نویسنده: شاهین کلانتری

کار تازه‌ای در مدرسه نویسندگی

این صفحه را برای اطلاع‌رسانی منسجم و دقیق فعالیت‌هایم هوا کرده‌ام! حس می‌کنم گزارش کوتاهی از فعالیت‌هایم لایه‌های دیگری را به رابطۀ من و شما اضافه کند…

ادامه »

زندگی را قبل از مصرف حسابی تکان دهید

ما لاف می‌زنیم، حرف از تغییر می‌زنیم. اما درجا خودمون رو سرکوب می‌کنیم. اتفاقا نه با تنبلی. با متوسل شدن به احمقانه­‌ترین کارایی که حس می‌کنیم ممکنه تغییری ایجاد کنن:
مثلاً فکر می‌کنیم سحرخیز شدن ما رو موفق و کارآمد می‌کنه…

ادامه »

از کتاب به کتاب

به گمانم اصیل‌ترین شیوۀ نوشتن، نامه‌نگاری است.

طرف نقل، اگر درست و به جا انتخاب شود، کیفیت فکر و نوشته، چه بسا بیش از چیزی باشد که نویسنده در خودش می‌دیده…

ادامه »

گوی بلورین خوش‌شانسی

اینترنت گوی بلورین خوش‌شانسی است.
آشنایی من با برخی از بهترین ایده‌ها و افراد و فرصت‌ها، گاه در بیهوده‌ترین لحظات وبگردی‌ام شکل گرفته.
پاستور گفته بود…

ادامه »

من منتظرم، پس می‌نویسم!

من حس می‌کنم نوشتن عملی برای دست‌یافتن به شهود است؛ جرقه‌ها و جوشش‌های ناگهانیِ صورت گرفته در حین نوشتن، مرا در این باور مصمم‌تر کرده است.
بنابراین قلم و کاغذ را می‌توان…

ادامه »

حرف‌های همسایه در پیاده‌رو

به آن نشانی که داده بودید آن جوان پیش من آمد. شعرهایش را برای من خواند. خیلی زیاد، نزدیک بود سرم بترکد. این قدر فکر نکرد دری که به روی کم‌تر کسی باز می‌شود…

ادامه »

نامِ بعضی نفرات

همیشه برای کسانی که تمرین تولید محتوا را با اینستاگرام شروع می‌کنند نگران می‌شوم. 

بازخوردهای شتابزدۀ اغلب مخاطبان اینستاگرام سمی است که می‌تواند هر ذهن تازه‌کاری از مسیر مهارت و خلاقیت منحرف کند…

ادامه »

نوشتن؛ جادوی زندگی من

به راستی تاثیری که نوشتن در زندگی من داشته بیش از حد انتظارم بوده است.

با تمرین نوشتن، فقط نوشته‌های ما بهتر نمی‌شود. تمرین نوشتن یعنی تسط به واژه‌ها؛ و با تسلط به کلمه‌ها…

ادامه »

سرپانویسی!

نه‌تنها ابزارهای مختلف روی نوشته‌های ما تأثیر می‌گذارند؛ بلکه وضعیت جسمی ما هم روی کم و کیف آثارمان مؤثر است. نوشتن یک ایده، در حال لمیده روی کاناپه، با نوشتن همان ایده در پشت میز و با حالتی شق‌ورق، ممکن است به نتایج کاملاً متفاوتی منجر شود…

ادامه »

اهمیت زبان و نویسندگی از نگاه شاهرخ مسکوب

از برخی مصاحبه‌ها ایده‌های درخشانی گرفته‌ام. به خاطر همین یکی از سرگرمی‌های لذت‌بخشم، دیدن و شنیدن و خواندن گفت‌وگوهاست.

از بعضی رفتگان هم، یکی از بهترین یادگاری‌ها همین مصاحبه‌هاست. داشتم کتاب «کارنامۀ ناتمام» را می‌خواندم که به تکه‌های درخشانی رسیدم…

ادامه »

سال کلمه، کلمه سال

وقتی بیایی به دنیای ادبیات و نوشتن، غصه‌­ای هم بر غصه‌­هایت اضافه می­‌شود. داستان قوز بالا قوز را که می‌­دانید. اما مملکتِ ادبیات با همۀ تلخی­‌ها و تاریکی­‌هایش، زیبایی‌ها و لذت­‌های خودش را هم دارد…

ادامه »

امکان ویژۀ انسان بودن

دوستی از من پرسیده بود، بیشتر به چه چیزهایی فکر می‌­کنم. می‌شد از زندگی روزمره گفت. اما راستش من به روزمرگی­‌ها هم با خیال‌پردازی دربارۀ دوران بدویت بشر می‌اندیشم…

ادامه »

کارگردانیِ یک روز

مترسک را گرفته‌ بودم روی شانه‌ام، دوربین و قمقمۀ آب و سناریو هم توی کوله‌پشتی‌ام بود. آفتاب مستقیم می‌خورد روی صورتم. خودم را مثل عکس معروف بونوئل می‌دیدم. اما به‌جای صلیب…

ادامه »