دسته‌بندی: از نوشتن

همیشه از صفر

چقدر طاقت از صفر شروع‌کردن دارید؟ اگر قرار باشد هر روز از صفر شروع‌ کنید چی؟ توماس کارلایل زمانی گفت: «نوشتن هر داستان جدید، در

ادامه »

برای چه می‌نویسی؟

برای چه می‌نویسی؟ به خاطرسپردن یا فراموش‌کردن؟ تنهاشدن یا به جمع پیوستن؟ نزدیک‌شدن یا دورشدن؟ فرار یا قرار؟ خوابیدن یا بیدارشدن؟ پُرشدن یا خالی‌شدن؟ کاستن

ادامه »

یادنگاشت طردشدن‌ها

با یادآوری برخی خاطرات آدم یکهو حرکتی به جسمش می‌دهد یا زیر لب حرفی را زمزمه می‌کند. انگار که یادکرد آن خاطره هم به اندازه‌ی

ادامه »

معلم‌ درنگ‌انگیز

در رؤیا داریوش آشوری را دیدم که مچ دستم را گرفته بود و می‌گفت ‘بیا برویم بالاپشت‌بام واژه بسازیم’😅. شاید بیش از هر کس خواب

ادامه »

سطر اول

الوین بروکس وایت در آغاز مقاله‌ی «ابهام شعر» می‌نویسد: «زنم از اتاق دیگر فریاد کشید، ”کاش شاعران می‌توانستند روشن‌تر سخن بگویند.”» در اینجا می‌‌بینیم که

ادامه »

ذهن پرورده

فرض کنید از شما می‌پرسند: «به‌توانمندی‌هایت بیشتر میندیشی یا ناتوانی‌هایت؟» به این سؤال به چند شیوه می‌توان پاسخ داد:  ۱. توانمندی‌هایم (یا ناتوانی‌هایم). ۲. نمی‌دانم.

ادامه »

چرایی

این جمله‌ی معروف نیچه را شاید شنیده‌اید: «کسی که چرایی زندگی را یافته، با هر چگونه‌ای خواهد ساخت.» به همین سیاق دایان روایچ می‌گوید:  آنکه

ادامه »

آخرین روانپزشک

رضا براهنی می‌گوید «نویسنده مانند یک انسان عادی افسرده نیست که برای درمان نزد روان‌پزشک برود. وی قادر است با نوشتن بر افسردگی خود مسلط

ادامه »

جالب‌شدن

محمدرضا شعبانعلی هم در افزایش علاقه‌ام به جدی‌گرفتن کلمات مؤثر بود. یکبار نوشت:‌ «…به نتیجه رسیده بودم – و هنوز هم بر همان باور هستم

ادامه »

داستان از دست دادن

با از دست دادن چه چیزی یا چه کسی شدیدترین احساسات را تجربه کردید (خشم، اضطراب، اندوه و…)؟  زخم کدام باختِ کهنه هر بُرد تازه‌یی

ادامه »

نوشتار دیده‌گشا

زمانی می‌توانیم از انتخاب صحیح‌ اولویتمان مطمئن باشیم که به خاطر انجام نشدن سایر کارها خودمان را سرزنش نکنیم. مثلن اولویت من نوشتن روزانه‌ی یادداشتی

ادامه »

مچالگی

در مسیر نویسندگی برخی به‌جای مچاله کردن کاغذهای بی‌شمار، خود مچاله می‌شوند. تفاوت در این است: خودتان را مچاله می‌کنید یا چرک‌نویس‌هایتان را؟ وقتی نگرانید

ادامه »

زندان‌های من

گاهی فکر می‌کنم نوشتنْ چیزی جز نقشه‌کشیدن برای فرار از زندان نیست؛ نقشه‌یی برای فرار از زندان بطالت، روزمرگی، تنهایی،‌ اندوه، ‌افسردگی و… .  اگر

ادامه »

تغییرطلبی

تغییرطلبیِ شدید سبب شده در بیشترینه‌ی روزنوشته‌هایم فقط برای تغییر زندگی‌ام نقشه بکشم.  به‌گمانم هر تغییرخواهی بهتر است حواسش به دو نکته باشد: یک) تغییرطلبی

ادامه »

چقدر بخوانیم؟ چقدر بنویسیم؟

«پنج برابر آنچه می‌‌خوانی بنویس.» آن موقع اصلن اکبر رادی را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم روزی یکی از نویسندگان محبوبم خواهد بود. مجله‌ی فیلم‌نگار را می‌خواندم به

ادامه »

یک ساعت نوشتن

چندی پیش در وبینار اهل نوشتن از ایده‌‌ی «یک ساعت نوشتن در روز» گفتم. یک ساعت آزادنویسی در روز می‌تواند از هر تمرین دیگری برای

ادامه »

خواندنوشتن

در وبینار اهل نوشتن دوستی گفت «من دایره‌ی لغاتم کمه. به نظرتون بهتر نیست یه مدت به‌جای نوشتن، بیشتر بخونم؟» گفتم: این تصور صحیحی نیست

ادامه »

چرا و چگونه یادداشت روزانه بنویسیم؟ یادداشت‌های روزانه چگونه خواندنی می‌شوند؟

افکار آدم غالباً مثل علف هرز هستند، بی‌آنکه کنترل چندانی روی آن‌ها داشته باشی می‌رویند و گاه تا مرز خفه شدن درون و بیرونت را محاصره می‌کنند. روزانه‌نویسی، هرس باغچۀ ذهن است و رهیدن از بند افکار پریشان.

این‌جوری می‌شود که هزار کلمه نوشتن هزار درد آدم را درمان می‌کند…

ادامه »