پرسشی راسخ همواره در مرکز روزهای من است:
یادداشتهای روزانهام را چگونه بیشینه و بهینه کنم؟
از میان انبوه شیوههایی که یافته یا ساختهام، یکی هم پرسشنامهایست که نامش را به سیاق «پرسشنامهی پروست» گذاشتهام: «پروست روزانهی من».
(پرسشنامهی پروست عنوان مجموعه پرسشهاییست که بسیاری از رسانههای جهان از آن برای مصاحبه با چهرههای نامدار بهره میجویند. اینکه چرا نام مارسل پروست، نویسندهی نامدارِ رمانِ سترگ «در جستجوی زمان از دست رفته»، را روی این پرسشنامه نهادهاند دلیل خاصی ندارد جز اینکه پروست نیز گویا به روزگار جوانی پرسشنامهی رایجی را با رفقایش رد و بدل میکرده تا به چند و چون زندگیشان پی ببرد.)
در پروستنامهی خود، عامدانه از پرسشهای بسته، یعنی پرسشی که با یک بله یا خیر تکلیفش روشن میشود، پرهیختهام.
این پرسشها مشوقیاند برای گشودن سفرهی دل یا ژرفکاویِ گوشههای روز، تا صفحه پشت صفحه پُر کنیم:
۱. امروز به معنای کدام کلمه دقیقتر اندیشیدی و به چه نتیجهای رسیدی؟
۲. امروز با کدام افراد صحبت کردی و کدام نکات در ذهنت مانده است؟
۳. خوراک امروزِ ذهنت چه بود و عصارهاش را چگونه بیان میکنی؟