تمرینی ساده برای طنزنویسی
بعد از خواندن این نقلقول بود که فهمیدم تشبیه، تکنیک مناسبی برای طنزپردازیست: «ازدواج مثل مستراح است، آنها که بیرونش هستند عجله دارند سریع داخل
بعد از خواندن این نقلقول بود که فهمیدم تشبیه، تکنیک مناسبی برای طنزپردازیست: «ازدواج مثل مستراح است، آنها که بیرونش هستند عجله دارند سریع داخل
گاهی تا رساندن پیامت به بهترین شکل ممکن فقط یک «تشبیه» فاصله داری. پیشنهاد: بیایید یک «دفتر تشبیه» داشته باشیم. در یک طرف این دفتر
تا بهحال خودتان را به چیزی تشبیه کردهاید؟ حتا اگر آگاهانه هم چنین نکنیم، بسیاری از ما به طور ناخودآگاه استعارهیی از خود در ذهن
حالا که بحث تشبیه را آغازیدهایم و به مذاق شما هم خوش آمده، بیایید به استعارهها و قیاسهایی که برای بخشهای مختلف هنر نویسندگی ساختهاند
عشق را به چه تشبیه میکنید؟ سفر؟ درخت؟ زندگی را به چه مانند میکنید؟ جنگ؟ جنگل؟ استعارههای ما چیزهای بسیاری دربارهی نگرشمان به زندگی میگویند.
میخواهم از حرکت بیپایان خودم در قلمرو آموختن برایت بگویم.
مطالعه میکنم، مانند ماهیگیری سیریناپذیر.
کلمات جدید را یادداشت میکنم، آنها را به دوستانم تبدیل میکنم و با آنها وقت میگذرانم…
«ساعت ۶ از خواب برمیخیزم. بیدرنگ نوشتن صفحات صبحگاهی را میآغازم. مثل همیشه اولش سخت است. وسوسه میشوی برای هزار کار دیگر، از همه بیشتر
پروژهی فکری شما چیست؟ اصلن پروژهی فکری یعنی چه؟ خیلی ساده یعنی اینکه موضوعی را سنجاق کنیم بالای ذهنمان و کاری برایش انجام بدهیم. برای
بهتر است این کار را با یکی-دو نفر از دوستانتان انجام بدهید و با گزارشدادن بههم بر انگیزه و تعهدتان بیفزایید. برنامه بریزید که هر
فعالسازِ ذهن چیزیست که بهسرعت میتواند ذهن را به جریان بیندازد و با قدری کنکاش منجر به ایدهیی خلاقانه شود. میخواهید نوشتن بیاغازید و نمیدانید
ایده در آدمهاست. این آدمهای زندگی ما هستند که ما را به نوشتن برمیانگیزند. شاید مینویسیم چون طاقت دیدن درد آدمها را نداریم. برایان فیلان،
برتولت برشت گفت: «اول غذا، بعد اخلاقیات.» بله، غذاخوردن مهم است و لذتبخش و اصلن ناگزیر؛ اما چقدر و چگونه؟ حرف ما دربارهی رژیم غذایی
اگر مشتاقید عادت تازهیی در خودتان ایجاد کنید و دنبال انگیزهی بیشتری برای پایبندی به آن هستید، یک راه مناسب، ترویج آن عادت است. شروع
یکی از خوبیهای نوشتن این است که آدم را روی تعریفهای شخصیاش حساستر میکند، وادارت میکند از خودت بپرسی من «عشق» را چطور تعریف میکنم؟
دو جمله قصار معروف: «خدا در جزئیات است.» «شیطان در جزئیات است.» برداشت: در هر صورت، جزئیات مهم است. شاید یکی از بزرگترین دلایل احساس
هدفی تازه یا یافتن راهکاری تازه برای تحقق هدفی کهنه گاه از هر چیزی انگیزهبخشتر است. اما مهمترین هدفها همانقدر که هیجانانگیزند میتوانند برنجانندمان. به