رمان پلیسیِ خوب شاید بیش از هر نوع دیگری از داستان بتواند آدمها را به قصه خواندن علاقهمند سازد. کتابهای جنایی-معمایی ممکن است آثاری بازاری یا کمارزش به نظر برسند، اما این جنس ادبی در نمونههای اعلای خودش هیچ کم از سایر گونههای ادبی ندارد.
جنایینویسی هوش و مهارت فراوانی میطلبد و تنها نویسندههای دقیق و خوشفکر توان طراحی چنین داستانهایی را دارند.
از چهرههای کلاسیک جنایینویسی (آرتور کانن دویل، آگاتا کریستی، ژرژ سیمنون و…) که بگذریم خالق یکی از بهترین کارآگاههای معاصر، آندرآ کامیلری، است. او سالها کارگردان تئاتر بوده و آثار آوانگاردی را هم روی صحنه برده از جمله نمایشنامههای ساموئل بکت؛ کامیلری پلیسینویسی را یک دهه پس از شکست دو رمان اولش میآغازد و اینبار خوش میدرخشد.
کمیسر سالوو مونتالبانو، کارآگاه شکمو، شوخطبع و فرهیخته و قدری عصبی رمانهای اوست.
مونتالبانو گاه برای حل معماها دست به قلم میشود و تکنیکی به کار میبرد که پژوهشگرانی مانند اتان کراس در کتاب «نشخوار ذهنی»، با شواهد علمی، اثربخشی آن را تأیید میکنند.
او عادت دارد در مرحلهیی از حل معما که هنوز پاسخ روشنی نیافته نامهیی برای خودش بنویسد و در این نامه از سیر تا پیاز هر چه گذشته برای خودش روایت کند:
«حالا وقتش بود افکارش را سروسامان بدهد… قلم و کاغذی برداشت و پشت میز ناهارخوری نشست. میخواست برای مرتب کردن افکارش نامهای خطاب به خودش بنویسد.*»
متن نامه داستان را بهخوبی گسترش میدهد و موجب درک بهتر خواننده از خط سیر داستان میشود.
اگر میخواهید به رمان پلیسی (و به طور کلی به رمان خواندن) علاقهمندتر شوید «مزرعهی کوزهگر» گزینهی مناسبیست. از دلیل انتخاب نام کتاب حیرتزده خواهید شد.
*مزرعهی کوزهگر، ترجمهی بنفشه شریفیخو، نشر قطره، ص ۱۸۷