توقع دارید اولین کتابتان چاپ شود؟
اولین کتاب منتشر شدۀ یک نویسنده لزوماً بنا نیست اولین کتاب نوشته شدۀ او باشد. همانطور که اولین تابلوی یک نقاش قرار نیست در اولین نمایشگاهش نمایش داده شود…
اولین کتاب منتشر شدۀ یک نویسنده لزوماً بنا نیست اولین کتاب نوشته شدۀ او باشد. همانطور که اولین تابلوی یک نقاش قرار نیست در اولین نمایشگاهش نمایش داده شود…
به تجربه دریافتهام که آن حس انباشته که جویای دست و قلم است تا بر صفحۀ کاغذ جاری شود در کوتاه مدت از بین نمیرود تا در حال و هوای تصویر کردن آن فضا هستی یک روز، یک ماه، یک فصل منتظر میماند، بستگی به کار تو دارد…
وبلاگنویسی یکی از بهترین راههای یککاسه کردن آموختههاست. مثلاً جملهای میخوانی ایدۀ مطلبی در ذهنت جرقه میزند؛ حین نوشتن ناگهان میبینی که مثل مراسم احضار ارواح هر چیز موافق و مخالفی که دربارۀ آن موضوع میدانی پیش چشمت ظاهر میشود؛ همین فرآیند کمک میکند تا…
گمان میکنم هر کاری که ارزش انجام دادن دارد، ارزش هر روز انجام دادن را هم دارد.
با همین نگاه تصمیم گرفتم تا ضبط ویدیوهای آموزش نویسندگی را به کاری روزانه و بیوقفه تبدیل کنم…
با خودم فکر میکنم و میبینم زیباترین و دلگرمکنندهترین دلیل موندن و زندگی کردن در ایران داشتن دوستان خوب و شناختن بعضی آدمها و معاصر بودن با اونهاست. در ستون «این آدمهای دوستداشتنی» دربارۀ این آدمها مینویسم…
یایید روراست باشیم؛ نوشتن یک متن بد، موضوعی زجز آور است؛ مینشینی تا با نهایت مغز و از صمیم قلب چیزی بنویسی و میبینی حتی از شکل دادن به دو سه تا جملۀ ساده ناتوانی؛ یا هیچکدام از تمام چیزهایی را که توی ذهنت داری نمیتوانی روی کاغذ بیاوری…
به گمانم زمستان سال 93 بود که خیلی اتفاقی گوشۀ یکی از قفسههای کتابفروشی جیحون کتاب لاغری پیدا کردم که بعد از آن چند تا چند وقت با خودم تکرار میکردم: اگر این کتاب را نمیخواندم 75 درصد از عمرم بر فنا بود!
به سیاق عبید زاکانی در رسالۀ صد پند تصمیم گرفتم گزیدهای از آنچه طی سالهای اخیر دربارۀ نویسندگی آنلاین و تولید محتوا آموختهام را مختصر و مفید در قالب 100 جلمۀ کوتاه در اختیار شما بگذارم…
نوشتن، برای اینکه در دیگران اثر کند، طریقهها دارد والا فریاد بیهوده و نفس زیاد زدن است. هیچ شکارچی بدون نشانه رفتن و بدون مواد، وسائل و شرایط لازمه صید نمیکند. صید دلها کم از صید بز کوهی و مرغ وحشی نیست…
یادداشتنویسی روزانه بهای رسیدن به خودشناسی حقیقی است. این نوشتهها مطلقاً دربارۀ درونیات نویسندهاند و صرفاً برای خود او نوشته شدهاند؛ اما مگر جز این است که بخشی از بهترین کتابهای دنیا هم همین یادداشتهای روزانهاند. حدیث نفسهایی که پهلو به شاهکاری ادبی میزنند…
مسئله تو و من و خیلیهای دیگه اینه که برای زدن حرف تازه و متمایز روی «چه» گفتن تمرکز میکنیم. این درسته که موضوع خوب دست ما رو برای خلاقیت بازتر میذاره؛ اما اصولاً هنر و خلاقیت، بیشتر از چه، تلاش برای نوآوری و تازهگویی توی «چگونه» گفته…
بر خلاف برخی ایدههای رمانتیک دربارۀ شببیداری نویسندگان، غالباً کیفتیت ذهن در ساعات واپسین روز کمتر میشود؛ ذهن خستهای که تمام روز درگیر هزار کار و تصمیم و مختلف بوده چگونه میتواند سه هزار کلمۀ نسبتاً قابلقبول بنویسید؟ گاهی شاید، اما نه همیشه…
این روزها نویسندگان و فعالان و مدرسان حوزۀ محتوا و کپی رایتینگ بسیار بیشتر شدهاند. یک عالمه سایت و پیج و کانال مختلف فعال و غیرفعال هم در این حوزه هوا شده که برخی از آنها هم جدی و قابل پیگیریاند. اما چرا اغلب فعالان حوزۀ محتوا نتایج مطلوبی نمیگیرند؟
به این نتیجه رسیدم که برای نوشتن نباید منتظر ایده بمانم، ایدههای ارزشمند حین نوشتن آشکار میشوند.
به این نتیجه رسیدهام که خوبی و شگفتی کتابها بسیار بسیار بسیار بیشتر از چیزی است که میتوان تصور کرد…
بعضی از بندهای آیین خوشبینی برایم بینهایت جذاب و قابلتأمل هستند. تصمیم گرفتم این متن الهامبخش و زیبا را با شما به اشتراک بگذارم…
بنا دارم در این وبینار رایگان، 20 ایدۀ مختلف را که طی سالیان گذشته برای راحتنویسی و رفع موانع نوشتن آزمودهام ارائه کنم. من همیشه از اجرای وبینارها بازخوردهای مثبتی گرفتهام. امیدوارم وبینار راحت نوشتن نیز نیز برای جمع زیادی از دوستان مفید و راهگشا باشد…
گاهی اوقات با تمرکز روی برخی از انواع محتوا و رسانهها ممکن است گزینههای مناسب دیگر از چشم ما دور بمانند. اگر به فکر خلق و نشر گسترده و اثربخش محتوای خودتان هستید، شاید این لیست ساده برای شما مفید باشد…
حین گفتوگو از میزان شوق و انرژی بالای خودم در حیرت بودم. این برنامه بار دیگر به من ثابت کردم که نابترین لحظات زندگی وقتی است از عمیقترین و مهمترین علایق و دغدغههایمان صحبت میکنیم…
دن نوریس در کتاب «ماشین محتوا»، شاخص مهمی را برای اندازهگیری موفقیت هر محتوا مطرح کرده است. نوریس معتقد است نه تعداد لایکها و نه حتی کامنتها شاخص مناسبی برای سنجش توفیق محتوا نیستند. بلکه…
پنداری برخی کتابها در میان کتابهای دیگر دفن شدهاند؛ نه ممنوعه و جنجالیاند که نسخۀ افستشان در بساط دستفروشها پیدا شود، نه آنقدر پرمخاطب و باب طبع روز که ناشر برای چاپ دوبارۀ آنها ترغیب شود. تکنسخهای از این کتابها را معمولاً از سر شانس میشود توی دستدوم فروشیها پیدا کرد…