نویسنده: شاهین کلانتری

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

حافظ دیشب به من گفت: نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
ذهنم مه گرفته بود، گوش نصیحت نداشتم، در عوض توی اتاق راه رفتم و در خودم گفتم:
خوشبختیِ غول‌های کلاسیک دنیا -از حافظ و سعدی تا شکسپیر و دانته- این بوده که اندازۀ ما به این‌همه منبع و کتاب و از همه وسوسه‌کننده‌تر…

ادامه »

چرا تولیدکننده محتوا نداریم؟

تقریباً محال است پیش مدیران و کارفرماهای ایرانی بنشینید و از کمبود نیروی تولید محتوا و ناشی‌گری‌های متقاضیان این کار گلایه نکنند.
به‌علاوه در فضای فعلی بازار محتوا، اغلب افراد بیش از اینکه به تولید محتوا علاقه­‌ای نشان دهند، به کسب عنوان‌هایی مانند مدیر یا استراتژیست محتوا علاقه نشان می­‌دهند.
پس با قحطی تولیدکنندۀ محتوا چه باید کرد؟

ادامه »

فقط نویسندگی

من ده سال از زندگی‌ام را صرف توسعۀ توانایی‌ام در نویسندگی کرده‌ام. موفق شدم برای خودم حرفۀ نویسندگی خوبی دست‌وپا کنم. اگر بر می‌گشتم و می‌خواستم دی‌جی شوم، می‌توانستید استدلال کنید که دارم خودم را گسترش استعدادها و مهارت‌هایم رشد می‌دهم؛ اما…

ادامه »

شعرِ نوشتن

عاشقان راستین واژه‌ها، یعنی شاعران بزرگ جهان، شعرهای بسیاری دربارۀ نوشتن سروده‌اند. بنا دارم هر از گاهی در خوانش این شعرها با شما شریک شویم. اولین شعر از مجموعۀ شعر نوشتن شعری از شاعری بزرگ…

ادامه »

پوست نوشتن+واژه‌یار

آیا برای شما هم پیش آمده که از کلمات خودتان خسته شوید؟ حس کنید فکر و ایدۀ خوبی دارید، اما به کار گرفتن همان کلمات همیشگی، ایده را از چشمتان بیندازد؟ یا حس کنید داستان شما به کرورها کلمۀ تکراری آلوده‌شده و ازدست‌رفته؟

ادامه »

برای نوشتن پا لازم است

اینکه بگویی وقتی دست ‌به ‌قلم می‌برم چیز خوبی نمی‌نویسم، بهانۀ خوبی برای ننوشتن نیست.
نوشتن، حتی نوشتن بی‌مایه‌ترین متن‌ها هم اگر مدام و مداوم صورت بگیرد، قدرت فرسایندۀ قلم! را چندین برابر می‌کند.
به قول سامرست موآم اگر یک نفر صد داستان بنویسید، حتماً نویسنده است، چون هیچ‌کس نمی‌تواند صد داستان ضعیف بنویسد…

ادامه »

لعنت بر پدر و مادر کسی که این‌کتاب‌ها را نخواند

به‌غیراز کسب دانش، هیچ راهبردی برای رسیدن به موفقیت‌های قابل‌توجه وجود ندارد.
با بررسی موفقیت‌های بسیاری از افراد و جوامع توسعه‌یافته صحت این موضوع اثبات می‌شود.
کسب دانش، با فرهنگ مکتوب گره خورده؛ و بنابراین هرگز نمی‌توانیم به بهانۀ…

ادامه »

عشق سال‌های تحریم

سال 92 که مثل این روزها، بحث تحریم‌ها داغ بود- البته نه به حرارت امروز- رمانکی(داستان بلند) نوشته بودم با عنوان «عشق سال‌های تحریم». خیال

ادامه »

شب هول هرمز شهدادی | پاراگرافی دربارۀ عشق

به گمان من هم‌رسانیِ (اشتراک‌گذاری) عمومی محتوا، با اضافه کردن چاشنی نظر شخصی، دست‌کمی از تولید محتوا ندارد. در هم‌رسانیِ خلاقانۀ محتوا نکتۀ مهم، سلیقۀ ما و کیفیت نظری است که به محتوای برگزیده اضافه می‌کنیم…

ادامه »

بر خنگ راهوار زمین

بیرون زده‌ای تا شام بخوری، اما قبلش دلت می‌خواهد با پرسه‌زدن میان قفسه‌های کهنه‌-کتاب‌فروشی، روح و جسمت را گرسنه‌تر کنی. کتاب‌ها را زیرورو می‌کنی، انگشت‌هایت خاک گرفته، عطسه پشت عطسه. که یک‌هو بین هزار تا کتاب…

ادامه »

در جستجوی زمانی برای خواندن همۀ کتاب‌ها

حتی اگر معتاد شبکه‌های اجتماعی نباشید، با حذف آن‌ها، توجه و تمرکز شما چند برابر می‌شود.

ممکن است میانگین حضور روزانۀ ما در اینستاگرام کم‌تر از نیم ساعت در روز باشد؛ اما درگیری ذهنی حضور در این برنامه و خستگی حاصل از آن چند برابر زمان مصرف از ما انرژی می‌گیرد…

ادامه »

نوشتن چگونه ما را کتابخوان‌تر می‌کند؟

اگر بنویسی نمی‌توانی نخوانی. تو می‌­توانی ده تا کتاب را برداری و بخوانی و کاری هم به نوشتن نداشته باشی. بروی بانک، بروی اداره و کارهایت را انجام بدهی. بعد هم وقتی که حالش را داری، وقتش را پیدا می­کنی، ادبیات را دوست داری. خوشت می­‌آید و می‌­نشینی و کتاب می‌­خوانی! ولی اگر بخواهی بنویسی…

ادامه »

شغل نویسندگی و تولید محتوا | یک روش برای نوشتن و چاپ کتاب: انتشارات کوچک خودتان را راه‌اندازی کنید

تصور کنید در کلبه‌­ای میان یک دهکدۀ سرسبز زندگی می­‌کنید. هیچ سرصدایی مزاحم شما نیست و می­توانید تمام روز را به خواندن و نوشتن بگذارنید؛ و کتابخانۀ بزرگی دارید که یک قفسۀ آن شامل آثار چاپ شدۀ شماست. فقط اول هر ماه، حین نوشتن، صدای زنگ پیامک بانک به صدا در می‌آید…

ادامه »

برنامۀ تازۀ من

نوشتن، همیشه برای من یک چالش است. چالشی جدی و صد البته لذت‌بخش.
طی سال‌های گذشته، وبلاگ‌نویسی روزانه دغدغۀ اصلی من بود. هنوز هم این کار را به همۀ دوستان خلاق و مستعدم پیشنهاد می‌کنم و معتقدم نوشتن و انتشار روزانه نوشته‌ها بهترین راه برای یادگیری و توسعۀ فردی است…

ادامه »

از عشق نوشتن

بی‌گمان نوشتن از عشق سهل ممتنع است.

کرورها نوشتۀ خوب و بد عاشقانه، قلم را با این سوال متوقف می‌کند:

آیا می‌توان دربارۀ عشق حرف تازه‌ای زد؟

ادامه »