عجیب‌ترین مخاطب شما

چه بسا بیشتر خطاب به خودمان می‌نویسیم، اما گاهی حس می‌‌‌کنیم تنها نوشتن برای دیگری‌ست که به ذهنمان روشنی می‌بخشد.

درباره‌ی نوشتن برای مخاطبی خاص بسیار گفته شده، از جمله اینکه نوشتن برای فردی مشخص بسیار بهتر از آن است که خطاب به «همه‌ی مردم» بنویسیم؛ مخاطب معین سطح متن را تعیین می‌کند، از سرگردانی نویسنده می‌کاهد و زمینه‌ساز گسترش متن است. 

بنابراین می‌توانیم فردی خیالی را در ذهن بسازیم که میانگینی از جامعه‌ی هدف ماست و خیال کنیم نوشتار ما نامه‌یی مستقیم به اوست،‌ هرچند اگر متن ما شکل نامه نداشته باشد (یعنی جمله‌ها دوم شخص نوشته نشوند.). 

البته این توصیه بیشتر به کار تولیدکنندگان محتوا می‌آید،‌ و ادبیات بحثی جداست، راوی «بوف کور» را به یاد بیاورید که خطاب به سایه‌اش می‌نویسد.

باری، گاه برای رسیدن به متنی خلاق باید برای مخاطبانی عجیب‌‌وغریب نوشت. حالیا فهرستی پیشنهادی:

-خطاب به یکی از اعضای بدن

شاید همین کار سرآغاز برخورد تازه‌ی ما با بدنمان باشد و راه بدهد به شناخت نوشتار بدنمند.

-خطاب به یک سن خاص 

دلتان برا ی نوزده‌سالگی‌تان تنگ شده؟ چرا برایش نامه‌یی نمی‌نویسید؟

-خطاب به موجوی خیالی

شاید این سرآغاز نوشتن داستانی فانتزی باشد.

-خطاب به درگذشتگان

می‌توانیم یاد عزیزان از دست‌رفته را با نوشتن برای آن‌ها زنده نگه داریم.

-خطاب به کتاب 

مگر کتابی که دوست داریم معشوقه‌ی ما نیست. چرا برایش ننویسیم؟

-خطاب به خاطرات

نامه‌ی به یک خاطره برای به یادآوردن آن و نقشی که در روان ما دارد.

-خطاب به اشیا

بالش و موبایل فرقی نمی‌کند. مهم لمس اشیاست و دیدن آن‌ها از منظری دیگر.

شما هم چند مخاطب عجیب پیشنهاد بدهید.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *