نویسنده: شاهین کلانتری

نوشتن در چهار جمله

تاریخ مدام دگرگون می‌شود. اما مردم زندگی‌شان را می‌کنند، سر کار می‌روند، عاشق می‌شوند، مریض می‌شوند، می‌میرند، دوست می‌یابند، لحظه‌های غم و شادی و این‌ها، و هیچ‌یک از این‌ها ربطی به تاریخ ندارند…

ادامه »

غمِ خود را اگر در دل نگه داری…

هرگز تلاش نکرده‌ام که روی کسی اعمال نفوذ کنم و همیشه این باور را داشته‌ام که هر کس باید همان‌طور که می‌تواند بنویسد و زبان خودش را داشته باشد. برای همین هم دوست ندارم دست‌نوشته‌های جوانان تازه‌کار را بخوانم و به هیچ‌کس توصیه‌های ادبی بکنم…

ادامه »

نویسنده فقط با کلمه سروکار دارد

ولی یک نویسنده اگر دغدغۀ نثر نداشته باشد پس دغدغۀ چه‌چیز را داشته باشد؟ تنها وسیله‌ای که ما در داستان‌نویسی داریم کلمه است. فکر را اگر در کلمه و با کلمه بیان نکنیم پس با چه‌چیز بیان کنیم؟ و آن کلمه اگر ناب نباشد…

ادامه »

به لذت تعریف خاطرات فکر کرده‌اید؟

گاهی اوقات حتی خودمان هم می‌دانیم که خاطرۀ بی‌مزه‌ای را نقل می‌کنیم، اما همچنان از تعریف آن لذت می‌بریم.
خاطره‌نگاری یکی از سهل‌ترین مسیرها برای شروع نوشتن است. ظاهراً نقل خاطران به تخیل چندانی نیازی ندارد، اما پژوهش‌های عصب‌شناسی می‌گویند که مغز با مرور خاطرات…

ادامه »

دقیقاً روزی چند ساعت تمرین می‌­کنی؟

جین پرت در کتابش دربارۀ نیاز طنزنویس‌­ها به تمرین می‌­نویسد: «من در یک برنامۀ تلویزیونی طنز، با یک آهنگساز و آهنگ­‌نواز مشهور و سطح بالا همکار بودم. یک روز که داشتم با او ناهار می­‌خوردم، گفت: باید فوری بروم…

ادامه »

پنج قطعۀ آسان

توماس جفرسون روزگاری گفته بود: حتی یک تیغه علف نیست که به نظرم جالب نباشد. 

تیغۀ علف که جای خود، گاهی حتی مزخرف‌ترین بخش‌های زندگی روزمره هم جالب به نظر می‌رسند…

ادامه »

کار تازه‌ای در مدرسه نویسندگی

این صفحه را برای اطلاع‌رسانی منسجم و دقیق فعالیت‌هایم هوا کرده‌ام! حس می‌کنم گزارش کوتاهی از فعالیت‌هایم لایه‌های دیگری را به رابطۀ من و شما اضافه کند…

ادامه »

زندگی را قبل از مصرف حسابی تکان دهید

ما لاف می‌زنیم، حرف از تغییر می‌زنیم. اما درجا خودمون رو سرکوب می‌کنیم. اتفاقا نه با تنبلی. با متوسل شدن به احمقانه­‌ترین کارایی که حس می‌کنیم ممکنه تغییری ایجاد کنن:
مثلاً فکر می‌کنیم سحرخیز شدن ما رو موفق و کارآمد می‌کنه…

ادامه »

از کتاب به کتاب

به گمانم اصیل‌ترین شیوۀ نوشتن، نامه‌نگاری است.

طرف نقل، اگر درست و به جا انتخاب شود، کیفیت فکر و نوشته، چه بسا بیش از چیزی باشد که نویسنده در خودش می‌دیده…

ادامه »

گوی بلورین خوش‌شانسی

اینترنت گوی بلورین خوش‌شانسی است.
آشنایی من با برخی از بهترین ایده‌ها و افراد و فرصت‌ها، گاه در بیهوده‌ترین لحظات وبگردی‌ام شکل گرفته.
پاستور گفته بود…

ادامه »

من منتظرم، پس می‌نویسم!

من حس می‌کنم نوشتن عملی برای دست‌یافتن به شهود است؛ جرقه‌ها و جوشش‌های ناگهانیِ صورت گرفته در حین نوشتن، مرا در این باور مصمم‌تر کرده است.
بنابراین قلم و کاغذ را می‌توان…

ادامه »

حرف‌های همسایه در پیاده‌رو

به آن نشانی که داده بودید آن جوان پیش من آمد. شعرهایش را برای من خواند. خیلی زیاد، نزدیک بود سرم بترکد. این قدر فکر نکرد دری که به روی کم‌تر کسی باز می‌شود…

ادامه »

نامِ بعضی نفرات

همیشه برای کسانی که تمرین تولید محتوا را با اینستاگرام شروع می‌کنند نگران می‌شوم. 

بازخوردهای شتابزدۀ اغلب مخاطبان اینستاگرام سمی است که می‌تواند هر ذهن تازه‌کاری از مسیر مهارت و خلاقیت منحرف کند…

ادامه »

نوشتن؛ جادوی زندگی من

به راستی تاثیری که نوشتن در زندگی من داشته بیش از حد انتظارم بوده است.

با تمرین نوشتن، فقط نوشته‌های ما بهتر نمی‌شود. تمرین نوشتن یعنی تسط به واژه‌ها؛ و با تسلط به کلمه‌ها…

ادامه »