نویسنده: شاهین کلانتری

اکبر رادی و کار و زندگی نویسنده

من اسم اکبر رادی را به عنوان یکی از پنح نمایشنامه‌نویس شاخص تاریخ تئاتر ایران، در کنار بهمن فرسی و غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی و عباس نعلبندیان در ذهنم داشتم. اما نمی‌دانم چرا…

ادامه »

همین امروز همین امروز همین امروز

چطوری دلت میاد یک روز از زندگیتو به هیچ و و پوچ هدر بدی؟ مگه جز اینکه که عمر کوتاه ما همین روزهای کوتاهه که مثل برق و باد میگذرن.
ساعت 6 بعد از ظهر شده، دیگه فکر می‌کنی روز تمومه و نمیشه کار مهمی کرد؟

ادامه »

کار یا انتظار؟ مسئله این است

یه لحظه صبر کن، حیفم میاد از این کوچه زود رد شیم، نمیدونم چرا از بچگی از دیوارای سیمانی خوشم میومد. خاکستریِ دیوار سیمانی حال آدمو خوب می‌کنه، یه آرامشی تو خودش داره که تو آجر و سنگ و اینا نیست…

ادامه »

تنش‌های کار خلاقانه

می‌خوام یه مقاله بنویسم دربارۀ زندگی خلاقانه. داشتم فکر می‌کردم چجوری شروع کنم. با خودم گفتم اصلاً چرا راه دور برم، همین الان، آره بذارید تعریف کنم همین الان چی شد، تا دستم رو گذاشتم رو کیبورد و دو سه کلمه زدم…

ادامه »

کلاس کپی رایتینگ: چرا می‌خواهید کپی‌ رایتر شوید؟

این یک کلاس نوشتنی است. بناست طی 30 گام عملی در کنار هم برای نوشتن متن‌های تبلیغاتی تاثیرگذار تمرین و تجربه‌اندوزی کنیم.
حضور همۀ علاقه‌مندان در این کلاس متنی رایگان و آزاد است. به شرط آنکه همگی متعهد شویم تا تمرین کنیم و کامنت بگذاریم…

ادامه »

چترِ امنِ نوشتن

1 چگونه می‌توان در دل روزمرگی‌ها برای یادگیری یک مهارت هر روز حداقل 3 ساعت تمرین کرد؟ شما چه فکر می‌کنید؟ 2 کار هنر سرگرم

ادامه »

از گربگی‌ها!

1 ار امروز توی اینستاگرام تقریباً هر روز یک لایو اجرا می‌کنم. 2 از گربگی‌ها: 3 محمد عباسی‌فرد دربارۀ یکی از بهترین‌ کتاب‌های جولیا کامرون نوشته:

ادامه »

یادداشت روز: یک برنامۀ ساده برای شروع نوشتن

شبکه‌های اجتماعی ذهن را مفت و بی‌ثمر خسته می‌کنند. وگرنه خسته شدن ذهن عیبی ندارد. گاهی همین خستگی است که جرقۀ ایده‌های خلاقانه را می‌زند. اما ذهنی که در توییتر و اینستاگرام و باقی خسته‌کنندگان تحلیل می‌رود، پلاسیده‌تر از آن است که امیدی به طراوتش باشد…

ادامه »

شادی و شگفتی نوشتن

هر چقدر بیشتر از نوشتن دور می‌افتیم، نوشتن سخت‌تر می‌شود. دو سه روز که از عادت روزانه‌مان دور شویم، انگار برای بازگشت دوباره به آغوش نوشتن پر از شرم و خجالت می‌شویم…

ادامه »

و بالاخره «محتواگران» گرد هم می‌آیند

دشوارست بتوان گفت ناپختگی، بیشتر

در نگارشِ ظهور می‌کند یا در بد داوری کردن؛

اما، از این دو، اثری که بسبب نقص انشاء

ایجاد ملال کند از نقدی که درک ما را گمراه سازد کم زیان‌تر است…

ادامه »

گوشی صفتی طاقت تکرار نداری!

من فکر می‌‌کنم راز نهایی هر موفقیتی «سماجت» است؛ سماجت در تمام ابعاد.
هر وقت که کُند پیش می‌روم یا کارها با آن کیفیتی که می‌خواهم پیش نمی‌روند، می‌فهمم که یک جای قوۀ سماجتم(!) می‌لنگد…

ادامه »

من یاد گرفته‌ام که…

چند جملۀ زیر را از کتاب کوچک «زندگی کن، یاد بگیر و آن را دیگران بسپار» نقل کرده‌ام. در این کتاب جسکون براون به سراغ اقشار مختلف ایالات متحده رفته و از آن‌ها خواسته تا چکیدۀ چیزی که طی سال‌های زندگی‌شان آموخته‌اند در یک جمله بیان کنند…

ادامه »

آب در خوابگه مورچگان

اما بسیار نوشتنْ نقاب و حجاب صاحبِ خامه را کنار می‌زند. نویسنده را عریان می‌کند و به بکرترین نقطه‌های ذهن و ضمیر او راه می‌برد. نوشتۀ‌ راستین حاصل چنین فرآیندی‌ست…

ادامه »

صددرصد درست!

هر چقدر دربارۀ اهمیت پیاده‌روی بگویم کم گفته‌ام.

چند پیش جمله‌ای خواندنم که گویندۀ آن یادم نیست:

پیاده‌روی هرگز وقت اتلاف وقت نیست.

ادامه »

روش مهم ادیسون برای کار کردن

شما همه در تمام طول روز، کار انجام می‌دهید، درست است؟ همه همین‌طورند. اگر ساعت 7 بیدار شوید و ساعت 11 به بستر بروید، شانزده ساعت زمان گذاشته‌اید، و این در مورد اغلب افراد صدق می‌کند که آن‌ها در تمام طول روز، کار انجام می‌دهند. تنها مشکل اینجاست که…

ادامه »

یک شکل تازه و ساده برای نوشتن

از دایرکت‌های اینستاگرام واقعاً خوشم نمی‌آید. می‌بینی بسیاری از افراد حتی به خودشان زحمت نداده‌اند بیوی پیج را نگاه کنند. یک خروار سوال کلی می‌بینی که جواب دادن به هر کدام هر روز حداقل 3 ساعت وقت و تمرکز می‌خواهد. «من چجوری نویسنده بشم؟» «من استعداد دارم، ولی وقت ندارم. شما بگو چاره چیه؟» «من می‌خوام بنویسم، ولی نمی‌تونم زیاد کتاب بخونم. عیبی داره مگه؟»

ادامه »