دسته‌بندی: از نوشتن

خودآزاری‌های آموزنده

حرف درباره‌ی واژگانی‌ست که بسامد بالایی در گفته‌ها و نوشته‌های ما دارند. همان کلماتی که تکرارشان موجب ملال و دلزدگی از نوشتن‌ است، خاصه اگر

ادامه »

به عشقِ واژه 

گاه متنی را می‌نویسد تنها به عشق استفاده از کلمه‌یی نویافته. بچگی وقتی کفش نو می‌خرید، دلش می‌خواست تا صبح با همان کفش‌ها بخوابد. بیدار

ادامه »

ایده‌ی خوب کجاست؟

فرض کن برای رسیدن به چشمه‌ باید یک ساعت راه بروی، اما تو هر بار پنج دقیقه به سمت چشمه می‌روی و منصرف می‌شوی و

ادامه »

نویسنده‌ی هزارچشم

با برخی نمونه‌های کوچک، بسیاری از نکات بزرگ را می‌توان گفت. شعرِ «تفاسیر*» از مرید البرغوثی از همین نمونه‌هاست:  «شاعری نشسته در کافه‌ای‌، شعر می‌نویسد 

ادامه »

هر آنچه می‌گویم

«هر آنچه توصیف می‌کنم تئاتر است، حتی آنجا که تئاتر موضوعِ مورد بحث نباشد.» هوارد بارکر این جمله را ۴ بار در ۴ پاره‌ی کتاب

ادامه »

ویژگی نثر الماس‌گونه

«نثر الماس‌گونه» اصطلاحی‌ست که اکبر رادی از آن برای توصیف برخی آثارش که با «انضباطی فولادین» نوشته به کار می‌برد و ویژگی اصلی چنین نثری

ادامه »

احساس چیزها

بیا خیال کنیم اشیا به هم حسادت می‌کنند؛‌ لیوان به فنجان، کتاب به گوشی، انبردست به پیچ‌گوشتی. حسدشان را چگونه به زبان می‌آورند؟  سنگ زیر

ادامه »

ترجیع‌بندهای ما

«ترجیع‌بند» ‌بخشی از شعر یا ترانه است که چند بار در طول متن تکرار می‌شود (+)،‌ شاید این ترجیع‌بند معروف سعدی به گوشتان خورده باشد:

ادامه »

چی فکر می‌کردیم چی شد

این ضرب‌المثل به گوشتان خورده که «چی فکر می‌کردیم چی شد»، شعر «غول» از غلامعلی رضوی اجرایی شاعرانه از همین سخن است: «می‌خواستم غولی باشم

ادامه »

گوشه‌یی از نویسندگی

گفتیم که در آموختن مهارت چه بهتر که هر بار مدتی بر گوشه‌یی از مهارت درنگ کنیم. برای مثال در آموختن مهارت نویسندگی می‌توانیم چندگاهی

ادامه »

با من کاری بکن

ابتدا این شعر شاداب وجدی را بخوانیم: «من مردی را می‌شناسم که خطوط همه‌ی کتیبه‌ها را می‌خواند و همه‌ی زبان‌های زنده و مرده را می‌داند

ادامه »

واپسین برگ‌ها

دوست داستان‌دوستی چندی پیش در مصاحبه‌ی دوره‌ی نویسندگی خلاق گفت دو–سه صفحه‌ی آخر هیچ‌یک از کتاب‌های موردعلاقه‌اش را تاکنون نخوانده است، چون نمی‌خواهد مزه‌ی خواندن

ادامه »

نمی‌تباهمت، می‌نویسمت

می‌نویسیم چون نگرانیم از تباهی چیزها و کسانی که عزیز می‌شماریم.  بپرس من برای جلوگیری از تباهیِ چه می‌نویسم؟ برای عمر و جوانی‌ام؟ زیستگاهم؟ خاطرات

ادامه »

چی شد که عاشقش شدم؟

داشتم فکر می‌کردم یادداشتی بنویسم با این عنوان: «چی شد که عاشق احمد محمود شدم؟» عاشق آثار محمود البته، بعد دیدم جالب می‌شود اگر درباره‌ی

ادامه »

خخخخخخخ

به بسامد بالای حرف «خ» در واژگان شعر زیر بنگریم: خوابیدار خوابیدار در خاکریز خودسوز خود خو کرده به خوشه‌های خشم و خروش خروس خسته

ادامه »

لباس واژه‌ها

«املا لباس واژه‌هاست.*» این را مری‌نوریس می‌گوید، ویراستار معروف مجله‌ی نیویورکر. خیال ‌کرده‌اید جمله‌ی او را آورده‌ام تا از اهمیت املای صحیح و رسم‌الخط استاندارد

ادامه »