10 پیشنهاد عملی برای دهه هشتادی‌ها

10 پیشنهاد عملی برای دهه هشتادی‌ها+کلیپ

پیش‌حرف:

نوجوانی من شگفت‌انگیزترین سال‌های زندگی‌ام بود، بسیاری از بهترین دستاوردهای زند‌گی‌ فعلی‌ام را مدیون کارهایی هستم که با شور و انرژی در سال‌های نوجوانی انجام دادم.

توی این مطلب می‌خواهم برای دهه هشتادی‌ها بنویسم. کم‌سن‌ترین آن‌ها حالا در مرز ده سالگی است، و سال‌دارترینشان نیز تازه به بیست سالگی نزدیک می‌شود.

من به دهه هشتادی‌ها خوش‌بینم. و نوشتن برای آن‌ها را بسیار دوست دارم. دلگرمم به دهه هشتادی‌ها که به قول نیما غربال به دست از عقب کاروان می‌آیند.

دهه‌هشتادی‌های عزیز در این مطلب از چیزهایی نوشته‌ام که به نظرم مفید و مهم به نظر می‌رسند.  این‌ها نصیحت فرض نکنید. صرفاً پیشنهادهای یک دوست بدانید.

1

از موسیقی خوب دور نیفتید

فقط به آهنگ مُد روز گوش نکنید. موسیقی خوب گوش بدهید؛ مثلاً موسیقی کلاسیک.  با شنیدن منظم موسیقی کلاسیک گوش خودتان را خوش‌سلیقه‌تر می‌کنید.

شوپن، موتزارت، بتهوون، باخ و…

این اسم‌ها را بشناسید. دربارۀ زندگی آن‌ها بخوانید.

2

به برقراری رابطه با آدم‌های دیگر اهمیت بدهید

بیرون بزنید و پیاده‌روی کنید. اگر کاری گیرتان آمد امتحان کنید؛ با بزرگ‌تر از خودتان بگردید. دوست اصلی من در دورۀ نوجوانی بیست سال از خودم بزرگ‌تر بود. اما چون هنرمند بزرگی بود، من چیزهایی بسیاری از او آموختم که خب، ممکن بود هرگز از هم سن و سال‌های خودم یاد نگیرم. (قدرت وبلاگ‌نویسی باعث شده بود تا من با آن هنرمند بزرگ دوست شوم.)

3

با صدای بلند خودتان را ابراز کنید

عقاید خودتان را بیان کنید. از اینکه احمق به نظر برسید نترسید. کسی از یک نوجوان کم سن توقع حرف‌های کاملاً سنجیده و فیلسوفانه ندارد، مهم این است که صدایتان‌ را در سینه‌تان حبس نکنید. من در دورۀ دبیرستان، تقریباً هر روز سر صف مدرسه همراه با مدیر سخنرانی می‌کردم. چرا چنین فرصتی داشتم؟ چون می‌خواستم. من به فعالیت‌های فوق‌برنامه بیش از برنامۀ اصلی کلاس درس اهمیت می‌دادم. اگر هنوز در مدرسه هستید عضویت در شورای دانش‌آموزی مدرسه را از دست ندهید. شاید گاهی بیهوده به نظر برسد. اما مطمئن باشید نتایجش در آینده مثبت خواهد بود.

4

با اخبار ذهن خودتان را آلوده نکنید، به جایش…

مطلقاً از تماشای اخبار پرهیز کنید، خبربازی فقط ذهن شما مشوش و آلوده می‌کند. به جایش نگاهی به تاریخ معاصر بیندازید، کمی تاریخ بخوانید. حتی شده در حد ویکی پدیا. بیوگرافی چهره‌های شاخص گذشته را بخوانید. شناختن این آدم‌ها خیلی مهم‌تر است که اخبار مسخرۀ روز است.

5

این فرصت شگفت‌انگیز را از دست ندهید

 

6

فیلم خوب ببینید

سینمای ایران دست خالی است. تماشای کمدی‌های سخیف بیش از آنکه دل ما را شاد کند، لوده‌تر و خنگ‌ترمان می‌کند! به جای اینکه مدام دنبال فیلم‌های جدید باشید، بعضی از فیلم‌های خوب قدیمی را چند بار ببینید.

فیلم موردعلاقه من:  فیلم شب‌های روشنِ فرزاد مؤتمن و سعید عقیقی را حتماً ببینید.

7

نگذارید شبکه‌های اجتماعی ذهن شما را تنبل کند

به محتوای کوتاه و سطحی اینستاگرام و توییتر و… اکتفا نکنید، هیچ حکمت ارزشمندی از طریق محتوای کپسولی به شما منتقل نمی‌شود، همت کنید و کتاب‌های کت‌وکلفت بخوانید. هنوز سرخ و سیاه استاندال را نخوانده‌اید؟

از شبکه‌های اجتماعی برای رشد خودتان استفاده کنید. چگونه؟ با تولید محتوا.

اگر می‌خواهید آیندۀ فکری، مهارتی و شغلی بهتری داشته باشید از همین الان با تولید محتوا برای خودتان برند شخصی بسازید.

8

بنویسید

آنکه می‌نویسد را از آنکه فقط به صورت شفاهی حرف می‌زند جدی‌تر بگیرید. فرق فرهنگ کتبی و شفاهی را بفهمید. نوشتن یعنی دقیق بودن، افکارتان، ارزش‌هایتان و اهدافتان را مکتوب کنید.

وقتی چَت می‌کنید، به‌جای نوشتن یکی دو تا کلمۀ بی‌رمق، چند تا جمله بلند و درست‌ودرمان بنویسید.

اگر خیلی جدی و مصمم هستید، حتماً صفحات صبحگاهی را هر روز بنویسید.

9

ذوق بصری خودتان را ارتقا دهید

نقاشی نگاه کنید، فرق پیکاسو و ونگوگ را بفهمید، انقدر سطحی نباشید که با تماشای منظره‌های بی‌رمق و سیاه‌قلم‌های آماتوری شگفت‌زده شوید. گوگل زیر دست شماست فرق ولاسکز و کاراواجو را بفهمید. والپیپر گوشی‌تان گاهی اوقات می‌تواند یکی از نقاشی‌های سزان باشد.

10

یادگیری غیر درسی اولویت اولتان باشد

چشم‌بسته همۀ توصیه‌ها و نصیحت‌های نسل‌های قبلی را جدی نگیرید. ابراهیم گلستان می‌گوید:

«نگاه کن. ببین. بخوان، اما هر چه را که می‌خوانی قبول نکن یک‌هو. بسنج.

یادگرفتن نه یعنی از بر کردن. نه یعنی قبول کردن. گاهی یادگرفتن یعنی قبول نکردن.»

نگذارید شمارا آن‌قدر کوچک کنند که رؤیاهایتان توی درس‌خواندن و قبولی در دانشگاه خلاصه شود.

کتاب بخوانید، آموزش‌های خارج از مدرسه و دانشگاه را جدی بگیرد. با این نوع از یادگیری و مطالعه است که به استقلال فکر می‌رسید.

شما آیندگانید.

 

چند پیشنهاد برای مطالعۀ بیشتر: مدرسه نویسندگی | نقشه راه نویسندگی | تولید محتوا | کپی رایتینگ | معرفی کتاب | کلاس‌ها و دوره‌ها | دانلود رایگان کتاب نویسندگی آنلاین 
شاهین کلانتری در مدرسه نویسندگی | تلگرام | اینستاگرام | توییتر | ویرگول | لینکدین

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

29 مرداد 1404

29 مرداد 1404

8 شهریور 1395

8 شهریور 1395

17 خرداد 1400

17 خرداد 1400

8 خرداد 1396

8 خرداد 1396

270 پاسخ

  1. حرفاتون خوب بود
    ی حرف دارم برا کسایی که درباره ما بد میگن تو سایتام زیاد دیدم بد بگن و این خیلی ناراحت کنندس لطفا اگه حوصله خوندن کل متنو ندارین اخرش رو بخونین
    ما دهه هشتادیا چه گناهی کردیم که اینطور میگین دربارمون؟
    همش میگن چه سایتا چه نزدیکان چرا انقد سرتون تو گوشیه؟
    خود من تو گوشی بهترییین دوستام هستن اهنگ هست فیلم هست درس هست کتاب هست برنامه نقاشی هست همه چی هستد تازه گوشیم نه قضاوتمو میکنه نه بدمو مسگه اونوقت تویی که این حرفو میزنی چی داری برا من؟ چیکار میتونی برا من بکنی بجز اینکه قضاوتم کنی و بد بگی دربارمو مسخرم کنی هان؟
    یا میگن چرا انقد پرویین بخدا اشکم در میاد اینجوری دربارمون میگین
    ببینین شما نسلی بودین که نمیتونستین حرفتونو بگین البته این بد نبوده یجورایی یه احساس حیا داشتین اما ما نسلی هستیم که به این معتقدیم اگه خوب بامون باشن خوبیم باشون اگه بد باشین بی احترامی کنین مام حرف دلمونو میزنیم درستشم همینه چون اینکه طرف چون بزرگتره هر چی خواست بت بگه ولی تو نتونی چون بچه تری نا عادلانست
    یکی دیگه از چیزای زجر اور دربارمون مسخره شدن بخاطر علایقه
    طرف دوست داره موسیقی گوش بده یا بخونه و بنویسه بخصوص تو دخترا هی میگن حیاش کو؟ چراحیا نداره؟ دخترو چه به این کارا؟ بجا این کارا برو فلان کن وادفاز؟ اخهچه ربطی داره علایقمونه دوست داریم دنبال هدف و علاقمون بریم
    یا طرف دوست داره بره هنرستان میگن تنبله یا میگن تو برو دکتر یا مهندس شو هنرم کنارش ادامه بده
    اخه خانوم اقا مثلا بچه شما دکتر شد مدرک گرفت ولی وقتی به پزشکی علاقه نداره دیگه به چه دردیش میخوره؟ و..
    یا بخاطر تیپمون بابا دوست داریم چرا محدود میکنین چرا باعث میشین بچتون عقده یچیزیو داشته باشه هان؟ واقعا اشکم در میاد وقتی اینا یادم میاد الانم با اشک مینویسم💔
    🔺اگه کل متنو نخوندین اینو بخونین حرف دل خیلی از ماست🔺حرف اخر و اصلیم اینه توروخدا جون هرکی دوست داذین بزارین مام زندگی کنیم جون هرکی دوست دارین مام انسانیم ببینین ما انسانا اومدیم که زندگی کنیم و ازش لذت ببریم تا وقتی که به هم اسیب نزنیم چه روحی چه جسمی خواهش میکنم بخدا افسرده میکنین بچتونو اینطوری اینطوری گند میزنین تو اینده بچه بی گناهتون میدونم فایده نداره حرفام ولی شده یخورده گوش بدین..:)

  2. سلام ودرود بهتون آقای کلانتری
    خیلی ممنون ازشما بابت این حرف های دوستانه وزیبا🌷

  3. سلام اقای کلانتری
    خیلی لذت بردم و سعی میکنم که به بیشتر راهکار ها عمل کنم
    ممنونم از این نوشته ی منسجم و دقیق

  4. والا آقای کلانتری مگه پدر مادرا میزارن ما بریم بیرون قدم بزنیم. من میرم تو حیاط قدم بزنم میگن کجا میری!؟

  5. آقا کلانتری من به فکر یک شغل هستم جدا از درسم یاد بگیریم چند وقت یه فکرم مشغول شده پیشنهادی برای من دارید

  6. من 10 رو کاملا موافقم میخام طراح بازی باشم و همچنین میدونم استعداد نویسندگی بازی رو دارم ولی اصلا رشته اش وجود نداره تازه من الان درحالی که خیلی از هم سن هام فقط اسم برنامه نویسی رو شنیدن چند بار فقط،من از طریق اینترنت 1 زبان برنامه نویسی رو کاملا تسلط دارم با اینکه 13 سالمه . خودم اون رزی رو میبنم که شاید اصلا لیسناس هم نداشته باشم و یه جورای حکم بی سواد رو دارم ولی هم موفقم هم همه کاره هم هم ثروت دارم البته اشتباه نکنید من درسم همیشه خوبه . . .

  7. منم همین احساسو دارم انگار یه رباتم که فقط حرف مامان و باباشو گوش میده تا میخوای خودتو اپدیت کنی هی گیر میدن من خودم دوس دارم تاجر یا یه فریلنسر باشم اما مامانم بابام اصلا کل فامیل میگن باید پروفسور بشی 😐

  8. 😔من مامان بابام انقدر سختگیرن که حتی نمیزارن یه دوست داشته باشم😔
    نمیدونم چجوری بعضیا انقدر دوست و رفیق دارن😕
    کلا تو دنیا یه نفرو دارم که اون رو هم فقط از پشت گوشی میبینم😔
    امیدوارم خدا یه نگاهی به من هم بندازه😓

    1. خب اینجوری که نمیشه تو باید یاد بگیری با یه نفر ارتباط برقرار کنی/اصلا یعنی تو بیرون نمیری یا پارک اینا نمیری یا با دوستای مدرست قرار بزاری برین بیرون

  9. آرزوم اینه که اونجوری که باید زندگی کنم یعنی از همه نظر درست، نمیخوام خودمو تو درسام غرق کنم اینجوری همچین حسی نخواهم داشت، اما متاسفانه یکساله که این رویه رو پیش گرفتم و احساس راکد بودن و افسردگی دار چون من همیچین آدمی نیستم و همیشه دلم میخواسته و میخواد همه کاری بکنم و مفید باشم حداقل برای خودم امیدوارم خوندن این مطلب خود حقیقیم رو بیدارکرده باشه امیدوارم.

  10. سلام آقای کلانتری من واقعا با شماره 10 خیلی موافقم من خودم ارزو دارم یک فوتبالیست بزرگ بشم تا حدی که تو لیگ جزیره بازی کنم ولی خانوادم می گن این کار ریسکه اونا فقط به پول و مادیات فکر می کنند ولی این ارزوی منه اونا هم درک نمی کنن یا اینکه می گن داری از درس فرار می کنی و تو بی هدفی ولی کاملا بر عکسه

  11. به نظرم خیلی مطالب جالبی بود سعی خودم رو می کنم تا به بیشتر آنها عمل کنم ولی به شخصه حس می کنم بعضی از آن هارا دارم
    مثل روی پای خود وایسادن و مستقل بودن یا اینکه روی حرفی که اعتقاد داری محکم وایسی

    1. زنده باد. چقدر عالی.
      بهت تبریک می‌گم.
      با قدرت ادامه بده.

  12. با سلام و خسته نباشیدخدمت جناب عاقای کلانتر واقعا خیلی این ده مطلبتون خوب بود دقیق خواسته و حرف های دل من بود ولی باز خانواده ها اصلا این ها رو قبول ندارن و معمولا طرز فکرشون قدیمیه کاش هم خانواده هامون درک مون میکردن این مطلی اخری همه خیلی درست بود من که خیلی ها مخصوصا خانواده ام میگن درس به درد نمیخوره و نخون با حرفاشون دل منم یه جوری میشه در حالی که یه عالمه ارزو دارم واسه اینده ام

    1. داداش مهم حرف اونا نیست طرز فکرشونه . . . “اجازه نده کسانی که رویاتو نمیفهمن جلوی رسیدن به اهداف تو بگیرن”

  13. با دهمیه به شدت موافقم بقیشون نه زیاد خوشم نمیاد میدونین من درونگرام و مواقعی که حرف بزنم همه نابود میشن منم این فرصتو از دست نمیدم

  14. من یه دهه هشتادیم و ازینکه ک این نسلم افتخار میکنم
    اینکه خیلیا حال دلمونو نمیفهمن و ب قولی درکمون نمیکنن خوشحالم میکنه چون بهم یاداوری میشه من ادم متفاوتیم با عقاید و افکار متفاوت ک نتیجش میشه ی اینده ای قرار نیست مث مال پدرا و مادرامون باشه
    راستش توی همین سن پایینمون ک تقریبا۱۷،۱۸ساله ها هستن تجربه هایی کسب کردن ک شاید ۳۰ساله هامون هنوز ب درکش نرسیدن من خودم متوحه این هستم ک چقدر تو خیلی موضوعا از پدرمادرم جلو ترم خیلی خرافه ها و فکرای قدیمی تو کتمون نمیره دنبال حرفای منطقی میریم
    البته ناگفته نمونه ک درست نسل سوخته واقعی ما هستیم چون مجبوریم خودمون دنبال خیلی جیزا بریم و یاد بگیریم و تجربه کنیم چون خیلیا مارو بچه فرض میکنن از گفتن خیلی چیزا امتنا میکنن
    راستش اینده ی سری از ماها در اینده خیلی درخشان خواهد بود
    تکلیف ی سریامون ک مشخصه دنبال چین و کجا سرگرمن اما واقعا خوشبحال اوناییمون ک فک میکنن از فرصت استفاده میکنن
    من با افتخار ی دهه هشتادیم ک باوجود همه و همه مشکلا و نفهمیده شدنا خودم خودمو فهمیدم و دلیل حال خوب خودم شدم بدون اینکه بخام ب کسی نیاز داشته باشم
    همونطور ک‌استاد مظفریان میگن دهه هشتاد درسته تنبل ترین نسله اما باهوش ترین نسله
    فقد لازمه باور کنیم و بریم ب سمتش…
    من باور دارم ک همه ما باهم میتونیم یه جهان و تغییر بدیم شمام باورش کنین

    1. خیلی داری درست میگی موافقم باهات من درونگرام اگه حرف بزنم هرکی که باهاش حرف میزنم حساب کار میاد دستش درموردم فکر بد نکنید البته
      من زیاد نمیحرفم با دوستام میحرفم و کسایی که اذیتم کنن و نابود می کنم اونا نابودم کردن منم با این کار دلمو خنک می کنم
      بیشتر از فیلما و کتابا یاد گرفتم تا مدرسه البته اینترنتم بی تاثیر نبوده
      درموردم فکر بد نکنین اگه خیلی اذیتم کنن نابود می کنم
      ممکنه متفاوت باشم و همیشه الکی لبخند بزنم
      ولی
      خوبه که هیچ کس نمیفهمه من چی تو سذم دارم
      اگه میبینی دارم اینجا میتایپم کل اتفاقات زندگیمو نتایپیدم

      1. میدونی چیه قشنگی دهه ما اینه که هیچوقت کسی خود واقعیمونو نمیبینه تا زمانی که خودمون نخوایم کسی حتا نمیتونه واقعیتمونو تصور کنه همه یه نقاب خوشگل خندون رو صورتمون داریم که میترسیم کنارش بزاریم چون بعدش حصله توضیح نداریم
        خیلیا هستن میان رو این دهه تحقیق میکنن ک مثلا بشناسن یچی دستشون بیاد اما باید گف ما خودمون خودمونو نمیشناسیم شما میخای چجور به نتیجه برسی
        و در انتها باید بگم با همه عادات و اخلاقای زشتی ک داریم(ازنظر دیگران)پرچممون بالاست و دنیارو تغییر میدیم و تبدیلش میکنیم ب۶ه اونی ک میخایم

  15. سلام
    می خوام حرف بزنم از کسایی بگم که هیچکی به جز خودشون هم دیگرو نمی فهمن اینا نه می دونن باید چیکار کنن نه می دونن باید کدوم راهو برن نه ….
    اینایی که میگم همه نادیدشون می گیرن همه رد شون می کنن کسی حرفشونو قبول نمی کنه اینام بر دیده شدن رو دستشون خط می ندازن تو فضای مجایی چیزی که نیستن رو نشون میدن
    اینا دهه هشتادیان که دارن می سوزن حواسش نیست
    منم دهه هشتادی ام …
    به نظرم فقط می تونیم باهم مه همه چی برسیم باهم که باشیم دیده میشیم باهم که باشیم نوشته هامون خونده میشه باهم که باشیم تغییر ایجاد می کنیم
    من،به باهم بودن اعتماد دارم
    پس باهم باشیم ☺

  16. سلام آقای کلانتری از مطالبتون لذت بردم و واقعا عالی بود
    من متولد 86 هستم و در خانواده مذهبی بزرگ شدم و هیچ وقت اونها برای قبولی باور هاشون در مورد پوشش ب من اجبار نکردن چون من خودم ب این نوع پوشش علاقه مند بودم البته با اینکه من فکر می کردم مادرم از این اتفاق خوشحال بشن اما باز هم از من انتظار داشتم ک ریز ب ریز مثل ایشون باشم اما من تا حالا هیچ وقت اینرو قبول نکردم
    با همه اینها یه جورایی انگار ب من اعتماد ندارن البته خودشون می گن ک ب جامعه نمیشه اعتماد کرد ولی من کامل متوجهم و با توجه ب هم دوره هام بسیاری از نکات رو ب خواست خودم رعایت می کنم اما انگار پدر و مادرم نمی بینن نکات مثبتم رو یا شاید هم ب چشم یک وظیفه ب کار های من نگاه می کنن
    با اینکه الان از مدرسه رفتن من هفت سال می گذره اما در کمال تعجب وقتی ک دارم وارد دبیرستان میشم حتی یک دوست هم از دوره دبستانم ندارم انگار هیچ وقت کسی رو پیدا نکردم ک بفهمه من چی می گم و من الان تنها هستم خیلی تنها
    درتلگرام و اینستاگرام فعالیت ندارم و فقط تو برنامه آپارات عضو هستم و الان یک ماهی میشه ک فیلم می ذارم و مجبورم این موضوع رو از چشم اعضا خانواده دور نگه دارم
    آقای کلانتری من مشکل خواستی تو زندگیم ندارم فقط ازتون خواهش میکنم راهی ب من نشون بدین ک بتونم با خانوادم کنار بیام

    1. سلام فاطمه عزیز
      همین که داری تو اینترنت مطالعه می‌کنی و کامنت می‌ذاری گام خیلی مهم و موثریه.
      پیشنهاد من اینه که برای خود یه وبلاگ بزن و خیلی جدی و منظم وبلاگ‌نویسی کن.
      اینجا می‌تونی بیشتر بخونی در این رابطه:
      وبلاگ نویسی

    2. عزیزمممممممممممممممممممممممممممم
      جدی؟
      نگران نباش چن سال دیگه میری دبیرستان و بعدشم دانشگاه بعد دیگه میتونی آزاد تر باشی
      منظورم حجاب و عقاید نیست البته
      حجاب و عقاید کاملا مربوط به خود انسانه

    3. فاطمه تو دقیقا مثل منی!
      منم متولد 86 هستم. خودم خیلی علاقه دارم آهنگساز بشم و همچین بفهمی نفهمی یه چیزایی از موسیقی سرم میشه ولی مامانو بابام اجبار میکنن که حتما یه رشته ای مث ریاضی و تجربی بخون منم مجبورم ک به حرفشون عمل کنم

  17. مطالعّ مفید و هدفمند مهمترین توصیه‌ای هست که باید به نسل جدید کرد.

  18. سلام بر شما اقای کلانتری
    متاسفانه سازماندهی جامعه مدرن به گونه ای هست که انسان را بین دو لبه گاز انبر قرار داده و فشار وارده انرا تا سطح تامین نیازهای سطح یک به پایین میاورد و امکان مطرح شدن چنین نیازهایی
    را برای او بسیار دشوار تلقی میگردد
    و همین در پی این موضوع سبب میشود که. انسان به وقت گذرانی و پایین اوردن سیکل مصرف نیازهایش بپردازد مثل مطالعه مطالب زرد دیدن … مصرف غذآهای اماده و موسیقی های بی محتوا و …
    البته نمی خواهم از دین و مذهب دفاع کنم اما انسان مدرن تبدیل به موجودی شده که به خود و وقت و عمر و اطرافش را به عنوان سرمایه نگاه نمی کند بلکه فقط بدنبال آن است که همه چیز را فقط مصرف کند و این از نطر بنده بدلیل گرایش بیش از حد و وابستگی به مادیات است

  19. سلام آقای کلانتری خسته نباشید
    من یلدا هستم 12 سالمه و به کتاب و نویسندگی علاقه دارم .
    و متاسفانه خیلی سرم تو لپتاب و گوشیه .
    دوست دارم بنویسم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم و یا چ موضوعی و انتخاب کنم .

  20. سلام
    نظراتو که می خوندم دیدم بیشتر ما مشکلاتمون شبیه همه!من می خوام یه وبلاگ برای نوجوون ها درست کنم توی موضوعات مختلف(موسیقی,فیلم,طراحی و …)شاید هرکدوم از ما نتونیم تنهایی یه وبلاگ رو به روز نگه داریم ولی فکر می کنم با هم از پسش بربیایم.هرکس که دوست داشت یکی از نویسنده های وبلاگ بشه بیاد به آدرس زیر و یه نظر بده و بگه که می خواد نویسنده بشه(درباره ی هر موضوعی که می خواد توش فعالیت داشته باشه)
    http://nojavoon.mihanblog.com/
    (یه وب قدیمیه که به لطف میهن بلاگ همه ی پستاش پاک شده!!!!)

    1. من می خوام بیام اما میهن بلاگ تعطیل شده وبتو عوض کردی پیام میزاری؟
      این مال منهhttp://detectivbahar.blog.ir/

  21. سلام آقای کلانتری خیلی خیلی ممنونم از شما… شاید چند خط توصیه برای یه آدم سطحی نگر چیز جالبی نباشه… ولی میخوام بدونین همین توصیه ها برای ما نوجوانهایی که به آدمهای موفق دسترسی نداریم چقدر ارزشمنده… میشه ازتون خواهش کنم در مقام یک بزرگتر موفق کتابهایی رو بهم معرفی کنید که در نوجوانی خوندید و به نظرتون تاثیرعالی داشته… از قبل ممنونم.

    1. سلام به روی ماه عزیز دل
      مرسی از محبتت.
      حتما حتما بزودی یه مطلب اختصاصی می‌نویسم و کتاب‌ها رو معرفی می‌کنم.

  22. سلام استادعزیز
    من هفده ساله هستم و میخوام یه وبلاگ واسه خودم داشته باشم ولی نمیتونم و هرکار میکنم نمیشه.میشه کمکم کنید؟

    1. بیان و بلاگیکسم باحالن ولی قالبا کمن تو نت براشون
      من تو بیان دارمhttp://detectivbahar.blog.ir/
      اگه دوس داشتی یه سر به انجمن بیکر استریت هم بزن اونجا هم خوبه
      اگه ازت پرسید کی معرفیت کرده بگوSherlocka1985

  23. سلام
    از کاراتون خیلی خوشم اومد فکر کردن رو دارید رواج میدید من یه پیشنهاد داشتم : چرا یه گروهی یه چت رومی چیزی تو یه جایی باز نمکنید عالی میشه که اگه تو تلگرام باشه عالی ؛ یه چندتا از کامنتا رو خوندم دیدم جای یه همچین گروهی خالیه و تو کامنتا گفته بودند که با این راهی که انتخاب کردن تنها موندن ، درست هم میگن این مشکلو منم دارم و با این گروهی کمی از این مشکل برطرف میشه .
    راستی طی آمارگیری جهانی چن سال پیش ۹۷٪ مردم مطالعه آزاد ندارند که مطمئنم الان بیشتر شده و راحت میشه نتیجه گرفت که اون ۹۷ درصد از جامعه اصلا فکر نمیکنند (البته این دلیل نیست ولی میشه روش حساب کرد) .
    همینطور داشتم میگشتم تو مطالب دیدم چه جالب آمار کسانی که فکر نمیکنند ۹۸ درصده😳😳 و این فاجعست شما فکرشو بکنید از هر ۱۰۰ نفر دو نفر فکر میکنند اونم اگه درست باشه 🤦‍♂️ یه جورایی فکر شده استعداد و از این استعداد خوب استفاده کنید که واقعا نعمته .

    1. سلام به روی ماهت
      گروه قبلاً داشتیم، با هزار عضو. الان هم هست. ولی من فرصت حضور در گروه رو ندارم.
      خیلی خیلی درگیرم. و باید پروژه‌های زیادی رو مدیریت کنم.

      چه آمار جالبی رو نقل کردی.
      راستی چرا برای خودت یه وبلاگ نمیسازی؟

      1. سلام خسته نباشید واسه تلاشتون
        وبلاگو بهش فکر نکرده بودم باهاشم آشنایی ندارم و فعلا امسال کنکور دارم وقتشم ندارم واسه همین به گروه اشاره کردم
        اینجا بحث کردن زیاد فایده نداره اگه شما واسه کمکی چیزی یا هرکسی خواست این آیدی تلگراممه :
        @raoofnabi

    2. من به شخصه مطالعه درسی ندارم:))
      ولی از کتابا و نت و فیلما بیشتر یاد گرفتم تا تو مدرسه
      مدرسه چیزایی که دوس داری رو یاد نمیده همینطور چیزایی که مهمن

  24. درود بر شما
    یکی از بیشترین چیزایی که نسل ما(دهه هشتادی ها) بهش احتیاج داره واقعا احترام متقابله.بهشون احترام بگذارین تا بازخوردشونو ببینین باهاشون حرف بزنین نظرشونو بپرسین .فرقی نداره سینما،موسیقی،سیاست،مذهب ،سلامت و..؛ ما ازینکه دیگران مارو ارزشمند میدونن و گفت و گو میکنن لذت میبریم.امروز اخرین روز از 18 سالگیه منه و چقدر دوست دارم که اتفاقی سر از اینجا دراوردم.خارج از دهه هشتادی بودن ،دختر بودن،زندگی در ایران و نظام اموزشی ناکارآمد و مبتنی بر حفظیات قسم میخورم چیز زیادی از نوجوانیم حس نکردم و دو سال اخرم تنها و فقط در هزار توی کنکور سراسری دست و پا زد.با همه ی اینها هیچ وقت عمیقا نخواستم که فقط به یک چیز بسنده کنم. گفتن تنها چند بیت در کلاس سوم ابتدایی مادرم را خوشحال کرد اما نه به قدری که ورود به دنیای کمی هنری تر را ممکن کند.بعد از آن من فقط به نوشتن انشاهای عجله ای همکلاسی هایم بسنده کردم.دایره ی دوستانم در راهنمایی قدری زیاد بود که در دو هفته میتوانستم هر روز را با یک بگذرانم.اما خانواده مانع همه اینها شد و من همه را یکی یکی خط زدم. صادقانه بگویم باور کسی که حالا هستم کمی سخت است.تنها باری که مجبور به صحبت با روانشناس شدم او بی ملاحظه مرا به راونپزشک پاس داد و مرا ویران کرد.اما به خودم اجازه ندادم که باور کنم.همان طور که دلم نمیخواهد هیچ نوجوان و جوانی فکر کند کافی نیست.با خواندن کامنتها کمی گریه کردنم اما نه از روی ضعف بلکه برای بیداری ذهنهای جوانی که به دنبال تکاملند و با وجود محدویت هایشان هرمان خودشان هستند.
    با آرزوی سلامتی برای همه شما.

    1. کیمیا جان
      چقدر زیبا و هوشمندانه نوشتی.
      پیشنهاد می‌کنی ذوق خودت رو در نوشتن دست کم نگیری.
      بهترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که یه وبلاگ خوب داشته باشی و مدام به روزش کنی.
      مشتاقم ببینم چه میکنی.

  25. البته بازم میگم منظورم از ما این نیست که خودمو روشنفکر میدونم بلکه فقط برای راحتی جمله گفتم ما خوشحال میشم پاسخ نظرمو بدید و دوستی مثل شما داشته باشم اسم واقعیمم اورامان نیست( دختر هستم یه لحظه شک کردم اورامان اسم دختره یا پسر)

    1. خسته نباشید،شما برای خوندن تاریخ چه کتابی رو معرفی میکنید؟
      من پکیج بازاریابی و تولید محتواتون رو گرفتم خیلی خوبه،ولی من خودم یه مشکلی داشتم،چند وقت با اینستا که در دسترسم بود ی کارایی کردم ولی خب بنظرم مطالب من ب درد تولید محتوا و جذب افراد نمیخورد ،انقدرم یک هفته اول استرس نوشتن متن و افزایش فالوور و لایک داشتم به این نتیجه رسیدم ک کلا اینستارو پاک کنم.

      انقد شما خوبین و راهکاراتون عالی علاوه بر کمک گرفتن تو نوشتن و این طور چیزا من تو قسمت مشاوره هم از شما کمک میگیرم،ی راهکار بدین برای کاهش حسودی ب نویسنده های دیگه😂😂بخدا این مشکل خیلیاس یا اگه برا خیلیا نیست برا من مشکل بزرگیه، انقدر خودمونو با دیگران مقایسه میکنیم از مسیر هدفمون دور میشیم با اینکه میدونیم فلان نویسنده ک الان انقدر لایک میخوره چند ساله داره کار میکنه…ولی فکر کنم ما دهه هشتادیا دوست داریم سریع کار پیدا کنیم و تو هدفمون موفق بشیم همه چیزو سریع و بدون زحمت میخواییم بقیرو نمیدونم ولی من خودم خیلی عجولم ک سریع به اون چیزایی که تو ذهنمه برسم.
      *************
      و اینکه خیلی دوست دارم کلاس نویسندگی خلاقتون حضوری شرکت کنم انشالله هرچه سریع تر شرایط برگذاری کلاس جور بشه، ولی تو پیج اینستاتون شرایطشو دیدم ترسیدم ،فکر میکنم قبولی تو مصاحبش سخت باشه.

      1. سلام مهتاب نازنین
        خوشحالم که اینجا هستی دوست خوش ذوق من.
        1. برای خوندن تاریخ راستی نمی‌دونم چه کتابی رو بهت معرفی کنم. چون نمیدونم دقیقا چه دورۀ تاریخی مد نظرت هست.
        2. درک می‌کنم چی میگی. این مقایسه کردم واقعاً مثل سم می‌مونه و آدم رو مسموم میکنه. به تدریج باید تمرین کنی تا بتونی ازش فاصله بگیری. من هم سعی می‌کنم دوباره چیزهایی در این رابطه بنویسم.
        3. پیشنهادم اینه که وبلاگ بزن تا از این مقایسه‌ها دور باشی. فضای وبلاگ خلوت‌تره.
        به امید دیدار
        برام حتما بیشتر بنویس.

        1. سلام شاهین در مورد وبلاگت صحبت هایی باهات دارم تو تلگرام بهم پیام بده
          آیدیم:@nimaheidary

          1. سلام نیمای گرامی
            فرصت چک کردن پیام‌های تلگرام رو ندارم.
            اگر نکته‌ای هست لطفاً همینجا بنویس.

  26. سلام زیاد اهل حرفای معمول آره مطلبتون عالی بود و عاشقش شدم و اینا نیستم*_*(هرچند واقعا عالی بود) اما من می خوام انتقاد کنم نه از مطلب شما از اون چیزایی که هر روز دور و اطرافمون میبینیم آدمایی هستن که جامعه بهشون میگه روشنفکر اهل هنر کتاب فرهنگ پر از ایده های نو اما یه آدمای دیگه ای هم هستن یعنی تقریبا 80 درصد جامعه که این روشنفکرا بهشون میگن سطحی بی درک گیر کرده تو عهد قاجار آدمایی که اوج احساسشون گریه کردن پای سریالای ترکی اوج درک هنریشون حیرت از سیاه قلمای دم دستی و مسخره و اوج کتاب خوندشون رمانای عاشقانه(البته نمیشه گفت عشق)و اوج صحبتشون درمورد زن فلانی و دختر فلانیه و این روشنفکرای محترم نهایت کارشون برای این قشر خندیدن و مسخره کردن و اگه فرصتی پیش اومد و ته احساسی بعد از قدم زدن وسط جنگل براشون موند دلسوزی و تاسف خوردن و حتی تنفره عجیبه پس اگه قرار نیست کاری واسه دنیا بکنیم پس فایده ی خوندن کتابای هزار صفحه ای و قدم زدن تو گرگ و میش صبح چیه شمارو نمیدونم ولی من میگم اگه خدا خواسته ما دوتا پله از سطح جامعمون بالاتر باشیم(نمی گم خودم هستم)برای سرگرمی نبوده هرکسی رسالتی داره و رسالتی که خدا روی دوشمون گذاشته جمع شدن دور هم و سخنرانیو خوشگذرونی با دوستای مثل خودمون نیست اون 80 درصد جامعه اینارو نمیخوان یه دوست می خوان که دیدشونو یواش یواش و با صبوری روی یه چیزایی باز کنه(دوستی که وسیله ی خدا برای از یه زاویه دیگه دنیارو دیدن باشه) دوستی که بهشون بگه باشه تو باارزشی من اگه چهارتا کتاب از تو بیشتر خوندم بهتر از تو نیستم دوستی که یه جلوه دیگه از دنیارو نشونشون بده ما باید یه دوست باشیم و لذتی رو که خودمون میبریمو به بقیه معرفی کنیم و حتی یه لحظه حتی توی ذهنمون کسی رو قضاوت نکنیم به کسی نگیم سطحی و خودمونو برتر ندونیم
    +راستی اینم بگم که منم دهه هشتادی ام و 15 سالمه و بازم ممنونم از فضایی که برای صحبت در اختیار ما گذاشتید و به نظر من الان تو قرن 21 فاصله روشنفکر و جامعه باید از بین بره و روشنفکر باید عاشق جامعه باشه و کاری که ما میکنیم باید انتقال عشق خدا به مردم باشه

    1. سلام عزیز دل
      خیلی خوبه که تو این سن کم سعی داری که تحلیل کنی و با نگاه عمیق‌تری به موضوعات داشته باشی.
      بهت پیشنهاد می‌کنم اگر وبلاگ نداری، حتما برو سراغ وبلاگ نویسی. چون مایه این کار رو داری.

    2. سلام حرفاتون قشنگ بود .
      اول میخوساتم بگم اون فاصله وقتی از بین میره که جامعه انتقاد پذیر باشه و توی انتقادهایی که واسه یه آمار که خودم دستم بیاد از اطافیانم گرفتم از ۳۰ ۴۰ نفر غیر یکی دوتاشون الان هتا باهام حرف نمیزنن وایه همین یا نباید ارتباط برقرار کرد یا در صورت وجود نباید حرف زد که هیچ کدومشون نمیشه واسه همین این بین فاصله میوفته .
      و دوم اینکه واقعا عالیه تو ۱۵ سالگی این چیزارو میفهمید دو تا کتاب هس که خودم هنو نتونستم تهیه‌شون کنم ولی واسه انتقاد پذبری و تعصبی بودن که هممون داریمشون عالیه :یکی تفکر زائد و دیگری فراسوی خشونت که هردو کتاب از کریشنا مورتی است که یکی از استادهای سهراب سپهری بود و مطمئنا تنهاییای سهراب یکی از دلایلش همین فاصله بوده که دوباره مطمئنا این کتاب باعث شده از دیگران درو بشه.
      البته نباید دنیای سوفی رو هم فراموش کرد(یک رمانی از تاریخ فلسفه که خواننده رو به فکر کردن درباره ی دوربریاش وادار میکنه) که واقعا ارزش چندین بار خواندنو داره .

  27. سلام اقای کلانتری مطالبتون مثل همیشه مفید و بدرد بخور بودن ولی متاسفانه اضطراب اجتماعی دارم. حتی نمی تونم با هم سن وسالام ارتباط برقرار کنم چه برسه به پیدا کردن دوست بزرگتر از خودم!
    چطور می تونم این اضطرابو شکست بدم؟

    1. شایان عزیزم
      نگران نباش.
      منم مثل تو شدم.
      اما بعداً تونستم روابط گسترده و خوبی رو شکل بدم.
      پیشنهادم اینه که زیاد کتاب بخون. کتابای خوب بخون.
      سایت متمم هم خیلی میتونه کمکت کنه.

  28. سلام شاهین جان.
    خیلی ممنون بابت این اطلاعات مفید…!
    راستش میخواستم یکم درباره وضعیت خودم بهتون بگم :
    من جایی زندگی میکنم که یک ایران بهش میگن مناطق محروم.
    جایی که من هستم مردمی داره با ارزو های کوچیک…!
    و بزرگترین ارزو اوناها هم میتونه این باشه که بچهاشون دکتر یا مهندس بشن و از این شهر یا استان برن!
    الان که این مطالبو برای شما مینویسم ۱۷سالمه و من از ۱۴ سالگی فهمیدم یه سر و گردن از بقیه همکلاسی هام تو نوشتن بالاترم. از طرف دوست و معلم تشویق به نوشتن میشدم ، بعد از چند وقت یک فصل از رمانمو نوشتم و وقتی در پایان کار مطالعش کردم دیدیم وسعت دایره لغاتم بسیار بسیار کم و محدوده، پس از ۱۴سالگی تا الان مطالعه کتاب رو شروع کردم، در این مدت کتاب های مختلفی خوندم و هنوزم مشغول مطالعه هستم …! اما میدونید ما از امکانات زیادی محروم موندیم ، مثلا اینجا کلاس نویسندگی نداره، یا تو کتابفروشی ها بجای اینکه بهترین رمان ها موجود باشه ، چندتا رمان ابکی ارزون قیمت هست و بقیه کتابای کتاب فروشی مربوط به موضوعات دینیه⁦⁦🤦🏼‍♂️⁩، از اینکه بگذریم شما گفتید با افرادی که سن بیشتری نسبت به شما دارن رفاقت کنید(پدرم همیشه برعکس اینو میگه) ، اما واقعا اقای کلانتری وقتی کسیو اینجا پیدا نکردم که مثل خودم کتابخون باشه یا علاقمند ب موسیقی و…
    من از چه کسی میتونم مطالب جدید یاد بگیرم؟
    بازم به لطف فضای مجازی بود که تونستم با چند نفر اشنا بشم و بهم کمک کنن تا از این سطحی که هستم خودمو یکم بالاتر بکشم …!
    هنوزم نمیدونم دارم چیکار میکنم، از طرفی عاشق مطالعه رمان هستم و عاشق نویسندگی، از طرفی تو رشته ایی درس میخونم که هیچ ربطی به خودم نداره.
    البته انتخاب همین رشته ایی که بهش علاقه ندارم میتونه بهترین انتخاب باشه ! میدونی چرا ؟ چون اینجا کسایی که به هنرستان میرن که واقعا هیچی حالیشون نیست، و تو هنرستان درس نمیدن و تهش یه مدرکه به همشون میدن .
    راهی که من دو یا سه سال برام زمان میبره ، بقیه هم سن هام تو استان های بزرگتر و پیشرفته تر توی یکسال یا چند ماه میتونن طی کنن!
    راستی اقای کلانتری ، این کتابخوندن و توجه به اثار هنرمندان به نظرم خیلی خوبه، ی تمایزی بین من و همکلاسیام و یا بهتره بگم اطرافیانم ایجاد کرده که این خیلی لذت بخشه(اما این حس خود برتر بینی نیست که بعضی کتابخونها به اون دچار میشن) اما عیب بزرگی که داره ، بجای تشویق مورد تحقیر قرار میگیری، و هیچکسم درکت نمیکنه!
    یاد ی جمله ایی افتادم :
    «از رنگین کمون واسه نابینا حرف میزدم»
    و در اخر فقط میخوام بگم:
    دارم از مسیری میرم که هیچکدوم از اطرافیانم توش قدم نذاشتن ، و بیشتر اوقات از مسیر خارج میشم …!
    چون این یک راه جدیده؛ البته برای من و اطرافیانم!

    1. میم عزیز
      من کاملاً درکت می‌کنم. می‌فهمم که چه محدودیت‌‌هایی رو تحمل می‌کنی.
      اما همینکه می‌تونی بیای اینجا و کامنت بذاری، یعنی اینکه تو امکاتات لازم رو داری.
      هزاران هزار کتاب هست توی وب فارسی که می‌تونی نسخه پی دی افشون رو بخونی.
      و هزاران هزار مقاله.
      پس از اینجا دور نیفت.
      برای من بیشتر بنویس.
      وبلاگ‌نویسی رو جدی بگیر، و حتی یک روز هم متوقف نشو.
      فقط چشم بدوز به نیمۀ پر لیوان.

  29. خیلی ممنون از حرف های و راهنمایی های خوبتون میخواستم یه راهنمایی بگیرم ازتون من میخوام یک رپر بشم وقتی به دوستام ازم میپرسن میخوای چیکاره بشی من میگم رپر بعدش اونا سر من میخندن میخواستم یدونم دلیل اینکه سر من میخندن چیه من من به اونا گفتم میخوام دزد بشم که سر من میخندن من میخوام یه هنرمند بشم

    1. چرا که نه
      خیلی هم خوبه
      هیچوقت نذار کسی رویاهاتو ازت بگیر.
      یه دفتر رو اصلاً اختصاص بده به این موضوع، و هر روز ده بار پشت سر توش بنویسم:
      من می‌خوام یه رپر مشهور و فوق‌العاده بشم.
      من می‌خوام یه رپر مشهور و فوق‌العاده بشم.

  30. سلام شاهین جان
    ممنون از نکاتی که گفتی
    من یه دهه هشتادی ام و 16سالم هست و از شهر کهن داراب
    چو دیوار شهر اندرآوردند گرد ورا نام کردند دارابگرد (فردوسی)
    وقتی که نوشته هایت را میخوانم آب سردی بر پیکره وجودم می ریزد
    احساس زیبایی می کنم گویی که جهان پر از عطر و طراوت شادابی و امید هست
    پیشنهاد می کنم از سایت بنده هم دیدن کنید:
    http://hassanrafatjoo.h70.ir

    1. درود بر تو حسن عزیز
      به به داراب، شهر اردلان سرفراز بزرگ.
      خوشحال شدم کامنتت رو خوندم.
      سایت زیبا و خیلی خوبی داری.
      تو بخش دوستان من بهت لینک دادم.

  31. مطالب مانند همیشه مفید بود و البته امید وار کننده. همیشه ترجیح میدهم پس از خواندن مطالب شاهین جان حتما سری به نظرات و بازخوردهای نسبت به متن هم بزنم. این بار اما کمی تفاوت داشت. بسیاری از هم سن و سال های خودم را پیدا کردم که عقاید نزدیک به هم داریم. چند مطلب درباره تحصیل در رشته هایی که مورد علاقه بچه ها نبودند اما به اجبار و برای خوشنودی خانواده انتخاب شده بودند هم خواندم . دوستان من ! باید بگویم که من عمیقا شما را درک می کنم و می دانم چقدر سخت است که شوق درس خواندن در رشته مورد علاقه را پنهان کنی تا که مبادا دیگران ناراحت شوند. پیام من به شما این است که برای نویسنده شدن و پرورش ذوق آن و شکوفایی تان تنها یک راه وجود ندارد. در کنار هر کاری که دارید ، رشته تحصیلی و… فقط کافی است کمی تلاش کنید و خود را از تنبلی ها و ترس هایی که شما را از نویسندگی دور می کند، برهانید تا به اهدافتان برسید. خودم را برایتان مثال می زنم که در شهرستانی نه چندان معروف و بدون امکانات برای پرورش ذوق نویسندگی زندگی می کنم و جالب ترش این است که امسال هم انتخاب رشته می کنم و یقینا رشته تجربی انتخاب من است. در کنار تمام مشکلات و تنبلی ها و ناامیدی هایی که دیگران در گوشم نجوا می کنند هر روز می نویسم و جالب ترش اینجاست که به آینده نویسندگی ام امید دارم. از شما می خواهم که خودتان را باور داشته باشید و راهتان را در هر شرایطی ادامه دهید و نگذارید که حرف های دیگران شوق و استعداد شما را از بین ببرد… .

  32. به نکات بسیار خوبی اشاره کردین واقعا میزان اهمیت مواردی که توضیح دادین بسیا بالاست…
    متاسفانه در دوره نوجوانی به دلیل محدودیت و نوع تربیت خانوادگی از این دو مورد دور بودم:

    – به برقراری رابطه با آدم‌های دیگر اهمیت بدهید
    – با صدای بلند خودتان را ابراز کنید

    با اینکه سال ها از دوره نوجوانی ام می گذرد اما با این حال در حال حاضر مشکلات ارتباطی و اعتماد به نفس دارم.

    1. درود
      همین که شما مشکل رو شناسایی کردید بهترین گامه برای شروع تغییر.
      باید با قدم‌های خیلی کوچیک شروع کرد.
      با آرزوی موفقیت

  33. سلام آقا شاهین عزیز
    همه چی عالی بود فقط دقیقا از یه آدم با منطق و با شعوری مثل شما شنیدن کلمه (آهنگ های مزخرف رپ) خیلی شوکه کننده بود چون دقیقا کسایی که اون صفات رو ندارن چشم بسته در مورد هرچیزی نظر میدن که الان مورد بحثمون آهنک رپ فارسه
    درسته من خودم قبول دارم بعضی خواننده هایی که دوستان گفتن کلا بی محتوا و توخالی و زرد میخونن (اسم نمیبرم) که من بشخصه اونا رو رپ خوان نمیدونم
    رپ خوان خیلی داریم که من چندتایی که بذهنم میاد رو میگم مثلا :
    یاس ، پیشرو ، هیچکس ، شایع ، حصین ، بیگرض ، هیدن ، سورنا ، بهرام (همه واقعا کارشون درسته ترتیب اتفاقیه شایدم کسایی رو نگفتم) اینا رو واقعا میشه گوش داد آقا شاهین
    من پیشنهادم بعنوان یه دوست به شما اینه حتما درباره این خواننده ها حتی در حد ویکی پدیا تحقیق کنین و اگه شد یکی دوتا کارشونو گوش کنین بعد مطمعنن نظرتون عوض میشه و تمام دهه ها حرفاتونو گوش میدن …
    بنظرم حداقل بین دهه 60,70 فرق آنچنانی وجود نداره همه سوخته ایم حتی بچه های دهه 80
    در ضمن فیلم رستگاری در شاوشنک ، کرش2006 ، ملیونرزاغه نشین ، باغبان ، سه احمق
    سریال : روانکاو ، به من دروغ بگو (چون فوق العاده آموزنده هستن)
    اینا رو هم ببینین مطمعنن بیشتر از کتابای کت و کلفت به آدم درس زندگی میدن

  34. سلام 🙂
    ممنون بابت انتشار این توصیه ها و توجهتون به دهه هشتادی‌ها. لینک این مطلب رو برای خواهر زاده‌ام ارسال کردم و ازش خواستم بازخورد بده. بعد از خوندن، برام یک ویس در واتس‌اپ فرستاد و از نکاتی که که توجهش رو جلب کرده بود و یاد گرفته بود برام گفت. تشکر کرد و گفت که خیلی خوشش اومده از خوندن این مطلب و سعی میکنه به توصیه ها عمل کنه!

    1. سلام
      زنده باد.
      چقدر کار ارزشمندی.
      مرسی به خاطر محبتتون.
      ان شا الله شما خواهرزادۀ عزیزتون همیشه شاد و برقرار باشید.

  35. میخواستم فقط چند تا نکته ی کوتاه رو که خودمم اخیرا یاد گرفته بودم رو بهتون بگم و دوستان هم استفاده بکنن.
    خب ما انسانها خیلی دوست داریم که وقتی یک کاری رو انجام میدیم, خیلی سریع نتیجه ی اون کار رو بگیریم و یک تغییر یا موفقیت ایجاد کنیم در زندگیمون. ولی لازم به ذکر است که موفقیت ها زمان می برند تا اتفاق بیفتد (گاهی یک هفته, گاهی چندین سال…). اون کسایی که خودشونو در طی اون بازه ی زمانی نباختند و هر روز سعی و تلاش کردند برای بهتر کردن خودشون (یادگیری, کتابخوانی و …) بالاخره همه ی سعی و تلاششون مرکب میشه و یک جایی به موفقیت میرسن. دقیقا مثل خود شما. اون کار هایی که در دوره ی نوجوانی انجام دادید, الان مرکب شدند و دارین موفقیت رو حس میکنید. کتاب اثر مرکب رو به همه ی دوستانی که دارن این کامنت من رو میخونن, پیشنهاد میکنم.
    زمانی که ایران بودم, به یکی از دوستانم کتاب پدر پولدار-پدر بی پول رو معرفی کردم. بعد از چند هفته بالاخره کتاب رو خوند و هر وقت منو میدید, بهم میگفت “من که هنوز پولدار نشدم… فقط وقتمو تلف کردم برای خوندن اون کتاب.” خب دوست من خیلی عجله داشت برای موفق شدن… اگه برای موفق شدن عجله داشته باشیم, میتونه آسیب جدی به روانمون بزنه. زمان مثل یک شمشیر دو لبه میمونه… اگه ازش خوب استفاده کنی, مثل یک همراه همیشگی کنارته ولی اگه ازش بد استفاده کنی, مثل دشمن باهات رفتار میکنه.
    و نکته ی آخر هم اینه که “تمرکز شما باید روی مسیر فعلیتان باشد, نه روی نتایج فعلیتان” (کتاب عادت های اتمی, صفحه ۲۷”
    برای همه ی شما آرزوی شادی و موفقیت میکنم.

    نیما

    1. درود نیما جان
      چقدر درست و زیبا نوشتید.
      واقعاً این بحث برای کامل شدن این پست لازم بود.
      لذت بردم.
      مرسی به خاطر گوشزد کردن این نکتۀ مهم.

  36. سلام آقای کلانتری. واقعاااااا فوق العاده بود. من به عنوان یه دهه هشتادی بیشتر این کارایی رو که گفتید سعی میکردم بکنم و خیلی هاشم از الان شروع میکنم تا در آینده یه آدم خوب و موفقی مثل شما بشم. جدیدا هم شروع کردم به شناختن نقاش های قدیمی و معروف و دیدن اثر هاشون و خودم هم طرح میکشم، اگه فرصت کردید طح هامو توی اینستا تماشا کنید.
    دم شما حسابی گرم ❤

    1. زنده باد متین جان
      تو خیلی فوق‌العاده‌ای.
      از استوری‌هایی که بر اساس این مطلب ساخته بودی واقعاً لذت بردم.
      شاد و موفق باشی.

  37. به نظرم نسل ما عجیب،،،غریب هست….
    اکثر بزرگترها نمیدونن نسل مارو …..
    ۲ تا از آهنگ های قدیمی که گوش میدم معرفی کنم، دوست داشتین گوش کنین…
    هم نسل های من
    فانوس
    آسمان آبی

  38. سلام و خسته نباشید اقای کلانتری. خیلی باهاتون موافقم، چیزهایی که گفتین واقعا حرف دلم بود من خودم تجربی میخونم و میبینم که خانوادم چطور از الان به اسم دکتر صدام میزننو نمیدونن که یک دنیا رنج درونم پر میشه، وقتی به علاقم هیچ فرصتی نمیدن . من تو مدرسه خیلی خوب انشا مینوشتم ، یعنی از ۹ سالگی توی کانون پرورش فکری شروع کردم به نوشتن و در مسابقات استانی مقام اوردم و در متوسطه اول بسیار انشام رو معلمم دوست داشت و حتی سال نهم به من پیشنهاد نوشتن کتاب داد و اولین گزینه اش برای فرستادن به مسابقات انشا من بودم. منم خیلی جدی گرفتمش ولی اونموقع که هنوز تعیین رشته نکرده بودم همه آرزو داشتن من دکتر شم و راه داداشم که پرستار شده وشهید بهشتی خونده و نتونسته پزشک بشه رو ادامه بدم اما یجایی منم طرد شدم و خواستم جدی نوشتن رو ادامه بدم و خواستم خیلی حرفه ای کار کنم و برم کلاس نویسندگی و از معلمم کمک خواستم اما متاسفانه خانوادم گفتن راه دوره چون یه شهر دیگست و اگر بدونید چقدر اصرار کردم در کنار درس به نوشتن هم بپردازم اما هنوز موفق نشدم. ولی الان با خوندن کتاب و نوشتن روزانه و شبانه خودمو توی بند نویسندگی نگه میدارم. بعضی وقتا کلافه میشم حس میکنم دیگه نمیشه کاریش کرد. اونقدر نوشته دارم که خودم از خوندنش حسرت میخورم که چرا نتونم اونارو منتشر کنم. یه وقتایی حالم از آدما بهم میخوره چون فکر میکنن هرکس درس خونده و دانشگاه رفته حتما ادم فهمیده ای!! من الان ۱۶ سالمه و معدلم هم ۲۰ هست اما علاقه ام هر روز به نویسندگی دو برار میشه. کاش کسی که اینو میخونه اینو بدونه که تصمیم اول و اخرت بر حسب علاقت باشه نه پول و نه شهرت ونه… خیلی چیزای دیگه نمیتونن راه علاقتو ببندن و راه اشتباه مثل یه سایه همیشه بالا سر زندگیتون افتاده. در واقع چیزی از درونتون همیشه با شما کلنجار میره اخرم یا اون علاقه میپوسه وسرخورده میشه و شما میمونین ویه عالم آرزو حسرت! یه بار به دنیا میایین اگه قراره بقیه رو به ارزوهاشون برسین پس خودتون چی؟؟ اول خودتون. والسلام. ببخشید پرحرفی کردم اما فکر کنم بتونم نظرو عقیده یه عده که منتظرن بقیه براشون تصمیم بگیرن رو عوض کنم از جمله خودم🙃

    1. مهدیه جان
      تو یه نابغۀ پرتلاشی.
      کامنتت فوق‌العاده بود.
      اینکه تو توی این سن این نگرش رو داری عالیه.
      ادمی مثل تو قطعاً میتونه کنار درسش به نوشتن هم بپردازه و نویسندۀ بزرگی هم بشی.
      خیلی از نویسنده‌های بزرگ، پزشک هم بودن: چخوف، سلین، غلامحسین ساعدی و …

      باز برای من بیشتر بنویس از خودت.

    2. بله متاسفانه درکتون میکنم
      منم محدودیت هایی داشتم ولی این محدودیت ها نباید باعث بشه که شما دست از تلاش بکشید
      منم میخواستن به زور وادارم کنن که برم تجربی ولی خودم تصمیم نهایی ام رو گرفتم که برم فنی حرفه ای من الان 16سالم هست و معدلم19.23شده خدا را شکر
      به نظرم اصلاً نا امید نشید
      حضرت علی (ع) می فرمایند: بزرگ ترین بلا نومیدی است

    3. سلام مهدیه عزیز
      نوشته ات رو که خوندم حس کردم زندگیه خودمه مو نمیزد فقط فرقش اینه که من تک فرزندم و تمام امید و آرزوی پدر و مادرم به منه!!!!
      من می خوام یه وبلاگ برای نوجوونا با سلیقه های مختلف راه بندازم و خوشحال میشم که اگر وقتشو داشتی یکی از نویسنده ها بشی و مطالبت رو منتشر کنی
      اینجا نمی تونم ایمیلم رو بهت بدم http://nojavoon.mihanblog.com/
      لطفا بیا به این ادرس و زیر یکی از پستا(دوتا بیشتر نداره,یه وبلاگ قدیمیه که اطلاعاتش به لطف میهن بلاگ پاک شده)یه نظر بزار و خودت رو معرفی کن
      امیدوارم به ایمیلت سر بزنی و این نظر رو ببینی.من برای وبلاگ دنبال نویسنده می گردم(موسیقی,طراحی,سینما,ورزش و …)لطفا اگه کس دیگه ای هم خواست یه سری بزنه

  39. سلام من بنظرم متنی که نوشتید و پیشنهاداتتون خیلی خوبه ولی باید توجه کنید که هرکسی علایق و سلایقش با کس دیگه متفاوته و قرار نیست از علایق خودش دست بکشه و جور دیگه ای زندگی کنه که بعدا حسرت انجام کارهای که دوست داشت انجام بده رو بخوره اما همه ی اینها در صورتیه که علایقش از نظر عقلی درست و منطقی و خلاف شرع نباشه که ممکنه باعث پشیمونی در آینده بشه.
    باتشکر از پیشنهاداتت خوبتون و همچنین من خودم هم حتما به پیشنهادهایی که علاقه داشتم عمل میکنم.

  40. با سلام من چند وقتیه که پادکست های “بهترین خودت شو” رو گوش میدم و لذت میبرم. کسایی که این کامنت منو میخونن, حتما پیشنهاد میکنم که حداقل یک اپیزود گوش بدن.
    امروز اپیزود شماره ۵ رو گوش دادم و احساس کردم که یه انرژی بهم داد.. اولش که اسم اپیزود رو دیدم با خودم گفتم الان یک ساعت درباره نویسندگی این چیزا حرف میزنید ولی بعد از گوش دادن پادکست نظرم کاملا عوض شد… از این طریق با شما آشنا شدم و سایتتون رو پیدا کردم و اولین چیزی که خوندم همین مقاله بود چرا که خودمم یه دهه هشتادی ام…
    .
    .
    من خیلی وقت بود که با موسیقی های “ب درد نخور” و فیلم های “چرت و پرت” وقت خودمو می گرفتم چرا که همه ی دور و بریام این نوع آهنگ هایی گوش میدادن و راستش میترسیدم که اگه مثل همه نباشم, دیگه توی این دنیا جایی ندارم تا اینکه یه روز دیگه خسته شده بودم و میخواستم یه فرد جدیدی از خودم بسازم که خوشبختانه تا امروز خیلی قوی پیش رفتم و تغییر کردم…

    1. سلام نیما جان
      خوشحالم که اون پادکست باعث شده تو به اینجا برسی.
      و چه خوب که تو با این سن کم انقدر هوشمندانه و با پیشتکار داری برای رشد خودت وقت میذاری.
      حتماً برای من بیشتر بنویس از خودت.
      شاد و برقرار باشی.

  41. اسم نوشته هاتونو یه جور صحبت کردن با یه غریبه میزارم من نه فیلسوفم نه‌چیز دیگه ای در حقیقت من یه رپکنم که شما رپ فارسیو یه جور چرندیات و خزعبلات( درسته؟ هرچی گشتم آخر نفهمیدم چجوری مینویسنش) تلقی میکنین
    ببینین من یه آدم افسردم یه جورایی اختلال شخصیت دارم و صد البته شیطان دوست منه و منم از گفتن این هیچ واهمه ای ندارم و نمیدونم برداشت شما از این جملات چیه ولی من به خاطر این مشکلات نمیتونم زیاد با آدما ارتباط برقرار کنم ولی طی این چند سال باید سعی بکنم باهاش کنار بیام
    من زندگیم تو پوچیه مطلقه و تمام روزمو تو ذهنم به سر میبرم
    درس تو شلوغ ترین دقایق عمرت میفهمی تنهایی چیه ولی دیگه باید برم سر اصل مطلب
    اکثر آدما تحت تأثیر محیط پیرامونشون قرار میگیرن و با وجود گفتن چنین چیزایی به قول خودتون راهنمایی باز به همون جنبش و جستار های وابسته بهش برمیگردن پس گفتن اینا برای اینا فرقی به حال خودشون نمیکنه ولی باعث یه جور تحول تو نویسنده میشه
    دلم میخواد بیشتر بنویسم ولی با کیبورد نمیتونم
    با اجازه از محضر پر کمالات و دانشمندانه شما بنده به خارج مشرف شوم.

    1. نگاه کن داداش گل نمیدونم این چرت و پرتا چیه که می گی اقای رپر ،گفت اهنگ های چرت رپ هم شامل اهنگ های مفهومی و زیبا میشه . شما میتونی بری اهنگ های سورنا و بهرام رو گوش کنی و به مهانی اون ها فکر کنی شاید نظرت عوض شد . حتما اهنگ های سورنا از اولین البومش تا اخرین سه ترکش رو گوش بده و همه ی ترک ها رو به ترتیب وپشت سر هم گوش بده .
      .
      .
      .
      خواهش میکنم با دقت به رایم و معنی و نحوه ی گفتن کلمات دقت کن.
      .
      .
      اینم پیشنهاد من به عنوان یک تکست نویس نه رپکن

  42. سلام خواستم بگم چرا از حافظ و سعدی و چرا از شاهنامه اسم نبردید و چرا آهنگ های رپ نه؟ همه آهنگ های رپ که بد نیستند و چرا مدیری نه؟ اکثر کارهای مدیری کنایه ای به اوضاع مملکته و این بد نیست مردم بدونن چی داره به سرمون میاد به نظر من هر کار طنزی یه حقیقتی رو پشتش داره که هر چیزی می تونه باشه درضمن مگه آهنگ های قدیمی ایران چشه؟ غوغای ستارگان یا سلطان قلب ها یا الهه ناز یا کارهای آقای مرتضوی چرا از اینا اسم نبردید؟ ولی درکل پیشنهاد های خوبی بودند و ممنون برای حمایت از دهه هشتادی ها😁😁

  43. سلام فاطمه هستم.دوست عزیز با شما موافقم و بنظرم یه چیز هایی واقعا جلف و زننده هستن و مغز یه نوجوان هم اماده پذیرش هرچیزیه . مثل باقی که با خاک و اب خوب اماده کشت بذر هست .
    ولی خب شما توی حرفاتون یجا به رپفارس اشاره کردید و توعی تخریت کردید، من کاملا مخالفم با این موضوع . در اینکه شخصیت هایی مثل تتلو لیتو سیجل جی جی نسیم و….. ذهن نوجوان رو تخریب میکنن شکی نیست . اما خب هشتن کسایی تو رپفا که تجربه ها ، سختی های زندگی ، اشتاباهات و.. خودشون رو با پدرانه ترین شکل ممکن به ما انتقال بدن . شخصیت های خوب ، موثر و کاربردی مثل شایع پیشرو سورنا حمید صفت و باقی دوستان . (یاد بگیریم تر و خشک ذو به پای هم نسوزونیم) و البته من اگه میگم رپ خوبه دلیلش اینه که من نوجوان با شنیدن این ماجرا ها و عاقبت انها به اشتباهات پی میبرم و از انها زده میشم . بنابراین سراغ چیزهایی که نباید نمیرم

  44. با سلام خدمت نویسنده محترم عمیقا با نظرات شما موافقم به جز بخش موسیقی که اون هم فقط قسمت رپ فارسی بنده خودم دهه هشتادی هستم و کاملا با کار های بتهون و موتزارت و…… اشنایی دارم و خودم هم موسیقی کلاسیک کار میکنم اما وقتی شما میگین مزخرفاتی ماننده رپه فارس در این یعنی شما از این مظر تحقیق و مطالعه انجام ندادید و اگر هم دادید بسیار سطحی بوده رپ موسیقی هست اما بیشتر از موسیقی کلامه پس ما در گوش دادن رپ باید مقصود خواننده از کلمه ای که استفاده میکنه رو بفهمیم البته که خواننده هایی هستند که فقط ابزار اخبار زرد هستند ولی خواننده گانی ماننده بهرام نورائی با علی سورنا مخاطبان خودشون رو به فکر وادار میکنند البته نه به فکر های بی فاییده به فکر های روشنگر پس ما نمیتونیم بگیم یک چیز مطلقا بد با از لحاظ اطلاعاتی بی مصرف هست بهتره چند بار با دقت و فکر کردن به متن و کاور های مختلف البوم اشتباه خوب از بهرام گوش کنید

  45. از قلم شیوا و جملات زیباتون خیلی ممنونم
    راستی من خودم خوشنویسم و عاشق هنرای سنتی و رمان هایی که از دوره ی قرون وسطی به بعد نوشته شده اند هستم و به دوستان همسن خودم رمان دنیای سوفی نوشته ی یوستین گردر رو پیشنهاد میدم

    1. چقدر عالی.
      درود بر شما.
      مرسی به خاطر معرفی این کتاب خوب.

      1. سلام
        به نظرم پیشنهادهاتون فوق العاده بودن،
        من خودم در آستانه ی ۱۸ سالگی هستم،
        تقریبا میتونم بگم خیلی باهم سن های خودم تفاهم ندارم،
        به نظرم اکثر من در اکثر دنیاهایی که اونا ازش تعریف میکنن جایی ندارم
        من عاشق نوستالژیک هستم، دنیای خودم هم غرق در روزگار قدیم هست ، اکثر موسیقی هایی هم که گوش میدم مال دهه ۵۰ یا ۴۰ هست ،،،
        و اما نوشتن تقریبا تمام زندگی منه، و به قول خودتون ،من اگر ننویسم بی شخصیتم…….
        در دنیای نوشته ها و کتاب هایی که میخونم غرق هستم و تقریبا فرمانروای ذهن من ، کلمات هستن…..
        چیزی که این روزها خیلی ذهن و زندگی منو مختل کرده
        کنکور و استرس آینده هست….
        دلم میخواد از این زمان عبور کنم
        و خودم رو در دنیای نوشته هام رها بسازم
        تا باعشق به استعدادم برسم…….

        آشنا شدن با شما و نوشته هاتون
        به من حس خوبی میده
        چون چیزهایی رو یادمیگیرم که روحم عمیق به دنبال آن هاست…..

        1. زنده باد شایسته جان
          خیلی خوشحال شدم از خوندن کامنتت.
          اینکه تو توی این سن انقدر عالی فکر می‌کنی فوق‌العاده‌ست.
          با انرژی ادامه بده.

  46. سلام آقای کلانتری عزیز
    ای کاش دنیا پر بشه از آدمایی که اینقدر واسه زنده نگه داشتن افکار و آیندمون تلاش میکنن و باعث میشن که از همین دوران نوجوونی یاد بگیریم که چطور باید زندگی کنیم.
    وقتی وارد سایتتون شدم واقعا از ته دلم خوشحال شدم که هنوز کسایی هستن که به فکر ما دهه هشتادیان و نمیزارن با فرهنگای کج و غلطی که تو جامعمون پر شده بزرگ شیم و ذهنیتی که از دنیا داریم پر باشه از شک و تردید و عقاید اشتباهی که از دوران بچگی باهاشون بزرگ شدیم.اینکه از همین دوران خودمونو اصلاح کنیم و نزاریم جامعه ای که قراره به دست ماها شکل بگیره یه جامعه ای باشه که بچه هامون آدمای بزرگی مثل بتهوون رو نشناسن،یا اینکه انقدر خرافی بار بیان که اگه فردا یه جغد بالا سرشون پرواز کرد ماتم بگیرن که قراره اتاف شومی بیفته
    اینکه اگه یک تار از موهاشون بیرون باشه تو جهنم از تار موهاشون آویزون میشن و عذاب میکشن و جزغاله میشن
    یا اینکه نقاشی هاشون ختم نشه به یک سری موضوعات حاشیه ای و بی مفهوم
    .
    یک جوری بزرگ شن که وقتی موسیقی گوش میدن از شنیدنش لذت ببرن،وقتی یه کتاب میخونن با جون و دل درکش کنن،خود واقعیشونو بشناسن و با حرف مردم زندگی نکنن و وقتی کسی باهاشون حرف میزنه جوابای منطقی و عاقلانه ای برا گفتن داشته باشن…
    من خودم 16 سالمه و شخصا عااااشق موسیقی کلاسیک و کتابای مفهومی و ساده و اصیل بودنم.حامی حیواناتم.عاااشق آواز خوندن و نوازندگی ام.هیچ تبعیضی بین ترک و کرد و فارس و شهری و روستایی قائل نمیشم.نمیزارم یک سری عقاید غلط باعث شه که دوستامو از خودم طرد کنم و نژاد پرست بار بیام.اینجوری آدما بهتر همو درک میکنن و یاد میگیرن که چطور باید زندگی کنن و از ته دل از آسمون آبی و دنیاشون لذت ببرن.
    درضمن علاقه هرکس به خودش بستگی داره و ما موظف نیستیم که علایق و عقاید خودمونو به بقیه تحمیل کنیم،ولی چقد خوب میشه که دنیامون پر شه از آدمای مهربون و مودب و علم و هنر دوست…
    واقعا ممنونم که این موقعیت رو فراهم کردید تا خودمونو خوب بشناسیم و هدفمونو واسه زندگی کردن مشخص کنیم.ببخشید اگه طولانی شد:)براتون آرزوی موفقیت میکنم

    1. سلام آیناز خوش ذوق و خوب
      چقدر زیبا و خوب و هنرمندانه نوشتی.
      واقعاً تحسین‌برانگیزه که تو این سن کم انقدر خوب و روون می‌تونی نظر خودت رو بیان کنی.
      حتماً بیشتر بنویس برای من.
      شاد و موفق باشی.

  47. وای گفتید موسیقی کلاسیک
    من عاشقشم.
    پس با اجازه‌تون چندتا از اهنگهای مورد علاقه‌ام رو معرفی میکنم تا بقیه هم بهشون گوش بدن:
    ۱. سمفونی شماره۱۴ بتهوون به اسم “moonlight”
    ۲. سمفونی شماره۴۱ موتسارت
    ۳. “دریاچه قو” پیوتر ایلیچ چایکوفسکی
    ۴.پیانو سوناتِ شماره۲ شوپن
    از قدم زدن گفتید. برای من قدم زدن همراه با گوش دادن به موزیک‌های موردعلاقه‌ام تا ته دنیا هم دوست داشتنیه. وقتی هم‌زمان با گوش دادن به صداهای رویایی از هندزفریم به ویترین مغازه‌هایی که ابزارآلات موسیقی دارن نگاه میکنم، هراز چندگاهی به اسمون خیره میشم و با یه لبخند پررنگ قوربون صدقه ابرهای خوشگلِ تو آسمون میشم و گاهی ازشون عکس میگیرم.
    قدم زدن صبح ها خیلی کیف میده وقتی خیابون پر سر و صدای همیشگی یه سکوت آرامش‌ بخش میگیره و همین باعث میشه به جای صدای گوش خراش اگزوز ماشین ها صدای دوست داشتنی پرنده ها و نسیمِ مهربون باهات هم قدم شه.
    راستی تقریبا یکی دو هفته پیش زندگی نامه هیتلر رو خوندم. اونم رویاش رو زنده به گور کرده بود.
    و اینکه اونقدر دردناک از دنیا رفته بود ناراحتم کرد.
    به حدی از برخی تفکراتش خوشم اومد که تصمیم گرفتم کتابشو بخرم!
    فقط خواستم تجربیاتم رو با دوستان شریک شم. ببخشید اگه زیاد از حد حرف زدم.
    ممنونم بابات این پست بی نظیر و توصیه های ارزشمندتون آقای کلانتری…

  48. راهکار های خوبی بود ⁦⁦⁦👌🏻⁩و البته مفید . ممنون 🌸 راستی منم خیلی علاقه به نویسندگی و شعر گفتن دارم ممنون میشم راهنماییم کنید 💎

  49. سلام شاهین عزیز
    متن خطابۀ آتشینت را برای دهه هشتادی های عزیزمان خواندم. چند نکته به ذهنم رسید و اینجا خواستم بنویسم. اما به خود نهیب زدم که این خطابۀ شاهین عزیز است و خودش می تواند کامل ترش کند. تو اگر خطابه نویسی برو و برای خودت بنویس!
    واقعا عالی بود. من سال هاست که با این عزیزان دمخور و سرگرمم. شما درست می گویید. چند وقت پیش یکی از اولیای دانش آموزانم که برای پیگیری وضع درس فرزندش به مدرسه آمده بود؛ گفت: «فلانی؛ من از آینده ای که این بچه ها برای ما می خواهند بسازند، می ترسم!»
    و من گفتم: «اتفاقا من با شناختی که از این بچه ها دارم مطمئنم و ایمان دارم که در حد نسل های قبل و چه بسا بهتر از آنان خواهند کوشید و آیندۀ ما را بهتر خواهند ساخت!» و واقعا به این مسئله ایمان دارم.
    در بین این نسل گاه افرادی را دیده ام که توان سرپرستی دانش آموزان یک دبیرستان را داشته اند و به خوبی از پس ادارۀ آنها برآمده اند. در این زمینه ابدا تعارف ندارم و شعار هم نمی دهم. برای همۀ عزیزان از دهه های: نود، هشتاد، هفتاد، شصت، پنجاه، چهل، سی، بیست، ده و اگر از قبل هم کسی باقی است، آرزوی سلامت و موفقیت می کنم. پاینده و سرافراز باشید.

    1. به به سعید جان
      کم پیدا بودی، دلتنگت شدیم.
      سعید جان کاش معلم‌هایی مثل تو بیشتر بودن، خیلی بیشتر.

  50. با افتخار ، من هم یکی از شیفتگان نویسندگی و کتابخوانی ، و از مخاطبان کاملا پیگیر شاهین کلانتری هستم . و البته ، یک دهه دهشتادی .

  51. واقعا جالب و مفید بود برام . به قول بچه ها بزرگ تر از سنت حرف میزنی خخخ

  52. ۱رپ چرت پرت نیست و شاید کسی مثل من موسیقی کلاسیک رو چرت وپرت حساب کنه پس شماره یک تون نظر شخصی هست و قابل حساب نیست
    نتیجه گیری
    مطالب تون نظر شخصی تونه ومن متسفانه فقط وقتمو تلف کردم که نظرات یه آدم ۶۰ ساله رو خوندم.
    پایان پایدار تا پای دار

  53. واقعا تاسف…
    چرا باید بیای هرچی دوست داری رو ب عنوان نصیحت بگی
    خداییش چرا بجای اسم بردن از مدیری و رپ و پاپ و ونگوگ، تو هیچ کدوم از اون نکته هات نیومدی بگی که درکتون رو ببرین بالا نیومدی بگی دیدتون رو باز کنین
    اگه رپ واقعی رو میشناختی هیچوقت نمیگفتی رپ مزخرفه (برو سورنا و فدایی و بهرام گوش کن، حرفاشون از کتابا هم عمیق ترن)
    و نکته بعدی اینکه چرا از چیزی نمیدونین نظر میدین؟
    شما از علایق از درک و از رپ و از مدیری و شاید از خیلی چیزایه دیگه مسلما اطلاعاته کافی ندارین
    و حرفه اخرم اینه که چرا فقط جواب کامنت هایی رو میدی که ازت تعریف کردن؟! مگه اسمه خودت رو نزاشتی نوسینده خوب الانم بیا با اون ذهن و قلمت، جواب کامنتایه بد رو هم بده
    امیدوارم حداقل جواب این کامنتو بدی
    “تف به این طاعون(تا اون) طبقاتی…” فدایی
    حتی اسم بردن از دهه هم عامله اختلافه دوسته عزیز …

  54. سلام آقای کلانتری عزیز.
    من وبسایت و تلگرام شما رو دارم. اما مدتی شده بود که پست هاتون رو هم تلنبار شده بود و نخونده بودمشون چون نمیخواستم سرسری بخونم و نگه داشته بودمشون برای یک موقع خوب.
    امروز خودم رو مجبور کردم و خیلی خیلیش رو خوندم. این پست رو قبلا هم خونده و بودم و به نظر توصیه هاتون درست اومده بود. خودم همه‌شون رو قبول داشتم. در مورد موسیقی نمی تونم خیلی چیزی بگم. چون هیچ وقت رپ گوش ندادم. اما سمفونی پنج بتهوون رو گوش داده‌م و خیلی دوستش داشتم.
    توی آخرین پستتون از این پست به عنوان پست های دوست نداشتنی یاد کرده بودید. چرا؟
    اینکه باعث شد حالا پای این پست کامنت بذارم، کامنت های دیگران بود.
    اونقدر وحشتناک بودن بعضی هاشون که آدم در صدد تایید اولین جمله ی کامنت هاشون که اینطوری شروع میشد:
    دهه هشتادی ها گودزیلا نیستن…
    بر می اومد!
    من دهه هشتادی هستم. 15 سالمه.
    عاشق خواندنم. عاشق نوشتنم. موسیقی خوب. کار اصیل‌. از توصیه‌تون در مورد بوف کور ممنونم. اطرافیانم ازش برام بت ساخته بودند. فقط خواستم بگم که، این هایی که این زیر کامنت گذاشتند، همه از یک جنس نیستند. اون کسی که نوشته بود همه که نباید کتاب های گنده بخونن شاید یک موسیقی ارامش بخش باشه براشون، نمیدونه که چه موسیقی چه کتاب، نبابد آرامش بخش باشه. باید دیوانه کننده باشه. باید جهانمونو به هم بریزه و افکارمون، عقایدمون رو به چالش بکشه. امیدوارم درک کنید که خیلی از دهه هشتادی ها هم اینطور فکر می کنند که دیگه از این پست بدتون نیاد.
    موفق باشید 🙂
    پ.ن: چند وقتیست‌ نامه ای توی ایمیل ها ارسال نکرده اید هااا.

    1. سلام به عزیز دلم
      اول از هم بگم که از خودن کامنتت خیلی خیلی خوشحال شدم.
      راستش من فقط به عشق دوستای خوش ذوقی مثل تو می‌نویسم. و وجود شماست که نوشتن رو برای عزیز و ارزشمند میکنه.
      خوشحالم که تو این سن کم انقدر عمیق و دقیقی.
      خبرنامه رو هم همین فردا میفرستم اتفاقا.
      فدایت.

  55. سلام . بسیار عالی بود. به نظر من این توصیه های دوستانه برای من که دهه شصتی هستم هم بسیار کاربردی و اصولی بودند. ممنونم

  56. هشتاد درصدش از نظر دهه هشتادیا مزخرفه
    پ.ن: تا در مورد رپ فارسی و دنیاش اطلاعات ندارین دربارش نظر ندین و اونو کنار خواننده های سبک پاپ داخلی نذارین

    1. واقعا اصلا شا بریم دوسه تا اهنگ رپ یاس و عرفان پایدارو گوش بدین انوقت میفهمین رپ یعنی چی

  57. سلام خیلی ازپیشنهاداتون خوشم اومد امیدوارم بتونم تاجایی که امکان داره توی برنامه ی روزانه ام جاشون بدم

    1. سلام من خیلی خیلی خیلی اتفاقی اینجا رو پیدا کردم .. خب متن جذب کننده ای بود ادم احساس میکرد دنیای ناشناخته اییه ام خب من زندگی رنگاوورنگ می خوام .. مثلا بعد از دیدن فیلم خوب بد جلف میرم توی گوگل و کلی داستان و حکایت قدیمی می خونم .. بعد از گوش دادن رپ عرفان کالبد یاس پیانوی جان مریم رو گوش میدم و یا اوقات فراغتمو با قدم زدن توی پارک صرف میکنم .. گاهی یه شعر مینویسم و گاهی به وبلاگم سر میزنم … هم به مادرم کمک می کنم و و آشپزی یاد میگیرم هم یه روزایی میرم سر کار بابام و کنار دستش کمکش میکنم من دنیایی از ترکیب همه نسل ها میخوام یه دنیای بزرگ و خاص .. این مقاله هم ثبت می کنم و بار ها و با ها می خونم و به مواردی ک مورد قبولمه عمل میکنم (ک بیشترش مورد قبول بود) مرسی از وقتی ک برامون میزارین 🤗

  58. بیخیال بابا شما دهه ما رو درک نمی کنید شما خودت یه دهه هشتادی هستی؟؟؟؟؟

  59. سلام
    من دهه هشتادیم و سیزده سالمه.در مورد قسمت اهنگا ک گفتید،من شخصا رپ و پاپ گوش نمیدم،اصلا ایرانی گوش نمیدم بیشتر ب اهنگای بریکینگ بنجامین علاقه دارم سبکایی مث هارد راک و پست گرانج اینا تنها اهنگایی هستن ک ارومم میکنن.هرکسی عقیده ای داره و عقیدش محترمه.نه؟
    بعدشم مورد اخری ک گفتید..از بچگیم ب هر چیزی علاقمند میشدم کلی حرف و بدو بیراه میشنیدم.ب ی شغل علاقمند میشدم بم میخندیدن میگفتن ب درد نمیخوره.از پرنده ها خوشم اومد بم حرف زدن و مسخرم کردن.ب سگا علاقمند شدم فقط بابام از اولش مشکلی نداشت مامانم زیاد خوشش نمیومد اما خوشبختانه تونستم نظرشو عوض کنم.وگرنه فامیل،مردم،دوستام..همشون ایستادن جلوم و کلی بم حرف زدن و همچنان دارن مسخرم میکنن.
    وقتی فهمیدن من هارد راک و پست گرانج گوش میدم “کج سلیقه” شناخته شدم و بازم مسخرم کردن “اییی!تو چی هستی؟دیوونه؟شیطان پرست؟” ادم ب خاطر علایقش باید اینقد حرف بشنوه؟..اینکه اینجوری علایق و ارزوهامو مسخره میکنن،ی جور منو کوچیک نمیکنن؟..

  60. سلام خسته نباشی
    منم دهه هشتادیم الان سیزده سالمه
    خوب درمورد قسمتی که درباره اهنگا گفتید،من شخصا پاپ و رپ گوش نمیدم،اصلا ایرانی گوش نمیدم،اکثرا دنبال اهنگای خارجیم و سبک مخصوصی رو دوست دارم.بیشتر از breaking benjamin گوش میدم سبکایAlternative metal،post_grunge & hard rock اینا تنها سبکایی هستن که منو اروم میکنن،به نظرم به عقاید بقیه هم احترام بزاریم عالیه
    بعدش مورد اخری که گفتید…توی تمام مراحل زندگیم به هرچیزیم ک علاقمند شدم مردم قضاوتم کردن.از بچگی هر شغلیو دوس داشتم بم گفتن ب درد نمیخوره.ب پرنده ها علاقمند بودم بم حرف زدن.ب سگا هم ک علاقمند شدم فقط پدرم از اولش بم چیزی نگفت،مادرم زیاد خوشش نمیومد اما خوشبختانه تونستم نظرشو در مورد سگا عوض کنم.اما دوستام و فامیلامون و بقیه مردم مث دیواری ایستادن جلوم و فقط ب خاطر علاقم کلی حرفو بدو بیراه شنیدم.حتی ب خاطر اینک ی سبک متفاوت از موزیک گوش میدادم”کج سلیقه”شناخته شدم.هرکی میفهمید من هارد راک و متال و اینجور سبکا رو دوس دارم کلی بم حرف میزد”اییی!تو چی هستی؟دیوونه؟شیطان پرست؟”ادم ب خاطر علاقه هاش باید اینقد حرف بشنوه؟..

    1. سلام!
      منم همسن شما هستم و به نظرم دلیلی نداره که به حرف دوستات توجه کنی اونا باید اونچه که تو هستی رو بپذیرن و باهات دوستی کنن…
      اگه نمیتونن خب نکن.
      تجربه کردم گفتم که شاید کمکی باشه…

  61. ای کاش کسایی که قصد نصیحت کردن دارن اول دهه هشتادیارو درک کنن بعد پیشنهادای دوستانه بدن…یکی از چیزایی که باعث شده تا بگن دهه هشتادیا نسل گودزیلان اینه که دهه هشتادیا با نسل شما فرق دارن…اونا تنهان و این تنهاییشون باعث شده از کسی تاثیری نگیرن…اجتماعی نباشن و فقط جوری باشن که خودشون دلشون میخواد…مهم نیست یه آهنگ چه محتوایی داره…شاید از ظهر شما متنش مزخرف باشه ولی گاهی دنیای پر از غم یه دهه دهشتادی رو توصیف میکنه…هرکسی یه هنری رو دوست داره…قرار نیست همه با نقاشی آشنایی داشته باشن…قرار نیست همه کتابای گنده بخونن…کتاب خوندن و نقاشی خوبه ولی همون آهنگی که به نظر شما چرته شاید آرام بخش تر باشه…هیچ وقت ادعا نکن که یه دهه هشتادی رو درک میکنی وقتی هر سال تعداد زیادیشون به خاطر درک نشد و حس بدی که از بقیه بهش دست میده خود کشی میکنن…هرکسی یه سلیقه ای داره… خیلی از دهه هشتادیا آهنگی گوش میدن که متنش حالشونو توصیف میکنه نه یه آهنگ سنتی که فقط حرفای قشنگ میزنه

  62. سلام آقای کلانتری عزیز
    کلی حرف دارم. امیدوارم از دستم خسته نشید.
    اول از همه این که تا مدت‌ها در اشتباه بودم که با نام کامل‌ام کامنت نذاشتم، هرچند دلیل خاصی هم نداشت اما چون می‌دونم هویت واقعی مهمه از الان به بعد با اسم کامل کامنت میزارم. احتمالا تا الان حدس زدین من حدودا چند سالمه ولی به هرحال منم یه دهه هشتادی‌ام.
    1.در رابطه با آهنگ، باید بگم یه مدت رپ‌های یاس و تتلو (خدا بیامرز) رو گوش میکردم. مدتی هم پاپ گوش کردم. اما این یه ماهه‌ی اخیر موسیقی فیلم گوش کردم. بیشترشون کارای هانس زیمر بودن.
    راستی اون یکی دو نفری که اومدن با توضیحات از رپ دفاع کردن، دمشون گرم. باعث شدن در نظر بگیرم یه روزی دوباره برم دنبال رپ. رپ‌های خوب و اصیل.
    2.باید بگم اگه تنبلی بزاره دوست دارم یه مدت توی یه جایی مثل کافی‌شاپ یا قنادی کار کنم. (قضیه دختر و … فعلا رو هواست😉. ولی حرفتون آویزه‌ی گوشمه)
    3.راستشو بخواید یکی دو سالیه حواسم به حرفام و زبان بدن و حتی تن صدام هم هست. اینجوری بهتره، کمتر حرف می‌زنم ولی در عوض خیلی کمتر سوتی می‌دم یا دیگران رو دچار سوءتفاهم می‌کنم.
    4.دارم تلاش می‌کنم از اخبار دوری کنم و تا حدی هم خوب عمل کردم. زمانی که کوچیکتر بودم، کتابای تاریخی زیاد می‌خوندم، سعی می‌کنم بیشتر بخونم.
    5.بوف کور رو هم ایشالا میرم سراغش.
    6.و اما یکی از دلایل اصل‌یم برای کامنت. چند روز پیش فیلم شب‌های روشن رو دیدم. بنابر گفته‌ی آقای شعبانعلی عزیز در فایل صوتی هنر شاگردی کردن، جرئت نظر دادن ندارم. 🙂
    فقط یه نکته‌ای هست. حس می‌کنم نسخه‌ای که من دانلود کردم مشکل داره. حس می‌کنم دیالوگ‌ها خیلی تند گفته می‌شن. مخصوصا در دیالوگ‌های آقای احمدی و شعرا سرعت بالا رو شدیدتر حس می‌کنم. با پایین آوردن سرعت پخش از 1 برابر به 0.8 خیلی قشنگ‌تر شد. ولی به طور کلی لذت بردم. من خودم عاشق پیاده‌روی‌ام. (فعلا نمی‌تونم پیاده‌روی شبانه داشته باشم اما روزانه چرا)
    7.یه مدت کوتاهی توییتر بودم (و هنوز هستم) ولی زیاد مفید نبوده برام. بنابراین کمش کردم و به سمت ویرگول متمایل شدم (به لطف شما). طولانی‌ترین کتابی که خوندم رمان “اطلس ابر” بود. حدودا ششصد صفحه بود. متاسفانه 9 ماه طول کشید.
    8.در این مورد حرفم یکم طولانیه، بعدا یه کامنت جدا می‌نویسم. (امیدوارم خیلی اهمال نکنم یا حرفام از یادم نره)
    9.سعی می‌کنم یکم بیشتر با دنیای نقاشی آشنا بشم. راستی تا حالا عکس لیدی گاگا رو پس زمینه نذاشتم ولی تو اون مایه‌ها یه چیزایی گذاشتم. :))
    البته بیشتر عکس نوشته میذارم پس زمینه. حتی خودم یه نقل قول مورد علاقه‌ام رو با اندک چیزایی که بلد بودم توی ایلاستریتور درست کردم. و معمولا ازش استفاده می‌کنم.
    “You either die a hero or you live long enough to see yourself become the villain.”
    هاروی دنت _ سینمایی شوالیه تاریکی
    10.خوش شانس بودم که توی دام کنکور نیفتادم و رفتم فنی حرفه‌ای.
    راستی چند روزه بعضی لینکای داخلی سایت (شایدم فقط من حس کردم همه‌شون داخلی بودن) خرابن و ارور 404 میاد.
    و راستی یه سوال فونت سایت چیه؟ اگه خاص خودتونه که هیچی ولی اگه تو اینترنت پیدا میشه، دوست دارم ازش استفاده کنم. یکی از جذابیت‌های تایپ کردن تنوع فونت‌هاست. (البته بد خط بودن خودمم موثره)

    1. حوصله نداشتم کله متنتو بخونم ولی اهنگ بت پرست معین گوش کنید خیلی خوبه

  63. بیشتر از توصیه شبیه این بود که دارید میگید اره!هرجوری که من میخوام باید باشید :/
    مخصوصا اون قسمت رپ فارسی که بنظرت مزخرفه:/
    احتمالا یا نمیدونید رپ چیه یا اونی که بهتون دادن رپ نبوده

  64. سلام آقای کلانتری. منم یه دهه هشتادی ام و چند وقت پیش 18 سالم شد. در واقع الان مثبتِ هجده هستم و باید سانسور شم.(علامت خنده)
    خیلی از خوندن این مطلب لذت بردم. کاش واقعا همه دهشتادیا اهل کتاب و قدم زدن و موسیقیِ خوب و … بودن.
    من موسیقی سنتی کار میکنم و کلاسیک هم زیاد گوش میدم. البته موسیقی باکلام هم گوش میدم که اکثرشون قدیمی ان و احساس میکنم حتی خواننده هایی که قدیما خوب میخوندن هم امروزه اکثر اهنگ هاشون خیلی بی معنی شده.حالا اشاره مستقیم نمیکنم ولی قمیشی منظورمه (علامت تاسف) .
    یه سوال داشتم ازتون. من چند وقت پیش یه کانال راه انداختم و اونجا گاهی وقتا چیزای که خودم مینویسم رو میذارم، موسیقیِ خوب معرفی میکنم و از کتاب هایی که میخونم تیکه هاییش که ذهن خودمو خیلی درگیر میکنه اونجا میذارم. البته وقتی کتابو تموم میکنم یه مرور یا یجورایی یه معرفی نامه برای کتاب مینویسم و معمولا بازدید های اون پستی که خودم راجع به کتاب نوشتم از ممبرای کانال و از بازدید های بقیه پستام خیلی بیشتر میشه و این برام خیلی جذابه. کانال رو خیلی وقت نیست راه انداختم اما گاهی وقتا به این فکر میکنم که دارم کار بیهوده ای انجام میدم. چون همه پست های کانال نوشته های خودِ من نیست و چرا وقتی یه نفر میتونه نسخه کامل یه کتاب رو بخونه باید بیاد و تیکه هایی از اونو بخونه؟ یا چرا وقتی کلی سایت برای دانلود انواع سبک های موسیقی هست یه نفر باید موزیک هایی که من تو کانال گذاشتم رو گوش بده؟
    خودم از این که چیزایی که یادمیگیرم رو به اشتراک میذارم ، درموردشون مینویسم یا چیزایی که قبلا مینوشتم و منتشر نمیکردم رو الان دارم منتشر میکنم لذت میبرم اما احساس میکنم بیهودست و احتمالا سودی برای بقیه نداره.
    خیلی دوست دارم نظر شمارو در این مورد بدونم

    1. مبینا جان تو بهترین کار رو میکنی. تو داری سلیقۀ خودت رو به اشتراک میذاری. اشتراک‌گذاری محتوای خوب خودش یه هنره.
      لینک کانالت رو برای من هم بذار.
      و با قدرت به این کار ادامه بده. چون مهم‌تر از همه چیز به یادگیری خودت کمک میکنه.

      1. بله حق با شماست. ممنون از راهنماییتون. حتما ادامه میدم
        @Lonelinesshappiness
        باعث افتخارمه که کانال رو ببینید و نظرتون رو بهم بگید . پیشاپیش ممنونم

  65. سلام
    ممنون بابت پبشنهادهای سازندتون
    منم دهه هشتادیم نمی دونم چرا ولی اغلب نسل مارو گودزیلا تصور می کنن و دست کم می گیرن نمونش دبیر نگارش بنده نمره نگارش منو نداد چون از نظر ایشون بچه ها نمیفهمن و جملات من براشون مبهمه خودم ننوشتم. الان من نمی نویسم چون کسی جز خانوادم باور ندارن.
    اما در مورد سبک رپ و هیپ هاپ باید بگم در این سبک روحیه مقاومت و شجاعت بی داد میکنه و فکر هدف دار بودن و امیدواری و به فرد منتقل میکنه البته باهر خواننده ای موافق نیستم.توصیه میکنم اهنگ های صادق واحدی و گوش بدین به شدت مفهومی و البته ادبی هست.
    تشکر

  66. سلام
    ممنون بابت پبشنهادهای سازندتون
    منم دهه هشتادیم نمی دونم چرا ولی اغلب نسل مارو گودزیلا تصور می کنن نمونش دبیر نگارش بنده نمره نگارش منو نداد چون از نظر ایشون بچه ها نمیفهمن و جملات من براشون مبهمه خودم ننوشتم.
    اما در مورد سبک رپ و هیپ هاپ باید بگم در این سبک روحیه مقاومت و شجاعت بی داد میکنه و فکر هدف دار بودن و امیدواری و به فرد منتقل میکنه .توصیه میکنم اهنگ های صادق واحدی و گوش بدین به شدت مفهومی و البته ادبی هست.
    تشکر

  67. سلام . وقت بخیر
    راستش وقتی دیدگاه دوستای عزیزم رو میخونم ، یه کمی برای هم نسلیام نگران میشم . بین این همه جمله و پند حکیمانه ، خیلیا فقط به این نظر انتقاد کردن که شما از موسیقی رپ خوشتون نمی اومد. باعث تاسفه…
    چرا یک نفر نگفت از سبک نقاشی های ونگوگ خوشم نمیاد یا چرا هیچکس نگفت کتاب سرخ و سیاه استاندال رو خونده و خوشش نیومده ؟
    نمیگم چیزایی که گفتم درسته ، اتفاقا من برادرم نقاشه و با آثار ونگوگ آشنایی داره . آثار ونگوگ دیدنیه . همینطور کتاب سرخ و سیاه فوق العاده است…اما میگم چرا تمام فکر و دغدغه ما توی موسیقی خلاصه شده ؟ بهتر نیست به جای حمایت از موسیقی رپ ، درباره بعضی کتابا بحث کنیم یا کتاب خوبی رو بهم معرفی کنیم ؟ من خودم روزی چند تا آهنگ دانلود میکنم و میتونم بگم آهنگ بازم اما چرا تا بهم میرسیم درباره چیزای مفیدتری صحبت نمی کنیم ؟
    به نظر من بهترین کاری که توی این سن و سال میتونیم انجام بدیم اینه که به هم دوره ایامون کتابای خوب و سایت های بی نظیری مثل این رو معرفی کنیم تا تجربه هم نسلامونو بیشتر کنیم و آینده بهتری رو حداقل واسه خودمون بسازیم. کاش یه کم عاقلانه تر فکر کنیم …

    1. دوست عزیز منکر صحیح بودن حرف شما نمی شم اما نقاشی ،کتاب و موسیقی هرکدوم از اینها درختی باشاخه های متفاوتی هستش .ولی نکته اونجاس ک باید تمامی این اثارو درک کرد . موسیقی و باید فهمید باید کلمه به کلمه شو درک کرد نه این که سطحی گوش داد واین موجب اموختن میشه.
      من امروز با این سایت اشنا شدم واقعا بی نظیره ؛تشکر جناب کلانتر.

  68. اين حرفا الكيه.من اين طورى بودم اما دوستم نه هميشه دقت ميكرد كار درست رو انجام بده و الآن اون درس خونده موفق شده اما من نه

  69. باسلام
    از قالب سایت و هدفگذاریش لذت بردم
    ولی باور کنید.خوب بودن رسیدن به کمال و یا رستگاری چیزی نیست که چهارچوب داشته باشه کمال توسط هرکسی تعریف میشه زندگی دفترچه راهنما نداره که مو به مو اون رو انجام بدیم و به یک درجه والایی برسیم شاید اصولی داشته باشته اما محدود کردنش نتیجه درستی نیست. انسان با اختیار آفریده شده محصول کارخونه نیست که همه اونا شبیه به هم شکل بگیرن .
    ولی بازم جالب بود به جز جبهه گرفتن بیخود در مورد بعضی موارد ( مثل رپ ) که اونم قابل درکه
    بیشتر مردم دوست دارن چیزی رو بشنون که میخوان و قبولش دارن و با ساختارشکنی ها مقابله میکنند.

    باتشکر

    1. باهات موافقم دوست خوبم.
      درست میگی و نگاه تو خیلی عمیق‌تر و انسانی‌تره.

  70. سلام ، من هم دهه هشتادی ام. فقط میخاستم از رپ بگم ، رپ به من فهموند که باید از شکست هام درس بگیرم . اگه بردم باید بدونم که هنوز ممکنه نابود بشم.نباید غرور داشته باشم باشم ولی تو هرکاری با اعتماد به نفس جلو برم. اگر تونستید به اهنگ های یاس ، بهرام ،شایع و حصین و صادق گوش بدید و حتما بعد از این کار مخصوصن اهنگ های یاس نظرتون درباره رپ عوض میشه.من سخت کوشی ،عشق صحیح و تلاش برای رسیدن به هدف رو از رپ یاد گرفتم . راستی منم از همون تیزهوشانی ها هستم که چون در ابتدایی زودتر جمع و تفریق یاد گرفتن محکوم به سرکوب شدن زیر فشار درسی و لذت نبردن از زندگی شدم . راستش رو بخاید هرکس که کمتر اطلاعات داره در زندگی ما بیشتر تاثیر داشته و دائم میخاسته که به نسل ما یاد بده که از نابودیش لذت ببره و شکرگزار باشه .
    به قول یک رپر که داشت در اهنگش با یک نفر حرف میزد و بهش گفت(چقدر یادت دادن اونایی که کمتر میدونن)
    با تشکر از مطالب مفید و اموزنده شما متفکر گرامی

  71. اول از هر چیز ، درود.
    به نظرم خیلی خوبه که این کار ها رو انجام میدین. منظورم این گسترش دیدگاه نسل ماست. من خودم دهه هشتادی ام و یه نکته رو بگم،یه دبیر ادبیات عزیز بهمون گفت اینکه میگیم دهه ی هشتاد،غلطه.مثل اینکه بگیم سده ی هشتصد!
    کامل نظرای بقیه رو نخوندم ولی در مورد متنتون که نه، برای خودتون یه توصیه دوستانه دارم.
    با پاپ موافق نیستم.اما طرفداراش محترم هستن.رپ هم همینطور.من با پاپ مخالفم ولی نمیگم مزخرفه.چون به طرفدارش توهین میشه.اون طرفدار رفته پی علاقه ای که داره درست نیست بگیم علاقه اش چرته.
    و در مورد رپ.هیچوقت نباید زود قضاوت کرد یک. دو:تو یکی از کتابای درسیمون خوندم که اگه بخوایم بنویسیم،مشکلی نداره نوشته هامون ضعیف باشن.باید اونقدر تمرین کنیم که بالاخره بتونیم خوب بنویسیم. رپر های ما هم اینطور بودن.همون بزرگانی که اون موقع ها،اوایل رپ فارس،شعراشونو گوش میکردیم و میگفتیم بده و بی معنی هستن؛الآن برین همونا رو گوش کنین.جا به جایی اجزای جمله حاصل خلاقیته.الآن رپ فارس رشد کرده و به قول صادق واحدی،یه کتابخونه شده با موضوعات و ژانر های مختلف! ببینید خود صادق عزیز چقدر ادبیاتی مینویسه!
    به قول شایع ، الآن رپر داریم کتاب میخونه تا یه اثر رو به وجود بیاره.برای مثال رپکن با استعدادی مثل امیر رقاب که شعراش نشون میده چه مطالعه ی گسترده ای داشته.
    بعضی ها این سبک رو حامل پیام های عمیق و مفیدی قرار دادن.مثل جناب آقای بهرام نورایی.آهنگ هاش رو گوش کنین.اشکان فدایی گوش کنین.اینا افرادی هستن که با هنرشون ما رو آگاه میکنن.
    دو چیز دیگه هست که فکر میکنم قضاوت اون ها باعث این جبه گیری ها شده:1-استفاده از کلماتی که باب میل همه نیست2-رپ از نظر موسیقیایی.
    در مورد اولی،باید بدونیم رپ چیه و چه طوری فکر میکنه.با توجه به گفته های آقای حسین رحمتی، رپ،منطقش،یه منطق بدون سانسوره.اگه جایی توی متن بطلبه که از فحش استفاده بشه ، نباید سانسورش کرد.
    در مورد دومی هم،خودش دوتاس،یا اینکه از خود خوندن رپ خوشمون نیاد یا اینکه از موسیقی الکترونیک.در مورد اولی که کاریش نمیشه کرد.سلیقهس.در مورد دومی،میدونم موسیقی کلاسیک قشنگ و آرامش بخشه ولی دنیا در حال تغییره!حال ندارم توضیح بدم.فقط از کارای مهدیار و دهقان گوش کنید.
    به نظرم بهترین اتفاقی که توی زندگیم میتونست بیوفته،آشنا شدن با رپ فارس بود.چون ماهیتش رو درک کردم و رفتم تو بطنش.
    جناب آقای کلانتری،من امثال شما رو ،فرهیخته و «ناجی» میدونم برای این نسلها.در متن هم کسی رو مخاطب قرار ندادم و الآن هم منظورم همه ی خوانندگان متن هستن.
    بیایید به عقاید،سلایق و طرز فکر یکدیگر،بیش از پیش،احترام بگذاریم.

    1. موفق باشی دوست خوب و خوش دوق منی.
      چقدر خوب که میتونی با دقت و جزییات زیاد نظر خودت رو بیان کنی.
      حتماً برام بیشتر بنویس.

      1. راستش را بخواهید به عنوان یک دهه هشتی (پیرو اصلاحیه دوست گرامی ) گیر من یکی هم رپ است .رپ را بد کشیده اند، هم کسانی که ته رپ گوش دادنشان جی جی و لیتو و اینها آن هم گذری و از ضبط یک ماشن است که اگر این جماعت همت کنند ته تهش همان ترک ها را در پلی لیست شخصی خود گوش میدهند و میگویند این نامبرده چقدر چرت است . شاید گروه دیگری که رپ را بد کشیدند اکثریت خود هیپ هاپی ها باشند . دوستان حمله نکنید الان توضیح میدهم . یه غلط گیری درست و حسابی از جماعت هیپ هاپی (همانطور که در جملات قبل ذیل شد اکثریت شان) این است که به یک تازه وارد در این سبک موسیقی میگویند برو بهرام گوش بده ، صادق، حصین ، سروش هیچکس و اگر کمی عالم تر به این موضوع باشند نهایت هنرشان به آقا علی سورنا ختم میشود (اینجانب ارادت دارم) اما اما اما و باز هم اما این یک اشتباه محض است چرا که شما به یک طفل ۱۰ ساله فیزیک پیش دانشگاهی میدهید . خب فرد مذکور نهایتا یک سالی گوش میدهد اما بعد میگوید خیر اصلا فایده نداره و میرود و این تجربه بی حاصل را هم به همگان اطلاع میدهد . دومین غلط گیری اساسی محدود کردن رپ فارس به چند بت نسل اولی است . خواهش این بنده حقیر این است که جبهه نگیرید . من به هیچ وجه من الوجوه مشکلی با نسل اول ندارم . مشکل من با شما اکثریت است . ما میگوییم اصلی ترین ویژگی رپ گستردگی و جانعیت آن در موضوعات خاص و گونان است که سبب آن رپکن های خاص و متفاوت است . من وقتی رپ به میان می آید میگویم دیگرد و یارا و بنیامین و پرداد و جانی و رض و فرشاد و صادق وداریوش و بلاخره آقا علی سورناو حتی استرداد دهه هشتادی (نویسنده احساس غرور فراوان میکند). چرا؟ چون اولا برای یک شخص مبتدی هم عمیق ترند هم قابل فهم تر . اگر کسی آنها را بشناسد و کارشان را دنبال کند به زحمت میتواند رپ فارس را کنار بگذارد . دوما شخص بعد از مدتی با بت های نسل اول هم آشنا می شود پس اکثریت خیالتان جمع که نسل اول از قلم نمی افتند . سوما این رپر ها فهوای کلام را با فحش کمتری می رسانند فلذا شخص شنونده از رپ زده نمی شود و هم چنین این ذهنیت رپ= فحش هم از بین می رود. و چهارما متاسفانه باید اقرار کنم که به دلیل عدم فعالیت کم نسل یک در سالهای اخیر شما به عنوان یک مخاطب نمیتوانید تا ابد در یک روز خوب میاد یا در حسرت مجاز بمانید . در این بحبوحه مجاز کو سروش جان این اکثریت ها خط سوم دیگرد و یارا آنطور که باید شنیده نشد . اگر میخواهید رپ را معرفی کنید ، مرهم با آهنگسازی بی نظیرش میتواند گزینه مناسبی باشد.
        خب طولانی بود یعنی راستش را بخوهید و البته میبینید که خیلی طولانی شد و احتمالا اکثریت همان اول ول میکنند اما اگر کسی این متن را تا آخر خواند بداند که این حرف ها چند سالی تجربه ی یک هشتادی است و صد البته که عمر و هزینه روحی _ احساسی گزافی را برای این بنده در پی داشته است .
        مرهم و اونم مث منه را حتما از خط سوم گوش دهید .

  72. به قول مهدیار اون سر دنیا مایکل شیبن (برنده جایزه ادبی پولیترز) میاد برای آهنگ کندریک لامار تفسیر مینویسه،خود کندریک برای اهنگش جایزه های ادبی میبره، اون وقت روشنفکر(نما) های ما هم میان میگن هیپ هاپ و رپ خزعبله که باکلاس به نظر بیان.
    “توصیه دوستانه” منم به شما اینه دوست عزیز: انقد در مقابل سبکای جدید موسیقی گارد نداشته باش. اینکه علاقه نداشته باشی قابل درکه ولی گارد گرفتن فقط پوسیدگی فکرتو نشون میده. بدون شناخت رد نکن چیزیو. برای من دهه هشتادی نوعی که کلی رپ فارسی خوب شنیدم همون جمله اولت کافیه که بفهمم نه نویسنده رو موضوع نصیحتی (یا به قول خودت “توصیه دوستانه”) که بهم میکنه تسلط داره، و نه بقیه متن ارزش خوندن داره.

  73. سلام
    پسر بنده متولد اسفند 1382 است. علاقه شدیدی به موسیقی رپ دارد. خیلی این موضوع بنده رو نگران کرده. چیکار کنم به این علاقه شدید ایشون رو کمی کمتر کنم و به سمت موسیقی پاپ و سنتی سوق بدهم؟ واقعا چاره کار چیه؟ در ضمن علت مخالفت بنده با موسیقی رپ ، استفاده از کلمات غیراخلاقی و مزخرف در متن موسیقی است وگرنه با سبک خوندنش خیلی مشکل ندارم.

    1. سلام سعید عزیز
      ان شا الله خدا براتون حفظش کنه.
      چاره‌ای نیست. با روش‌های سلبی و بخشنامه‌ای کاری نمیشه کرد.
      شما به طور غیرمستقیم خودتون به موسیقی و آثار بهتر گوش بدید. شاید اون هم تحت تاثیر فضا به انواع دیگۀ موسیقی علاقه‌مند شد.
      در کل به نظرم زیاد نگران نباشید. این‌ها به خاطر سن و سال هم هست دیگه. این جور آهنگ‌ها به نظرشون خاص و هنجارشکن میرسه. و همین بهشون حس خوب و خاص بودن میده.

    2. سلام من هم خودم دهه هشتازی هستم ینی دقیقا سال هشتاد به دنیا اومد حدود ﭺهار سال پیش علاقه خیلی شدید به رپ داشتم و کل گوشیم پر بود و خانوادم همیشه مخالف این موضوع بودن اما من به گوش دادنشون ادامه میدادم. ولی خود به خود بعد یه مدت دلمو زد و به سمت موسیقی هایی با ارزش کلامی بالا تری سوق پیدا کردم و الان هم از هر سبک موسیقی گوش میدم و رپ هم گوش میدم ولی فقط اونایی که مفهوم دارن و متنشون معنی و مفهوم داره و ﭺرت و پرت نیست. در واقع میخوام بهتون بگم زیاد بهش سخت نگیرید شما نمیتونید ﭺیزی رو بهش تحمیل کنید ﭺون هر ﭺی بیشتر منعش کنید بیشتر به اون سمت کشیده میشه من خودم همه ی اینا رو تجربه کردم. بعد یه مدت خودشون خسته میشن و به سمت و سوی دیگه ای کشیده میشن. الان اون علاقه شدید بخاطر اینه که براشون تازگی داره و تا به این سن همش تو یه قاعده و ادب خاصی بودن . احتباجی نیس انقدر نگران باشید . ببخشبد پرحرفی کردم امیدوارم فرزندتون روزای خوبی رو در پیش داشته باشه.❤

    3. خوب ببينيد رپ هم یک نوع سبک موسیقی است مثل بقیه سبک ها که از محله های فقیر و سیاه پوست و گانگستری آمده است و با الفاظ رکیک در آمیخته شده اما ذات آن بد نیست همانطوری که ذات موسیقی بد نیست موسیقی در قرآن هم هست ، پس می‌شود رپ خوب هم خواند موسیقی رپ در صدا و سیما هم پخش می‌شود، پیشنهاد میکنم رپ های خارجی گوش کنه اینطوری لاقل معنیش رو نمیدونه و به مراتب انواع حرفه ای تر و گوش نواز تری داره رپ که فقط هارت و پورت الکی نیست😄

      1. ما رپ رو گوش میدیم تا بفهمیم . نقد ما هیپ هاپی ها به موسیقی پاپ عدم محتوای این سبک از موسیقیه .

    4. آقای محترم اولا این کلمات ، کلماتی هستن که تو زندگی روزمره وجود دارن و خودِ پسر شما خواه یا ناخواه این کلمات رو شنیده دوما شما خودتون علاقه به موسیقی سنتی دارید چیکار پسرتون دارید؟هر کس یه علاقه ای داره و شما هم نمیتونید علاقه اش رو عوض کنید یا توش دخالت کنید به هر حال به قول یکی از همین خواننده های رپ” زندگی مال منه خودم میدونم چی بهتره”
      پس بهتره تصمیم گیری به عهده پسرتون باشه نه شما بهرحال بچه که نیست!!!

    5. من هم هم سن پسر شم ام و توسط دوروبریام قبول شدم.همینم که هستم.پیرو رپ.پسر شما هم همونیه که هست.خودتون این ناجیان رو قبول ندارید ولی اونا در فکر و قلب فرزندانتون جاودان هستند.باشه که نقل قولی کنم از یاس.
      تقصیر خودتون نیست؛شما حاصل این سیستم غلطین.

    1. بنویس مهدی عزیز
      شروع کن به نوشتن، از هر چیزی که دوست داری.
      با نوشتن ذهن خودت رو نجات میدی.

  74. سلام ببخشید آقای کلانتری خودتون دهه چندی هستین؟
    اگر امکانش هست ایمیلتونو بگید.
    ممنونم

  75. اصلا قبول ندارم حرفاتون و نمیدونم چرااااااا؟؟؟؟ولی نباید به دیگران توهین میکردین مثل اونجا که اسم اقای مدیری رو اوردین و شاید یکی اهنگای رپ دوست داشته باشه بالاخره هرکس علایق خاص خودشو داره

  76. سلام شاهین جان عزیز
    خودت هم بهتر میدانی بچه ی دو ماهه ای شده ایم که هرچه عقاید و خرافات بخواهند به زور در حلقمان فرو میکنند و انقدر مطمئنند خدا طرف آنهاست که با چشم تحقیرآمیز به بقیه نگاه میکنند.به قول حسن گدا در ملت عشق:چقدر خوب میشد اگر این جماعت را درک میکردم!
    نوشته هایت واقعا قشنگ بود و دوست داشتنی و قورت دادنی!
    راستش را بخواهی اسم کتابی را که گفته بودی تا به حال نشنیده بودم و یک کتاب دیگر به لیست کتاب هایم اضافه شد و چقدر از حجم کتاب هایی که نخوانده ام میترسم.من را یاد معلم مطالعاتمان می اندازی که مطمئنم همسانی مثل او دیگر نیست.امثال شما کمتر دیده میشوند،کسانی که واقعا بخواهند آدمهایی تربیت کنند که نسل دیگرشان تعریفی هرچند مختصر از فرهنگ داشته باشند
    من نقاشی میکنم تنها خواسته ای که داشتم این است که به هنرستان بروم و در دانشگاه با آدماهیی نشست و برخواست داشته باشم که حداقل سر مویی شبیه منند اما این طور به نظر میرسد که با قبول شدنم در مدرسه ی استعداد های درخشان (بهتر نیست بگوییم درخشانانی که میتوانند مسائل ریاضی و فیزیک را حل کنند؟!)دیگر این خواسته از نظر پدر و مادرم چرتی بیش نیست و این طور که مادرم میگوید میتوانم از اتاق عمل که بیرون آمدم بشینم و طراحی و نقاشی کنم.به نظر خودش که خیلی لذت بخش و جذاب است:))))
    تاسف میخورم که به عنوان یک دهه هشتادی انقدر دیر وبلاگت را دیدم و نوشته هایت را خواندم.تصور میکردم هربار که وارد گوگل و مجازی میشوم فقط با مشتی صورت و آدمهایی که هیچکدامشان خودشان نیستند رو به رو میشوم به همین خاطر فاصله گرفتم.اما اینجا با آدمهای زیادی آشنا شدم و از طرز فکرشان خوشم آمد.
    انتظار برای باقی نوشته هایت.

    1. سلام مهشید عزیز
      با توجه به سن کمی که داری، اینهمه ذوق و سلیقه و دقت در بیان دقیق و صریح دغدغه‌هات، برام غافلگیرکننده بود.
      تو با این نگاه عالی و هم بالایی که داری، قطعاً میتونی راه منحصر به فرد خودت رو پیدا کنی.
      حتماً حتماً به کار هنری خودت خیلی جدی توجه کن.
      هیچ چیزی نمیتونه هنر رو از زندگی ما بگیره.
      حتماً بیشتر بنویس برام.

      1. چقدر خوب شد این کامنت رو تو تلگرام گذاشتین. منو یاد 15 سالگی خودم انداخت که عاشق نقاشی و موسیقی بودم ولی … . خب خانواده امکانات داده بود که ما درس بخوانیم نه وقت تلف کنیم و نقاشی بکشیم!!!! (واقعا لازم بود اینهمه علامت تعجب بزارم چون دلم واقعا پر بود و بغضم فرو خفته) و نتیجه شد یه رشته و شغل دوست نداشتنی و یه دنیا حسرت. درسته که الآن رفتم دنبال علاقه هام ولی یادگیری تو دوران نوجوانی و جوانی یه چیز دیگه س. چرا ما همیشه به هنر به عنوان یک رشته در کنار رشته های دیگر نگاه می کنیم. مگه اشکالی داره که هنر بشه همه ی زندگی ما. البته اون موقع زمانی که ما کنکور می دادیم حتی متولیان کنکور هم به چشم یک رشته ی درجه دو به هنر نگاه می کردن. دلیلش هم این که ما علاوه بر شرکت تو یکی از رشته های تجربی ریاضی و انسانی میتونستیم تو رشته هنر هم شرکت کنیم. درسته که هنرمند خوبی نشدم ولی خب هنوزم انتگرال و مشتق رو خوب یادمه :))

        1. بله عصمت عزیز
          ما با این نگاه‌های صلب و عقب‌افتادۀ خودمون استعدادهای زیادی رو نابود کردیم.
          جامعۀ دور از هنر دقیقاً میشه همین ایران امروز ما…
          حالا چه خوب که نسل‌های جدیدتر، اوضاعشون تا حدی بهتره و احتمالاً دیگه بچه‌هاشون رو به شدت نسل‌های قبل سرکوب نمیکنن.

    2. از روی تجربه میگم راه خودت رو برو
      درسته شاید چند صباحی ازت بزرگتر باشم ولی برای ما هم همین بود.
      به اجبار به سمتی رفتیم که هیچ چیزی نصیبمان نشد حتی یک لبخند ساده و لذت از انجام آن. فکر می کنی نتیجه چه شد؟! هیچ تازه شروع کردیم به انجام کاری که ازش لذت می بریم ولی صد حیف که شوق آن زمان با ما نیست و مجبوریم جان بدهیم تا اندکی از آن شوق برگردد.

  77. سلام استاد کلانتری
    مطالبتون خیلی مفید و آموزنده است.
    نظرتون در مورد کلمه ی “تحریض” برای یک سایت یا برند تبلیغ نویسی چیه؟

    1. سلام جاوید عزیز
      ممنونم.
      سایت خوبی داری.
      امیدوارم که تداوم داشته و به تدریج به فردیت و مدل خاص خودت برسی.
      معنی تحریض رو متوجه نشدم. برام غریبه‌ست.
      امیدوارم که بتونه برای مخاطبت تبلیغ نویسی رو تداعی کنه.

  78. حرفاتون منو بیشتر به رشته ی هنر علاقه مند کرد واثعا باید درمورد نقاشای معروف تحقیق کنم به نظر من اینکه تاریخ گذشته رو بخونم هیچ به دردم نمیخوره اخه به من چه ربطی داره اون کس بود باید تاریخ معاصر رو بنویسیم و حتی قهرمان های آینده رو هرچی بروزتر بهتر و درمورد تحصیلات هم باید بگم همیشه خونواده ها میگن اگه درس نخونی از مدرسه بندازنت بیرون آبرومونو میبری ولی ااقعا ممکنه بعضی دانش آموزا استعداد یاد گرفتن مثلا ریاضی رو ندارن مجبور نیستن به مغزشون فشار بیارن هرکسی که با خرخونی نمره 20 رو میگیره اما کسی که مفهموم رو بلد باشه 16 هم بگیره حداقل مفهموم رو بلده با تشکر فراوان مطالبتون عالی بود

    1. ناهید عزیز
      امیدوارم که همیشه تو زندگیت بدرخشی و شاد باشی.

  79. همه ى آهنگاى رپ اينجورى نيستن كه حرفاى ركيك و به قولى معترضى بزنن كه ذهن جامعه ى مارو خراب كنن (به خصوص دهه هشتاديا )
    خيلى از رپر هاى ايران در مورد موقعيت هاى خوب ايران ميخونن و يه جورى حس همدردى براى مردمه
    من حرف شما رو قبول دارم ولى دليل نميشه كل رپر ها اين شكلى باشن

  80. رپ فارس هم خیلی آهنگای با ارزش و پر مفهوم داره خواهشا تا چیزی رو نشنیدین نظر ندین .

    1. راست میگه
      یاتو مفهومشو نمیفهمی
      یامیفهمیو به یاد خاطرات گذشه میوفتی که باعث ناراحتی تو میشه😒

  81. هر سخنی را با تامل وتفکر قبول یا رد کنیم تا پس از چند سال عمل کردن یا انجام ندادن آن پشیمان نشویم؛ زیرا ما موجودهایی دارای عقل و اختیار هستیم.

  82. سایتتون عالیه
    گاهی باید با بزرگتر از خودت دوست شد و باهاش قدم زد
    و از فضای مجازی دل کند
    باید بیشتر تو واقعیت باشیم
    سایتت عالیه آقای کلانتری

    1. سلام سینا جان
      خوشحالم که اینجایی.
      ممنونم از محبتت.
      از خودت بیشتر بنویس برام.

    2. این ک افکارتو با یه بزرگتر از خودت (جوون باشه) واقعا احساس خوبی به آدم میده و دهن رو باز تر میکنع

  83. دوست عزیز شما هر وقت یادگرفتی به سبک های دیگر موسیقی توهین نکنی من حاضرم پیشنهاداتتو بشنوم هرکسی لیاقت رپ رو نداره

  84. اینا فقط برای دهه هشتادیا نیست
    هفتادیا، چه بسا شصتیا هم باید اینا رو بخونن
    من هفتادیم، و همیشه فکر میکردم و شنیدم که با بقیه فرق دارم
    بقول خودشون روشنفکر و هنرمند و متفکر
    اما حالا فهمیدم انگار زیادم نیستم!!
    میخوام این متن رو پرینت بگیرم بزنم به دیوار جلوی چشمم که عمل کردن به همه ی توصیه هات رو یادم نره
    ممنون

    1. سلام مائده جان
      به نکتۀ خیلی درستی اشاره کردی.
      همین که عزم رشد و تغییر داری واقعاً تحسین برانگیزه.

  85. سلام ممنون از توصیه هاتون که اگی عملی بشه..🙄
    البته اینکه گفته بودید رویا تو درس خوندن و دانشگاه خلاصه نشه
    یکم درست نبود
    موافقم که بعضی ها اینقدر به درس فکر میکنن که یکی از ویژگیهای هر ادمی رو وضعیت درسیش میدونن.مثلا تا میبیننت بعد اسم و فامیل میرن سراغ معدل سال قبلت
    یا وقتی میخوان نصیحت کنن میگن درستو خوب بخون (که متاسفانه قبلا خودم هم …)
    اما برای بعضیها راهی جز درس خوندن نیست
    تا دو سال پیش هر کی میگفت میخوام دکتر و مهندس بشم میخندیدم
    اما وقتی یه بار تشریح رو انجام دادم عاشقش شدم
    ارزوم شد یا تشریح رو توی موسسه ها درس بدم و بشم مربی تشریح یا جراح
    که هردوشون تحصیلات دانشگاهی میخواد
    پس صرفا رویای دانشگاه داشتن بد نیست چون گاهی بدون خواست ما به علایق زندگیمون مربوط میشه

  86. یادم رفت بگم اینکه شما میگی کتاب خوانی کنید کتاب ها مضخرف شدن متاسفانه و کتابای قدیمی هم برای همون قدیم بوده بدرد من نمیخوره اینجا بخاطر اینکه یه سری بی سواد شدن برنامه ریز کشور این اتفاقا افتادن که کتاب خوندن در سال شده 2 دقیقه بعد کتابا چرا انقدر گرونه اخه حالا ازاینا بگذریم من چندتا کتاب تخصصی میخواستم کل قزوین گشتم پیدا نشد اخه چرا باید این طوری باشه فق بلدن حرف بزنن سرعمل همه جامیزنن کتاب زندگی بخشه کتاب چیزیه که زندگی میسازه.اینجا فقط میشه با زوربعضیا غمگین بود درحالی که جاهایی دیگه با ارامش شادی میاد:(

  87. سلام نوشته خوبیه و قبولتون دارم به نظر من فکر های قدیمی برای ان زمان بوده وخیلی از ان ها اصلا به درد امروز نمی خوره من تنها چیزی که برام خیلی مهمه اینکه صرفا نفس نکشم بلکه زندگی کنم دنیا دوروزه ارزش غم نداره درس اصلا برام مهم نیست بلکه یاد گرفتن و کمک کردن به دیگران با ابزار درس برام مهمه ولی نمیشه تو این جامعه شاد بود به خاطر یه سری مضخرفاتی که برای ما ساختن

    1. آفرین به امیرحسین عزیز
      تو چقدر خوشفکر و بی نظیری.
      برای من بیشتر بنویس از خودت.

  88. مطلبی کاملا قابل تامل و مفید برای ما دهه هشتادی ها …..
    واقعا بعضی مطالب به ادم فرصت اینو میده که بیشتر چشماش رو باز کنه و ببینه چیکار داره میکنه اما یه چیزایی رو احساس کردم جاشون تو این مطلب خالیه
    درمورد موسیقی باید گفت ارامش موسیقی بیکلام رو نباید دست کم گرفت و همچنین باید به موسیقی هایی از دیگر کشور ها و فرهنگ ها هم گوش داد اشنایی و مقایسه دیگر فرهنگ ها و عقاید از طریق موسیقی هم امکان پذیر است و چون از علایق نوجوان های امروزی موسیقی است باید به این نکته بیشتر توجه کرد تا ذهن نسل ما بسته و محدود به یک سری عاشقانه های مزخرف داخلی نباشد
    درمورد تجربه های جدیدی مثل قدم زدن و .. موافقم اما فکر نمی کنید اشنا شدن و قدم زدن با یک دختر یا پسر باید زمینه ای داشته باشد از قبیل شعور دو طرف کم تر شدن چشم هایی که همه چیز به ان ها ربط دارد !! و یا کاهش وسواس و لوس بار اوردن های والدین و …. شخصا دیدگاه مردم برای من یک جک است و اصلا هیچ چیز من به هیچ کسی ربطی ندارد اما کسانی هستند که با یک تشر محکم به خاطر روابطشان کارهایی که می کنند قدم هایی که شاید می زنند حتی دوستی با بزرگتر از خودشان همه چیز را ول می کنند و دنبال همان رپ های مزخرفی که هیچ ازشان نمی فهمند می روند … ما که خیلی سمجیم ولی تکلیف این افراد چیه ؟ می رسن به جایی که خودشونم نمی دونن کجاست و و کین ؟
    راستی شاید بهتر بود به جای احمق دیوانه را به کار می بردید من عاشق دوید در یک خیابان شلوغ بی هیچ دلیل عجله باری هستم و فکر می کنم این یک دیوانگیست نه حماقت و از طرفی بعضی نوجوان ها توهم فیلسوفی زده اند و این یک قضیه خیلی خیلی حرص در اور است که گاهی بقیه دهه هشتادی ها را شاید لوس و مغرور جلوه می دهد و واقعا تکلیف ما با این مغروران چیست ؟
    درمورد فیلم ها هم یاد بگیریم تلخ هم ببینیم
    نوشته های کوتاه گاهی برای من جز اور است چون گاهی چیز هایی به فکرم می رسد که شاید میتوانستند به ان اضافه کننند و دنباله ای وسیع تر و عمیق تر داشته باشند اما یکهو مثل جوهر روان نویس توفق می کنند !!! حرص در اور تر از هر رفتار مغرورانه ای همین کوتاه جملگانندو من چون احساس می کنم این متن کوتاه مال کسی است وجدانم به من اجازه نمی دهد تا ان را ادامه دهم و مال خودم کنم یک چیزی است مثل احساس گناه
    و درمورد نوشتن باید گفت ….نوشتن عشقه عشق و هرکی با عشق و علاقش پیش بره موفقه … این یک اصل مهم در دوره ماست .. با علاقه پیش رفتن …
    نقاشی ها یکی از مهربان ترین جلوه های هنرند چه خوب که ما دهه هشتادی ها بیشتر با ان اشنا باشیم …
    کنکورهم صنعتی بیش نیست .و. ما اهل هنر مهارت صنعتی نداریم … و چه خوب که سعی کنیم ما که ایندگانیم هنر را دیگر وارد باطلاق کثیف صنعت نکنیم ….
    باز هم ممنون از یاداوریتون که ما باید بنویسیم و سخت مطالعه کنیم من درمورد این موضوع خیلی دارم روی خودم کار می کنم….

  89. شاهین جان
    کپی میکنم برای توصیه ای برای فرزندم یا به صوت نامه ای برای فرزندم

  90. راستی یادم رفت بگم که میخواستم ترک تحصیل کنم ولی خانواده خیلی پافشاری کردن و آخر موفق نشدم. ولی قرار شد که این ۳ ماه رو پاس کنم و از سال دیگه بصورت غیر حضوری بخونم.
    بعد از این که نوشته شما رو در رابطه با ترک تحصیل دیدم خودمم هم دربارش نوشتم.
    خوشحال میشم بخونید.
    http://vrgl.ir/aACAF

    1. خیلی خوب نوشتی عادل جان.
      امیدوارم که بتونی همیشه علاقه هات رو زندگی کنی.
      برای من همیشه بنویس از خودت.

  91. سلام آقای کلانتری عزیز.
    داشتم مطالبتون رو میخونم که این نوشته رو دیدم.
    تا دوسال پیش(کلاس هشتم) من آدمی بودم که فکر میکردم باید مثل بچه های هم سن خودم هرروز با رفیقا بریم بیرون و خوش گذرونی و دختر بازی(توی این مورد هیچوقت موفق نشدم چون شرایطش نبود) و کیف کنیم و ولی بعد فهمیدم که این که زندگی نمیشه!! هیچ هدفی نداشتم ..
    اون سال به برنامه نویسی علاقه مند شدم و شب و روز چسبیدم به یادگیری و فکر میکردم از این به بعد دنیام همینه. ولی فقط برنامه نویسی کافی نبود، آدم باید کتاب بخونه و دائم درباه چیز های جدید یاد بگیره و از جامعه شناسی گرفته تا هنر و …
    نزدیک به یک ماه هست که به این نتیجه رسیدم و الان حس میکنم که میتونم آدم مفیدی بشم و فکرم داره رشد میکنه، ولی هنوز اول راهم …(البته با این حال قبل از اون مطالعه میکردم ولی همش خواندن مقاله های سکان آکادمی و زومیت)
    ۲ هفته هم هست که با متمم آشنا شدم و از این ماه ثبت نام میکنم.(هر چه از خوبی متمم بگم کمه ..)
    چند وقت هست که برای خودم چالش هایی رو مثل سحرخیزی و کتاب خوانی و برنامه ریزی هم شروع کردم که تا به اینجای کار خوب پیش رفتم.
    قبلا تنها دوستام خانواده بودن ولی چند وقته که دوستانی مثل شما و خانوم سحر شاکر(شاید بشناسید) و خیلی از وبلاگ نویس ها پیدا کردم و افتخار میکنم و همیشه از شما و مطالبتون چیزه جدید یاد میگیرم.
    به همین خاطر هم عاشق نویسندگی و وبلاگ نویسی شدم و صفحه های صبحگاهی و وبلاگ نویسی رو هم شروع کردم.
    پیشنهاداتتون خیلی خوب بود و حتما بهشون عمل میکنم.
    مرسی بابت نوشته های خوبتون. زندگیم توی این یک ماه که با وبلاگ شما و خانوم شاکر و … آشنا شدم کاملا تغیر کرده …
    امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشید.

    1. عادل جان
      خوشحالم که تو مسیر درست و خیلی خوبی قرار گرفتی.
      سهم متمم رو تو زندگیت خیلی بیشتر کن که میتونه کاملاً زندگیت رو دگرگون کنه و جاهای خیلی خوبی برسی.
      با قدرت به نوشتن ادامه بده و صفحات صبحگاهی رو خیلی جدی و منظم بنویس.
      هر سوالی داشتی یا کمک خواستی حتما به من بگو.
      موفق باشی دوست خوبم.

  92. من خودم دهه هشتادی هستم و خیلی خوب اطرافیانم رو میشناسم به نظر من اینا بیشتر به درد دهه هفتادی ها میخوره تا هشتاد چون اونا بیشتر دور و ور این چرندیات میرن کلا از دهه هفتادی ها متنفرم متنفرررررر….. تمام

  93. شاهین عزیز
    به عنوان یک متولد وسط دهه هفتاد، توصیه‌هات همیشه پس ذهنمه، به خصوص هفتمی.
    پرویز به عنوان پاداش با موفقیت به پایان رساندن یک دوره‌ی چهل روزه‌ی ترک عادت، «سرخ و سیاه» را از شهر کتاب ساعی خریدم و همان شب شروع کردم به خواندنش.
    پاینده باشی.

    1. سلام مرتضی جان
      چقدر عالی
      سرخ و سیاه تو رو شگفت زده میکنه.
      خوندنی برای من از احساست بنویس.

      1. شاهین عزیز
        الان که چند هفته‌ای از خوندن کتاب میگذره، فکر می‌کنم بیشترین احساسی که در طول این کتاب همراهم بود، شگفتی بود و انزجار.
        شگفتی از تناقضاتی که در درون ژولین سورل وجود دارد و منجر به کشمکشی پایان‌ناپذیر در درون او می‌شه.
        و انزجار از ریاکاری و دورویی آدم‌ها، به ویژه کشیشان، که به گمانم استاندال خیلی خوب تونسته اون رو توصیف کنه.
        نسبت به مادام دو رنال احساسی دو‌گانه دارم؛ گاهی به پاک بودن عشقش غبطه می‌خوردم و گاهی برای سادگی‌اش افسوس.
        توصیف مناسبات میان آدم‌ها در محافل اشرافی، مثلاً آن چه در مهمان‌های مادام و مادموازل دو لامول و اطرافیانشان می‌گذرد، در کل حس خوبی بهم نمی‌داد و شاید باعث نوعی ملال و نفرت از این سبک زندگی می‌شد.
        ببخشید اگر زبانم گنگه و نمی‌تونم خوب شرح بدم.
        می‌تونم بپرسم خود تو چه احساسی داشتی؟!
        پاینده باشی

        1. اتفاقا چقدر خوب حس خودت رو نوشتی
          برای من این زمان فوق العاده جذاب بود.
          و سیر تحول شخصیت ژولین رو خیلی دوست داشتم.
          به قول ناباکوف خواندن یعنی بازخواندن.
          هر شاهکار رو باید دو سه بار طی زمان های مختلف خوند، تا بشه راجع بهش دقیق تر حرف زد.

  94. سلام بر شما نویسنده گرامی
    مطلب جالبی بود(البته نه همه جاش)
    من با قسمتی که درباره رپ صحبت کردین مشکل دارم
    الان به نظر شما به موسیقی کلاسیک میشه طرز فکری رو انتقال داد به دیگران؟
    مسلمه که نه
    اما اگه کسی آهنگای درست و حسابی رپ،مثل آلبوم های اشتباه خوب از بهرام و آلبوم نگار از علی سورنا رو گوش بده با طرز فکر نو و جدیدی آشنا میشه
    اینارو گفتم فقط واسه تبادل نظر و در آخر بگم زنده باد تمامی اعتقادات

  95. خيلي از بزرگ تَر ها كه به ما سركوفت ميزننو مسخرمون ميكنن كه نسل دهه هشتادي نسليه ك زودتر از سنش بزرگ شده و كارهايي كه براي سنش مناسب نيست و انجام ميده،مقصرش خودشونن كسايي ك مثلا الگوي ما بودنو مارو به اين جهنم كشوندن.من چيزايي رو ميدونم كه خانوادم نميدونن (+١٨)و اين تقصير من و امثال من نيست.ما داريم تو جامعه اي بزرگ ميشيم كه مردماش همه كار ميكنن و اين درحاليه كه اونا الگو هاي نسل هاي كم سنو سالند.ما اينه ي دهه شصت هستيم اما در ابعاد كوچك.ما اگر به بيراهه كشيده شديم تقصير هميناست ك مسخرمون ميكنن چون اونا سرمشقمون بودن و ما از اونا ياد گرفتيم.اونا بودن كه دوست دختر و دوست پسر و اهنگاي رپي ك توش از كلمات ركيكو زننده استفاده ميشه رو مد كردن بي حجابي و شاخ بازي و لات بازي و فضائية مجازي. اونا برامون اينه بودن.اينقدر تهمتو سركوفت شنيديم كه واقعا اوني شديم ك اونا ميگفتن و از حد و مرز جلو زديم.اين افراد اگر درك داشتند و يك ذره فكر ميكردند هيچ وقت اين كارو نميكردن.دهه نوديا الگشون ماييم كه خرابمون كردن خدا به دادشون برسه😢:(

    1. سلام سارا جان
      بی خیال این چیزا.
      دهه پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد همشون سر و ته یه کرباسن.
      تو خود آفتاب خود باش و طلسم روزگار بشکن.

  96. سلام خيلي عالي بود ولي خوب چون تا الان اينجوري زندگي نكرديم يكم سخته خوب بهرحال تغيير شيوه ي زندگيه ديگه ولي ممنون

  97. وای ترسیدم. چرا من اسم استاندال رو نشنیده بودم؟ و کاراواجو و ولاسکز….تازه مثلا من دارم نقاشی میخونم! چقد ندونستن آدمو میترسونه. حس بدیه. 🙁
    به عنوان یه دهه هفتادی که باید خودمو بچسبونم به هشتادی ها، (چون متولد بهمن هفتاد و نه هستم و وقتی صحبت از ویژگی‌های دهه هفتادی ها میشه، هیچ وقت تو دسته بندیشون قرار نمیگیرم!) حرفایی که زدین خیلی حس خوبی بهم داد. چون توی این دوره زمونه گویا خیلی باکلاسیه که هر کسی بیاد از سطحی بودن ما نسل جدید صحبت کنه در حالی که خودش هم تعریف دقیقی از سطحی بودن نداره. اصلا به نظر من همین که این حرف تکراری رو هی با افتخار تو سر ما میزنن، خودش عمق تفکرشونو نشون میده!
    البته بی راه هم نمیگنا. به عنوان کسی که با کلی نوجوون متفاوت در ارتباطم این حرفا رو کاملا می فهمم. ولی خب چرا یادشون میره که بخش عمده این تفاوت به خاطر این تغییرات یهویی و در دسترس بودن ترسناکانه‌ی همه چیزه؟ (چیه؟!کامنت خودمه دوست دارم توش کلمه اختراع کنم!) خود بزرگاشم هول کردن، چه برسه به ما! زمان که بگذره، ما هم یاد میگیریم چطوری خودمونو نجات بدیم از این منجلابی که توش گیر افتادیم و فکر میکنیم خیلی بهشته. و ایندفعه رشد کردنو با استفاده از این همه امکان جدید یاد میگیریم… این روال همیشگیشه. چرا اینقد با بی انصافی با ما برخورد میکنن؟!
    خلاصه که این که گفتین به ما آیندگان امیدوارین، منو هم امیدوار کرد. به هر حال شما هم کم آدم فرهیخته ای نیستید!
    پیشنهادهاتون قشنگ بود و خوشحالم که خیلی‌هاشو دارم انجام میدم. ممنون که نوجوون ها رو هم جز افراد عادی جامعه محسوب کردید و ممنون که این جمله نفرت انگیز “از فضای مجازی استفاده کنید اما درست و به اندازه.” رو به کار نبردین. هی می ترسیدم این وسطا بهش برسم.

    پ.ن: ولی اصلا خوشم نیومد که گفتین “با هر دختری آشنا شدید…” چرا مخاطبتونو مذکر در نظر میگیرین؟

    1. سارا جان
      مرسی
      مثل همیشه خوب و طنازانه نوشتی.
      یعنی شما دخترا با هیچ دختری آشنا نمیشید؟! :))

  98. شاهین جان ای کاش دهه های قبل از ما به مسخره ما دهه هشتادی ها نپردازند. مسخره کردن خیلی در جامعه ما رواج دارد. مخصوصا مسره کردن مجازی اگه یه سری به سایت های دهه هشتادی ها بزنید می بینید که همه مارا گودزیلا می نامند. مگه ما دهه هشتادی ها چه کار هایی انجام می دهیم که به ما می گویند گودزیلا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ممنونم که به حرف هایم گوش دادی.

    یه دهه هشتادیم و افتخار می کنم

    1. محمدحسین جان
      به دهه هفتادی ها هم میگن گودزیلا. به دهه نودی ها هم خواهند گفت.
      به این استریوتایپ ها توجه نکن.
      من برای تو آرزو میکنم که توی قله ها بدرخشی.
      همیشه برای من بنویس.

      1. ممنونم شاهین جان
        ولی این کلمه گودزیلا در جامعه ای که ما در آن زندگی میکنیم اشاره به دهه هشتادی هاست

  99. سلام نویسنده جوان و توانا

    می‌خواستم ده پیشنهاد شما را برای فرزندم بفرستم ولی اولش ترسیدم نمی‌دانم چرا ؟ از بوف کور ترسیدم یا از قدم زدن یا از شبهای روشن…?
    یک جور رها شدگی همراه با تفکر و آگاهی در جاهایی از نوشته شما دیدم ولی نمی‌دانم فرزند شانزده ساله‌ام این دو را با هم و کنار هم خواهد دید؟
    “نگاه کن. ببین. بخوان، اما هر چه را که می‌خوانی قبول نکن یک‌هو. بسنج.
    یادگرفتن نه یعنی از بر کردن. نه یعنی قبول کردن. گاهی یادگرفتن یعنی قبول نکردن.» عالی است و به نظر منِ مادر رسیدن به این فضلیت کار آسانی نیست پشتوانه فکری محکمی می‌خواهد چطور فرزندم این توانایی و قدرت تشخیص را پیدا کند؟

    تصمیمم را گرفتم برایش می‌فرستم تا شاید مثل نوجوانی‌های من ” لایتشخص هر من البر نباشد”(چند بار این عبارتتان را خواندم تا توانستم کشفش کنم ) حداقل کسی باشد که به او ده پیشنهاد خوب داده باشد، ده پله برای بالا رفتن حالا یکی دو پله هم سُر باشد مهم نیست اصل حرکت رو به بالاست.
    من ده‌ها فرمان برای آن روزگاران داشتم “این را نخوان ، آن را نبین ،این را نشنو، ….” که هنوز هم در عمق جانم ریشه دارد برخی را آگاهانه می‌پذیرفتم و برخی را باید می‌پذیرفتم.

    آرزو دارم رؤیاهای فرزندم کوچک نباشد.
    توفیقتان روز افزون

    1. سلام به لیلا آزاد گرامی
      از لطف شما ممنونم.
      چه قلم زیبایی دارید شما. بی اغراق میگم، من واقعاً از تمام جمله های شما لذت بردم. معلومه که اهل مطالعه هستید.
      برای فرزند شما که مادر فرهیخته ای مثل شما داره بهترین ها رو آرزو میکنم.
      امیدوارم زندگی شگفت انگیزی داشته باشید کنار هم.

  100. سلام شاهین. یه سوال؛ چطور وبلاگت انقدر خوبه و هر روز بهتر میشه؟ قبل از نوشتن کامنت، می خوام هر چقدر می تونم بهت انرژی مثبت بدم تا بخشی از تلاشت برای نوشتن همچین مطلب پرباری رو جبران کرده باشم.
    به عنوان یه متممی دهه هشتادی (متوجه پارادوکس شدید، این پارادوکس رو تا آخر، در مطلب من خواهید دید!)، به نظرم توی دهه بسیار اشتباهی به دنیا اومدم، شاید هم دهه تولدم، درست بوده و خودم اشتباهی هستم!
    من عاشق موزیک های دهه 60 و 70 میلادی خارجی و موزیک های قبل و اوایل انقلاب هستن. کلا به نظرم موسیقی، تکامل معکوس داشته. فکرش رو بکن چطور از بیتلز و کیس، رسیدیم به امینم! یا از سیاوش قمیشی و داریوش به این خواننده های رپ! حالا بگذریم که قبل از این ها هم، اعجوبه هایی مثل بتهوون و موتسارت می نواختن. درباره فیلم ها هم، واقعا طرفدار پروپاقرص سینمای دهه 60 میلادی هستم، فیلم سایکو و لارنس آو عربیا رو 100 بار دیدم!
    قبلاها، در تمامی شبکه های اجتماعی عضو بودم اما افتخار می کنم که شش ماهی میشه که به جز تلگرام (اون هم بالاجبار، وگرنه ازش متنفرم)، هیچ شبکه اجتماعی دیگه ای ندارم، متمم، رفیق این روزهای من ـه.
    این تناقض ها توی رفتارها و اعمال من هم دیده میشه، خیلی خوشحالم که در فضای کارم و البته فضایی که اوقات فراغتم رو در اون می گذرونم «متمم»، افرادی بزرگتر (چه از نظر سنی و چه از نظر فکری) از من به وفور یافت می شن. در روزی که کناری من، در حال خوندن درس «آمادگی دفاعی» یا چرخیدن توی شبکه های اجتماعی ـه، من با افتخار می شینم و کتاب می خونم و به اون ها می خندم.
    نمی دونم، شاید من هم زندگی رو خیلی جدی گرفتم و بعدها حسرت این روزهای نوجوونی ام رو بخورم.
    باز هم ممنونم از این مطلبت و این همه انرژی‌ای که به من دادی:
    «نگذارید شمارا آن‌قدر کوچک کنند که رؤیاهایتان توی درس‌خواندن و قبولی در دانشگاه خلاصه شود. شما آیندگانید».

    1. علی جان، این رو بدون اغراق میگم، توی یکی از بهترین و فرهیخته ترین نوجوانی هایی هستی که تا به حال دیدم.
      تسلط کلامی تو و خوشفکر بودنت خبر از یک آیندۀ درخشان میده.
      موفق باشی دوست خوب من.

  101. دمتگرم که به دهه هشتادی ها توجه داری
    منتظر پستهای مرتبط هستم

    –یک دهه هشتادی–

    1. سلام امیر جان
      خوشحالم که دوست داشتی.
      بله برای این موضوع برنامه ریزی کردم. ان شا الله به زودی

  102. پیشنهاداتتون رو دوست داشتم، گرچه با تمام موارد موافق نیستم و با آقای گلستان موافق ترم 🙂
    اگر من بخوام به نوجوونی پیشنهاد بدم، اولین مورد اینه که هیچوقت روی هیچ چیزی تعصب نداشته باشه و دومین مورد این خواهد بود که تابع سلیقه ی جمع نباشه و نذاره مد روز روش تاثیر بذاره.
    بخونه، بشنوه، تحقیق کنه و بچشه. اجازه بده سلیقه ی شخصیش و هویتش برای خودش باشه نه صرفا چون می گن فلانی معروفه اون هم دنباله روی بقیه باشه.
    من خودم تقریبا تمام سبکای موسیقی رو امتحان کردم و از هرکدومش یه چیزی یاد گرفتم، حتی از مزخرفترینشون. و همینطور از فیلما و کتابا. درسته عمر ما محدوده و باید محتاط تر با وقتمون رفتار کنیم، اما اگر صرفا به یه پکیج ترتمیز از چیزها اکتفا کنیم شاید اونقدری دیدمون وسعت و نظرمون ارزش پیدا نکنه. به عبارت دیگه، با زشتیه که زیبایی معنی پیدا میکنه. اگر کسی موسیقی بد گوش نده، نمی تونه زیبایی آثار بتهوون و موتسارت رو درک کنه. کسی که ادبیات بد رو تجربه نکرده باشه کامش با یک داستان خوب شیرین نمی شه. و همون طور که خودتون نوشتید، کسی از یه نوجوون انتظار زیادی نداره. پس خودش رو محدود به هیچ چیزی نکنه، هرگز به خاطر تایید گرفتن کاری رو انجام نده و مهمتر از همه، خودش رو دوست داشته باشه 🙂

    1. سلام به دوست هنرمند و خوشم ذوقم
      بله شما به جنبۀ جالبی از موضوع اشاره کردید. مرسی که با کامنت خوبتون این متن رو بهتر کردید.
      یاد حرفی از استنلی کوبریک افتادم که گفته بود فیلمسازی رو از فیلم های بدی که دیده یاد گرفته. چون دیدن فیلم های بد به شدت اعتماد به نفسش رو بالا میبردن.

  103. این متن چقدر خوب بود و هر جمله‌ای از آن قابل تأمل. عالی بود. مخصوصاً این یکی: نگذارید شمارا آن‌قدر کوچک کنند که رؤیاهایتان توی درس‌خواندن و قبولی در دانشگاه خلاصه شود. شما آیندگانید.

    و البته آنقدر نکته‌هایش خوب بود که هر کسی از هر سن و سالی می‌تواند از آن بهره ببرد. مثلاً من آن بخش خواندن تاریخ به جای اخبار را خیلی دوست داشتم.

    تاکنون چند باری گذری به این سایت سر زده بودم. از امروز دیگر مشتری‌اش شدم. یک‌جورهایی یاد دران پرشکوه وبلاگستان فارسی در اوایل دههٔ ۸۰ را هم برایم زنده می‌کند. پست‌های کوتاه و خواندنی، در عین شخصی نوشته شدن اما مخاطب عام داشتن، و این کامنت‌های خواندنی…

    دم شما گرم شاهین خان کلانتری.

    1. جناب قزوینی نازنین
      از محبت شما بی نهایت ممنونم.
      من با نوشته های شما اولین بار توی مجله خلاقیت آشنا شدم. بی اغراق میگم از یه زمانی به بعد مجله خلاقیت رو فقط به خاطر یکی دو صفحه یادداشت شما میگرفتم. دلیلش هم مشخص بود، بر خلاف بقیه مطالب نگاه نویی داشتید و همینطور غیر کلیشه ای بودید. و از همه مهم تر اینکه نوشته هاتون اصلاً بازاری و سطحی نبودن. بعداً هم خوشحال شدم سایتتون زیباتون رو راه اندازی کردید، کتاب لقمه کردن فیل کتاب خلاقانه ای بود و کتاب چرا مدام خسته ایم در دوره ای که خیلی خسته بودم برام نکات مهم و ارزشمندی رو داشت.
      کانال تلگرامتون رو دنبال میکنم. اتفاقا اونروز از ویدیوی 500 میلیون درآمد در روز خیلی خوشم اومد.

  104. در رابطه با بخش دو؛ همه ی دهه هشتادی ها لزوما پسر نیستند؛ می تونن دختر باشن و بخوان با پسرها قدم بزنن! 🙂

    یاد انتقاد برخی رسانه ها از حجت الاسلام رییسی میفتم که میگفتند هر جا میخواد درباره جوانان صحبت کنه میگفت باید کاری کنیم برن زن بگیرن! کلا همه ی جوان ها براش پسر تعریف شده بودن و انگار دخترها وجود نداشتن

    1. حق با شماست مهدی جان. چون معمولاً پسرها دخترها رو به بیرون رفتن دعوت میکنن اینجوری نوشتم. ناخودآگاه!

  105. من به عنوان یک دهه شصتی ( اون آخراش) :

    1. مورد یک رو انجام دادم و بسی لذت بردم. ( تا حالا تا انتها گوش نداده بودم)
    2. اصلا قدم زدن با خود یکی از شروط زندگی است.
    3. معنی امساک را نمی دانستم، ولی الان می دانم.
    4. گوش دادن به اخبار یک جبهه و از یک دریچه اصلا مورد پسند نیست. روزی همین اخبار هم جز تاریخ معاصر می شود و در انتها گوش دادن بیش از حد به اخبار و تلویزیون باعث زوال زندگی می گردد ( نقش رسانه های تصویری بر زوال دوران کودکی نوشته نیل پستمن).
    5. ترهات!؟ حالا لازم نیست انقدر هم ذهن ما را درگیر کنی 🙂 معنی این یکی را هم با گوگل کردن یافتن :دی
    6. “شب‌های روشنِ” چه پیشنهاد عاااااالی دادی شاهین جان! همین چند وقت پیش کتابش را خواندم ولی فیلم ایرانی اش بهتر از خود کتاب بود.
    7. کتاب کت و کلفت را دوست ندارم. اگر به انتهای کتاب رسیدم و آخرش گفتم خوب که چی!؟ خیلی حسرت می خورم که چرا آن کتاب را خواندم. کتاب باید زیر 300، 350 صفحه باشه؛ مثل کوری، طاعون، شازده کوچولو :))))) توییتر هم خوبه، زیاد سخت نگیر.
    8. چشم
    9. سعی می کنم ولی قول نمی دهم.
    10. بابت معرقی ابراهیم گلستان ممنون. چه کتابی را پیشنهاد می دهید!؟

    1. امیر جان تو همیشه با ذوق و خلاقیتت توی کامنت گذاشتنم منو شگفت زده میکنی.
      از کسایی هستی که دوست دارم حضوری هم ببینمشون.
      از ابراهیم گلستان خروس و مد و مه و نامه به سیمین و اسرار گلنج درۀ جنی و آذر ماه آخر پاییز روی فعلاً پیشنهاد میکنم.

      1. با کی هستی؟ با منی!؟ ای کاش مطلب نوشتنم هم مثل کامنت گذاشتنم بود. چون تامین خوراک نوشتن برام سخت تر هست، راحت تر می توانم کامنت بگذارم و غیره و ذلک. ولی اون طوری ها هم که فکر می کنی نیست!!!!!!
        در مورد دیدار هم فکر بدی نیست :]
        بابت معرفی کتاب ها هم ممنون.

        و در انتها:
        در مورد رپ! حال نداشتم توضیح بدهم که صادق عزیز به خوبی توضیح داد. بهرام نورایی رو حتما گوش کن، به ویژه آلبوم “اشتباه خوب”. همچنین محمد بی باک.

  106. سلام شاهین جان.
    در جوامع ما بعضی از کلمات هستند که حتی استفاده کردن از آنها باعث ایجاد حس منفی در مخاطب میشود اونهم به خاطر سواستفاده هایی است که از آنها شده.رپ هم احتمالا یکی از همین کلمات است.
    واقعا چه خوب گفتی که نگذارید مزخرفاتی را به نام موسیقی به خورد شما بدهند.تمام سبک های موسیقی راه هایی هستند برای بیان فکر در قالب موسیقی..تمام این سبک ها ناخودآگاه(خودآگاه) به بیراهه هایی کشیده میشوند.بعد از گذشت مدت زمانی از فراگیر شدن هنر رپ و تزیقِ پول به این هنر،رپ هم از اصالت خود دور شده و تنها چیزی که از آن به گوش مردم میرسد چیزی جز پوسته اش نیست.که حتی نمیشود اسمش را هم رپ گذاشت.چگونه میشود که به سوار کردن مزخرفاتی بر روی ریتم نام هنر را گذاشت.
    حال من به عنوان کسی که چندین سال رپ رو دنبال کردم میخواستم چند کلمه ای دباره اش برایت بنویسم آن هم درباره رپِ زیر زمینی و نه رپ مین استیرم و جریان اصلی که به قولی به زور اسم رپ را رویش گذاشته اند و به خورد من و شما میدهند.ولی میدانم که نوشتن از این کلمه سخت است.بارها در مواجهه با کسانیکه از من میپرسند “در رپ چه دیدی؟”میگویم “من رپ را سالها و ماه ها و روز ها و لحظه ها زندگی کردم حال انتظار داری در چند جمله برایت توصیفش کنم؟”حال با دیدن افرادِ نادانی که اسم رپ را یدک میکشند زجر میکشم و همچون بهرام به خود میگویم”دیگه گِلَم از قدرت احمقا نیست/ از سکوت مغزای هشیارِ”
    من سال ها رپ رو به صورت جدی دنبال میکردم و اینقدر به مفاهیمی که درش ارایه میشد احاطه داشتم که که رپ برام فراتر از یک سبک موسیقیه و رپ بیشتر برام یک مجموعه منظم از جریان های فکری رو تداعی میکنه.
    شاید جالب باشه که بدونی در این چند سال دنبال کردن این سبک به مجموعه هایی برخورد کردم که به اندازه یک مجموعه ادبی،غنای ادبی و به اندازه یک کتاب حرف واسه گفتن داشتن .به نظر من در این دوران که ارتباط جوانان با کتابهای غنی فرهنگی کمرنگ تر از قبل شده و به همون میزان گرایش به موسیقی و هنرهای نوین زیاد شده شاید راهی مهم برای فرهنگ سازی،آشنا کردن جوانان با کارهای اصیل سبک رپ باشه.مثل خود من که با آشنا شدن با مجموعه های خوب این سبک دوباره رابطه ام با کتاب ها خوب شد و این سبک در واقع پلی بود برای آشتی من با منظومه های ادبی و البته که این مجموعه ی منظم از جریان های فکری کمک زیادی به خط فکری و جهان بینی ام کرد.

    1. صادق جان
      خیلی خوب نوشتی.
      من از نوشتۀ تو نکات خیلی خوبی یاد گرفتم.
      وشحالم که دوست روشنی مثل تو دارم.
      به امید دیدار

      1. شاهین جان یادم رفت میخواستم تهش واست بنویسم که اگه خوشت نیومد بزار به حسابِ یه تلاش ناموفق برای ارتباط با یک دوست.

    2. صادق جان به نکته درستی شاره کردی و از سری این مجموعه ها میشه به مجموعه های “لغو” “اسمش ایرانه” “فراق” نام برد که در خیلی از آهنگ های این مجموعه ها فضاسازی خیلی زیبایی وجود داره و پیشنهاد میکنم همه کسایی که به این وبلاگ سر میزنن گوش بدند.
      اما معمولا افرادی که تا الان رپ گوش نداده اند (نه اون رپی که میشناسید) معمولا خیلی با این آهنگ ها اخت نمیگیرند پس اگر صرفا برای کیف کردن میخواهید این آهنگ ها رو گوش کنید اصلا گوش نکنید!
      در رابطه با رپ “جریان اصلی” و “زیرزمینی” که شما در نظر دارید هم میشه گفت ما اصلا رپ زیر زمینی در ایران نداریم!
      رپ زیر زمینی رپی هست که خواننده اون رسانه خودش رو داره و به هیچ رسانه ای اجازه پخش کار یا حتی تبلیغ کارش رو نمیده اما رپر های ایرانی هیچکدوم اینطور نیستند.
      در کل دمت گرم نظر خوبی گذاشتی

      1. سلام محمد حسن اگر بشه یه بستر ارتباطی رو در نظر بگیر که کارت دارم.(شاهین از کجا مطمین بشم این پیام به دستش میرسه؟)

  107. شاهین عزیز
    با اجازه ات من هم که دهه شصتی هستیم پیشنهادهای دوستانه ات را خواندم
    لذت بخش بود

    1. جواد جان
      واسۀ بنده افتخاره نازنینی چون شما به وبلاگم سر میزنه.
      خیلی عزیزی برام.

  108. 11- از اینکه انتخابهايي متفاوت از دیگران داشته باشید نترسید. اما حواستان باشد که بر چه اساس انتخاب میکنید. مبادا این تفاوت از سر تنبلی و ناامیدی باشد.

  109. دوست داشتم نوشته تو شاهین خان! آخرشم نفهمیدیم خودت دهه چندی هستی که اینقدر خوب مینویسی!

  110. سلام کاش حالا که می‌خواهید دهه هشتادی‌ها را از منجلاب فانتزی‌های دهه شصتی‌ها در بیاورید آن‌ها را در چاه روشنفکری نندازید. بتهوون گوش بدهند، شب‌های روشن ببینند و بوف کور بخوانند و فرق لنین و استالین را بدانند می‌شوند آن چه که شما می‌پسندید؟

  111. خیلی جالب بود آقای کلانتری
    دقیقا همینه تازه وقتی آدم به جای چیزای صرفا سرگرم کننده یه مطلب مفید یاد بگیره و چیزی برای گفتن داشته باشه این خودش برای سن ما یه کوه اعتماد به نفسه.
    در کل سایتتون عالیه ممنون 👌👌

    1. موفق باشی صبا جان
      امیدوارم که به عنوان ستارۀ دهه هشتادی ها بدرخشی.

  112. حرف های بسیار عالی ای زدید.
    فکرمیکنم این حرف ها رو حتی دهه هفتادی ها هم باید بشنوند و پرت و پلا های روزمره شون رودور بریزن!

  113. عالی بود!
    بنظرم چیزهایی که نوشتید فقط برای دهه 80 نیست!
    خیلی از نسل های قبل توی همین دوران موندن… آهنگ هایی که ارزش گوش دادن نداره … فیلم هایی که عمر ادمو تلف میکنه و خیلی چیزای دیگه
    مثلا توی این سن موفقیت رو توی درس خوندن میدونن، ولی ادما که بزرگ میشن ممکنه توی همین دورشون بمونن و بازم توی 30 سالگی هنوز حسرت قبولی توی اون رشته رو دارن و هنوز هم براش تلاش میکنن!
    دریغ از اینکه کمی فکر کنیم که اصلا فلان چیز مسئله ی من هست یا نه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *