کمال و الهام و آرزو!

فرجامِ کار، نقص است، کمال، آرزویی بیش نیست.

-ایور کاتلر

 

داشتم فکر می‌کردم چرا با اینکه اکثر ایده‌هایم را حین نوشتن و با برون ریزی ذهنی به دست می‌آورم، همچنان برای نوشتن پست‌های تازه‌ی وبلاگ منتظر الهام‌ می‌مانم.

بارها و بارها به من ثابت شده بهترین ایده‌ها زمانی به ذهنم می‌رسند که پای لپ تاپ می‌نشینم و بدون برداشتن دستم از روی کیبورد شروع می‌کنم به تایپ کردن.

به نظرم حرفه‌ای شدن از زمانی آغاز می‌شود که حتی اگر هیچ ایده‌ای هم نداشتیم پای میز حاضر شویم و شروع کنیم به نوشتن از هر چه که در لحظه به ذهنمان می‌رسد.

البته فکر می‌کنم بخشی از این طفره رفتن و انتظار برای ایده از کمال طلبی سر چشمه می‌گیرد.

یک عالمه پیش نویس برای وبلاگ نوشته‌ام، اما به نظرم باید زمان بیشتری بگذرد تا پختگی لازم برای انتشار را داشته باشند.

اما همیشه به خودم یادآوری می‌کنم که این وبلاگ را راه‌اندازی کرده‌ام تا با کمال طلبی مهلکی که گریبانگیرم شده مقابله کنم.

نمی‌خواهم در آرزوی نوشتن متنی عالی، متن‌های خوبی را که می‌توانم بنویسم ننویسم.

Rate this post

7 دیدگاه برای “کمال و الهام و آرزو!

  1. سلام جناب کلانتری

    منم مثل شما باید کمی با این کمال طلبی خودم مبارزه کنم 🙂 البته شما که خیلی بیشتر از من در وبلاگتون نوشته اید.
    خوشحال شدم که با اینجا آشنا شدم.

    1. سلام پیمان عزیز
      همیشه از خوندن کامنت های خوب و آموزنده ی شما در متمم لذت می برم.
      وب سایت خیلی زیبا و خوبی هم دارید. امیدوارم بیشتر و بیشتر بنویسید.
      با آرزوی بهترین ها

  2. در کتاب «در ستایش فراغت» برتراند راسل یک پاراگراف عالی در این مورد نوشته است که عینا برایتان مینویسم (معتقدم ترجمه کردن این پاراگراف به نویسنده و خواننده «خیانت» است.)

    In a world where no one is compelled to work more than four hours a day, every person possessed of scientific curiosity will be able to indulge it, and every painter will be able to paint without starving, however excellent his pictures may be. Young writers will not be obliged to draw attention to themselves by sensational pot-boilers, with a view to acquiring the economic independence needed for monumental works, for which, when the time at last comes, they will have lost the taste and capacity. Men who, in their professional work, have become interested in some phase of economics or government, will be able to develop their ideas without the academic detachment that makes the work of university economists often seem lacking in reality. Medical men will have the time to learn about the progress of medicine, teachers will not be exasperatedly struggling to teach by routine methods things which they learnt in their youth, which may, in the interval, have been proved to be untrue.

    1. سلام یاور مشیرفر عزیز
      بی نهایت ممنون بابت نقل این بخش درخشان از کتاب راسل
      واقعاً لذت بردم.
      ایده ی کار ۴ ساعته رو خیلی دوست دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *