جملهی خودتان را در بخش نظرات همین صفحه ثبت کنید.
فقط ۱ جمله
موضوع: بوسه
اطلاعات بیشتر: دربارهی جزییات چالش جملهورزی
چند نمونه:
جهنمی بدتر از آن نیست که مدام به یاد آوری بوسهای را که اتفاق نیفتاده است.
-ریچارد براتیگان
بوسیدن حقهای عاشقانه است برای متوقف کردن گفتگویی که زیادی احمقانه شده.
-اینگمار برگمان
بوسه اختراع طبیعت است برای لحظاتی که زبان قادر به انتقال احساسات نیست.
-اینگرید برگمن
با دیدن زوجی که در حال بوسیدن همدیگرند برای یک هفته نیرو بگیرید.
-کریستین بوبن
اولین بوسه جادوگرانه است، دومی صمیمانه و سومی عادت است.
-ریموند چندلر
بوسه را زنی لال کشف کرد، چون نمیتوانست بگوید دوستت دارم.
-پریسا سمیعی
بوسههای کاغذی به مقصد نمیرسند.
-فرانتس کافکا
بوسه در لحظهای از زمان دو روح را یکی میکند.
-لوند واترز
برخی از جملههای برگزیدهی چالش امروز:
بوسه ابهامیست که به مرور زمان خود را میزداید.
-یوتاب کیخا
بوسه، نامهای است که لبها به سکوت مینویسند و دلها در خلوت میخوانند.
-غزاله فائق
بوسه تراوش عشق است.
-محمدشاهان کمالی
بوسه پلی میان دو جهانست؛ جهان آشوب و جهان آرامش.
-سعید سیفی
بوسه، ماساژورِ گرفتگیِ قلب است.
-فاطمهحورا رحمانی
بوسه نام کوچک عشق است که از لبانم میچکد.
-شکیبا اسکاف
بوسه کوتاهترین چیز است، اما بلندترین خاطره را میسازد.
-بتول آقارحیمی
بوسه اثر انگشت لب است پای گونهی عشق.
-ثمانه چیتگرها
بوسه همآغوشیِ لبخندهاست.
-زهرا سلیمانی
بوسه زیباترین درگیری عاشقانه است
-سمیه اقبال
بوسه امضای قلب تپنده است با قلم لب.
-مهشید خوشآموز
بوسه تجسدِ حرارت عشق است.
-سارا یثربی
بوسهی ناگهانی لبهایت زیباترین سرقت ادبی من بود.
-کیمیا
بوسه گفتوگویی در بنبست واژههاست.
-نیکو بنیسعید
بوسه، چشیدن مزهی قلب است.
-زهره رنجبر
بوسه داغ مُهریست که جایش نمیسوزد، میشکفد.
-پروانه اسدزاده
بوسه فایل «زیپ» زندگی است.
-نعیمه غفارپور
بوسه جرقهایست که از دو سکوت، آتشی برمیافروزد.
-آرزو بابایی
آغازگر بوسه، پایاندهندهی آن نیست.
-ستایش عبدی
70 پاسخ
عاشقانهترین بوسه، بوسهیِ مادرست بر گونههایِ نوزاد خویش.
بوسه، همان لرزشِ ناگهانیِ خاطرهای است که هنوز اتفاق نیفتاده.
بوسه ناگهانی تجاوزی (سرقتی) دلچسب است.
بوسهات رویینتنم میکند.
بوسه یعنی کشف مرزها و گم کردنشان در همان آن.
بوسهات، آتشیست که آرام میسوزاند اما نمیگذارد دلم سرد شود.
بوسهات، همان خانهایست که هر بار دلم به آن برمیگردد.
بوسه، آهستهترین شکل گفتنِ «دوستت دارم» است.
بوسه یعنی من در تو سکونت دارم.
در جشنواره نگاهش بوسها ی به یادگار ماند
بوسه، ترفیع لبهایمان به جایگاهی بهتر است.
بوسه، آغازِ ریشهدارِ دوست داشتن است.
کلماتِ خجالتی، با بوسه نجوا میشوند.
بوسه تمدید یک توافق عاشقانه است.
بوسه ،لمس عمیق احساس دوست داشتن است.
آغازگر بوسه، پایان دهندهی آن نیست.
«احساسات، برقِ بوسه است.»
بوسه آخرین وداعِ توست با نزدیکانت در زمانِ خاکسپاریاشان.
اگر بوسه نبود عاشق معشوقش را دو لقمه میکرد و همهچیز تمام میشد، پس بوسه محافظ عشق و البته جان آدمهاست.
بوسه اولت لوس بود و آبکی، دومی هم زورکی اما بوسه آخرت بوسه برانگیز بود و وسوسه آمیز.
بوسههای عیدی، بمباران تُفهای این و آن به پهنایِ بیپناه صورت است و این نقض قوانین انسانیت است.
بوسه ابهامیست که به مرور زمان خود را میزداید.
بوسه پلیست میان دو روح، که فاصله را بیمعنا می کند.
حقیقت ندارد که بوسه مخصوص روی زیباست. زشتها هم بالاخره، یا بچه هستند یا فامیل.
بوسه دستکم چند لحظه تو را از جهنم واقعیت بیرون میکشد و دنیایی عاری از پوچی پیشرویت مینهد.
بوسه، لمسِ کوتاهِ دو ماهیست.
بوسه، چشیدن مزهی قلب است.
بوسهها، اولین جوانههای معاشقهاند.
پیش از آنکه باران نامه را تماما خیس کند، بوسه ای به آن زد و درون صندوق انداخت.
بوسه لحظه است که بدن شاعر میشود
عشق بیماری است و وصال درمان و بوسه درمانگر.
بوسیدن زمانی معنای عشق میدهد که با جوهر بوئیدن همراه باشد
بوسه، نامهای است که لبها به سکوت مینویسند و دلها در خلوت میخوانند.
نقش بوسه بر روی پیشانی مادر در ذهنم حک شده، هیچوقت مزه و بوی آن را فراموش نمیکنم.
بوسه از سر عادت جراحت محبت است و بر دست مستکبر قتل آن.
بوسه تراوش عشق است.
بوسه پلی میان دو جهانست؛ جهان آشوب و جهان آرامش.
بوسه، ماساژورِ گرفتگیِ قلب است.
بوسه، کینتسوگی دل است
بوسه، پرسش خاموشیست درباره اینکه آیا نزدیکی، واقعیت دارد یا تنها توهمی از آگاهی است.
بوسه نان است و نوازش آب.
بوسه سیلیِ آرامش است که عشق را بر روی لبِ مردهروحی میآورد.
بوسه نام کوچک عشق است که از لبانم میچکد.
بوسه، آوای «دوستت دارم» است؛ وقتی صدایش آنقدر بلند است که دیگر شنیده نمیشود.
بوسه کوتاهترین چیز است، اما بلندترین خاطره را میسازد.
بوسه آتشی است که جسم و جان را میسوزاند و روح را تجلی میبخشد.
بوسهی چشمها اما، راز عشقیست افلاطونی.
بوسه اثر انگشت لب است پای گونهی عشق.
بعضی بوسهها گلبرگاند و بعضی سایه. اولی جان میبخشد، دومی فقط رد عطری از فریب روی لب میگذارد.
بوسه هم آغوشی لبخند ها است.
بوسه ای که پر کشید ورفت و به مقصد نرسید.
بوسه زیباترین درگیری عاشقانه است.
عشق شکوه زندگی است و بوسیدن لب معشوق شیره این شکوه.
بوسه دستگیرهای است برای نزدیکی دلها.
بوسه مسیر انتقال پیکرهاست، از لبی بر لب دیگر.
بوسیدن بهترین راه برای شارژ قلب های خوابیده در جاده زندگی است.
بوسه پلیست میان دو روح، که فاصله را بی معنا میکند.
وقتی کلام ذوب میشود، بوسه شکفته میشود.
بوسه امضای قلب تپنده است با قلم لب.
بوسه تجسدِ حرارت عشق است.
بوسه ناگهانی لب هایت زیبا ترین سرقت ادبی من بود.
بوسه گفتوگویی در بنبست واژههاست.
بوسه گفتوگویی در بنبست واژههاست.
هر نوزادی که به دنیا میآید، در واقع امضایِ همان بوسهیِ نخستین است؛ نشانهای که میگوید حیات، هنوز در پیِ عاشق شدن است.
بوسه داغ مُهریست که جایش نمیسوزد، میشکفد.
بوسیدمش و به ژرفترین رازهای هستی پیبردم.
بوسه گاه احساس، گاه ابزار است.
کام گرفتن از زندگی، با بوسیدنِ مرگ آغاز میشود…
بوسه فایل زیپ زندگی است.
بوسه شبیه جرقهایست که از دو سکوت، یک آتش روشن میکند.