لولوی انتخاب
تاکنون از سرگردان ماندن بین گزینههای مختلف لذت هم بردهاید؟ و آیا همین لذت عامل تعلل و مانع تصمیمگیری ما نیست؟ مثلن یک روز به
تاکنون از سرگردان ماندن بین گزینههای مختلف لذت هم بردهاید؟ و آیا همین لذت عامل تعلل و مانع تصمیمگیری ما نیست؟ مثلن یک روز به
-یه سری چیزای مهم هست که ما دوست داریم هر روز اهمیتش بهمون یادآوری بشه، مثلن من دوست دارم هر روز به خودم یادآوری کنم:
گاهی برای غارتکردن صورتی زیبا دو چشم کم میآوریم. علی باباچاهی علی باباچاهی از شاعران و نویسندگانیست که با شهامتشان در زبانورزی آدم را سر
دیروز مرتضی عباسی و مریم جوینده آمدند دفتر مدرسه نویسندگی. با هر دو بهواسطهی دورهها آشنا شدم و حالا از بهترین دوستان من هستند. با
آیا تکرار یک حرف به پذیرش بهتر آن کمک میکند؟ گاهی بله. حالیا تکرار اثربخش یک سخن آدابی هم دارد؟ حتمن، و بهگمانم مهمترینش این
یکی از بهترین راههای ساختن ارتباط مؤثر با دیگران کمک به آنهاست. اول باید گامی هر چند کوچک برای بهبود زندگی آنها برداشت و بعد
مترجم کتاب «بزرگان فرهنگ محتضر» در مقدمهی این کتاب دربارهی نویسندهی کتاب، کریستوفر کادول مینویسد: «کادول در ۱۹۳۴ دورهی پریشانکاری خود را آزاد کرد و
«هر روز ما نمونهی کوچکی از کل زندگی ماست.» ماجرای گاهشمار از جایی شروع شد که دلم خواست در هر ساعت از روز حداقل چند
«میخوام…» دل آدم را ریش میکند؛ اما «دارم» آدم را به حرکت وامیدارد. «میخوام یه محصول آموزشی بسازم.» «میخوام یه فیلمنامه بنویسم.» «میخوام یه سایت
گاهی جملهای از مصاحبهای جوری تکانت میدهد که بعدن هم آن جمله لابهلای بسیاری از افکارت حضور مییابد. زندهنام رضا دانشور (نویسندهی رمان درخشان خسرو
یا رب چقدَر فاصلهی دست و زبان است؟ -سایه تولستوی در یکی از آثار دوران جوانیاش مینویسد: «به این فکر کردم که چرا همه چیز
در طول روز، وقتی به بنبست میخوری چه میکنی؟ نق میزنی؟ چرت میزنی؟ با دیگران گپ میزنی؟ توی سر خودت میزنی؟ توی موبایل پرسه میزنی؟
گاهی وقت داری اما حس و حال انجام کاری را نداری. اغلب همینطور است، فرصت بسیار است و انرژی اندک. پس چرا به جای مدیریت
مقایسهی خود با دیگران دردیست که انگار درمانی هم برای آن وجود ندارد. اما چرا دست از مقایسه نمیکشیم؟ شاید برای آنکه از جنبهی لذتبخش
چند روز است که یکی از سرگرمیهای اصلیام را کنار گذاشتهام. نتیجه: ملال. چرا چنین حسی را به خودم تحمیل میکنم؟ میخواهم راه تازهای برای
کاش میشد به تو میگفتم که بیشتر خودت را نشان بدهی. کاش میشد به تو میگفتم منظورم خودنمایی و شهرتطلبی نیست. حرفم ساختن خود از
چگونه عزت نفس خود را بازیابیم؟ اول از همه ببینیم عزت نفس ما چطور از دست میرود تا بعد برای بازیابی آن چارهای بیندیشیم.
گاه تغییر کوچکی در بیان یک حرف نحوهی رفتار ما را دگرگون میکند. به فرق «دلم میخواهد» و «میخواهم» توجه کنید. پنداری دومی ما را
چاپ دوم کتاب «شاهراه تأثیرگذاری» منتشر شد. برای این کتاب هیچ تبلیغی نکردم؛ فقط توی صفحات شخصی خودم چند باری لینک فروش آن را گذاشتم.