رضایت یعنی زندگی طبق اولویتها
اگر در کوچکترین بخشهای زندگی تا بزرگترین عرصههای آن طبق ارزشها و اولویتهایمان حرکت کنیم بیشترین میزان رضایت خاطر را تجربه میکنیم. من امروز تا
اگر در کوچکترین بخشهای زندگی تا بزرگترین عرصههای آن طبق ارزشها و اولویتهایمان حرکت کنیم بیشترین میزان رضایت خاطر را تجربه میکنیم. من امروز تا
خیلی چیزها را میدانیم، حتی گمان میکنیم که در عمل هم به آنها پایبندیم، اما گاهی تلنگری در هیات یک جمله قصار ظاهر میشود تا
دونالد ام. موری میگوید: «به احساساتت اجازه بده افکارت را شعلهور کنند.» نسبت به واکنشهایت به جهان اطراف حساس باش. وقتی دربارۀ موضوع یا مسئلهای
فاطمه رادمرد نوشته: من وقتی یه نوشته رو تو ذهنم پر و بال میدم و ساخته و پرداخته میکنم، به نظرم شگفتانگیز میاد و سریع
گلایه میکنی که هر چه میخوانی از یاد میبری. میگویی چکار کنم تا هر چه خواندهام در ذهنم حک شود؟ اما برعکس تو من از
هدف این تمرین چیز عجیب و غریبی نیست. ممکن است نوشتن در پاسخ این سوالها سبب شکلگیری ایدهای باشد. شنبه: شنبه چه رنگی است؟ چه
«اگر کار موردعلاقهات را انتخاب کرده باشی، هر روز با اشتیاق تمام از خواب بیدار میشوی» تو این را میشنوی، با خودت میگویی: پس چرا
دستمایه قرار دادن ماجراهای شخصی برای نوشتن داستان وسوسۀ بسیاری از آدمهاست. نمونههای موفق هم کم نیستند، یکی از چهرههای شاخص این نوع نوشتار هنری
من شیفتۀ پند و اندرزم؛ شیفتۀ شنیدن آن، نه دادن آن. اگر هم گاهی در قالب پند و اندرز چیزکی قلمی میکنم در اصل خطاب
داستان چیزی است بیش از سرگرمی، چیزی بیش از ورزش فکری برای تیزکردن اندیشه و بیدار کردن روحیۀ نقادانه. ضرورت است، ضرورت مطلق است، برای آنکه تمدن ادامه باید و بهترین جنبههای انسانی را در ما بیافریند و ماندگار کند…
زهرا قاسمی زیر مطلب «چگونه نویسنده شویم» نوشته: «وبلاگنویسی واقعا یه موجود زندهست. مثل بچهی آدم میمونه. باید به فکرش بود و هر چی بزرگتر
از نوشتن. از کلمات قصار محبوبم. از پیادهرویهای طولانی. از پرسه در کتابفروشی. از مجله چاپ کردن. از آموختن و آموزاندن. از تمایز. از فیلم
پیشحرف: گاهی در کتابها و سایر منابع به نکاتی دربارۀ نوشتن و نویسندگی برمیخورم که حس میکنم بهتر است در یک مجموعه گرد هم بیایند.
یکی از سرگرمیهای من سنجش ایدههای مختلف برای بخش پایانی جملههاست. مثلاً مینویسم: برای کسی که در پی رشد پایدار است… سپس جمله را به
اگر نتوانستید دربارۀ چیزی بنویسید، دربارۀ ناتوانیتان در نوشتن از آن چیز بنویسید. در چنین مواقعی به این دو سوال پاسخ نوشتاری بدهید و دست
«شاد بودن کافی نیست» عنوان کتابی است که نشر میلکان بهتازگی از مارک منسن چاپ کرده. در یکی از جستارهای کتاب که اندرزنامهای برای کارآفرینان
بله دیگر، من هم به سیاق سایر نیاکان و معاصران چون به خلوت میروم آن کار دیگر میکنم! ترجیح میدهم در خلوتم از موضوعاتی بنویسم
«من نمیتوانم اینجا بنشینم و به تنهایی غرق لذت باشم، باید در مورد آن چیزی بنویسم و با دیگران به اشتراک بگذارم.» -دیوید میسون، شاعر
این مطب در حال نوشتهشدن است! تصور کنید نسخۀ اولیه متن خودتان را نوشتهاید و حالا میخواهید آن را آمادۀ انتشار کنید. خب، خیلی وقتها
«من کجا و نوشتن کجا؟» من با نوشتن غریبه بودم. در نوجوانی و اول جوانی طراحی و تصویرسازی را به هر هنری ترجیح میدادم. حتی