نویسنده: شاهین کلانتری

راه رفتن با رضا براهنی و مصیبت هر شاعر عاشق

شعر عاشقانه، شعری است که شاعر عاشق پس از گفته شدن شعر، بدان بدیدۀ حسرت و حسادت می‌نگرد. یعنی با خود می‌گوید: چرا این کلمات، این هم به معشوق نزدیک‌ترند و من نیستم؟ این شاید مصیبت هر شاعر عاشق باشد، چرا که پس از گفته شدن شعر، او می‌بیند که…

ادامه »

هشدار برای نویسندۀ ماردوش!

در این یادداشت از موضوعی حرف می‌زنم که طی سال‌های گذشته مکرراً موجب رنجش خاطرم شده، و نوش نوشتنم را به زهرآب تبدیل کرده. موضوعی که به‌زعم من یکی از دلایل عمدۀ تشویش ذهنی بسیاری از علاقه‌مندان به نوشتن است. بسیاری به خاطر همین موضوع، درنهایت عطای نوشتن را به لقایش می‌بخشند و تمام…

ادامه »

بهترین چیزی که می‌توانیم بخوریم

«من همیشه شاگرد اول بودم. تو تیزهوشان درس خوندم. تو دوران مدرسه هیچ کار بدی نکردم که خانواده‌­م اذیت بشن. هیچ وقت تو مدرسه دعوا نکردم. سرم تو کار خودم بود و همه هم دوستم داشتن. تو کنکور رتبۀ خوبی آوردم. تو یه دانشگاه خیلی خوب تهران هم قبول شدم. تا خود دکترا هم تقریباً با آرامش و بدون هیچ مشکلی بالا اومدم. حالا هم شغلم بد نیست. احتمال ارتقا هم هست. ولی…»

ادامه »

محتوا چیست؟ | تولید محتوا چه زمانی به نتیجه می‌رسد؟

قبول؛ نوشتن و منتشر کردن، در خیلی از مواقع نفرت‌انگیز به نظر می‌رسد. چون دقت و تمرکز می‌خواهد. اما باید دانست که بدون سوخت مکتوب، موتور محتوا روشن نمی‌شود و از صوت و ویدیوی ما هم چیزی جز خرخر و ناله به گوش نخواهد رسید…

ادامه »

ما نه تنبلیم نه کمال‌گرا، ما…

پادشاهی تصمیم می‌گیرد بزرگ‌ترین آرزوی پیرمرد دانشمندی را برآورده کند؛ اما از شنیدن آرزوی ناچیز پیرمرد متعجب می‌شود: مرد دانشمند کاسه‌ای را پیش می‌آورد تا پادشاه آن را پر از سکه‌های طلا کند.

اما کاسۀ پیرمرد حتی پس‌ازآن که پادشاه کیسۀ بزرگی از طلا را توی آن می‌ریزد…

ادامه »

برنامۀ روزانۀ من: ساعت خلق، ساعت نشر

یک جمله می‌نویسیم، ذوق تمام وجودمان را می‌گیرد، جختی می‌پریم توی اینستاگرام، جمله را که گذاشتیم، خواه‌ناخواآگاه ده تا چیز دیگر را هم می‌بینم و سر بلند می‌کنیم می‌بینیم نیم ساعت گذشته و هیچ‌درهیچ.
به خاطر همین است که…

ادامه »

تندخوانی | پایان عصر مطالعۀ فست‌فودی؟

وب و موبایل، خواه‌ناخواه همۀ ما را تندخوان‌تر کرده. پریدن جای خواندن را گرفته و تأثیر این شتاب‌زدگی از اغلب افاضات اینترنتی ما پیداست. ما نقل می‌کنیم پیش از آنکه بخوانیم و نظر می‌دهیم پیش از آنکه فکر کنیم!

ادامه »

خلاقیت | اگر واقعاً نمی‌دانید چه‌کار کنید

من دکتر نیستم که نسخه‌ای تجویز کنم. ولی فکر می‌کنم پیشنهاد زیر برای برخی از مخاطبان خاص این سایت مفید باشد.

اگر بیکار هستید، اگر وقتتان تلف می‌شود، اگر هدف و برنامۀ روشنی ندارید، اگر خلاق و مبتکر نیستید، اگر درس و دانشگاه کلافه‌تان کرده و از همه مهم‌تر اگر عاشق نوشتن هستید…

ادامه »

پیاده‌روی | در جستجوی زمان از دست نرفته!

لحظات حساسی در هر روز وجود دارد که چاره‌اندیشی برای مدیریت آن‌ها تا حد زیادی از اتلاف وقت و انرژی ما جلوگیری می‌کند:
لحظات پس اتمام یک کار مفید، یا لحظاتی که در میان انتخاب مهم‌ترین کاری که باید انجام بدهیم سردرگم می‌شویم.
ذهن ما وقتی در برابر گزینه‌های متعدد قرار می‌گیرد، به‌سرعت دچار تشویق و اضطراب می‌شود…

ادامه »

هنر گوش ندادن

گوش دادن و خوب گوش دادن دشوار است و نتیجۀ مهارت در آن، روشن و رابطه‌ساز.
اما آیا در گوش سپردن به همه و همه چیز باید کوشا و شنوا بود؟
به نظر می‌رسد بخش زیادی از سلامت روانی ما در گروی گوش ندادن است…

ادامه »

مارگریت دوراس چگونه می‌نوشت؟

موضوع جدی و تلخی دربارۀ نوشتن و نویسنده شدن وجود دارد که کمبود استعداد و دانسته‌ها، در برابرش ناچیز است: وقت؛ بله مسئله داشتن و گذاشتن «وقت» برای نوشتن است که درنهایت تفاوت نویسنده و نانویسنده را رقم می‌زند…

ادامه »

از کجا بفهمم عاشق شدم؟

به یاد چیزی افتادم که برای تاماس دو کوئینسیِ شاعر در دورۀ جوانی‌اش اتفاق افتاد و تا آخر عمر بر او تأثیر گذاشت. در لندن، در ازدحام آکسفرد استریت، او با دختری آشنا شد. یکی از آن دیدارهای تصادفی بود که در شهرهای بزرگ اتفاق می‌افتد. چند صباحی در کنار یکدیگر بودند، تا آن‌که تاماس دو کوئینسی مجبور شد برای چند روز لندن را ترک کند…

ادامه »

ما عاشق موبایل نیستیم…

ما وابسته و دلبستۀ احساساتی هستیم که با موبایل تجربه می‌کنیم.

اگر زمانی کافه و پارک و سینما، لوکشین گفتگوهای ما بودند، حالا صفحات چت به اندازۀ همان مکان‌ها می‌توانند مهیج و خاطره‌ساز باشند. اینکه به خیابان چشم بدوزی و انتظار آمدن کسی را داشته باشی، با انتظار آغاز یک گفتگوی آنلاین چندان تفاوتی ندارد…

ادامه »

نگرشی بر نویسندگی آنلاین | یک نمونۀ موفق ایرانی

اگر زمانی تنها راه ارتباط جدی نویسنده با خوانندگانش انتشار کتاب کاغذی و همکاری با نشریات بود، نویسندۀ امروزی لازم نیست تن به چنین اجباری بدهد.
از موضوعاتی مثل لذت لمس کاغذ و اعتبار کتاب و غیره که بگذریم، موضوع مهم سرعت بالای انتشار و داشتن جامعۀ هدف معین است؛ که فضای آنلاین هر دو را به کمال تأمین می‌کند…

ادامه »

دامِ جالب‌نویسی

دامِ جالب‌نویسی؟ اصلاً مگر هدف ما نوشتن مطالب جالب نیست؟
لغت‌نامه دهخدا در تعریف جالب می‌گوید:
کشنده و جلب‌کننده.

پس مطلب جالب احتمالاً چیزی است که مخاطب را می‌کشاند سمت خودش…

ادامه »

استراتژی محتوا | فقط نوشتن کافی نیست

وقتی از رنگ‌آمیزی محتوا صحبت می‌کنیم، معماری جملات معمولاً کم‌اهمیت‌تر از حد لازم در نظر گرفته می‌شود. در صورتی در اولین ملاقات خواننده با متن، این جملات هستند که موفقیت یا شکست رابطه را تضمین می‌کنند…

ادامه »

عقب‌اندازترین وسوسۀ عالم!

معمولاً وقتی می‌خواهند دهان یک مدرس یا مشاور کسب‌وکار را ببندند می‌گویند: تو اگر این کار را بلدی چرا خودت انجام نمی‌دهی یا تابه‌حال چند

ادامه »

این سایت تمام زندگی من است+نکته‌ای مهم دربارۀ کامنت‌ها

چراغ این سایت را که روشن کردم، در وبلاگستان فارسی تقریباً همه فتیله را پایین کشیده بودند. من هم البته قصد نداشتم به سیاق وبلاگ‌بازی‌های قبل بنویسم. می‌خواستم یک سایت آموزشیِ قرص و محکم بسازم که موتور «خواندن» و «نوشتن» را در خودم و دیگران روشن کند و گاز بدهد!

ادامه »