وسوسۀ تپاندن همه چیز در یک جمله
با غلبه بر این وسوسه سادگی و خوشخوان بودن نوشتۀ خودتان را تضمین میکنید. از فاصلۀ نهاد و گزارۀ جمله بکاهید؛ نگذارید بین این دو
با غلبه بر این وسوسه سادگی و خوشخوان بودن نوشتۀ خودتان را تضمین میکنید. از فاصلۀ نهاد و گزارۀ جمله بکاهید؛ نگذارید بین این دو
حسرت نوشتن ابتدا این دو نقل قول را بخوانیم: «حقیقت این هست که دلم میخواست بیشتر بنویسم و بیشتر فیلم درست کنم.» (+) -ابراهیم گلستان
داستان، جستار، مقاله، تبلیغ و شعر، فرقی نمیکند، برای نوشتن هر کدام تو باید بیش و پیش از هر چیز عاشقِ…
تعریف سادۀ هوش کلامی: هوش کلامی یعنی استفادۀ هوشمندانه از کلمات. هر فردی که بتواند از واژهها به بهترین شکل ممکن برای بیان مقصود خود
نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست سعدی چند وقت پیش در کلاس تولید محتوا قرار گذاشتیم که هر روز برای خودمان نامه بنویسیم.
چون بخشی از کار خلاقانه، ارائۀ خلاقانۀ کار است. توضیح ضروری: منظورم از تولید محتوا، تولید چیزهایی به قصد انتشار در فضای آنلاین است، پس
نویسندگی خلاق یعنی خلاقانه نوشتن. به همین سادگی! اما تفسیر این خلاقیت و اینکه چه نوشتهای شایستۀ اطلاق عنوان خلاقانه است، موضوعی نسبی و چندلایه است. اثری که از دید عدهای خلاقانه به نظر میرسد، ممکن است…
از توصیف جزئیات ملول نشو. جزئیات را بخوان. جزئیات را ببین. جزئیات را بنویس. جزئیات را بخوان و ببین و بنویس و بگذار جزئیات کمکت
برای پندنویسی لازم نیست تا حکیمی سالدار باشیم، حتی نوشتن اندرزهای درزمند(!) هم تمرین خوبیست برای شفاف کردن پارهای از باورهایمان.
البته که پندنویسی لزوماً به این صورت نیست که لزوماً دیگران را خطاب کنیم…
تخیل ارزشمند است. اما مبهمنویسی و هذیانگویی به معنای تخیل نیست.
مرغ خیال را نمیتوان به زور نشادر به پرواز درآورد!
نوشتن برای عقلگریزی نیست. پناه بردن به قلمبهگویی و مبهمنویسی برای عمیق جلوه کردن راه به جایی نمیبرد…
این یکی از تمرینهای سادهای است که در کلاس نویسندگی خلاق انجام میدهیم: داستان کوتاهی که دوست داریم انتخاب میکنیم. سپس از روی آن مینویسیم
مهمترین نکتهای که از میان توصیههای آقای تقوایی در خاطرم مانده تأکید ایشان روی شغل به عنوان منبعی برای خلق ایدههای داستانی است. فرقی نمیکند
واژهها علاوه بر معنای لغتنامهای میتوانند میتوانند یک خروار معنی شاعرانه، فلسفی، روانشناسانه، فیلسوفانه، بدبینانه، خوشبینانه و غیره هم داشته باشند. طنزنویسها از این قالب
تقریباً هیچ نویسندهای را نمیبینید که چنگی به گونههای نوشتاری مختلف نینداخته باشد. شاید به خاطر داشتن روح سرکش و ناآرامی در جستجوی بهترین ابزار برای بیان خویشتن است یا شاید فوران قریحۀ سرشاری که باعث میشود نویسندههای حرفهای طبع خود را انواع مختلف متنآفرینی بیازمایند و بیش از همه به خاطر تنوع بیمنتی که قلم و دوات به ما عرضه میکند…
گوشۀ برگهای نوشته بودم: «من میخواهم گزینۀ پیشفرضم در انجام کارها نوشتن باشد.» یعنی هر لحظه که در انتخاب کاری برای انجام دادن مردد بودم
خوشحال میشوم چند دقیقهای وقت بگذارید و به سؤال زیر پاسخ بدهید؛ جواب شما برای من از اهمیت زیادی برخوردار است.
جدیترین مشکل شما در فرآیند نوشتن چیست؟
(حتی اگر هنوز نوشتن را آغاز نکردهاید و رؤیای نوشتن را در سر میپرورانید، از دغدغههایتان برای شروع نوشتن بگوید)
هر کار ارزشمندی اول با یک ایده شروع میشود. ما نیاز داریم تا هر روز برای چیزهای مختلفی ایدهپردازی کنیم. ایده و ایدهپردازی فقط برای
روزهای اول سال و ماه، شنبهها، صبح هر روز و هر وقت دیگری که شوق و انگیزۀ شروعی تازه را ایجاد میکند بهانۀ خوبی برای آغاز رشد و تغییر است. چرا از این بهانه برای رشد بیشتر خودمان بهره نگیریم؟
در این مطلب از کارهایی میگویم که خودم طی هر ماه، چند تای آنها را به برنامۀ ثابت روزانهام تبدیل میکنم. گفتهاند برای شکلگیری یک عادت تازه 30 روز تکرار منظم لازم است…
من به تاثیر مثبت این کار عمیقاً باور دارم: یکی از مشکلات فعلی خودتان را انتخاب کنید؛ مشکلی که در برطرف کردن آن تا حدی
اگر هر روز یک جمله مینوشتی چه میشد؟ هر روز یک جمله از کتابی که تمنای نوشتنش را داری. اصلاً آیا میشود هر روز یک