رهایی از پریشانی
پریشان و افسرده میشویم چون هدف معینی نداریم تا به سوی آن حرکت کنیم. بیایید امروز این شیوه را امتحان کنیم: همین حالا یکی از
پریشان و افسرده میشویم چون هدف معینی نداریم تا به سوی آن حرکت کنیم. بیایید امروز این شیوه را امتحان کنیم: همین حالا یکی از
17:47 با کتابهای نخوانده چه کنیم؟ هر کتاب نخوانده را بگشاییم و از هر جای کتاب که دلمان خواست اندکی بخوانیم. این خیلی بهتر از
قسمتهای قبلی آموزش دستور زبان را اینجا بخوانید. فعل شخص (مفرد-جمع) فعل بیان کاری یا حالتی است در یکی از زمانهای سهگانه که به یکی از
در این صفحه فقط لینک وبلاگهای دوستانی را آوردهام که عضو گروه نویسندگی خلاق هستند و فعالانه مینویسند. (اگر از اعضای دوره نویسندگی خلاق هستید
عاشق فرهنگنامههای خاصم. دارم فرهنگ اصطلاحات عامیانۀ جوانان را ورق میزنم و میرسم به این سطرها: آب چرخ کن: دوش حمام. آبدوغخیاری: مبتذل؛ پیشپاافتاده: «عشقهای
13:10 ده واژۀ هر روزِ من 1 خواندن: ⊕ باید از سرعتم بکاهم. وقتی کتابی غیرداستانی میخوانم باید هر چهار پنج صفحه یکبار درنگ کنم،
8:52 یکی از سرگرمیهای من ورق زدن لغتنامههاست. گاهی که در ایدهیابی به بن بست میرسم دیدن چند کلمه کمی از گرفتاریام میکاهد. در فرهنگ
ساعت 11 سلام. راستش دوست ندارم اول برنامه زیاد حاشیه بروم و بگویم حالتان چطور است و روزتان بخیر و ازین حرفها. پس فقط یک
یکی از تمرینهای کلاس نویسندگان خلاق نوشتن جملات یک داستان به کوتاهترین شکل ممکن است. گاهی پس از پس از انجام این تمرین برخی دوستان
گاهی به رابطۀ استفاده نقل قول و تنبلی فکری میاندیشم. اگر خودت را به نقل قول از این و آن عادت بدهی بعد از مدتی
عنوان برخی از کتابها اسم شخصیت اصلی داستان است: مارتین ایدن مادام بوواری گتسبی بزرگ دکتر ژیواگو آقای ریپلی با استعداد و… اما گاهی نویسنده
وقتی موبایلبازی دلت میخواهد به جای پرسه در شبکههای اجتماعی دربارۀ موضوعات مختلف در گوگل جستجو کن. در سرچ کردن لااقل گرفتار الگوریتمهای شبکههای اجتماعی
اینکه آدم روی خودش مطالعه کند جالب است؛ اگر بتوانی این مطالعه صورتبندی و ارائه هم بکنی که دیگر نور علی نور است؛ بیش از دیگران هم برای خودت مفید است. چون چیزی که در چارچوب معینی قرار گرفته قابلیت بیشتری برای حک و اصلاح پیدا میکند…
اکبر رادی در یکی از گفتوگوهایش میگوید: «باران همیشه برای من وسوسهانگیز بوده است.*» نمایشنامههای رادی را که میخوانی میبینی حضور خاص باران در آثار
1 قبل از هر چیز به کاری بپرداز که در اولویت است. فقط با انجام دادن مهمترین اولویت روز است که اجازۀ رفتن سراغ بقیۀ
محسن میگفت: کسی که میگوید ایده ندارد آدم پرتی است. «ایده ندارم» یعنی حوصله ندارم بنویسم. وگرنه همین که دستت را میگذاری روی کیبورد تا
قسمتهای قبلی آموزش دستور زبان را اینجا بخوانید. فعل زمان و شخص در گزاره کلمۀ اصلی «فعل» است. هر جملهای باید «فعل» داشته باشد. عبارتی که
امروز از این کلمات و عبارات در یادداشتهای روزانۀ خودمان استفاده کنیم: کاغذ در برابر رو و قلم بر پشت گوش نهاده، آرنج به روی
بسیاری از ما با نوشتن است که روی «زبان» حساس میشویم. نوشتن هنری زبانی است و از وقتی دست به قلم میشوی خواهناخواه به کلمهها
اکبر رادی فصل سوم رمان ملکوت را شعری وهمناک و پر میخواند. چندی پیش نسخهای قدیمی از چاپ اول ملکوت گیرم آمد. فصل سوم آن