سؤالی که با پرسیدنش نویسنده‌تر می‌شویم

 

شاید بپرسی: «اصلن از کجا بدانم نویسنده‌ام که حالا برای نویسنده‌تر شدن بکوشم؟»

مقصودم فراخ‌ترین معنای نویسندگی‌ست، در این تعریف هر کسی که چیزکی قلمی می‌کند نویسنده محسوب می‌شود. حرف این است که چنین قلمزنی چگونه می‌تواند حرفه‌ای شود؛ حرفه‌ای نه به معنا که قلم‌پیشه‌شدن؛ حرفه‌ای را در برابر آماتور به کار می‌برم که خامدست و تفننی می‌نویسد.

 

حالا از خودت بپرس:

«چگونه می‌توانم نوشتن را به گزینه‌ی پیش‌فرض خودم تبدیل کنم؟»

(یعنی در طول روز وقتی سرگردانی و دقیقن نمی‌دانی باید چه کنی اولین کارهایی که انجام می‌دهی چیست؟ کارهایی که به‌طور خودکار به آن‌ها می‌پناهی کدام است؟‌)

 

این همان پرسش کلیدی است که پاسخش را می‌توانی در وصف زندگی آنائیس نین ببینی:

«پیوسته و استوار به خاطره‌نویسی ادامه می‌داد. مثل یک بخت‌گشا، دفتر خاطراتش را همه جا با خود می‌بُرد. در مترو، در کافه‌تریا، هنگام انتظار برای دیدار با اشخاص، به محض بازگشت از سفر و حضور در «زندگی» روزمره، به دفتر خاطراتش رو می‌کرد و می‌نوشت.»*

 

حالا به نظرت با وسوسه‌ی روزافرون پرسه در عنترنت، آنائیس نین اگر هم‌روزگار ما بود می‌توانست آن شکلی پیله کند به نوشتن؟ یا نه توی کافه و قرار و سفر و… یکسره تو اینستا استوری می‌دید و استوری هوا می‌کرد؟

درد همین است و شاید پرسش را بتوان اینگونه دگرگون کرد:

چگونه می‌توان از تبدیل گوشی به گزینه‌ی پیش‌فرضم بپرهیزم؟

بله، خودِ گوشی هم می‌تواند نقش دفترچه یادداشت را ایفا کند، اما به‌راستی کیست که اغلب اوقات تسلیم وسوسه‌های موبایل نشود؟ مغز ما ولگردی در اکسپلور را به فشار ذهنی برای پروردن مطلبی تازه را ترجیح می‌دهد،‌ خیلی سوسکی و ناخودآگاه.

 

منتظر پاسخت می‌مانم:

«چگونه می‌توانم نوشتن را به گزینه‌ی پیش‌فرض خودم تبدیل کنم؟»

 

*خاطرات آنائیس نین، ترجمه‌ی داوود قلاجوردی، ص۱۵

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

16 تیر 1403

16 تیر 1403

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *