دسته‌بندی: از نوشتن

خطاب به نوشتن 

ای نوشته، مگر قرار نبود خودت خودت را بسازی؟ خب بساز دیگر. من نشسته‌ام ببینم چی می‌سازی. چی؟ داری می‌گویی «چه رندی هستی تو.» بی‌خیال،

ادامه »

بهترین توصیف

می‌گوید زن و مردی با پوشش و رفتاری عجیب‌و‌غریب را هر روز پشت پنجره می‌بینید اما در توصیف آن‌ها ناتوان است.  می‌گویم اینطوری که نمی‌شود،‌

ادامه »

همین نکات ساده

نشسته بنویسد. ذهنش به هزار جا سرک می‌کشد. حس می‌کند باید کتابی ورق بزند یا نگاهی به یادداشت‌های پیشینش بیندازد تا ایده‌یی برای نوشتن بیاید؛

ادامه »

چرا نوشتن در وبلاگ؟

عده‌یی نوشتن در وبلاگ را نفی می‌کنند به این دلیل که «کی دیگه وبلاگ می‌خونه؟ همه تو شبکه‌های اجتماعی‌ان.». در حالی که جذابیت و اهمیت

ادامه »

پیشنهادهای من

وقتی به طور مدام در حوزه‌یی خاص به انتشار محتوا می‌پردازی چند شاخه‌ی اصلی در درخت رسانه‌ات نمود بیشتری می‌یابند. در این نوشتار می‌خواهم از

ادامه »

منوی رستوران نویسندگی

به‌‌روزرسانی منوی رستوران نویسندگی: دانلود فایل پی‌دی‌اف منوی جدید دانلود فایل ورد منوی جدید این فهرست شامل تمرین‌هایی است که من در بیشتر روزها بخشی

ادامه »

شرح درماندگی درمانگر است

برخی ایده‌هایم هنگام تدریس شکل می‌گیرند. مثلن در واپسین لحظات کارگاه اخیر تمرین نوشتن در توضیح موضوعی گفتم:‌ «شرح درماندگی درمانگر است.» این حرف را

ادامه »

روانکاوی که شیفته‌ی ادبیات است

«من می‌نویسم تا دریابم چه می‌اندیشم.»  (توماس آگدن، کتاب «کشف دوباره‌‌‌ی روانکاوی»، ترجمه‌ی مهسا موحد ابطحی، نشر ارجمند، ص ۲۵) توماس آگدن از روانکاوان شاخصی

ادامه »

قلقلک قلم

دنبال پرسشی باش که برای نوشتن وسوسه‌ات کند. گوش به راهِ پاسخ کدام سؤالی؟

ادامه »

طاقت نوشتن

پشت میزم نشسته‌ام و به هر طرف سر می‌چرخانم یک دسته کتابِ خوب می‌بینم. انگار لشکری از کتاب‌ها را گردآورده‌ام تا تنها به مصاف نوشتن

ادامه »

جمله‌ام من

کوتاهم.  گاه می‌خواهم کوتاه‌ترینِ جمله‌ها باشم. دو کلمه یا نهایت سه کلمه. حتا گاهی یک کلمه. یک فعل. حتمن یک فعل. کدام فعل؟ (چرا به‌جای

ادامه »

نامه‌هایی از دوستانم

این صفحه را برای نامه‌های دوستانم در کارگاه تمرین نوشتن ساخته‌ام. هدف این است که در این نامه‌ها با نثر هم بیشتر آشنا شویم. (نامه‌هایتان

ادامه »

بعد از ۳ ساعت جان کندن

ساعت از ۳ نیمه‌شب گذشته بود. برای ایجاد ترکیب درستی میان تک تک کلمه‌ها و جمله‌های متن هزار بار همه چیز را جابه‌جا کرده بودم.

ادامه »

رازباخته

همه‌ش که مال نمی‌بازند، گاهی هم راز می‌بازی. یک‌هو می‌بینی رازی که سال‌ها با چنگ و دندان پنهان کرده‌یی فاش شده و جز شرم و

ادامه »

قلم‌انداز

«قلم‌انداز» یعنی نوشته‌یی که قلم شتابان انداخته روی کاغذ و رفته. گه‌گاهی که دنبال ایده می‌گردم می‌ر‌وم سراغ قلم‌اندازهای قدیمی‌ترم. جالب اینجاست که آن‌ها که

ادامه »