نویسنده: شاهین کلانتری

برای نوشتن پا لازم است

اینکه بگویی وقتی دست ‌به ‌قلم می‌برم چیز خوبی نمی‌نویسم، بهانۀ خوبی برای ننوشتن نیست.
نوشتن، حتی نوشتن بی‌مایه‌ترین متن‌ها هم اگر مدام و مداوم صورت بگیرد، قدرت فرسایندۀ قلم! را چندین برابر می‌کند.
به قول سامرست موآم اگر یک نفر صد داستان بنویسید، حتماً نویسنده است، چون هیچ‌کس نمی‌تواند صد داستان ضعیف بنویسد…

ادامه »

لعنت بر پدر و مادر کسی که این‌کتاب‌ها را نخواند

به‌غیراز کسب دانش، هیچ راهبردی برای رسیدن به موفقیت‌های قابل‌توجه وجود ندارد.
با بررسی موفقیت‌های بسیاری از افراد و جوامع توسعه‌یافته صحت این موضوع اثبات می‌شود.
کسب دانش، با فرهنگ مکتوب گره خورده؛ و بنابراین هرگز نمی‌توانیم به بهانۀ…

ادامه »

عشق سال‌های تحریم

سال 92 که مثل این روزها، بحث تحریم‌ها داغ بود- البته نه به حرارت امروز- رمانکی(داستان بلند) نوشته بودم با عنوان «عشق سال‌های تحریم». خیال

ادامه »

شب هول هرمز شهدادی | پاراگرافی دربارۀ عشق

به گمان من هم‌رسانیِ (اشتراک‌گذاری) عمومی محتوا، با اضافه کردن چاشنی نظر شخصی، دست‌کمی از تولید محتوا ندارد. در هم‌رسانیِ خلاقانۀ محتوا نکتۀ مهم، سلیقۀ ما و کیفیت نظری است که به محتوای برگزیده اضافه می‌کنیم…

ادامه »

بر خنگ راهوار زمین

بیرون زده‌ای تا شام بخوری، اما قبلش دلت می‌خواهد با پرسه‌زدن میان قفسه‌های کهنه‌-کتاب‌فروشی، روح و جسمت را گرسنه‌تر کنی. کتاب‌ها را زیرورو می‌کنی، انگشت‌هایت خاک گرفته، عطسه پشت عطسه. که یک‌هو بین هزار تا کتاب…

ادامه »

در جستجوی زمانی برای خواندن همۀ کتاب‌ها

حتی اگر معتاد شبکه‌های اجتماعی نباشید، با حذف آن‌ها، توجه و تمرکز شما چند برابر می‌شود.

ممکن است میانگین حضور روزانۀ ما در اینستاگرام کم‌تر از نیم ساعت در روز باشد؛ اما درگیری ذهنی حضور در این برنامه و خستگی حاصل از آن چند برابر زمان مصرف از ما انرژی می‌گیرد…

ادامه »

نوشتن چگونه ما را کتابخوان‌تر می‌کند؟

اگر بنویسی نمی‌توانی نخوانی. تو می‌­توانی ده تا کتاب را برداری و بخوانی و کاری هم به نوشتن نداشته باشی. بروی بانک، بروی اداره و کارهایت را انجام بدهی. بعد هم وقتی که حالش را داری، وقتش را پیدا می­کنی، ادبیات را دوست داری. خوشت می­‌آید و می‌­نشینی و کتاب می‌­خوانی! ولی اگر بخواهی بنویسی…

ادامه »

شغل نویسندگی و تولید محتوا | یک روش برای نوشتن و چاپ کتاب: انتشارات کوچک خودتان را راه‌اندازی کنید

تصور کنید در کلبه‌­ای میان یک دهکدۀ سرسبز زندگی می­‌کنید. هیچ سرصدایی مزاحم شما نیست و می­توانید تمام روز را به خواندن و نوشتن بگذارنید؛ و کتابخانۀ بزرگی دارید که یک قفسۀ آن شامل آثار چاپ شدۀ شماست. فقط اول هر ماه، حین نوشتن، صدای زنگ پیامک بانک به صدا در می‌آید…

ادامه »

برنامۀ تازۀ من

نوشتن، همیشه برای من یک چالش است. چالشی جدی و صد البته لذت‌بخش.
طی سال‌های گذشته، وبلاگ‌نویسی روزانه دغدغۀ اصلی من بود. هنوز هم این کار را به همۀ دوستان خلاق و مستعدم پیشنهاد می‌کنم و معتقدم نوشتن و انتشار روزانه نوشته‌ها بهترین راه برای یادگیری و توسعۀ فردی است…

ادامه »

از عشق نوشتن

بی‌گمان نوشتن از عشق سهل ممتنع است.

کرورها نوشتۀ خوب و بد عاشقانه، قلم را با این سوال متوقف می‌کند:

آیا می‌توان دربارۀ عشق حرف تازه‌ای زد؟

ادامه »

نوشتن در چهار جمله

تاریخ مدام دگرگون می‌شود. اما مردم زندگی‌شان را می‌کنند، سر کار می‌روند، عاشق می‌شوند، مریض می‌شوند، می‌میرند، دوست می‌یابند، لحظه‌های غم و شادی و این‌ها، و هیچ‌یک از این‌ها ربطی به تاریخ ندارند…

ادامه »

غمِ خود را اگر در دل نگه داری…

هرگز تلاش نکرده‌ام که روی کسی اعمال نفوذ کنم و همیشه این باور را داشته‌ام که هر کس باید همان‌طور که می‌تواند بنویسد و زبان خودش را داشته باشد. برای همین هم دوست ندارم دست‌نوشته‌های جوانان تازه‌کار را بخوانم و به هیچ‌کس توصیه‌های ادبی بکنم…

ادامه »

نویسنده فقط با کلمه سروکار دارد

ولی یک نویسنده اگر دغدغۀ نثر نداشته باشد پس دغدغۀ چه‌چیز را داشته باشد؟ تنها وسیله‌ای که ما در داستان‌نویسی داریم کلمه است. فکر را اگر در کلمه و با کلمه بیان نکنیم پس با چه‌چیز بیان کنیم؟ و آن کلمه اگر ناب نباشد…

ادامه »

به لذت تعریف خاطرات فکر کرده‌اید؟

گاهی اوقات حتی خودمان هم می‌دانیم که خاطرۀ بی‌مزه‌ای را نقل می‌کنیم، اما همچنان از تعریف آن لذت می‌بریم.
خاطره‌نگاری یکی از سهل‌ترین مسیرها برای شروع نوشتن است. ظاهراً نقل خاطران به تخیل چندانی نیازی ندارد، اما پژوهش‌های عصب‌شناسی می‌گویند که مغز با مرور خاطرات…

ادامه »

دقیقاً روزی چند ساعت تمرین می‌­کنی؟

جین پرت در کتابش دربارۀ نیاز طنزنویس‌­ها به تمرین می‌­نویسد: «من در یک برنامۀ تلویزیونی طنز، با یک آهنگساز و آهنگ­‌نواز مشهور و سطح بالا همکار بودم. یک روز که داشتم با او ناهار می­‌خوردم، گفت: باید فوری بروم…

ادامه »

پنج قطعۀ آسان

توماس جفرسون روزگاری گفته بود: حتی یک تیغه علف نیست که به نظرم جالب نباشد. 

تیغۀ علف که جای خود، گاهی حتی مزخرف‌ترین بخش‌های زندگی روزمره هم جالب به نظر می‌رسند…

ادامه »