چخوف پلاستیکی!
“اگر میخواهی روی هنرت کار کنی روی زندگیات کار کن“ آنتون چخوف در شرح حال چخوف بزرگ آوردهاند که در جوانی، برای یادگیری بهتر،
“اگر میخواهی روی هنرت کار کنی روی زندگیات کار کن“ آنتون چخوف در شرح حال چخوف بزرگ آوردهاند که در جوانی، برای یادگیری بهتر،
-از نسیم نیکلاس طالب بیشتر خواهم نوشت. در ایران درباره او زیاد صحبت نشده. قوی سیاه مشهورترین کتاب اوست که شهرتی جهانی را برایش به
“اگر بخواهید پایتان را از حد یک اثرِ صرفا خوب و امیدوارکننده فراتر بگذارید و به خطرپذیری و رضایتی حقیقی برسید که در بسیاری از
خواندن رمان درک یک پایان جولین بارنز، با ترجمهی هنرمندانه حسن کامشاد، از بهترین لحظات نوروز امسال بود. در پشت جلد کتاب آمده است: “تونی
پیش نوشت: با اینکه هر از گاهی کارتون مطبوعاتی میکشم اما دو سال است که خبر خواندن را کنار گذاشتهام، اشتراک مجلهها، خبرنامهها و تماشای
1- هفت سال گذشت، هفت دوره جایزه تصویر سال، هفت تندیس، توی ویترینِ خانه، دفتر و … 2- اولین بار که رفتم تصویر سال باورم نمیشد اول
“هر مضمونی که برای نوشتهی خود انتخاب کنیم کهنه و دستمالی شده است… تنها بینش است که میتواند تازه باشد، و همین هم کفایت میکند.“*
پیشنوشت: قصهی زیر بخشی از فیلم یک روز به اندازهی ابدیتِ تئو آنگلوپولوس فقید است. این فیلم با فضاسازی شاعرانه وسبک استادانهی آنگلوپولوس یکی از چند فیلم محبوب
بهمن فرسی در رمان بی نظیر شب یک شب دو می نویسد: “…اصلا بگذار خیالها را راحت کنم، ادبیات واقعی و صمیمانه دفترچههای خاطرات هستند
عدم رعایت قانون کپی رایت در ایران گاهی باعث میشود در مدت کوتاهی با چند ترجمهی مختلف از یک کتاب مواجه شویم.طی یکسال گذشته سه
پیشنوشت: نامه نوشتن حس خوبی دارد و دوست دارم هر از گاهی بعضی پست ها را به این شکل بنویسم. در نامهی زیر چیزهایی را
مردی به شیدایی، عاشق زبان مادریِ خویشام. احمد شاملو -اگر قرار است سر و کار من با نوشتن باشد، باید برای یادگیری زبان فارسی
پیش نوشت: این چند سطر پاسخیست به دوست روزنامهنگاری که از من برای تماشای یکی از فیلمهای جشنواره فجر دعوت کرده است. سالها پیش، در
رابرت بنچلی در یکی از نمایشنامه هایش مینویسد: “پانزده سال طول كشيد تا بفهمم استعداد نوشتن ندارم، اما ديگر نتوانستم اين كار را رها كنم