دسته‌بندی: از زبان

زبان‌مردگی

نه. اشتباه نکن. تعداد زبان‌های مرده‌ی دنیا خیلی بیش از این‌هاست. با پایان هر رابطه‌ی دیرنده، زبانی می‌میرد. به «عزیزِ‌ رفته از دست رفته» بیندیش

ادامه »

کارهایی که بی‌نوشتن نمی‌توان

گاه از یافتن برهانی تازه در باب علایقم همان‌قدر کیف می‌کنم که پنداری عتیقه‌یی یافته‌ام در کاروانسرایی دیرنده. برای مثال همواره مشتاقم استدلال‌هایی بیابم درباره‌ی

ادامه »

تایم داری گاهی بگی وقت؟

باید بین سره‌گرایی و سره‌زدگی فرق گذاشت. سره‌‌زدگی واقعیت زبان را انکار می‌کند. بیهوده می‌کوشد دورِ زبان دیوار بکشد، غافل از آنکه کلمات پرنده‌اند. هر

ادامه »

بدن در چاک‌وچیل روزمرگی

دنبال بدن می‌گردم توی زبانزدهای (اصطلاحات عامیانه)، فیلتر خوبی‌ست برای پرسه در واژه‌نامه‌ها؛ و با هم‌رسانی آن در اینجا، انگیزه‌یی فراهم می‌آورم برای ادامه‌کاری.  

ادامه »