اگر از نوشتن می‌ترسید این کار را انجام دهید

اگر از نوشتن می‌ترسید این کار را انجام دهید

«ترس است که مانع نوشتن بیشتر افراد می‌شود، نه فقدان استعداد.»

-ریچارد رودس

 

ترس نوشتن از بین نمی‌رود، با مقابلۀ نسبی بر هر ترسی ترس‌های تازه‌ای در برابر نویسنده قرار می‌گیرد.

مثلاً ممکن است در ابتدا هراس ما مواجه شدن با صفحۀ سفید باشد، پس از آن ترس بعدی نشان دادن نوشته‌ها به دیگران است و به همین ترتیب ترس‌های بعدی می‌تواند دربارۀ انتشار آثار و آزمودن انواع دیگر نویسندگی باشد.

زندگی بسیاری از افراد خلاق را هم که مطالعه کنی می‌بینی که جزو ترسوترین آدم‌های جهان بوده‌اند.

حالا اگر یک آدم ترسو بخواهد نویسنده‌ای بزرگ بشود چگونه باید تا حدی بر ترسش غلبه کند؟

یک پیشنهاد: رفع ترس نوشتن با نوشتن

برای مقابله با ترس باید قصۀ یک آدم ترسو را بنویسی، نویسندۀ ترسویی که از نوشتن وحشت دارد و هزارتا کتاب و مقاله راجع به رفع تنبلی و کمال‌گرایی و نویسندگی خوانده اما همچنان می‌هراسد. داستانی چرک و به‌هم‌ریخته و شاید بی‌سروته، دربارۀ خودت و تمنای نویسنده شدن؛ داستانِ نویسنده‌ای که امیدوار است.

به قول آرتور هیوکلا «اگر امید دروغ است، پس ترس هم دروغ است.»

 

سایت رسمی مدرسه نویسندگی راه‌اندازی شد

کانال مدرسه آنلاین نویسندگی در تلگرام

۴٫۱ (۸۱٫۷۱%) ۳۵ votes

10 دیدگاه برای “اگر از نوشتن می‌ترسید این کار را انجام دهید

  1. زیاد از نوشتن نمیترسم، سعی میکنم همیشه بنویسم
    ولی این موضوع جالبیه که مطمئنا خیلی میتونه کمک کنه به نوبه خوش، حتما امتحانش میکنم

  2. سلام شاهین عزیز ..پیشنهاد محشر و بی نظیری دادید…امیدوار شدم .پس من وخیلی هامثل من بی استعداد نیستیم ترسوییم؟ حتما حتما یه داستان کوتاه طبق دستور شما مینویسم..زحمت شاگردای تنبلی چون من گردن استاد عزیز ی به مانند شماست..

  3. سلام جناب کلانتری
    بنده می خواستم در دوره آموزشی نویسندگی آنلاین شما شرکت کنم
    امکانش چگونه است؟

  4. سالهاست میخوام وبلاگ بنویسم… شاید بیش از ده سال.
    بارها وبلاگ جدید ساختم، از سرویس های وطنی گرفته تا فرنگی ها. حتی بارها هاست و دامین ثبت کردم و وردپرس نصب کردم.
    ولی تقریبا هیچ مطلبی منتشر نکردم و اگرهم به تعداد انگشت های یک یا دو دست نوشتم، فورا پاک کردم.
    نمیدونم چرا؟ حرف برای گفتن زیاد دارم، خیلی از اطرافیان از بس براشون مینویسم کلافه میشن. بارها به من گفتند که باید نویسنده بشم از بس همه چیز رو با توضیحات و مفصل بیان میکنم و فضاسازی میکنم.
    زیاد فکر میکنم، سعی میکنم در حد توان همه جنبه ها رو در نظر بگیرم. چه در حوزه تخصصی و کاری خودم، چه در حوزه های دیگه مثلا صحبت کردن در مورد طبیعت یا سیاست یا هرچیزی.
    اما حس میکنم باید طرف مقابل رو بشناسم تا براش بنویسم حتی اگه این شناخت در حد یکی دو جمله باشه. ترجیح میدم توی تلگرام چت کنم، رو در رو در یک کافه صحبت کنم. حتی ورد رو باز کنم و ده بیست صفحه برای خودم بنویسم و ذخیره نکرده ببندم. اما نوشتن برای خواننده نامعلوم؟ نوشتن برای کسی که نمیدونم کی هست؟ نوشتن برای کسی که نمیدونم از نوشته های من چه برداشتی میکنه؟ نوشتن برای مخاطبی که هیچ شناختی ازش ندارم؟ نوشتن برای کسی که نمیدونم میخونه یا نه؟ در توانم نیست…

  5. ترس همان چیزی است که با کتاب خواندن زیاد فهمیدم بقیه هم آن را دارند و با نوشتن فهمیدم می شود دیگر آن را نداشت.

  6. اگر امید دروغ است، پس ترس هم دروغ است
    من از برعکس این جمله می ترسم
    اگر امید حقیقت است، پس ترس هم حقیقت است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *