تمرین ترکیبسازی را دستِکم نگیریم.
مقصودم کلمات ترکیبی است، نه عبارتهای ترکیبی.
کلمهی ترکیبی: شاهماهی
عبارت ترکیبی: آغوشِپشمک
خب، حالا کلمهی ترکیبی ساختیم که چه؟
هیچ بنا نیست آن را بهزور در نوشتارمان به کار ببریم (هرچند طنز و شعر عرصهی فراخیاند برای واژگان برساخته).
تمرین واژهسازی دو فایدهی عمده دارد:
یک) شناخت ساختار کلمات. این دانش در گسترش دایرهی واژگان سودمند است. چون ژرفآشنایی با یک واژه سبب میشود همخانوادههایش با سرعت بیشتر به ذهن بیاید.
دو) جرقهی ایدههای تازه. وقتی واژهی قشنگی میسازی، بعید نیست وسوسه شوی که با آن کاری بکنی؛ حیف نیست کلمه به آن قشنگی خاک بخورد.
حالا این کار چه میتواند باشد؟
برای یکی میشود عنوان داستانی تازه، برای دیگری نام محصولی جدید، انگیزهی تشکیل گروهی خاص، تأسیس جایی و…
الان چه کنیم؟
بهتر است به همین کلماتی بنگریم که زیر دست و پا ریختهاند و پیشنهادهای نهانی در خود دارند برای نوواژهورزی.
مثلن چندی پیش به «نوشمک» و «یخمک» میاندیشیدم. (آخ که چه کیفی داشت نصف کردن یخمک آلبالویی از وسط.)
دیدم «مک» عجب مایهی بکریست واسه کلمهسازی و همینجوری زرپازرپ واژه در کردم:
خرمک/شعرمک/گُهمک/بوسمک/روزمک/نورمک/گوزمک/پامک/دلمک…
یاد «نارمک» افتادم که همیشه با «پونک» اشتباه میگیرمش.
«مکیدن» و اینهمه برکت.
شما چه میسازید با «مک»؟