کارهای تازۀ دوستان من
در این صفحۀ کارهای تازۀ دوستانم را معرفی میکنم. اگر مایل هستید میتوانید مرا از طریق بخش نظرات همین صفحه در جریان اقدامات جدید خودتان
در این صفحۀ کارهای تازۀ دوستانم را معرفی میکنم. اگر مایل هستید میتوانید مرا از طریق بخش نظرات همین صفحه در جریان اقدامات جدید خودتان
خواندن برای نوشتن ضروری است. این را میتوان فهمید. ولی این را هم میتوان فهمید که خواندن گاه مانع خوداندیشی و خلاقیت است. زمانی میپنداشتم
بزرگترین مزیت نوشتن این است که وادارت میکند به کسب تجربههای تازه. تا وقتی دست به قلم نشدهای خودت را زیر خط فقر تجربه نمیبینی،
به وبلاگ و صفحات خودتان در شبکههای اجتماعی به شکل دفترچه یادداشت آنلاین خودتان نگاه کنید. نه، حرفم این نیست که رسانۀ شخصی خودتان را
«کسی که از رقابت و مقایسۀ خودش با دیگران دست میشوید باید بیشتر به خودش سخت بگیرد.» این جمله را گوشۀ صفحه برای خودم یادداشت
از آنجاییکه بنای جستار روی فردیت نویسنده است، من جستار نویسی را بهترین نوع نوشتن برای تمایز و توسعه و نشر دیدگاههای شخصی میدانم…
برخی کتابها را هنوز نخواندهام، شاید هم هرگز نخوانم، اما اسم آنها برایم محرک فکرهای تازه بوده است. برخی از این عنوانها را فهرست میکنم:
این یکی از مفیدترین توصیههاییست که تاکنون خواندهام: «در چیزی که بیشترین اهمیت را دارد بهترین باشید.» جو کالووی اگر در یک سمینار فقط و
«فقط آن کس که زیبا زندگی کرده است میتواند زیبا بمیرد.» کاکوزو اوکامورا، کتاب چای 1964 پس به جای ترس از مرگ باید واهمۀ زیبانزیستن
گمانم در چند سال اخیر این جملۀ توران میرهادی بیش از هر جمله قصار دیگری در شبکههای اجتماعی دست به دست گشته است: «غم بزرگ
این صفحه برای گروهی از دوستان من است که نگاه متفاوتی به وبسایت خودشان دارند؛ سایت برای آنها جایی برای رشد و بالندگی است. بناست
سادگی علاوه بر مهارت، شهامت میخواهد. برای بیان سادۀ یک موضوع باید تسلط زیادی بر آن داشته باشی. سادگیِ واقعی و مؤثر فقط با پختگی
برای بسیاری «فردا» چیزی جز یک انباری شلوغ نیست؛ جایی برای تلنبار کردن کارهای «امروز». اما چه شوقی برای آینده میمانَد اگر حس کنی قرار
فکر کنید ایدهای برای تولید یک محصول تازه به ذهنتان رسیده. حسابی ذوقزده میشوید، به تولید و فروش و موفقیت آن فکر میکنید. بعید نیست
به آیندۀ ایدهآل خودتان فکر کنید: در حال انجام چه کارهایی هستید؟ چه احساساتی را تجربه میکنید؟ دیگران شما را چگونه توصیف میکنند؟ با سه
«گاه» و «گاهی» فارسی است، پس نگوییم «گاهاً». سینِما از سی تا نَما تشکیل نشده که به آن سینَما میگوییم. سینِما درست است. «ورود کردن»
آیا معیاری برای شنیدن حرف دیگران داریم؟ اول، حکایتی که از کتاب «کلاه چیست؟» برگزیدهام، بخوانیم: سه صافی شخصی نزد همسایۀ من آمد و گفت: