هر روز یک داستان است | زیستن با عقل نقل
بخش اول: بیا فکر کنیم هر روزمان یک داستان است. گاه داستانی کوتاه و گاه داستانی بلند. ما شخصیت اصلی داستان هر روز از زندگیمان
بخش اول: بیا فکر کنیم هر روزمان یک داستان است. گاه داستانی کوتاه و گاه داستانی بلند. ما شخصیت اصلی داستان هر روز از زندگیمان
برخی ایدههایم هنگام تدریس شکل میگیرند. مثلن در واپسین لحظات کارگاه اخیر تمرین نوشتن در توضیح موضوعی گفتم: «شرح درماندگی درمانگر است.» این حرف را
ساعت از ۳ نیمهشب گذشته بود. برای ایجاد ترکیب درستی میان تک تک کلمهها و جملههای متن هزار بار همه چیز را جابهجا کرده بودم.
چند روزیست که با باشندگان همهی دورههای نویسندگی خلاق همزمان با هم مینویسیم. روال کار به این شکل است که من دو سه قرار برای
سالها پیش با دوستی وسط بلوار کشاورز قدیم میزدیم که بحث کشید به «کلمه» و گفت: «هر کلمه جملهییست فشرده.» جوری به وجد آمدم که
گاهی جملهیی کوتاه انگیزهیی میشود برای ده برابر بیشتر نوشتن. یکی از این جملهها که در من بسیار اثر کرد از پیتر د بویسر است
زمانی گوشهی دفترچهیادداشتی نوشته بودم ❜نویسنده فردیست که به پاسخهای دمدستی رضایت نمیدهد.❛ شاید چون از نرسیدن به پاسخ کلافه بودم و میخواستم با این
شاید شما هم گاهی حس کنید که شوقتان به نوشتن فروکش کرده یا نوشتن برایتان سخت و ملالآور شده. چه باید کرد؟ من این شیوهی
بعد از خواندن این نقلقول بود که فهمیدم تشبیه، تکنیک مناسبی برای طنزپردازیست: «ازدواج مثل مستراح است، آنها که بیرونش هستند عجله دارند سریع داخل
گاهی تا رساندن پیامت به بهترین شکل ممکن فقط یک «تشبیه» فاصله داری. پیشنهاد: بیایید یک «دفتر تشبیه» داشته باشیم. در یک طرف این دفتر
تا بهحال خودتان را به چیزی تشبیه کردهاید؟ حتا اگر آگاهانه هم چنین نکنیم، بسیاری از ما به طور ناخودآگاه استعارهیی از خود در ذهن
فعالسازِ ذهن چیزیست که بهسرعت میتواند ذهن را به جریان بیندازد و با قدری کنکاش منجر به ایدهیی خلاقانه شود. میخواهید نوشتن بیاغازید و نمیدانید
دو جمله قصار معروف: «خدا در جزئیات است.» «شیطان در جزئیات است.» برداشت: در هر صورت، جزئیات مهم است. شاید یکی از بزرگترین دلایل احساس
گاهی با علامتبازی به یادداشتهای روزانهام تنوع میدهم، مثل امروز صبح: ‘از؟ این؟ لحظه؟ جلوی؟ هر؟ کلمه؟ یک؟ علامت؟ سؤال؟ میگذارم؟ اینطوری؟ انگار؟ در؟ معنای؟
در ابتدا بگویم که کپیرایتینگ (Copywriting) ربطی به کپیرایت (copyright) ندارد، اولی یعنی تبلیغنویسی، دومی به حق نشر مربوط است. و بگویم که کپیرایتینگ فقط
مدتیست که در وبینار روزانهی «اهل نوشتن» موضوع ثابتمان «توصیف احساسات» است. در آغاز هر دیدار میپرسم: «در این لحظه چه احساسی دارید؟» در میان
امروز جلسهی اول پنجاهوسومین دورهی آنلاین نویسندگی خلاق برگزار شد. از خودم میپرسم چرا بعد از چند سال هنوز شوق و هیجان بسیاری برای شروع