قیمت تولید محتوای خوب و درجهیک چقدر است؟
یک دقیقه بنشینید چرتکه بیندازیم ببینیم تولید محتوای خوب چقدر خرج بر میدارد.
خب، اصلاً بگذار اولش یک بار دیگر خیلی ساده بگویم محتوا و بازاریابی محتوا چیست؟
یک دقیقه بنشینید چرتکه بیندازیم ببینیم تولید محتوای خوب چقدر خرج بر میدارد.
خب، اصلاً بگذار اولش یک بار دیگر خیلی ساده بگویم محتوا و بازاریابی محتوا چیست؟
حالا واقعاً در برهۀ حساس کنونی هستیم!
تغییرات بزرگ، مثبت و منفی، در راه است. ما آنقدر به تغییر تن ندادهایم تا اینکه تغییر روی سرمان آوار شده. خب، اگر آدمی جدی و اهل عمل باشیم، دوست داریم نقشی مؤثر ایفا کنیم و برای آینده آماده باشیم…
خیلی از ما به خاطر شکست عشقی و از دست دادن عزیزان سراغ نوشتن آمدهایم تا با نوشتن، خاطرههایمان را جادوانه کنیم. اما نتیجه چیزی جز متنهای آبدوغ خیاری و گذرا نبوده.
عشق یا هر درد دیگری میتواند محرک نوشتن باشد، اما اشتهای نوشتن را …
من تا مدتها فکر میکردم بودن در لحظه غیرممکن است. ایدۀ «مراقبه» برای بودن در لحظۀ حال جذاب به نظر میرسید، اما لحظۀ حال هدف روشنی نبود که حوصلۀ مراقبه را در من ایجاد کند.
تا به این نتیجه رسیدم که هیچ لحظۀ حالی وجود ندارد و در عین حال همه چیز در لحظۀ حال است…
در و دیوار اتاق هر آدم خلاق و کوشایی خالی از جملات الهامبخش نیست. حتی شده، عبارتی در کنجی.
اما چرا چنین جملههایی چندان که باید به چشم نمیآیند. مثل چیزهای دیگر چنان عادی میشوند که بدیهی و پیش پا افتاده به نظر میرسند؟
تو چند ده ایدۀ بیات شده داری؟ چقدر زمان برد تا ایدهای که فکر میکردی بکرترین و درخشانترین ایدۀ ممکن است از چشمت بیفتد و موضوعی پیش پا افتاده به نظر برسد؟
گفتم شلوغی تهران. بر خلاف کلیشۀ رایج من شیفتۀ شلوغی تهرانم. بیشترین وقت من در دل این شلوغی میگذرد. تهران شهر برکت و روشنایی است. نمیخواهم از آنهایی باشم که دائماً از تهران مینالند اما هرگز از آن دل نمیکنند. فرهنگ و امکانات و زیبایی تهران را روز به روز بیشتر کشف میکنم…
من افرادی را که از ابتذال شبکههای اجتماعی مینالند نمیفهمم. شبکههای اجتماعی مثل آفتابپرست درونیات ما را انعکاس میدهند.
کسی را قبول نداری؟ دنبال نکن، بلاک کن. دنیای خودت را بساز…
برخی از جملات هستند که نمیتوانم از کنارشان به سادگی بگذرم، بنابراین منتشرشان نمیکنم! در چنین مواقعی سعی میکنم حداقل یادداشت کوتاهی دربارۀ آنها بنویسم.
جملۀ زیر را مدتها پیش در کتاب «خارج از نوبت» رضا بابایی دیدم…
آیا شما هر روز مینویسید؟
آیا بهصورت مداوم دامنۀ واژگان فعال خودتان را افزایش میدهید؟
آیا همیشه رمانی در دست خواندن دارید؟
آیا برای تقویت نثر خودتان شعر میخوانید؟
کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟» ابتدای سال جاری منتشر شد.
این کتاب طی مدت کوتاهی با استقبال فراوان علاقهمندان مواجه شد. به طور مثال می توان به دهها پست اینستاگرامی اشاره کرد که خوانندگان کتاب در ستایش آن نوشتهاند…
جان لاک زمانی گفته بود: هیچچیز به لطافت «تمثیل» بر ژرفنای ذهن آدمی تأثیرگذار نیست.
از وقتی به اهمیت تمثیل و استعاره در نوشتن، آموزش و سخنرانی پی بردم، پیوسته از آنها بهره بردهام و دفترچهای را به ثبت بهترین استعارهای که میبینیم اختصاص دادهام…
«در زندگی زخمهايی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.»
و ننوشتن یکی از این زخمهاست.
نویسندهشدن مثل بسیاری از رؤیاها و اهداف خلاقانۀ ما، در صورت عملینشدن میتواند مایه رنج و حسرت باشد…
اگر بخواهی به طور منظم وبلاگنویسی کنی یا در توییتر و ایسنتاگرام بنویسی، باید نسبت به یک موضوع مهم آگاهتر بشوی.
اینکه در این طیف بیشتر در کدام طرف هستی…
به زعم من استراتژی محتوا چیزی فراتر از پاسخ دادن به این نوع سوالهاست: ویدیو تولید کنیم یا پادکست؟ بیشتر در تلگرام و اینستاگرام فعال باشیم یا در سایت؟ یا چگونه مطالبمان را سئو کنیم تا در گوگل دیده شود؟
این روزها به خاطر وضعیت اسفبار اینترنت مدام دندانهایم را به هم میفشارم. تا جایی که فکم درد میکند. البته با فک خرد شده هم کماکان میتوان به نوشتن ادامه داد…
چند سال پیش یکی از سازندگان برنامههای تلویزیونی در پاسخ به نظری دربارۀ یکی از ساختههایش گفته بود: «ما این آشغالایی که میسازیم خودمونم نمیبینیم.»
تقریباً توی 50 درصد کامنتها و ایمیلهایی که میگیرم جملاتی شبیه به این هست: «از خودم راضی نیستم.»
برای بهبود اوضاع باید به سوال مهمی پاسخ بدهیم…
به گمان من اصلیترین و مهلکترین رنج و نگرانی ما، انجام ندادن کارهایی است که عمیقاً به لزوم انجام آنها پی بردهایم.
اهداف ابتدای سال نمونهای از این کارها هستند. کارها و برنامههایی که بهجای عملیشدن، سالبهسال کمرنگتر میشوند…
کالبدشکافی جملات کوتاه تمرینی است که سال گذشته در دورۀ آنلاین نویسندگی مطرح کردم.
شاید شما هم دوست داشته باشید جملاتی جالبی را که میبینید کالبدشکافی کنید، پس…