در این هر وقت نویسی معمولا بیشتر وقتها طرف مقابلم خدایم بود انگار برایش اعتراف میکردم از کارهایی که باید انجام میدادم و کوتاهی کردم یا خطاهایی که در جایگاه بنده بودن مادر بودن ، همسر بودن و….. از من سر زده بود و بعد خدایم مرا آرام میکرد و راه را به من نشان میداد .
    تا اینکه همسرم دچار بیماری سختی شد و در بیمارستان بستری شد و کار به پیوند مغز استخوان رسید و من مراقب و همراهش بودم در آن شرایط سخت،محل از همه نظر باید ایزوله میشدازمسئولین بخش ورق و خودکار خواستم و در اختیارم قرار دادند و من ساعتهایی که همسرم خواب بود فقط مینوشتم همه جریاناتی که از صبح اتفاق افتاده بود نکته هایی که باید در خاطرم میماند افرا ی که میآمدند و میرفتند تذکراتی که داده میشد جملاتی که دکترها میگفتند. یک روز یکی از آقایون دکترها گفتند چی مینویسید شما؟ گزارش کار و شکایت از ما نباشه ما را بیچاره کنید. در همه این نوشته هایم با خدای خودم صحبت میکردم و مرتبا از او طلب کمک و یاری میکردم و جالب است بگویم که من با چشمان خودم و با تمام وجودم معجزه نوشتن را درک کردم و خدایم دستان ما راگرفت و همسرم شفا یافت .
    مطلب امروز شما مرا یاد شفا گرفتن از نوشتن انداخت .
    باز هم ممنون از مطالب جالبتون .

    1. سلام حمیرا خانم عزیز
      خیلی خوشحالم که اینجا هستید.
      یک دنیا ممنونم از مهرتون.
      شما واقعاً خوش ذوق هستین. چه خوب که خردمندانه از نوشتن برای تعالی روح خودتون بهره می‌گیرد.
      ان‌شاالله که همیشه شاد و سلامت و موفق باشید.

  66. آخه صبح از خواب پاشم در مورد چی بنویسم من صبح که پا می شم یا عصبی هستم یا کلافه و هیچی به ذهنم نمی رسه تا اینکه بیام کاغذ و قلم بردارم و بنویسم و تنها در صورتی می تونم بنویسم که تو ذهنم ایده باشه یا موضوعی برام خیلی ملموس باشه ، به نظر شما باید چه کار کنم تا چیزی برای نوشتن داشته باشم یا بتونم در مورد هر عبارت و کلمه ای یک متن بنویسم.
    باز هم از راهنمایی های خوبتون ممنون

  67. درود.فکر میکنم صفحات صبحگاهی دوا و شفای همه نیست.البته مشکل من با نوشتن صفحه اش نیست،با “صبحگاهی” بودنش هست.اصلن اینگونه نوشتن نیازی نیست “صبحگاهی” یا “شبانه” یا بطور کلی زمان مخصوصی براش در نظر گرفته بشه که اینطوری که توی کامنتا پیداست ایجاد شک و شبه و تردید بکنه.البته که صبح نوشتن خوب هست ولی بنظر لفظ “صفحات روزانه” بهتر نیست اقای کلانتری؟ البته شما که ابداع کننده ی این مسئله نیستین و خرده ای به شما نیست قطعن و من خودم به لطف کشف و انتشار شما ازش بسیار بهره ها بردم.

    به امید روز های آفتابی تر برای شما.

    1. نه سینا جان
      این جولیا کامرونِ نه نه مرده خودش رو چهل سال کشته که به ما بگه صبح بنویسم. دلایلش رو هم شکافته به تفصیل.
      سینا وقتی صبح مینویسی یک روز کامل پیش روی توئه. این فرق میکنه با بقیه ساعات روز. خصوصاً شب که دیگه روز ما داره تموم میشه.
      این موضوع بدیهی اما بسیار مهم رو دست کم نگیر. تمام موضوع در شروع کردن روز با نوشتنه. و وضعیت خاص مغز در ساعات اولیه بیداری.

  68. سلام آقای کلانتری، خیلی ممنونم به خاطر مطالبی که صادقانه در اختیار ما میذارین، من یک هفته ای میشه شروع کردم به نوشتن صفحات صبحگاهی، چند تا سوال داشتم خدمتتون، اول اینکه همش استرس دارم نکنه کسی این نوشته های منو بخونه و فک میکنم همین استرس باعث میشه موقع نوشتن نتونم اون طور که باید بدون سانسور بنویسم، باید چیکار کنم ؟میشه بعد از نوشتن اونا رو از بین ببرم که خیلم از این بابت راحت بشه؟ و سوال دوم اینکه وقتی شروع میکنم به نوشتن فکرم بیشتر میره سمت همون موضوعی که باهاش شروع کردم و بیشتر افکاری میاد تو ذهنم که در مورد همون موضوعه و یدفه میبینم بیشتر از یک صفحه در مورد یه چیز نوشتم، در صورتی که در حالت عادی گاهی اوقات مثلا تو ده ثانیه به ۱۰ تا موضوع متفاوت فکر میکنم البته این افکار خیلی سریع رد میشن، میخواستم بدونم با این توضیحاتی که دادم برون ریزی ذهنی درست انجام میشه یا نه؟ راه حلش چیه؟

    1. بله درست انجام میدید. اصولاً هیچ روش غلطی برای نوشتن صفحات صبحگاهی وجود نداره.
      اما دربارۀ موضوع اول:
      خب، نوشته‌ها رو یه جا بذارید کسی نتونه ببینه.
      سخته واقعا براتون؟

  69. سلام جناب کلانتری من مدتیه پیج و سایت شما رو دنبال می کنم برای بهتر نوشتن و نمیدونم چجوری تشکر کنم که چقد راهنمایی هاتون مفید بوده..
    چون مدت کمی هستش با سایت آشنا شدم هر روز میام یه مطلب جدید می خونم، صفحات صبحگاهی خیلی مفید بود..
    از فردا شروع می کنم به نوشتن، اما استاد من نوشته هام رو معمولا تایپ می کنم فقط نکاتی که برای نویسندگی مهمه رو توی دفتری ثبت می کنم، بین نوشتن و تایپ کردن فرقی هستش؟

    1. درود عاظفه جان
      نوشتن در هر صورت عالی و مفیده.
      من هم تایپ میکنم، هم روی کاغذ میتویسم.
      توی این پست یه ویدیو در همین رابطه هست که میتونه برات مفید باشه:
      نوشتن

      راستی وبلاگ خوبی داری. تو بخش دوستان من بهت لینک دادم.

  70. سلام شاهین جان
    فردا می خواهم اولین صفحه صبحگاهی ام را بنویسم. البته نوشتن بدون کامپیوتر و موبایل را کمتر تجربه کردم. فردا می خواهم قدم زدن را تمرین کنم، با قلم و کاغذ البته تمرینی برای خط تحریری ام هم میشود.

  71. سلام آقای کلانتری. خداقوت و تشکر از مطالب ارزنده تو. کمیت در صفحات صبحگاهی مهمه؟؟
    یعنی این سه صفحه برگه A4 یا A5 باید باشه؟؟خط در چفت یا معمولی باید نوشت؟
    من توی دفتر شروع کردم و خط در چفت می نویسم.. هر صفحه ۱۵ دقه وقت میگیره و کلا میشه ۴۵ دقه و یکم برای طاقت فرسایه..لحظه شماری میکنم که تموم بشه..منظورم اینه که وسط کار خسته میشم..
    سک سوال دیگه اینکه سرعت فکر من خیلی بالایه و نمتونم همه چیزایی که توی فکرم میاد رو بنویسم که اگر این طوری بنویسم خیلی نوشته ام قاطی پاتی میشه.‌. برای همین وقتی یک فکر میاد توی ذهنم فقط همون رو میگیرن و همون رو دنبال میکنم و توسعه اش میدهم و بقیه فکر ها رو نمی نویسم تا اینکه فکر اولم تموم بشه و بعد میرم سراغ فکر بعدی..این طوری درسته؟؟ یااینه هر چه آمد خوش آمد؟؟

    1. نه یونس جان
      این چزا مهم نیست. مهم اینه که بنویسی.
      تو روی کاغذای کوچک‌تر بنویس تا برات راحت‌تر بشه.

  72. سلام شاهین جان
    اگر بخواهم از تجربه نوشتن صفحات صبحگاهی حرف بزنم،یک کتاب می شود.
    حقیقتا هم می شود به اندازه یک کتاب درباره اش حرف زد و نوشت.
    فعلا ترجیح میدهم به چندتا نکته اکتفا کنم:
    به نظرم تمام راز های نوشتن درهمین صفحات صبحگاهی نهفته است و اگر بهش بچسبی با دست و دل بازی تمام آنچه که از نوشتن انتظار داری و تمام لذت های نوشتن را دودستی تقدیمت می کند.
    حتی تورا تشویق می کند که مطالعه کنی و چه چیزی برای یک نویسنده از این مهم تر که عطش مطالعه تا همیشه به جونش بیفته.چون پیش خودت میگی که تا کی مضخرفات بنویسم و ترغیب میشی حرف های جدیدی بزنی و مسائل جدیدی را تجزیه و تحلیل کنی.درواقع مطالعه سوخت تو می شود برای هرچه بیش تر نوشتن.
    (من وقتی بچه بودم فوق العاده خیالپرداز بودم و وقتی با سینما آشنا شدم برایم معجزه بود،چون کلی تصویر و شخصیت و حوادث گوناگون داشتم تا خیالپردازی هام رو هرچه بیش تر غنی کنم.)همین الانشم از مهم ترین دلایلم برای مطالعه همین است.درطول روز مدام خیالپردازی می کنم و وقتی دیگه چیزی برای فکر کردن و تجزیه و تحلیل نمی مونه،حسابی کلافه می شم و یک کتاب باز میکنم و میخونم.چیزی نمیگذره که ناگهان از جا میپرم و شروع به قدم زدن می کنم و غرق در خیال میشم.که البته این عادت بچگی ام رو این روزها با نوشتن گره زدم و صفحات صبحگاهی برام حکم خیالپردازی روی کاغذ رو داره و مطالعه هم برای هرچی غنی تر شدنش.
    نکته بعدی اینکه به نظرم صفحات صبحگاهی صرفا یک ایده کلی مبنی بر برون ریزی ذهنی است که قطعا فواید زیادی دارد که دراین بحث نمی گنجه،اما میتونه شکل های گوناگونی داشته باشه و به نظرم میشه بااین ایده اولیه به شکل و سبک خودمون انجامش بدیم و محدودیتی نداره.حتی میتونیم دلیل یا دلایل شخصی خودمون رو برای انجامش داشته باشیم.
    و مهم تر از همه اینکه درصفحات صبحگاهی همه چیز ممکن است و شاید مهم ترین ویژگی اش همین باشد.تو میتوانی تمام تکنیک های نوشتن را درآن امتحان کنی و تمام افکار را به چالش بکشی و خدای دنیای خودت باشی.اصلا همه چیز از نوشتن شروع می شود.اگر تونستی چیزی رو بنویسی و بهش فکر کنی،قطعا میتونه اتفاق بیفته.
    درآخر اینکه به نظرم صفحات صبحگاهی حقیقتی ترین شکل نوشتن است.

    1. سعید جان
      تو چقدر خوب و عمیق و دقیق به فواید صفحات صبحگاهی پی بردی.
      واقعاً از تک تک سطرهای نظرت لذت بردم.
      مظمئن باش صفحات صبخگاهی شگفتی‌های بیشتری رو در زندگی تو رقم میزنن.

      1. دقیقا همینطوره
        هرچه قدر این چاه رو عمیق تر بکنی(یعنی هرچه قدر بیش تر بنویسی و انجامش بدی)آب بیش تر و گوارا تری نصبیت میشه.والبته باید بگم که این چاه انتها نداره.
        همچنین شخصا برای دیدن معجزه جدیدی ازش، هرروز مشغولش می شوم.

  73. سلام آقا شاهین
    من دوست دارم نویسنده بشم … من رمان زیاد میخونم.
    لطفا کمک کنید اولین گام رو برای نویسندگی بردارم

  74. سلام وقتتون بخیر آقای کلانتری عزیز
    تازه همین امروز و چند ساعت پیش به دنبال یه مطلبی وب گردی میکردم که خیلی اتفاقی با سایت شما برخوردم واقعا مطالبتون برام جالب بود و کلا اون مطلب اولیه و اصلی رو فراموش کردم و چسبیدم به خوندن چیزهایی که نوشته بودین
    من عمیقا به این نکته باور دارم که “هر چیز که در جستن آنی آنی”
    بعد از خوندن مطالب و کامنتها دوس داشتم براتون از خودم بنویسم نمیدونم چرا!!!
    از وقتی یاد گرفتم بخونم همیشه در حال خوندن بودم همیشه اطرافیانم مخصوصا هم بازی هام تمام کتاب ها، مجله ها روزنامه ها و خلاصه هر چیز قابل خوندنی که بود رو مخفی میکردن تا دستم بهشون نرسه (چون همه چیز رو کنار میذاشتم و مینشستم به خوندم)
    درباره نوشتن هم بگم که چند تا دفتر داشتم حالا با عناوین مختلف؛ یکی برای مواقعی بود که ناراحت بودم و دلم گرفته بود (جای اشکام رو توی بعضی صفحاتش هست)، یکی برای تخیلات ذهنیم بود (داستان یا هر چیزی که میومد تو ذهنم)، یکی برای آرزو هام (شامل عکس از چیزایی که میخواستم)، یکی برای خاطراتم (اوایل روزانه بود اما کم کم تبدیل شد به هفتگی) و خلاصه …
    توی نوشتنام همیشه مخاطبم دفترم بوده و حتی گاهی از اینکه دیر میرفتم سراغش ازش عذرخواهی میکردم و همه نوشته هام با تاریخ و ساعت بود و همیشه یه دفترچه و خودکار همراهم بود و از این جور کارها…
    متاسفانه بعد از اینکه رفتم دانشگاه، با این که دفتر هام رو بردم اما داخلشون چیزی ننوشتم و فقط بسنده کردم به نوشتن بی هوا روی دفترچه یا گوشه و کنار جزوه یا هر کاغذی که به دستم میرسید و حتی بعد از خوندن دفتر ها تصمیم گرفتم بسوزونمشون که البته هنوز جرات نکردم (یعنی دلم نمیاد اصن)
    بعد اینکه ذوق و شوق شما و دوستانتون رو دیدم واقعا به وجد اومدم که یه کاری انجام بدم (ناگفته نماند که چند هفته ایه که دو تا دفتر و یه خودکار و یه مداد گذاشتم توی کیفم و هر وقت چشمم بهشون میخوره میگم میام سراغت) و این مطلب صفحات صبحگاهی فوق العاده بود چون قبلا هم این کار رو انجام میدادم؛ حالا نه به صورت حرفه ای ولی وقتی از خواب بیدار میشدم (کاغذ میذاشتم زیر بالشتم) و عصرها توی دفتر روزانه ام یاداشت میکردم چیز هایی رو و کلا دوست داشتم بنویسم
    اما الان تقریبا 5 سالی میشه که دیگه مثل قبل نیستم شاید هر 2 ماه برم سراغ یه دفتر و یا شایدم یه کاغذ و یه چیزایی بنویسم و بذارم لای دفتر و دوباره بیخیال شم، اما هیچ وقت از سرم بیرون نرفته چیز هایی که باید نوشته میشد و حتی با اینکه نمینویسم توی ذهنم دسته بندی و جمله بندی میکنم که شاید حالا خواستم بنویسم خدا رو چه دیدی؟!
    من هیچ وقت جرات نداشتم نوشته هام رو به کسی نشون بدم مگر در موارد خاص! (مثلا دوستی عزیز و قابل اعتماد اون هم برای برخی مطالب ) و خاطراتم رو معمولا رمزی مینوشتم که اگه دست کسی بهش رسید هم متوجه نشه چی نوشتم!!
    ممنون از اینکه نوشته های دل پر من رو خوندین
    همیشه شاد و راضی باشید اما قانع نه!

    1. سلام به عزیز دل
      از خوندن کامنتت خیلی خوشحال شدم. خیلی هم زیبا نوشتی.
      چه ایدۀ جالبی داشتی: نوشتن برای دفترچه. سعی می‌کنم منم امتحان کنم.
      خوشحالم که جادوی صفحات صبحگاهی رو کشف کردی.
      پیشنهادم اینه که یه وبلاگ هم برای خودت بزنی.
      برای من بیشتر بنویس.
      موفق باشی.

      1. سلام شبتون زیبا (البته بهتره بگم خوابتون زیبا)
        وای شما چجوری متوجه شدین فکر وبلاگ زدن داره دیوونه ام میکنه؟
        شاید باورتون نشه اما از یه هفته بعد کامنت گذاشتن اینقد کارام زیاد شده که وقت سر خاروندن پیدا نمیکنم ولی برای اینکه متعهد باشم به صفحات صبحگاهیم آلارم گذاشتم یادم بمونه (حالا بماند که بعضا در رفتم …)
        راستی ایمیلاتون عالیه، مرسی واقعا؛ وقتی میخونم حس میکنم یه مکالمه دو نفره دارم باهاتون، فقط لطفا بازه زمانی رو کمتر کنین دیگه، خیلی فاصله است بین اولی و دومی…
        امتحان کردین نوشتن برای دفترچه رو؟ اگه آره، میشه بدونم چه حسی بود؟
        هی میخوام کلی حرف بزنم و از نوشتن ها بگم و بپرسم؛ ولی دیگه جاش نیس…
        هروز پر انرژی تر و با انگیزه تر از دیروز باشین.

        یادتون باشه: تنها رقیب واقعی شما، خود شمایین.

        1. سلام عزیز
          خب چه خوب، پس هر طور شده وبلاگ خودت رو راه بنداز.
          صفحات صبحگاهی به تدریج کمک میکنمن از پس وبلاگ‌نویسی منظم هم بر بیای.

          آره، دفترچه‌‌بازی از بازی‌های اساسی زندگی منه. همیشه دنبال ایده‌های تازه میگردم برای این کار.
          شاد و برقرار باشی.

  75. سلام آقای کلانتری
    من به نویسندگی علاقه ی وافری دارم 16 ساله ام و از وقتی که به یاد دارم یا کتاب میخوندم و یا مینوشتم و این شوق نوشتم از 12 سالگی شروع شده و همواره بیشتر و بیشتر میشه…همیشه به دنبال راه هاییم به دنبال بهتر نوشتن هستم تا بتونم میل به ایده آل گرایی رو پاسخ بدم…همیشه ایده های بی نهایتی دارم و وقتی قلم رو روی کاغذ میزارم قلم خودش راه خودشو پیدا میکنه… به نظرم صفحات صبحگاهی جالب اومد اما یه مسئله ای رو متوجه نمی شم اینکه دقیقا توی صفحات صبح گاهی چی باید نوشت و چه معنی ای میده؟ من از نوشتن برای خالی کردن ذهنم کمک میگیرم اما فقط زمان هایی که احساس میکنم لازمه ولی این صفحات صبحگاهی رو متوجه نمیشم متاسفانه یعنی درمورد برنامه های روزم بنویسم یا چیزایی که ذهنمو مشغول کردن؟ ممکنه که کمی بیشتر توضیح بدین؟ سپاس

    1. پریا جان البته اگه پست رو کامل بخونی جواب سوالت رو میگیری.
      صفحات صبحگاهی در اصل برون‌ریزی ذهنی هستن.
      ما هر روز صبح مینویسیم تا نظم نوشتن در ما شکل بگیره، و ترسمون از نوشتن بریزه.
      در ادامۀ روز میتونیم با انواع تمرین‌های مختلف مهارت خودمون رو بیشتر افزایش بدیم.

  76. شاهین جان مرسی از مطلب کاربردی و اشتراک خالصانه‌ش
    شدیدا دلم میخواست با‌سایه‌م روبرو بشم و در به در دنبال راه چاره بودم. آشنا شدن آدم با سایه‌ی خودش یه قدم بزرگ واسه تقویت فردیت و رشد شخصیتی‌ه.
    امیدوارم بتونم بهش عادت کنم و ولش نکنم.
    خیلی درود به تو.

    1. زنده باد ملیکا جان
      منم به مبحث سایه بسیار علاقه‌مندم.
      مطمئن باش صفحات صبحگاهی خیلی کمکت میکنن.

  77. با سلام و خسته نباشید. من یبار نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کردم ولی از اونجا که شاغلم و هرروز باید ساعت 5:30 بیدار شم و 6 توی سرویس باشم و فقط توی سرویسه که وقت اینکارو دارم به بن بست خوردم . چون واقعن کار عذاب آوری بود نوشتن چرندیات اونم وقتی یه نفر دیگه بهت چسبیده. به نظرتون میشه این کارو تو یه ساعت دیگه از روز مثلن وقتی از سرکار برمیگردم خونه انجام بدم؟ جواب میده؟ من خیلی نوشتنو دوس دارم و متاسفانه منتقد درونم بهم این اجازه رو نمیده 🙁

    1. فاطمه عزیز
      مهم اینکه که هر روز بنویس.
      هر جور که دوست داری بنویس. فقط بنویس. این از همه چی مهم‌تره.

  78. آقای کلانتری سلام
    وقت تون به خیر
    یه سوال: اگه صفحات صبحگاهی رو مثلا چهل دقیقه بعد از بیداری و در محلِ کار، بنویسم (تا آماده بشم و برسم محل کارم) اشکالی نداره؟ یا حتما حتما باید بلافاصله بعد از بیداری باشه؟

    1. سلام سمانه عزیز
      مهم‌تر چیز دنیا اینه که تو بنویسی.
      حالا هر وقتی که شد.
      و خوشحالم که مصمم هستی نوشتن رو تحت هر شرایطی ادامه بدی.
      با قدرت ادامه بده دوست خوب من.

  79. اقای کلانتری من هر روز صبح مدرسه میرم بارها امتحان کردم اما فرصت نوشتن پیدا نمی کنم
    به نظرتون چیکار کنم؟

    1. بارانا جان
      مشکل نبودن فرصت نیست.
      تو در پیدا کردن فرصت تنبلی میکنی.
      اگر نوشتن برات مهمه، باید براش وقت بدزدی.
      نوشتن صفحات صبحگاهی یک ربع بیشتر وقت نمیبره. خب یه ربع زودتر بیدار شو. قلم و کاغذ رو هم بذار بغل تختت. به همین سادگی. کافیه شب یه ذره زودتر بخوابی.

      1. بله واقعا حق با شماست ممنونم استاد از نظر دهیتون و انرژی همیشه بالایی که دارین
        من همیشه طرفدارتون هستم:))

  80. سلام شاهین عزیز،
    دقیقا” باید درباره ی چی نوشت؟ هر چی؟ هرچی که به ذهن میاد؟ یعنی نباید حول یه موضوعات خاصی باشه؟ یا سبک خاصی دنبال کنه؟

    1. سلام سپیده جان
      البته اگر متن رو کامل بخونی این موضوع با جزییات شرح داده شده.
      ولی در کل، صفحات صبحگاهی یعنی برون‌ریزی ذهنی محض.
      یعنی هر چی تو سرت هست رو بدون هیچ نظم و ترتیبی، حتی با کلی غلط و عولوط بیاری روی کاغذ.
      صفحات صبحگاهی قراره موانع رو بردارن و نوشتن رو برای ما راحت کنن.

  81. سلام وواااییی چقدر خوب و عالی بود نوشته هاتون..کلی کمکم کرد..من سالهاست که دوس دارم بنویسم و شعر بگم.اما نمیدونستم از کجا باید شروع کنم.تا شما رو تو گوگل پیدا کردم و مطالب زیباتونو خوندم..اینقدر خوشحال بودم که نمیدونستم از کجاباید شروع کنم..الان یکم یاد گرفتم..البته گیج میزنم..همه راه هایی که گفتیدو دوس دارم هم زمان انجام بدن از بس خوشحالم..کمک کنید و تو تلگرام و اینستا و اینجا راهنماییم کنید ممنون میشم

    1. سلام باران جان
      من هم خوشحالم که اینجایی.
      صفحات صبحگاهی واقعاً میتونن زندگی تو رو متحول کنن.
      شروع کن و با قدرت ادامه بده.

  82. با سلام و وقت بخیر
    من اصولا با صبح زود خیلی میانه ای ندارم.شبها مغزم فعالتره،بهتر دریافت میکنه و بازدهی بالاتری داره.چیزهایی که تا بحال نوشتم و ازشون راضی بودم معمولا حدود ساعت 2یا3 نیمه شب بوده.شاید برای من صفحات شبانگاهی نسخه ی بهتری باشه.نظر شما چیه؟

    1. هر جور دوست داریم بنویسید.
      فقط منظم و دائم بنویسید.
      و صدا البته بخونید. کتاب زیاد بخونید.

  83. سلام
    خیلی مطلب خوبی بود و سعی خواهم کرد از فردا صبح بنویسم
    ضمناً من قسمت “اگر عادت ندارید به سرعت عادی خواهد شد” در خط آخر رو نفهمیدم ، چی عادی خواهد شد؟

    1. سلام حمیدرضا جان
      عالیه. شروع کن و با قدرت پیش برو.
      تمام واژه‌هایاین پست دربارۀ تبدیل نوشتن و صفحات صبحگاهی به عادته.

  84. سلام
    من الان 7 روزه که صفحات صبحگاهی می نویسم ولی تو word نه رو کاغذ. ایرادی نداره؟ در ضمن گاهی هم بیشتر از یک صفحه میشه و گاهی هم کمتر چون تایم 25 دقیقه ای میگیرم و بی وقفه دستم بر روی کیبورد و می نویسم . همین روند رو ادامه بدهم یا پیشنهاد بهتری دارید؟
    ممنونم از اینکه پاسخگو هستید

    1. حمید عزیز
      مهم اینه که می‌نویسی.
      و مهم‌تر اینه که بتونی این عادت رو حفظ کنی.
      زنده باد.

      1. مرسی شاهین عزیز از اینکه سریع و صریح جواب کامنت ها رو میدی. راستی یه سوال دیگه هم دارم ممنون میشم جواب بدین:
        بین نوشتن هزار کلمه ها و صفحات صبحگاهی چه فرقی داره؟ فعلا من همون 3 تا 4 صفحه ی صبحگاهی تو ورد را می نویسم نیازی هست هزار کلمه رو هم بنویسم؟ متوجه تفاوت این دو نشدم میشه با هم جمع کرد یا یکیش رو ترجیح داد؟

  85. ننوشتن منو ازار میده…ولی اگه بنویسم و اونقدی که تو ذهنمه خوب در نیاد بیشتر اذیتم میکنه…قبل تر ها بی پروا تر بودمو ریسک میکردم…الان محافظه کار تر…با شما از پادکستهای کانال “بهترین خودت شو” اشنا شدم…روزی هزار کلمه!چند شبی شد بعدش پشت گوش انداخته شد…شاید بخاطر عدم تعهد به قولام به خودم…21سالمه راستی

  86. تنها سه روز میگذرد از وسوسه نویسنده شدنم به انگیزه خالق بودن و اصلا بودن.
    دیروز که با خواهرم صحبت میکردم به من پیشنهاد داد که تنها و به ساده گی با فقط نوشتن و نوشتن و مهذا چرت نوشتن بر دلهره نوشتن فایق آیم و روبه رو شدن با مطلب یاداشت های صبحگاهی شما به عنوان یک پیشنهاد
    برای من بیشتر شبیه معجزه می نماید و من سخت از آن استقبال میکنم.

    1. سلام الهام نازنین
      نوشتن میتونه زندگی تو رو برای همیشه دگرگون کنه.
      خوشحالم که نوشتن رو کشف کردی.
      بنویس و لذت ببر.

  87. سلام و درود
    روز بخیر، چه پیشنهاد مفید و جالبی، خیلی ممنون از راهنمایی و نوشته خوبتان، من هم علاقه مند شدم که این کار را انجام دهم، امیدوارم که به موفقیت برسم.
    آیا اجازه هست این مطلب را به اشتراک بگذاریم؟

    1. سلام فاطمه جان
      چقدر عالی. حتماً بنویس. منتظر که روی برسه که همینجا از نتایح درخشان انجام این کار بنویسه.
      اشتراک گذاری هم هیچ مانعی نداره.

  88. سلام بر شما. من یک هفته‌ای میشه که صفحات صبحگاهی رو آغاز کردم. هیچگاه دست ازش برنمیدارم و فکر میکنم خیلی سریع به عادات روزانه‌ی من اضافه شدهن. راستش دلیل اصلی کامنت گذاشتنم اینه که حس میکنم ذهنم یاری نمیکنه تا حرف‌های جدید بزنم.حس میکنم ذهنم کار نمیکنه.کلی حس بد دارم درباره خودم.حس میکنم اونطور که باید به هدف اصلی صفحات صبحگاهی نمیرسم.لطفا کمکم کنین

    1. زهرا جان
      اولاً صفحات صبحگاهی قرار نیست به طور مستقیم نتیجۀ خاصی داشته باشن.
      دوماً حداقل 2 سال کامل، هر روز و بی وقفه بنویسید و بعد نتیجه رو ارزیابی کنید.

      تنها اگر در نظم و مداومت جدی باشید به نتایج خوب میرسید زهرا جان.

  89. سلام خسته نباشین نوشته هاتون خیلی خوب وپر انرژی هستن ممنونم راستش من خیلی دوست دارم نویسنده بشم از بچگی ارزوشو داشتم الان ۴۰سالمه میتونم به نظرتون؟؟

    1. سعیده عزیز
      چرا که نه.
      خیلی از بهترین نویسنده‌های دنیا دقیقاً از همین سن شروع کردن.

  90. سلام خسته نباشین خیلی نوشته هاتون خوب و پر انرژی هستش راستش من خیلی دوست دارم نویسنده بشم از بچگی ارزوم بود بیشتر وقتا هم نوشتم الان ۴۰سالمه میتونم از حالا شروع کنم به نظرتون موفق میشم؟الان تایم ازادم خیلی زیاده فکر‌میکنم که بتونم

  91. با خوندن این متن تشویق شدم به انجام صفحات صبحگاهی تا بتونم از شر تنبلی کردن و عقب انداختن کار های مهم خلاص بشم تا به اهداف زندگیم نزدیک تر بشم‌ با قدرتی بیشتر.
    ممنون برای نوشته ی مفیدتون.

    1. زنده باد پارمیدا جان
      حتماً انجام بده و مطمئن باش که تاثیرات مثبتش رو میبینی.

  92. آقای کلانتری عالیی بود ممنون از لطفتون
    من چتد هفته اس که با سایتتون آشنا شدم و شروع به نویسندگی کردم.
    الان فقط صفحات صبحگاهی رو مینویسم.
    دو روزه که دارم صفحات صبح گاهی مینویسم.
    واقعا ممنون از لطفتون

    1. عالیه مهدی.
      فقط یادت باشه:
      نوشتن فقط کسایی رو دوست داره که سال های سال، و به طور منظم براش وقت میذارن.

  93. سلام آقا شاهین عزیز
    خدا قوت بده به دستان تواندمندت عزیزدل
    باورکن نمیدونم چه معجزه ای در نوشتن این صفحات صبحگاهی نهفته ست که منو زیر و رو کرده .به عنوان مثال من خیلی منفی نگر بودم اما به آیندهای روشن معتقد بودم ولی با این وجود صبحها بی دلیل ذهنم به سمت منفی سوق پیدا می کرد و روزم به شدت تحت تاثیر قرار میگرفت.اما خداروشکر با شروع این حرکت ، حقا انقلابی در وجودم رخ داد که خدامیدونه وصفش در قالب کلمات نمی گنجه و به نظرمن برای ترغیب کردن دوستان فقط باید گفت بنویس تا لمس کنی……….
    آقا شاهین خیلی مشتاق دیدنتون هستم.
    دوستدار و ارادتمندت محمد اسماعیلی

    1. محمد عزیز
      چقدر خوشحال شدم از خوندن کامنتت.
      خیلی خیلی خیلی خوبه که به این دیدگاه و نگرش رسیدی.
      ادامه بده و بذار صفحات صبحگاهی روز به روز بیشتر تو رو غافلگیر کنن.

  94. شاهین گرامی سلام
    ۱- سوال من این است؛ ۳ صفحه یا ۳ برگ که میشود ۶ صفحه؟
    ۲- فکر کنم نتوان فرمول خیلی دقیقی داد. شاید در شرایط عادی نوشتن حداقل ۳ صفحه کافی باشد. اما مثلا در شرایط بحرانی شاید نوشتن ۱۰ صفحه (۵برگ) یا بیشتر کافی نباشد؟

    1. داوود جان
      1. سه صفحۀ تک رو.
      2.بله درسته. البته این فقط برای صبح هست و در ادامۀ روز میتونیم ده‌ها و بلکه صدها صفحه بنویسیم.

  95. شاهین جان درود بر شما به خاطر قلم زیبایت. سایتی دارم به آدرس http://iranramisazim.ir/. میدانم سرتان شلوغ است اما اگر لطف کنید سری به سایت تازه طراحی شده ی حقیربزنید و نوشته هایم را بخوانید ممنون میشوم. البته هنوز سایتم خیلی کار دارد. خواستم ببینم از نظر جنابعالی استعداد نویسندگی دارم یا نه؟ البته با عرض معذرت نظر واقعی جنابعالی باشد و نه برای روحیه دادن به من (بازم معذرت). مدرکم ارشد مکانیک است. از نوشته هایم دو تا را که به نظرم بهتر هستند معرفی میکنم: ۱- اختلاف سلیقه یا اختلاف هدف ۲- فینال فوتبال آسیا و پرچم برزیل. امیدوارم موفقیتهای بیشتر شما عزیز با استعداد را ببینیم. ان شاء الله.

    1. سلام عیسی جان
      حتماً مطالب شما رو میخونم.
      چه کار خوبی کردید که سایت خودتون رو راه انداختید.
      با قدرت ادامه بدید.

  96. سلام جناب کلانتری عزیز
    از صمیم قلبم شما رو دوست دارم چون راه بهبودی و بهزیستن رو به من آموختی.
    واستون بهترین ها رو آرزومندم

    1. سلام به محمد هدایتی عزیز
      من هم شما رو دوست دارم دوست مهربان و عزیزم.
      برای من بیشتر بنویسید. خوشحال میشم.

    1. سروش عزیز، وبلاگ فوق‌العاده‌ای زیبایی داری. عنوان و زیر عنوان وبلاگت رو خیلی دوست دارم.
      سلیقۀ گرافیکی خیلی خوبی داری.
      بیشتر بنویس.
      من هم نوشته‌هات رو دنبال میکنم.
      توی قسمت دوستان من سایت هم بهت لینک دادم.

  97. سلام
    این صفحات رو حتما باید صبح ها بنویسیم؟
    برای من غروب ها خیلی راحت تره
    آیا تفاوتی داره؟

    1. سلام
      متن پست رو کامل بخونید.
      دلایلش به وضوح توضیح داده شده.

  98. خوب همیشه باید صفحات صبحگاهی رو نگه داریم یا به محض حل مشکل دورشون بریزیم؟..اصلا کی باید صفحات صبحگاهی مون را بخوانیم؟

    1. سلام فاطمه جان
      نگه دارید، و سال‌ها بعد اگر دوست داشتید بهشون مراجعه کنید.
      بالاخره این‌ها سندی از روزهای زیستۀ شما هستن.

  99. سلام بر شما، قبلاها صفحات صبحگاهی رو چند روزی ادامه دادم، به نظرم جالب نبود.درسته خیلی ها گفتن خوبه ولی من هنوز در موردش مطمئن نیستم. اما امروز یک مسئله منو به فکر فرو برد اونم این بود که شما نمیتونستین بنویسین، آخه این قضیه یک جورایی در مورد من صدق میکنه. ۲ ماهیه دارم داستان کوتاه مینویسم، اوایل خیلی خوش میگذشت، ذهنم پر بود از ایده ولی الان انگار ایده های ذهن من رفتن هواخوری، به احتمال زیاد ایده ها متوجه شدند که من از معرفی کردن و نوشتن در مورد اونها یک مقدار ترس دارم، شاید هم مسئله چیز دیگریست. هرچی هم سعی میکنم با ایده ها تماس بگیرم که ببینم مشکلشون چیه، جوابگوی من نیستند.
    دقیقا نمیدونم چه کنم، چون من هر هفته دو تا داستان میذارم توی صفحه ام و ۱۰ روزه که دارم فقط زیر سبیلی رد میکنم.

    1. دوست خوبم
      حداقل باید یکسال، اون هم مداوم و منظم، صفحات صبحگاهی رو بنویسید و بعد راجع به نتایجش بتونید دقیق صحبت کنید.
      اصولاً هر کاری مفیدی، الزماً قرار نیست انجام ساده یا حتی لذت بخش باشه.
      لذت واقعی خیلی از کارها رو ما بعد مدت ها تلاش تجربه میکنیم.

      دربارۀ نوشتن داستان هم باید بگم مسئله با بیشتر خوندن حل میشه. تا میتونید داستان کوتاه و رمان خوب بخونید. بعد اتوماتیک شروع میکنید به خوب و راحت نوشتن.

  100. سلام آقای کلانتری عزیز.
    چقدر این مطلبتون گره های ذهنی من رو راحت باز کرد…
    من از وقتی 11 سالم بود این کار رو شروع کردم. اکثرا هر روز می نوشتم اما برام عادت نشده بود. خودم هم سعی می کردم برام عادت نشه چون بهم گفته بودن عادت به هیچ کاری خوب نیست (نصیحت غلط).
    مدتی به خاطر این سه جلد دفتری که با جمله های اکثرا منفی پر کرده بودم از خودم بدم می اومد… با خودم فکر می کردم حتما من آدم دورویی ام که اطرافیانم من رو به عنوان یه آدم انرژی مثبت می شناسن اما وقتی خود واقعیم رو با نوشته هام نشون می دم… یه چیز دیگه است… البته هنوزم نمیتونم قطعی نظر بدم که من چنین آدمی هستم یا نه، چون خیلی از اون نوشته ها صبحگاهی نبودن اما همین قدر پراکنده و بی پروا نوشته می شدن… :))
    متشکرم و خیلی زیاد زنده باشید.

    1. سلام نرگس عزیز
      از لطفت بی نهایت ممنون.
      حتماً حتماً حتماً بیشتر بنویس و من رو هم در جریان نوشتنت بگذار.
      اینبار دیوانه وار برای ساختن عادت نوشتن تلاش کن.

  101. من تاحالا صفحات صبحگاهی را امتحان نکردم ولی فکر می کنم چالش خوبی است .
    از صبح تا شام ، نگرانی ها و دلخوری های خودمان را با چهره ، گفتار و رفتار به دیگران نشان
    می دهیم .و گاه نسنجیده به روابط آسیب می زنیم
    صفحات صبحگاهی علاوه بر این که از ما نویسنده می سازد . انرژی منفی ما را هم تخلیه کرده و روابطمان را با دیگران اصلاح می کند .
    انشا ا.. من هم بتوانم این کا ر را شروع کنم .

  102. سلام آقای کلانتری عزیز.
    احساس می‌کنم یکی از تأثیرگذارترین نوشته‌های شمارا همین الآن خواندم. ممنونم از این همه شور و انرژی که می‌بخشید. نوشتن را دوست دارم و گاهی می‌نویسم، اما مشغله‌های زندگی و فرصت کمی که برای نوشتن دارم همیشه آزارم داده است؛ پیشنهاد صفحات صبحگاهی خیلی دلگرمم کرد چون ذاتا سحرخیزم و عادت دارم صبح‌ها یکی دوساعت قبل از دیگران بیدار شوم و حالا با این ایده می‌توانم نیم ساعت از این وقت را به کاری بپردازم که به تضمین شما بهترین کار است برای گرفتن بهترین نتیجه. سؤالم این است که اگر این نوشته‌ها که می‌فرمایید باید آزاد و بی هیچ آداب و ترتیبی باشد، بعد از مدتی به صورت نوشته‌هایی هدف دار در بیاید و مسیر خاصی پیدا کند اشکالی دارد؟ مثلا من از همین حالا فکر می‌کنم آن موقع صبح را بیشتر ترجیح می‌دهم به نامه‌نگاری با خدا بپردازم! به نظرتان می‌توانم با این پیش‌زمینهٔ فکری به سراغ نوشتن صفحات صبحگاهی بروم یا باید کاملا ذهنم خالی از هر برنامهٔ خاصی شود و شروع کنم؟

    1. سلام
      خیلی خوشحالم که چنین حسی دارید.
      به عنوان کسی که سال‌هاست بی وقفه در حال نوشتن صفحات صبحگاهی هستم میتونم بگم که همین یک کار میتونه زندگیتون رو تمامی ابعاد بهتر کنه.
      هیچ عیبی نداره. هر از گاهی اگر با برنامه سراغش برید، یا بعد از سه صفحه آزادنویسی سراغ برنامه دیگه ای برید.
      فقط نباید برنامه ریزی مانع آزادی ذهن شما بشه.

  103. سلام
    من این کارو قبلا با یه تفاوت انجام میدادم
    شما میگید داخل صفحات صبحگاهی به صفحات قبلی نگاه نکنیم ولی من موقعی که برای مسابقه‌ی انشا نویسی که داخل مدرسه انجام میشد تمرین می کردم ، عکس ها ، نوشته ها و مطالبی رو قبل از خواب آماده می کردم و برای اونها می نوشتم
    و نتیجه اش خیلی خوب بود
    و من تا ماه ها از این روش استفاده می کردم. و کم کم نوشتن عادت هر روزه ام شد.
    من با این روش نتیجه‌ی خوبی گرفته ام ولی روش شما رو هم حتما امتحان می کنم چون نتایج تمام تمرینای سایتتون خوب بوده

    1. بله حبیب عزیز، این هم یه روش عالی و خوبه.
      کلاً نوشتن یه کار شبانه روزی و لذت بخشه.

  104. شاهین عزیز سلام
    خوشحالم باز با چک کردن کانالت در تلگرام، مطلب جدیدی یاد گرفتم
    بنا به توصیت من روزی 1000 کلمه نوشتن رو برای چند روز انجام دادم و اعتراف میکنم واقعاً تجربه عالی بود و یک خلا در وجود انسان برای نوشتن و حس تغییر ایجاد میکرد ولی با خوندن این مطلب با خودم عهد کردم که این روش رو بصورت عادت روزانه خودم دربیارم(نقطه ضعف اون روش برای من وابسته بودن به یک سیستم هست ولی خوشبختانه این روش فقط کاغذ و قلم نیاز داره)، سالها پیش وبلاگی برای خودم داشتم ولی از اونجایی که زیادی کمال طلبم دیگه ادامه ندادم ولی همیشه از معجزه نوشتن در شادی و غم و حتی تنهایی هام استفاده کردم و آثارش رو دیدم. از معجزه نوشتن دارم مجدد استفاده میکنم برای غلبه بر عادتها‌ی بد و روزمرگیهام
    خوشحالم که در این مسیر شما راهنما من هستید

    1. سلام به الهام نازنین
      خوشحالم که معجزۀ نوشتن رو وارد زندگی خودت کردی.
      من خیلی خوشحال میشم وقتی دوستان خلاق و عزیزی مثل تو از نوشتن مینویسن برام.
      امیدوارم روز به روز زندگیت شادتر و شگفت انگیزتر بشه.

  105. سلام بر استاد خوش فکر و خوبم . نوشتن صفحات صبحگاهی رو مدتی هست که شروع کردم . کمی که از نوشتن صفحات صبحگاهی گذشت متوجه شدم یکی از دوستای خودشونو هم دارن با من اشنا می کنن . اسم دوستشون صفحات عصر گاهی و صفحات شامگاهی بود . البته به من گفتن که اجازه دارم صفحات صبحگاهی رو با خودکار رنگ روشن مثل آبی بنویسم و صفحات شامگاهی رو با رنگ آسمون شب مثل مشکی . دیدم فکر خوبیه . شروع کردم سه صفحه صبح ها و سه صفحه شب ها نوشتن . بعد رفتم چند جلد دفتر سیمی صد برگ خریدم که یادم باشه حداقل برای یک سال دفترچه سیمی صد برگ دارم برای نوشتن .
    امروز مجوز نوشتن صفحات صبحگاهی و عصر گاهی و حتی شامگاهی از زبان و قلم شخصیت های داستانی رو گرفتم . هربار که خودم خیلی حرفی برای گفتن ندارم میتونم از زبون میلیون ها آدمی که وقت و حوصله نوشتم ندارن بنویسم . زن و مرد ، پیر و جوان ، هنر مند و کارمند و کارگر و استاد و معلم و راننده تاکسی و خلاصه هر کسی که دوست دراه عضو باشگاه شخصیت های دنیای داستانی من باشه .
    من از شما تشکر می کنم بابت راهنمایی های خوبتون و فرصتی که برای نوشتن مطالب مفید برای نوآموزان نویسندگی و داستان نویسی میگذارین .

    1. پرویز خوش ذوق و پرتلاش
      از خوندن کامنت خوبت خیلی خوشحال شدم و روی کانال مدرسه نویسندگی منتشرش کردم.
      حتماً من رو هم در جریان پیشرفت کارت قرار بده.

  106. سلام
    از چند سال پیش دوست داشتم که بتوانم بنویسم. آن زمان فکر میکردم بعضی ها ذاتا نویسنده هستند و نمی دانستم می توان مهارت نویسندگی را با تمرین آموخت.
    خوشحالم که راه تقویت مهارت نویسندگی را یافته ام.
    سعی خواهم کرد هر روز صفحات صبحگاهی را بنویسم.
    مانع دیگر من در نوشتن کمال طلبی است. فکر کنم دوای این درد را یافته ام. نوشتن صفحات صبحگاهی
    با تشکر از شما

    1. درود بر دوست خوبم، علی عزیز
      خوشحالم که گذرت به صفحات صبحگاهی افتاده.
      این عادت زندگی من و خیلی از دوستانم رو تغییر داده.
      میدونم که تو هم نتایج درخشانی میگیری.
      من رو در جریان تلاشت برای نوشتن صفحات صبحگاهی بذار.

      1. سلام
        خواستم یک اعترافی بکنم.
        مدتی شروع نوشتن صفحات صبح گاهی را به تعویق انداخته بودم. اما از امروز دوباره شروع کردم.
        و در یادآور گوشیم ثبت کردم که در مشغله کاری روزانه فراموش نکنم تا به عادت روزانه ام دربیایید.
        با تشکر از شما

        1. زنده باد علی جان
          بنویس که لذت و برکت زیادی در این کار هست.

  107. با عرز معظرت نمیدونم ایا ایمیل رو میتونستم بنویسم یا نه میبخشین اکر مجاز نیست پیقام من رو روی سایتتون نزارین

  108. سلام به نویسندگان جوان و با هنر

    به همکاری یک نویسنده برایه نوشتن یک زندگی‌ نامه نیازمندم

    از نویسندگان خوش قلم خواهشمندم با ایمیل تماس
    ollausa @ hotmail

  109. سلام خدمت شما و دوستان نویسنده

    من هم اشتیاق به نوشتن داشتم اما هر بار که به نحوی از نوشتن فرار می کردم خیلی عجیب بود درست زمانی که می خواستم دست به قلم بشوم ، زوایای خانه را می دیدم که با من حرف می زدند که پاشو اول بیا من و تمیز کن به جای این قرتی بازی ها و من می افتادم به جان خانه . اما هر بار که روی کاناپه می نشستم و به برق روی میز و در و دیوار نگاه می کردم ، خون خونم را می خورد که بازم فرار کردی از نوشتن . تا این که صفحات صبحگاهی و نظرات خوب دوستان نویسنده را این جا دیدم . همان موقع شدم رییس جمهور سرزمینی که هیچ شهروندی ندارد خالی خالی است . بی هیچ سکنه و اب و آبادانی . وبلاگم را که زدم رفتم سر وقت نوشتن و مطمئنم یک عادت خوب دیگری به عادتهای خوبم اضافه می شود . هر روز نویسی یا به قول شما صفحات صبحگاهی هر چند که توی کاغذ بنویسم و هیچ کس رازم را نفهمد اما سعی می کنم سرزمنیم را آباد کنم آن قدر که برایش لاتاری راه بیندازم .

    لطفا باز هم این جا باشید و به ما راه درست را نشان بدهید. یاعلی !

    1. سلام لیلا خانم عزیز
      خوندن کامنت شما مایه دلگرمیه.
      خوشحالم که در این مسیر حرکت میکنید.
      مشتاقم که وبلاگتون رو بخونم.
      براتون بهترین ها رو آرزو میکنم.

  110. سلام استاد عزیز.
    من امروز شروع کردم به نوشتن صفحات صبحگاهی.
    واقعا برای تخلیه و ارام سازیه ذهن معجزه می کنه…ممنونم از شما که تجربه های خوبتون رو با ما به اشتراک می ذارید.
    توی همین یک هفته ای که سایت شما رو دیدم و عضو طرح ویژه شدم، نوشتنم خیلی حس و حال بهتری پیدا کرده‌..امیدوارم با آموزش های شما به آرزوم که نوشتن یک کتاب طی یک سال آینده هست ، برسم‌.
    باز هم سپاسگذارم

    1. سلام مریم جان
      چقدر خوشحالم که نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کردید.
      قطعاً تاثیر مثبت اون رو بیشتر و بیشتر تو زندگیتون میبینید.
      حضورتون تو طرح ویژه هم باعث افتخاره.
      امیدوارم که مسیر پرثمری رو طی کنیم.

  111. سلام قسمتی از متن باید به صورت زیر تصحیح شود
    آن‌ها مار را وسوسه می‌کنند
    آن‌ها ما را وسوسه می‌کنند

  112. سلام خدمت اقای کلانتری.
    سپاسگذارم ساسگذار خداوندی هستم که منو هدایت کرد و هر لحظه داره اینکار رو برام انجام میده…
    هدایت من هم به اینجا و صفحات صبحگاهی و اشنا شدن با شما هم یکی از اونها بود.
    راستش خیلی وقته که میخوام کتاب خودم رو بنویسم ولی تا الان خودم رو باور نداشتم و مدام نجوایی درونم میگفت تو حرفی برای گفتن نداری با اینکه میدونستم که اینها همش نجواهای شیطانه که میخواد جلوی منو بگیره تا به هدفم نرسم ولی تنها راهش اینه که با تمام وجود به چیزی که میخوای دل ببندی و ادامه بدی تا راهها و مسیرها بهت گفته بشه.
    اره این منم که دارم مینویسم بدون هیچ ترسی و این هدایت خداوند بود که منو به اینجا رسوند.
    بتازگی متوجه این قضیه شدم که به نویسندگی علاقه دارم و من هم میتونم بنویسم و حتی تاثیرگذار باشم با سرچی که کردم در گوگل به سایت شما رسیدم و بعد صفحات صبحگاهی.
    ممنونم از شما جناب اقای کلانتری که باعث شدید من امروز صبح اولین صفحات صبحگاهیم رو بنویسم و بعد ازینکه نوشتمش چقدر حس و حالم خوب شد.
    خدایا ازت ممنونم که هر لحظه برایم حرفی جدید و هدایتی عالی داری…
    من مطمئنم که موفق خواهم شد.
    در پناه خداوند شاد و سعادتمند باشید

    1. سلام به مرتضی جهانی عزیز
      چقدر خوشحالم که اینجایی.
      و یک دنیا ممنونم بابت مهر و محبتت.
      فکر کنم این سایت و سایت مدرسه نویسندگی حسابی کمکت کنن که دیگه هرگز نوشتن رو رها نکنی.
      با قدرت ادامه بده و بذار معجزۀ نوشتن صفحات صبحگاهی وارد زندگیت بشه.
      برای من بیشتر بنویس.
      شاد باشی.

  113. سلام، خیلی خوشحالم که تونستم وبلاگ شمارو پیدا کنم، نوشتن رو خیلی دوست دارم از زمان ابتدایی تا الان همیشه درباره حس و حالم مینوشتم،
    خواستم جدی تر و منسجم تر بنویسم که با وبلاگ شما اشنا شدم، صفحات صبح گاهی رو چندروزی نوشتم تا از قدم اول شروع کنم اما حس خوبی بهش نداشتم متاسفانه،
    اگه نتونم این کارو انجام بدم یعنی نتونستم قدم اول رو بردارم؟

    1. محیا جان
      خوشحالم که اینجا هستی.
      و اما دربارۀ سوالت:
      قرار نیست که ما برای انجام هر کار ارزشمندی حس خوب داشته باشیم.
      غالباً کارهایی که نتیجه میدن سختی های خاص خودشون رو هم دارن.
      اگر میخواید نتیجه بگیرید و حداقل 2 سال به نوشتن صفحات صبحگاهی ادامه بدید تا ببینید که چه تاثیرات مثبتی داره.
      ضمن اینه تو این سایت صدها مطلب آموزشی هست. به بقیه مطالب هم یه نگاهی بندازید. میتونه براتون الهام بخش باشه.

  114. با سلام و احترام
    من از چندین سال پیش متوجه شدم که پتانسیل نوشتن را دارم اما متاسفانه هدف دار و پیوسته ننوشتم ، وارد دنیای عکاسی شدم‌ ، دنیاییست برای خودش اما باز آنچنان روح سرکشم را ارضا نکرد ، طراحی سایت کردم و علاقه مند شدم به برنامه نویسی اما باز راضی ام نمی کند . در طی این سالها نوشتن هر چند دست و پا شکسته اما همیشه همراه من بود و هیچوقت حس ناب بعد از نوشتن آنچه که سالها بغض بود و خفه ام می کرد را فراموش نمی کنم .
    شاهین عزیز ، امیدوارم با راهنمایی های تو در این راه قدم جدی تری بردارم ،‌ به امید روزهای بهتر 🙂

    1. علیرضای عزیز
      منم هم مسیر متفاوت و رنگارنگی رو طی کردم.
      تمام این تجربیات ارزشمند میتونن مسیر نویسندگی تو رو غنی‌تر کنن.
      من بهت پیشنهاد میکنم که حتماً یه سایت شخصی قدرتمند راه اندازی کن و هر روزی چیزکی بنویس توش.

      1. سلام مجدد شاهین عزیز؛
        از خواندن دوباره این مطلب لذت بردم و انگیزه‌ام چند برابر شد.
        سایتی رو که گفتی راه‌اندازی کردم و حالا جدی‌تر و هدفمندتر به پیش میرم.
        ممنون که هستی؛ خیلی دوستت دارم شاهین عزیز.
        دعوتی به دیدن سفینه‌ام.

        1. سلام علیرضا جان
          سفینۀ زیبا تو رو دیدم و چه خوب که چنین استعاره‌ای رو تو ذهنت داری.
          خیلی خوب شروع کردی. من هم تو قسمت دوستان من بهت لینک دادم.
          امیدوارم که حداقل 3 سال وقت بذاری و مدام بنویسی تا نتیجۀ این کار رو ببینی.

  115. سلام شاهین جان
    من تجربه کوتاه اما لذت بخش خودم از صفحات صبحگاهی رو با این این استعاره به دوستانم توضیح میدم و بهشون توصیه می کنم.
    شما وقتی می رید سراغ یک شیرآب که مدت هاست باز نشده اول باید فشار زیادی بیارید که شیرآب کم کم بچرخه و بتونید بازش کنید. تازه وقتی باز کردید تا چن دقیقه فقط زنگار ها و رسوبات لوله همراه با آب بیرون میاد. بعد از اون، تازه آب شفاف اما گرم و نه چندان مطبوع برا نوشیدن نمایان میشه و چند لحظه که صبر کنید تازه میتونید از نوشیدن آب شفاف و خنک لذت ببرید.
    در مورد نوشتن صفحات صبحگاهی ممکنه چند روز اول سخت باشه و دستمون به قلم نره اما استمرار، اصل ماجراست. چند هفته که گذشت حس می کنی ایده های ناب تازه جون گرفتن و دارن به قلمت جاری میشن. اینجاس که نوشتن بهت مزه می کنه و دوست داری حالا حالا ادامه بدی البته بماند که همچنان مساله اصلی، استمرار هست و خواهد بود حتی اگر یه وقتایی، نوشتن به کسالت بار ترین کار تبدیل بشه

    1. به به
      زنده باد
      چه استعاره قشنگی رو به کار بردی ایمان جان.
      کیف کردم.

  116. سلام .وقتتون بخیر . بابت مطالب خوبی که منتشر می کنید ممنونم . یه سوال داشتم اگه لحن نوشتن صفحات صبحگاهی محاوره ای باشه مشکلی نداره ؟

    1. اگر قصد دارید به یک نویسندۀ حرفه ای تبدیل بشید. محاوره ننویسید. نشوتن به زبان معیار شما رو حرفه ای میکنه.

  117. سلام . وقتتون بخیر . بابت مطالب خوبی که منتشر میکنید ممنونم .یه سوال داشتم اگه صفحات صبحگاهی رو به زبان محاوره بنویسیم مشکلی پیش میاد ؟

  118. آقای کلانتری
    سلام
    مدت ها بود که از نوشتن گذشته بودم….تقریبا یک ماهی میشد که مطالبتون رو مطالعه میکردم تا اینکه فهمیدم هوس نوشتن دوباره داره به سراغ میاد تصمیم گرفتم امروز اخرین روزی باشه که نوشته هاتون رو بخونم بر خلاف تصورم نتوانستم مقاومت کنم و با کمک شما و مخاطب همیشگیه نوشته هایم پس از مدت ها نا خواسته دوباره شروع کردم به نوشتن راستش نمیدونم از این مسئله خوشحال باشم یاخیر … نوشتن در درون من غوغا به پا میکند
    به هر حال از مطالب دقیق دلنشین و آموزنده و همچنین دارای نکات ریز و جذاب شما بسیار سپاسگزارم موفق باشید

    1. فاطمه عزیز
      نعمت نوشتن رو از خودت دریغ نکن.
      هر طور شده بنویس. هر روز بنویس، زیاد بنویس. بذار برکت نوشتن بیاد توی زندگیت.

  119. سلام بر شما.
    من دیروز با وبلاگ شما آشنا شدم و همچنان دارم با آن سرک می کشم! بسیار خوشوقتم که بالاخره شروع کردم به نوشتن! با خواندن مطلب مربوط به صفحات صبحگاهی تونستم منتقد قدر قدرت و سخت گیر و آرمان گرای درونم رو ساکت کنم و همین جا، موقع خواندن همین مطالب چندین صفحه، آزاد، از موضوعی به موضوعی نوشتم. … بله، این روش شگفت انگیزه و من امیدوار و مصمم هستم که بتونم به عادت تبدیلش کنم. از شما سپاسگزارم.

    1. سلام یاسمن عزیز
      خوشحالم که اینجا هستی.
      هرگز نگذار آتش نوشتن در تو خاموش بشه.
      بیشتر بنویس.
      منتظر درخشش تو هستم.

  120. با سلام و خدا قوت و تشکر بابت سایت پرمحتوای شما که برای نویسنده های نوپایی مثل من بسیار انگیزه دهنده ست.می خواستم بدونم که مثلا مامیخایم شروع به نوشتن یک داستان بکنیم باز هم باید از صفحات صبحگاهی شروع کنیم ؟یا همزمان دو کار رو انجام دهیم ؟این در حالی هست که صفحات صبحگاهی موضوع خاصی نداره .اما داستانی را که ما میخایم بنویسیم باید یک چارچوب و موضوع داشته باشه.یا باید صبر کنیم تا دوازده هفته صفحه صبحگاهی تموم بشه؟ممنون

    1. سرشار عزیز
      صفحات صبحگاهی عضلات نویسندگی شما رو قوی میکنن تا بتونید خیلی راحت هر داستانی یا مقاله ای که دلتون میخواد رو بنویسید.
      هر دو رو با هم پیش ببرید.

    2. من تصور میکنم صفحات صبحگاهی برای مقابله با ترس شروع کردن به نوشتن، و فرصت دادن به هنرمند خلاق درونمون مفیده. همچنین برای نوشتن داستان ایده لازمه، و به نظر من ایده های عالیی میتونه از صفحات صبحگاهی بدست بیاد. بنابراین چه بخواهیم همین الان شرع به نوشتن کنیم چه هیچ وقت خوبه که عادت صفحات صبحگاهی رو تثبیت کنیم.

  121. سلام به شاهین عزیز و تشکر فراوان بابت همچین مطلبی که باهاش دوستانی که این نوشته‌ات رو خوندن و علی‌الخصوص دوستانی که کامنت گذاشتن به ذوق آوردی.
    من دوبار از این پستت لذت بردم؛ دفعه اول وقتی که نوشته‌ات رو می‌خوندم و خودمم مثل بقیه دوستان به ذوق آوردی، دفعه دوم وقتی کامنت‌های دوستان رو زیر این پستت می‌خوندم ، خیلی خوشحال شدم که قلمت این تاثیر‌گذاری رو داره که این تعداد زیاد از دوستان رو به ذوق بیاره تا صبح‌ها که بقیه همه‌کار می‌کنن تا 5 دقیقه بیشتر بخوابن، ما ( من و بقیه دوستانی که زیر این پست کامنت گذاشتیم) بلافاصله بعد از بیدار شدن خودکار و کاغذ بگیریم دستمون و چند دقیقه‌ای رو به نوشتن اختصاص بدیم.

    1. درود به مهدی حاتمی عزیز
      چقدر خوشحالم که به جمع نویسنده های صفحات صبحگاهی پیوستی.
      علاوه بر کامنت های این صفحه صدها دوست دیگه هم هستن که صفحات صبحگاهی رو مینویسن و بارها به من ایمیل دادن یا به صورت شفاهی گفتن که چه تغییراتی با صفحات صبحگاهی توی زندگیشون ایجاد شده.
      با قدرت ادامه بده مهدی جان و منتظر شگفتی های بیشتر باش.

  122. سلام شاهین عزیز
    ممنون که این روش را به ما معرفی کردی. حدود دو هفته است که شروع به نوشتن صفحات صبحگاهی کرده‌ام. موقعی که می‌خواهم بعد از نوشتن درباره‌ی خاطرات روزمره، درباره‌ی مطالعاتم و چیز‌‍‌های جدیدی که یاد گرفته‌ام بنویسم، چشم‌هایم گرم می‌شوند و دست‌خطم خرچنگ قورباغه می‌شود. حس خوبی ندارم به این که تمام سه صفحه حرف‌های تکراری دیروز این کار را کردم یا نکردم یا این احساس را داشتم یا نداشتم باشد.
    سپاس از سایت خوبت.

    1. سلام مرتضی جان
      چقدر عالی، بهت تبریک میگم.
      امیدوارم در مسیر نوشتن صفحات صبحگاهی تداوم داشته باشی و نتایج شگفت انگیز بگیری.

      1. سلام شاهین عزیز
        سؤالی داشتم: تا حالا پیش اومده که روزت رو با صفحات صبحگاهی شروع نکنی و حوالی ظهر(مثلاً) اونو بنویسی؟(در این صورت من خودم حس خوبی ندارم نسبت بهش)
        راهکاری برای روزهایی داری که به هر دلیلی نمی‌تونی صفحات صبحگاهی رو بلافاصله بعد از بیدار شدن و قبل از انجام دادن هر کار دیگری بنویسی؟
        سپاسگزارم

  123. به دعوت لیلا (leilaa.ir) این مطلبت رو خوندم. باید بگم که خیلی قشنگ جملات و پاراگرافها رو پشت هم آوردی؛ با دقت و حساب شده.
    و باز هم به دعوت لیلا، قبل از اینکه روز لینک این پست کلیک کنم، 3 صفحۀ صبحگاهیم رو نوشتم، بعد که اومدم و دیدم که کامرون چی گفته، دیدم که انگار خوب نوشتم!
    عکس آخری که انتخاب کرده بودی، جزء تصاویریه که عشق دارم زودتر بتونم واقعی کنمش، مخصوصاً اون حسی که توش نهفته.
    و از این به بعد هم با انگیزۀ بیشتری صبح ها، بلکه زودتر، بیدار خواهم شد.
    ممنونم ازت 🙂

    1. سلام مصطفی جان
      من وبلاگت رو میبینم.
      و اگر تداوم داشته باشی به جاهای خیلی خوبی میرسه.
      صفحات صبحگاهی رو بنویس و من رو هم در جریان دستاوردهای خودت از صفحات صبحگاهی بگذار.

      1. سلام شاهین جان
        بسیار ممنونم ازتکه می خونی 🙂
        صفحات صبحگاهی رو دو روزه که شروع کردم. حس خیلی خوبی دارم نسبت بهش.
        ادامه خواهم دادش.
        و چشم. کمی بعد در موردش خواهم نوشت.

  124. سلام
    نوشتن صبحگاهی خیلی خوب و جالب و پر کاربرد است و با برنامه ریزی و نوشتن صبحگاهی میشود که قلم خود را پیدا کرد و نویسنده خوب شد.

  125. سلام
    امیدوارم خوب باشین.
    نمیتونین حدس بزنین که من دنبال چی می گشتم و صفحه شما رو دیدم.
    من سال هاست که مینویسم.در هرلحظه از شبانه روز افکارم رو بدون سانسور مینویسم.
    نوشتن یکی از زیباترین عادت های جدا نشدنی از منه.عموما هم بجز همه مواقع صبح حتما مینویسم ولی میخوام این روش خاص رو هم امتحان کنم.بسیار ممنون.

    1. سلام فروزان عزیز
      چقدر عالی که دوست خوبی مثل شما به اینجا رسیده.
      برای من بیشتر بنویسید.
      نتیجه نوشتن صفحات صبحگاهی رو هم برام بنویسید.

  126. سلام شاهین عزیز
    آیا برای هر نوع نوشته ای می توان از این سبک نوشتن آزاد استفاده کرد. مثلاً برای نوشتن مقاله تحقیقی و پژوهشی. من الان در حال نوشتن مقاله تحقیق خود هستم، خیلی منتقد درونی گرفتارم می کند. آیا این مقاله ارزش نوشتن دارد یا خیر و خلاصه آیا اطلاعات من کافی است یا نه و خلاصه از این دست سوالات که به قول جولیا در راه هنرمند، سانسورکننده درونی است. من صفحات صبحگاهی را یک هفته است دارم می نویسم. حتی در سایت هم عضو شدم(هنوز لینک کتاب قدرت نویسندگی برایم ایمیل نشده است!) و خیلی خوب بود. چون حتی خوابهایی که می بینم خیلی شفاف شده است. برای من عجیب است. احساس استرس شدیدی می کردم. ولی برای خانواده هم توصیه کرده ام که این کار را انجام دهند.
    ولی سوالی که سالها ذهن منو در گیر کرده است که آیا می توانم از سبک آزاد نویسی برای نوشتن متن های علمی و تحقیق استفاده کنم. در واقع سوال من این است که منتقد درونی من می گوید بیخود! الکی که نیست! این متن علمی و خشک است. متنهای صبحگاهی و غیر علمی حالت آزاد را می پذیرند.
    ایده های خوبی داری. لطفاً ایده بده. در ضمن دوست دارم در زمینه رونق این سایت با شما همکاری کنم.

    1. سلام علی جان
      دقیقاً از همین روش استفاده کنید.
      کتابی هم با عنوان پیش نگارش منتشر شده که تقریباً به استفاده از همین روش در نوشتن مقالات علمی میپردازه.
      برای گفتگوی بیشتر میتونید ایمیل بزنید یا در تلگرام در خدمتم.

  127. با سلام دوباره
    در امتداد مطلب قبلی، فراموش کردم نام کتاب را بنویسم که البته تقریبا معلوم شده بود. باری، نام کتاب جناب صلح جو و کتابهای دیگر ایشان که نشر مرکز منتشر کرده است به قرار زیر است:
    1-اصول شکسته نویسی
    2-گفتمان و ترجمه (خیلی حیاتی برای مترجمان جوان و تازه کار)
    3-نکته های ویرایش
    4-از گوشه و کنار ترجمه( خیلی خواندنی و حیاتی برای مترجمان جوان و تازه کار)
    سپاسگزارم

  128. شاهین عزیز سلام
    یکی دو هفته ای هست که با شما و کانالت و وبسایتت آشنا شده ام. خیلی حس خوبی دارم وقتی ازت پیامی در تلگرام میبینم و در اسرع وقت به سایتت سر میزنم. مضافا بر این که وقتی فهمیدم از فعالان متمم هستی خوشحال تر شدم و اثر تلاشهای ارزشمند آن گروه محترم و معزز، به ویژه محمدرضا شعبانعلیِ عزیز، را درک کردم. خودم البته در متمم کم کارم، خیلی کم کارم. البته توجیه مناسبی برایش ندارم ولی کماکان ارتباطم را حفظ کرده ام.
    عجالتاً وقتی مطالب این قسمت و بعضی کامنتها را از نظر می گذراندم یکی دو نکته به ذهنم رسید که با شما و سایر دوستان در میان بگذارم. این نظرها فارغ از قضاوت دربارۀ محتواست و صرفاً صورتگرایانه است:
    1-در متن وقتی از خانم جولیا کامرون نقل قولی کرده بودی، وقتی جلوتر رفتم یک دفعه متوجه شدم ایشان هم عضو متمم است! گفتم چه کرده این محمدرضای عزیز! بعد دیدم نقل قولت در جملۀ قبل تمام شده بوده. پیشنهادم این است که در این مواقع از علامت « » استفاده شود که این حالت پیش نیاید. البته شاید من کمی کُند ذهن باشم، ولی فکر می کنم اگر زیاده روی نکنیم، در خیلی از جاها می توان ، با اقتباس از شیوۀ نگارش دکتر آشوری معزز، با اعراب گذاریِ به اندازه خواندن را برای خوانندۀ متنمان آسان تر کرد.
    2- در همین موضوعِ آسان تر کردنِ خوانش متن، دیدم که بعضی از دوستان و از جمله خود شما در بعضی جاها به علت بافت غیر رسمیِ کامنتها شکسته نویسی کرده اید که البته بحثی نیست ولی صورت شکستۀ برخی کلمات آدم را در خواند دچار مشکل می کند و در حالت افراطی که بعضی نویسندگانِ عمدتاً داستانهای کوتاه به ورطۀ آن می افتند که اوضاع خرابتر است.
    پیشنهاد من در بهبود شکسته نویسی و استفاده از یک سری اصول معیار، این است که اگر تا کنون کتاب شریف جناب استاد «علی صلح‏ جو» را نخوانده اید و دوستان نخوانده اند، حتما حتما بخوانید و لذت و بهره ببرید. شما هم در معرفی آن به عزیزانِ همراهتان بکوشید لطفا. نشر مرکز منتشر کرده است.
    ارادتمند و دوستدارتان

    1. جناب وارثی عزیز
      خوشحالم که دوستان خوشفکر و فرهیخته ای چون شما دارم.
      از کامنت آموزندۀ شما بی نهایت سود بردم.
      به امید دیدار.

      1. نظر لطف شماست شاهین عزیز. امیدوارم بیشتر با شما در ارتباط باشم.
        شاد و تندرست باشید

  129. سلام شاهین جان فوق العاده بود از دیروز صبح که شروع به نوشتن صفحات صبحگاهی کردم,دو تا موضوع که بدجوری 7سال فکرمو مشغول کرده بود از ذهن وزندگیم رفت بیرون تازه فهمیدم که چرا خلاقیت وایده های نو نمیتونن توی ذهن های درگیر مسائل پیش پا افتاده رشد کنن وبارور بشن بخاطر راهنماییهای خوبت ممنون.

    1. حامد جات
      بی نهایت خوشحالم از این موضوع
      مطمئنم که برکت نوشتن صفحات صبحگاهی رو خیلی بیشتر و بیشتر توی زندگیت میبینی.

  130. سلام
    درتصویر ، جولیا کامرون، سمت چپ نشسته. به اشتباه نوشته شده سمت راست.
    ممنون میشم، اونو درست کنید.

    سایت شما خیلی خوب است. انگیزه می دهد برای نوشتن.

    1. سلام
      من متاسفانه هنوز چپ و راست رو خیلی خوب یاد نگرفتم!
      ممنونم علی جان

  131. سلام مجدد من هروقت میخوام چیزی در زندگیم محقق بشه اونو رو کاغذ مینویسم وجلوی دید میگذارم سریع بهش میرسم حالا ترسم از اینه که این نوشته های صبحگاهی که امکان داره چیزای منفی هم توش باشه توی زندگیم پدیدار بشه ممنون میشم راهنماییم کنید استاد.

    1. سلام حامد جان.
      من نگرانی تو رو میفهمم.
      ابداً نگران این موضوع نباش. من تهش رو درآوردم. راحت و بدون هیچ ترسی از تمام جنبه های مثبت و منفی زندگی خودت بنویس.

  132. سلام خوبین? ممنون از راهنمایی های خوبتون میخواستم بدونم اگه صفحات صبحگاهی رو بنویسیم و افکار منفی هم روی کاغذ بیاد باعث تحقق اونا در واقعییت نمیشه چون کاترین پاندر میگه هرچی که میخوای به واقعیت تبدیل بشه رو بنویسید.ممنون

  133. سلام روزتون بخیر؛ من یه مدته باهاتون آشنا شدم و نوشته ها و توصیه هایی ک دارینو خیلی دوست دارم و سعی میکنم بهش عمل کنم. فقط یه سوالی درمورد صفحات صبحگاهی دارم، من مدتی شروع کردم به نوشتن صفحات صبحگاهی ولی اصلا برام رضایت بخش نبود.صبح ها که بیدار میشم هیچ چیزی تو ذهنم ندارم و جز یک سری مزخرفات چیزی نمی نویسم. در عوضش شبها موقع خواب کلی حرف برای نوشتن دارم! و از نوشته هام خیلی تعجب میکنم چون برام خیلی عزیز و دوست داشتنی اند…سوالم اینه که آیا من میتونم نوشتن صفحات صبحگاهی رو به شب ها موکول کنم؟

    1. سلام فروغ نازنین
      مسیر رو درست میری. اصلاً قراره صبح ها در اوج بی حوصلگی سه صفحه مزخرف بنویسیم. ازت میخوام که ادامه بدی. نتیجۀ اینکار میتونه تو رو شگفت زده کنه.
      راستی به نوشتن صفحات شبانه هم ادامه بده. اونا هم خیلی خوبن.

  134. سلام
    من از متممی‌هایی هستم که این روزها در تلاش به روزرسانی وبلاگ و تمرین نوشتن هستم. چه قدر احتیاج داشتم این متن رو امروز بخونم و این تمرین رو شروع کنم.
    در دوران نوجوانی این عادت بی فکر نوشتن و در واقع خالی کردن ذهن رو داشتم شاید هر روز چندین صفحه! و شاید با همین پشتوانه قبل از راه اندازی وبلاگ، گمان می‌کردم نوشتن همچنان راحت خواهد بود! اما هیچ وقت به اندازه این روزها -که بعد از مدت ها می‌نویسم- متوجه نشده بودم که اتفاقاً نوشتن چه قدر سخت می‌تونه باشه! فکر می‌کنم تمرین نوشتن صبحگاهی اینگونه که شما و جولیا کامرون گفته‌اید بیش از هرچیز دیگه‌ای الان به دردم بخوره. احتیاج دارم دوباره بدون وسواس و ویرایش فقط بنویسم تا در استفاده از کلمات مسلط بشم..
    حتماً از فردا صبح شروع می‌کنم. از شما خیلی ممنونم 🙂

    1. سلام شهرزاد عزیز
      وبلاگتون رو دیدم، ماشالا دست به قلم هستین و دنیای ذهنی زیبایی هم دارید.
      مطمئن باشید که صفحات صبحگاهی شما رو شگفت زده میکنن.
      من رو هم در جریان کارتون بذارید.

  135. آقای کلانتری عزیز
    خیلی دوست دارم بنویسم ولی از اونجایی نه کتابی خوندم! و نه تجربه جالبی توی انشا نوشتن دارم! و دغدغه کنکور رو با توجه به سن کمم، توی ذهن دارم و حتی جمله سازی درستی هم ندارم احساس میکنم نمیتونم حتی یک صفحه بنویسم چه برسه به ۳ صفحه.
    نوشتن و خوندن رودوست دارم اما به این موضوع امسال پی بردم که نمیتونستم کتابی غیر درسی بخونم و از طرف دیگه هم کتاب فروشی ای توی شهر کوچکمون نداریم.
    با توجه به نوشتتون تصمیم گرفتم نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کنم با اینکه این کار توهینی به نویسندگان خواهد بود!
    دمتون گرم بابت وبلاگ خوبتون

    1. محمدحسن جان نوشتن صفحات صبحگاهی همونطور که توی متن هم اشاره شده فقط مختص به نویسنده ها نیست.
      این صفحات رو همۀ ما میتونیم با آرامش خیال بنویسیم.
      منتظر موفقیت تو هستم.

  136. سلام عزیز…من امتحان کردم چند روز ولی اصلا به خودم اجازه نمیدم همه چیزی را بنویسم مثل افکارم . موضوع های کلی توی زندگیم—-*شما هم اینجوری هستی یا همه چیز را منیویسی چون من واقعا خوشم نمیاد ریز زندگیم را بنویسم به اصطلاح سانسور میکنم؟؟/چه کنم

    1. سلام برادر
      چقدر خوب که می نویسی.
      سانسور نکن رفیق. بنویس. طعمش رو بچش. پشیمون نمیشی.

      1. امید خدا….ولی دوست دارم تو ذهنم افکارم را بالا پایین کنم…
        *–راستی یه سوال این که گفتی تا چند هفته نخونیم متن ها را دلیل خاصی داره؟؟

        1. جولیا کامرون در این رابطه مفصل نوشته.
          کتاب راه هنرمند شاید بتونه مفید باشه برات محمدجان.
          منم سعی میکنم در این رابطه بنویسم.

  137. سلام شاهين جان
    من هم چند سالي هست تخليه احساسات منفي روي كاغذ رو انجام ميدم. حتي بعد از اون برگه رو پاره ميكنم و اين حسي از رها شدگي به من ميده.
    واقعا دوست خوبي به اسم نوشتن پيدا كردم كه بدور از قضاوت،‌ احساسات من رو پذيراست.
    سجاد زماني

  138. چند وقتی میشه که هر از گاهی به وبلاگتون سر میزنم و خوشحالم که اینهمه مطالب کاربردی در مورد بزرگترین نقطه ضعفم یعنی “نوشتن” دارید.
    تقریبا هفته ای یک کتاب رو سعی میکنم بخونم و یه دنیا کلمه و عبارتای قشنگ تو ذهنم هست حتی هر جایی که میبینم کسی مینویسه یا یه جمله میگه، کلی مطلب توی ذهنم تازه میشه… در عرض چند ثانیه سرم به اندازه یک تن میشه ولی با اینحال جرات نوشتن رو ندارم!
    اوایل فکر میکردم بخاطر اینه که تایپ ده انگشتی بلد نیستم، اما الان حدودا سه ساله که تایپ رو هم یاد گرفتم ولی این عادت نوشتن رو هنوز نتونستم برای خودم تثبیتش کنم 🙁
    واقعا این موضوع بعضی اوقات فشار به ذهنم میاره…
    امیدوارم بتونم با کمک مطالب زیبایی که مینویسید منم جرات نوشتن رو پیدا کنم و بنویسم.
    در مورد نوشتن صفحات صبحگاهی هم استاد سعید محمدی که استاد تندخوانی هم هستند، در یکی از جلسات به همین موضوع اشاره کردن و گفتن که باعث تقویت حافظه میشه و تمرکز رو بشدت بالا میبره، میگفت مثل یک بچه ای میمونه که هی میخواد حرف بزنه و شما نمیذارید حرفشو بزنه و ساکت بشه، همون اول صبح هر چی به ذهنتون رسید رو بنویسید و بذارید این کودک آروم بشه. در این صورت تمرکزتون بالا میره.
    حالا این “کودک” برای من بعضا تبدیل به “غولک” میشه.
    دوسالی هست که برای تثبیت عادت هام از نرم افزار اندروید Rewire استفاده میکنم. این عادتی که شما محبت کردید اشاره کردید رو بهش اضافه میکنم و امیدوارم با دیدن اینکه تونستم عادت های دیگه ای رو به ثبت برسونم، تشویق بشم و این عادت رو هم به لیست اضافه کنم.
    یه دنیا ممنونم.

    1. سحرجان
      شما که ماشالا قلم خیلی خوبی دارید و این از همین کامنتی که گذاشتید هم معلومه.
      نوشتن صفحات صبحگاهی رو شروع کنید و مطمئن باشید که به نتایج خوبی میرسید.
      خیلی از دوستانی که طی ماه های قبل نوشتن این صفحات رو شروع کردن الان شاهد دستاوردهای ارزشمند صبح نوشته ها توی زندگیشون هستن.
      راستی چه سایت زیبایی دارید، بیشتر به روزش کنید. من از این به بعد حتما سایتتون رو دنبال میکنم.

  139. بی نهایت سپاسگزارم از دست و دلبازیتون برای نشرِ دانشی که دارین. با تمام وجودم قدردانِ این درسِ بزرگی که به من دادین هستم. من از همین امروز شروع میکنم.

    1. سمانه عزیز
      تمیدورام صفحات صبحگاهی زندگی خلاقانه شما رو دگرگون کنن.
      من رو هم در جریان پیشرفت کار قرار بدید.

      1. شاهینِ عزیز
        متشکرم بابت وقتی که واسه جواب دادن به من گذاشتی. من امروز صبح زود برای اولین بار صفحاتِ صبحگاهیم رو نوشتم. شاید باورت نشه اما دیشب از شوق نوشتن این صفحات درست نخوابیدم. اما به جرات می تونم بگم که تجربه ی شگفت انگیزی بود. با تمام ِ قلبم سپاسگزارم.
        راستی امروز روزِ معلمه، روزت مبارک.

        1. سمانه عزیز
          یک دنیا ممنون از محبتت
          امیدوارم صفحات صبحگاهی تغییرات مثبت و شگفت انگیزی رو توی زندگیت ایجاد بکنن.

          1. سلام شاهینِ عزیز

            اگه روزی به من بگن با دیدن یا شنیدن اسم شاهین کلانتری یادِ چی میفتی؟
            من در جواب می گم: شاهین کلانتری فقط و فقط یک خواستنه.
            آقای دکتر شریعتی : آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست

            خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند

            اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم، یک خواستن مطلق شویم

            و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

            1. سمانه سجادی نازنین
              با کامنت های خوبت من رو شگفت زده میکنی.
              بهترین ها رو برات آرزو میکنم.

  140. به نظرم راهکار فوق العاده ای هست. امیدوارم بتونم به انجام هر روزه اش متعهد باشم.
    واقعا لطف بزرگی در حق من کردین.

  141. سلام و روز بخیر … امروز سایت متمم و بعد مطالب خوب سایت شما رو پیدا کردم و خوشحالم.
    این روزها در حال خواندن کتاب راه هنرمند بودم و نوشته شما برام خیلی جالب بود. ممنون بابت اینهمه نوشته های خوب و ارزشمند

    1. ممنون از لطف و محبتت یلدای عزیز
      من شیفته ی کتاب راه هنرمند هست، کتاب نبرد هنرمند رو هم بخونید.

    1. عزیز
      خیلی خوشحالم که دوباره وبلاگت رو به روز می کنی.
      من با دقت و لذت میخونم.

  142. با عرض سلام خدمت نویسنده جوان و پر انگیزه …
    اینکه من چطور شد که این حا اومدم و تقریبا 2 3 روزی هست که توی بلاگ شما چرخ میزنم … بهتون تبریک میگم بابت انتخاب این مسیر… و شما همیشه در بوکمارک های من قرار گرفتین از این پس..
    اما یه نکته … خیلی ها هستن مثل من که درگیری های کاریشون طوری هست که نوشتن صبح گاهی رو نمیتونن انجام بدن … مثلا منی که حدود 5:30 ممکنه برم سرکار و 9 شب برگردم … عموما وقتی برای نوشتن صبحگاهی نمیمونه …
    ولی واقعا دوست دارم که بنویسم.. من از بچگی کتاب خوندن ر دوست داشتم و دارم ..وجدیدا هم کتاخونیم رو هم زیاد کردم …
    اما من جدیدا برای اینکه بنویسم دچار یه ابهام شدم …
    ابهام از اینکه :
    چی بنویسم(دغدغه موضوع )…
    چقدر بنویسم….
    ازکجا شروع کنم…
    اینم بگم که من تقریبا تخصص های زیادی دارم (از وب و طراحی تجربه کاربری تا کسب و کار )…و علاقه مند به مباحث روانشناسی..
    نکته دیگه…من چون برونگرا هستم…میتونم بدون تمرین و اموزش به راحتی خیلی حرف بزنم…خیلی هم عالی و سخنوری داشته باشم… ولی در مورد نوشتن خیلی موفق نبودم… که البته تاحدودی شروع کردم که در تلگرام یه کانال برای تقویت این کار گذاشتم …
    @tazehsho
    ختم کلام … میخواستم ببینم نسخه شفا بخش شما براd کسی که تخصصش نوشتن نیست ولی دغدغش اینه که باید بنویسه چیه ؟؟؟
    ممنون … و خیلی موفق باشی

    1. سلام حسین جان
      مرسی از لطف شما
      کانال زیبا و کاربردی شما رو دیدم.
      من به زودی یه پست دباره دزدیدن وقت در طی روز و نوشتن می نویسم.
      در کنار این به نظرم اگر فرصت داشتید یه نگاهی به کتاب حق نوشتن از جولیا کامرون بندازید.
      ان شا الله یک روز از نزدیک همدیگه رو میبینیم و بیشتر درباره نوشتن حرف میزنیم.

  143. یه مدتی عادت کرده بودم صبح ها قبل از رفتن به اداره حدود یک صفحه در خصوص کارهایی که باید در طول روز انجام بدهم یا هر چیز دیگری می نوشتم و شب ها هم چند صفحه ای به دلخواه خودم و هر چی که به ذهنم می رسید از اتفاقات روزانه و … می نوشتم.
    مدت کوتاهی هست که وبلاگم رو راه اندازی کردم و سعی می کنم هر روز بنویسم.
    با این حال بعد از خوندن پست شما قصد دارم نوشتن صفحات صبحگاهی رو جدی تر بگیرم به این شکل برای نوشتن تمرین بیشتری داشته باشم.
    نوشته ها و قلم شما هم برایم آموزنده است.

    1. سلام بر معصومه خزاعی عزیز و گرامی
      راه اندازی وبلاگتون رو تبریک میگم. علاوه بر مطالب جذابی که توی وبلاگتون نوشتی، سایتتون گرافیک جذابی هم داره.
      کامنت های شما رو توی روزنوشته و متمم میخونم و همیشه از سطح بالای فکر و نوشته های شما یاد میگیرم و لذت میبرم.
      با آرزوی بهترین ها برای شما

  144. با سلام به دوست خوب متممی عزیز اقای شاهین کلانتری و سپاس از معلم گرانقدر که علاوه بر مطالعه و یادگیری در دانشگاه متمم باعث شده هر روز با وبلاگ یکی از دوستان خوب متممی آشنا بشم و از تجربیات ارزشمند و نکات مفیدشون بهره ببرم . با وبلاگ شما از طریق خوندن اولین صفحه ، تمرین صبحگاهی هدایت شدم که قطعا مطمئن هستم تصادفی هدایت شدن من اینجا به این صفحه ، پاسخ به درخواست یکی از خواسته های من از کائنات بوده و انگیزه و مشوق من خواهد بود برای ادامه به نوشتن . دست نوشته های من بصورت پراکنده بوده و یا حاصل تراوشات ذهنی من در زمانی که برای آرام شدنم نیاز به نوشتن داشتم البته نوشتنی توام با هراس از انچه که مینویسم . ولی همیشه چیزی که برام اهمیت داره اینه که از نوشتن لذت میبرم و ارومم میکنه . سپاس از شما بابت نکات ارزشمندی که اشاره کردید و با امید به اینکه این کار رو به عنوان عادت روزانه برای خودم تثبیت کنم .

    1. سلام بر مزگان عزیز و گرامی
      همیشه به داشتن دوستان هوشمند و فرهیخته ی متممی چون شما افتخار میکنم.
      امیدوارم نوشتن صفحات صبحگاهی به یکی از عادت های ثابت شما و به نوعی به اولین کار شما بعد از بیدار شدن تبدیل بشه و تاثیرات مثبت نوشتن صفحات صبحگاهی رو به وضوح توی زندگیتون ببینید.

  145. من نوشتن روزانه رو در یکی از درس‌های کارگاه عزت نفس یاد گرفتم:
    https://goo.gl/3clxvg
    روزانه 15 دقیقه. اون هم هر چی که به ذهنم می‌رسه.
    البته بعد از اینکه کامنت شما رو هم درباره نوشتن دو صفحه در متمم خوندم، تصمیم گرفتم به جای زمان، روی تعداد صفحات تمرکز کنم.
    حالا هم سعی می‌کنم همون صبح اولین کاری که می‌کنم این نوع نوشتن باشه.
    به نظرم یه تفاوت اساسی که این نوع نوشتن داره اینه که چون دارم برای خودم می‌نویسم اون هم بدون رعایت هر اصول و قواعدی، هر آنچه در ذهنم هست روی کاغذ می‌یاد. که به نظرم بعدا با مرورش یه جور خودشناسی هم به حساب میاد. البته بعضی از قسمت‌ها رو نگه می‌دارم ولی بعضی‌ها رو هم بعد از چند روز، دور می‌ریزم.
    در کل به نظرم نوشتن معجزه‌ای هست که هر کس اونو برای یه مدت کوتاه تجربه کنه، بهش ایمان میاره ؛)

    1. طاهره جان
      به توجه به استعداد خیلی بالایی که در نوشتن دارید، مطمئنم نوشتن صفحات صبحگاهی تاثیرات فوق العاده ای روی کار شما خواهد داشت.
      راستی یه چیز جالبی هم هست که بعد از مدتی نوشتن قطعا تجربه می کنید، من از حجم کاغذهایی که روی هم جمع میشن خیلی لذت میبرم.
      وقتی میبینم تمامی تجربیات روزهای قبلی یه سند فیزیکی هم دارن بیشتر برای نوشتن تشویق میشم!

  146. سلام

    روزانه نويسي هاي من دقيقا همين ويژگي ها رو دارند با اين تفاوت كليدي كه شب قبل از خواب انجام ميشه !
    انگاري براي خالي كردن ذهن م هست و هر وقت ننويسم احساس ميكنم يه گوشه مغزم باد كرده !! چون حرف هاي توش رو در كاغذ پياده نكردم .

    1. سلام سمیرا گرامی
      نوشتن در هر ساعتی از روز مفید و خوبه.
      من هم سعی میکنم شب ها قبل از خواب چند خطی بنویسم. معمولا اگر سوالی داشته باشم روی کاغذ می نویسم تا شاید توی خواب بتونم به جوابش برسم.
      اگر دوست داشتید صفحات صبگاهی رو هم امتحان کنید.

  147. سلام امروز تجربه کردم عالی بود اول گفتم یعنی میتونم 3 صفحه بنویسم ولی نوشتم
    ممنون میشم راهنمایی کنید وب سوالات پاسخ بدهید

  148. سلام شاهین جان
    دمت گرم! دوباره نوشتنم را مدیون تو و نوشته‌هایت دربارۀ نوشتن هستم. من به این دلیل که مدتی کار ویراستاری می‌کردم، ناخودآگاهم را خفه کرده بودم و منتقد درونم جان گرفته بود. تمرین‌های تو عجیب کمک‌کننده بود.
    راستی تمرین سه‌صفحه‌نویسی را (برخلاف گفته‌ات) با صفحه کلید انجام می‌دهم؛ ولی یاد گرفته‌ام به پشت سرم نگاه نکنم، حتی اگر مطمئن باشم با غلط املایی یا تایپی می‌نویسم. نتیجه‌اش مثبت است.

    1. سلام صابر عزیز
      خوشحالم که می نویسی، خیلی دوست دارم نوشته هایت را بخوانم.
      نوشتن لذت بخش ترین تجربه ی این روزهای من است.
      از داشتن دوستانی که از نوشتن لذت می برند نیز به اندازه نوشتن لذت می برم.
      موفق باشی.

  149. سلام.
    نوشته‌ی فوق العاده‌ای بود، واقعا ترغیب کننده بود برای شروع این کار. و بعد از ارسال این کامنت به طور جدی بهش فکر خواهم کرد.

  150. بازم یه ایده قشنگ که از زبان شما می شنوم شاهین عزیز، هر چند قبلاً هم شنیده بودم این کار خوبه ولی آن شنیدن زیاد تحریکم نکرد که امتحانش کنم.
    اگر میشه از تجربیات خودت بیشتر در این زمینه برامون تعریف کن.
    فوق العاده بود. انشالله که امتحانش میکنم.

    1. سلام علی رستمی گُل
      چشم، حتما بیشتر می نویسم.
      حتما صفحات صبحگاهی رو امتحان کن و از تجربه ی خودت برام بنویس.

  151. تقریبا یک ماهی میشه که به این راهکار که البته قبلا گفته بودی دارم عمل می کنم ، البته مصادف شدنش با امتحانات باعث شد بعضی روزها به خاطر ساعت بد امتحان نتونم بنویسم چیزی ولی نسبتا میشه گفت وفادار بودم
    به هر شکلی هم شده تلاش کردم کمتر از ۳ صفحه نشه هیچ وقت اما موضوعی که آزارم میده و نمیدونم آیا قابل اعتنا هست یا نه اینه که اکثر نوشته های من شده ذکر اتفاقات روزمره و بعضی وقتا نگرانم که چرا من نمیتونم حرف نویی بنویسم یا خلاقیتی تو نوشته م اعمال کنم و فقط دارم حوادث تکراری رو به شیوه گزارش نویسی منعکس می کنم روی کاغذ

    1. حسین عزیز
      خوشحالم که نوشتن صفحات صبگاهی رو جدی گرفتی، امیدوارم بزودی نتایج مثبت اون رو توی زندگی خودت ببینی.
      به هیچ عنوان نگران این نباش که حرف نویی در صفحات صبحگاهی نداری. فقط و فقط بنویس.
      هر از گاهی حرف های جولیا کامرون رو مرور کن.

  152. سلام شاهین جان :
    از نحوه نوشتن باید متوجه بشویم که سالها دست به قلم دارید . پیشنهاد خوبی رو مطرح کردی برای من نوشتن صبحگاهی به عنوان یک تمرین می تواند در تثبیت عادت روزانه ام موثر باشد ،من هم به توصیه دوستان یک نرم افزار به نام habits نصب کردم که کار های روزانه را به من اطلاع می دهد امروز هم تکلیف نوشتن صبحگاهی رو اضافه کردم . امیدوارم این نوشتن به یک عادت خوب و ترک نشدنی ما اضافه شود زیرا امروزه آنقدر درگیر های زیادی داریم که وقتی می خواهیم از یک عادت منظم حرف بزنیم که در موردش عمل می کینم شاید چیزی در ذهنمان به یاد نیاید. از نوشتن نباید هراس داشت زیرا تنها راه ارتباطی با درئن خودمان و تشخیص راه از کوره راه می تواند لذت بخش باشد در ضمن خواندن وبلاگ دوستان متممی هم خالی از لطف نیست گاهی حسرت می خورم چرا زودتر با این دوستان آشنا نشدم ولی امروز درس های زیادی است که برای یادگیری آنها تلاش می کنم منجمله نوشتن در وبلاگ .

    1. درود بر حسن کشاورز عزیز
      امیدوارم از نوشتن صفحات صبحگاهی لذت ببرید و نوشتن این صفحات برای شما مفید و موثر باشه.
      همیشه کامنت های خوب شما رو در متمم و روزنوشته ها دنبال میکنم.
      موفق و سلامت باشید.

  153. صفحات صبح گاهی پر فایده ترین کار بیهوده ایه که هر آدمی تو زندگیش باید انجام بده. کتاب راه هنرمند میتونه استارت خوبی برای تغییر تو زندگی باشه.

    1. درست میگید ماهان عزیز، کتاب راه هنرمند نکات کاربردی و مفید بسیاری داره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *