از ۱۴ سالگی کار کرد. کارهای گوناگون، ولی نه دولتی. چند سالی برای مطبوعات قلم زد. نان تلخ قلم زود دلش را زد. چند سالیست، و امروز هم، کارمند است. زن و یک پسر دارد…
خلق یک اثر هنری کاری دشوار است. نویسندههای جوان ما نباید فریب زمانه را بخورند، بدانند که یک کار بزرگ شاید سالها وقت ببرد…
مرور یادداشتهای روزانه این امکان را فراهم میکند تا به پیشرفتها و پسرفتهای خودمان بهتر و دقیقتر پی ببریم و …
واپسین سطرهای کتاب تمرکز دانیل گلمن با نقلقولی از دالایی لاما به پایان میرسد. این سؤالات برایم جالب و تأملبرانگیز بود و دلم خواست با شما به اشتراک بگذارم…
یک شیفتۀ سمج نویسندگی، ممکن است سالها و سالها هر بار از شروع کار طفره برود و شکست بخورد تا بفهمد تمام سختیِ نوشتن…
بیا گذشتهها را اگر دوست داریم در آینده تکرار کنیم؛ در آینده زنده کنیم. قراول آثار گذشته بودن دلخوشی بی ربطیست. بگذار گذشته، به این وضع و صورت، اصلاً وجود نداشته باشد…
شما هم میتوانید «لیست 100» خودتان را بنویسید. از نتیجۀ کار شگفتزده میشوید.
نوشتن هر یک از این لیستها میتواند تأثیر مثبتی روی روحیۀ شما بگذارد و به راهها خوبی دست پیدا کنید…
چرا وقتی کتاب میخریم فکر میکنیم برای خواندنش تا ابد وقت هست؟
همزمان با خواندن این کتاب حجم نوشتههای روزانۀ من پنج برابر شد…
بهجای ذوفنونی و همهدانی، بهتر است روی استادی در یک حوزۀ خاص متمرکز شویم…
خلق کردن، راهی است برای تلف نکردن بهترین لحظات عمرمان. با هر اثری که میآفرینیم چیزی به دنیا اضافه میکنیم…
اینها نکاتی هستند طی این مدت یاد گرفتهام و دلم میخواهد با شما در میان بگذارم…
در نوشتن یادداشتهای کوتاه بهتر است قید داشتن همزمان خر و خرما را بزنیم…
روشی را که در این پست میگویم بعضی از فیلمنامهنویسهای حرفهای به کار میگیرند و رابرت مک کی هم در کتاب معروفش «داستان» به آن پرداخته است…
چند روزی است در کانال مهارتهای نویسندگی برنامه آغاز شده که نام آن «#فقط3خط» است…
همین اول ماجرا بگویم که من ترانهسرا نیستم و دوستان ترانهسرا لطفاً این پست را به ریش و گیس نگیرند…