مصاحبه‌ی روزانه با خود | کنش‌یاری برای روزنگاری

هراس باستانی از صفحه‌ی خالی؛ برهوت کاغذ یا برگه‌ی تازه‌ی Word.

چه باید کرد؟

می‌توانیم محرک یا کنش‌یاری برای شروع نوشتن طراحی کنیم.

برای مثال، یک پرسش‌نامه‌ی جالب می‌تواند زهر صفحه‌ی سفید را بگیرد.

تنها کافی‌ست هر روز همین پرسش‌نامه را وارد برگه‌ی تازه کنیم و مشغول پاسخ‌نگاری شویم.

پنداری روزانه با رسانه‌یی خبری مصاحبه می‌‌کنیم و گزارشی از عملکردمان ارائه می‌دهیم.

نگاهی بیندازیم به پرسش‌نامه‌ی روزنگار من:

از یک تا ده به امروز چه نمره‌ای می‌دهی؟ چرا؟
از گفت‌وگوهای امروز چه نکته‌ای اندوختی؟
امروز در کدام کتاب‌ها پرسه زدی؟
امروز رفتی پیاده‌روی؟
امروز از خوردن چی بیشتر لذت بردی؟
امروز چه چیزهایی نگران یا ناراحتت کرد؟
امروز از رویاپردازی درباره‌ی چی کیف کردی؟
امروز با کی تماس گرفتی؟
امروز چه واژه‌ یا عبارتی در کانون ذهنت بود؟
امروز درباره‌ی داستان بلندت چه خیالی بافتی؟
امروز یاد کدام خاطره افتادی؟
امروز در وبینار نویسنده‌ساز چی بیشتر پررنگ بود؟

آیا لازم است هر روز به همه‌ی این پرسش‌ها پاسخ بدهم؟ نه. بسته به حس‌وحالم ممکن است در پاسخ برخی یک جمله یا حتا یک کلمه بنویسم و در پاسخ پرسشی صدها جمله.

شما چه پرسش‌هایی را برای افزودن به پرسشنامه‌ی روزنگاری پیشنهاد می‌دهید؟

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

27 اردیبهشت 1402

27 اردیبهشت 1402

29 آذر 1398

29 آذر 1398

8 پاسخ

  1. در پایانِ امروزت دوست داشتی چه کار نیمه‌کاره‌ای را انجام می‌دادی؟
    _ لیست غذاهای خورده‌شده‌ی امروزت با سلامتی‌ات هم‌خونی داشته؟ اگر نه کدام‌یک را باید تغییر دهی؟
    _ امروز رازگاهانت با خداوند کافی بوده؟
    _امروز در چه مواردی خودت را به کوچه‌ی علی‌چپ زدی؟

  2. هجوم افکار و احساسات مغشوش از برخوردها و رویدادهای روزمره در بین حجم زیاد نامه ها، جلسات و گزارشات، آشفته ام می سازد؛ آنچه این تلاطم صداها و احساسات، مبهم و درهم را می کاهد؛ نوشتن در پاسخ به پرسش های زیر است:
    در بدنم چه می گذرد؟
    چه کارهایی برای حفظ سلامتی ام انجام دادم؟
    چه احساساتی دارم؟
    در ذهنم چه می گذرد؟
    در دنیای بیرونم چه گذشت؟
    به درستی اتفاقات و رفتارها را درک کردم؟
    واکنش من چه بود؟
    با افراد سمی در ارتباطم یا درگیر تله ها و طرحواره ها شدم؟
    واکنش مناسب تر چیست؟

  3. امروز از چه تصمیمی منصرف شدی؟
    امروز در کدام رویای خصوصی پرسه زدی؟
    امروز خودت را جای کدام شخصیت کتاب گذاشتی؟
    هوای امروز چه احساسی را در تو برانگیخت؟

  4. امروز بیشتر درگیر کدام یک از حواس پنج‌گانه‌ات بودی؟ با کدوم یک بیشتر حس کردی و تونستی از طریق اون بنویسی؟

  5. امروز قادر بودیم به فراز و نشیب زندگی خود، زیر و بمی بدهیم و از مجموع این زیر و بم ها دستگاه دلپذیری بسازیم و به گوش دل خود بخوانیم؟

    در محفل دوستان-هوشنگ شاملو
    فروردین ماه ۱۳۳۹

  6. می اندیشم که سراسر روز در چه کار بوده ام و چه اندیشیده ام.
    و چه بوده است ده چیرگی، ده آشتی، ده حقیقت، و ده خنده ای که دل از آن شاد بوده است؟

    چنین گفت زرتشت.

  7. سوالی که هر از گاهی در صفحه‌ی صبحگاهی خود می‌نویسم:
    برای رسیدن به آسایش چه چالشی، کدام عدم آسایش و مشقتی را آگاهانه انتخاب می‌کنی؟ راه سختی که باعث پیشرفتم شود چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *