ناشادترین مردم جهان چه افرادی هستند؟
تا حالا توی مهمانی لباستان لکه برداشته؟
معمولاً چنین لکهای جز خود ما به چشم هیچکس دیگری نمیآید، ولی همان لکۀ کوچک تا پایان مهمانی تمرکز ما را به هم میریزد…
تا حالا توی مهمانی لباستان لکه برداشته؟
معمولاً چنین لکهای جز خود ما به چشم هیچکس دیگری نمیآید، ولی همان لکۀ کوچک تا پایان مهمانی تمرکز ما را به هم میریزد…
اگر کار خوب انجام دهید، مردم شما را به داشتن انگیزههای خودپرستانه متهم خواهند کرد، با این همه کار خوب را انجام دهید…
گور ویدال نقلقول طنزی دارد که بهانۀ من برای نوشتن این پست کوتاه شد…
چند روز پیش داشتم یکی از مصاحبههای دیوید اگیلوی را میخواندم گفته بود قبل از اینکه شروع نوشتن هر متنی را شروع کند، چند دقیقهای جمله قصار میخوانده و بعد شروع میکرده، اینجوری موتور خلاقیتش راه میافتاده…
فقط چند لحظه زمان کافی بود تا بفهمم که نمیتوانم از روی نوشتههایش بهسادگی بگذرم، طی چند دقیقه اولی که وارد سایتش شدم تیترهایش چنان هوشمندانه و حرفهای نوشته شده بودند که حداقل 30 تا پست مختلف را باز کردم…
یاد یکی از قوانین مورفی افتادم: تمام کلیگوییها مزخرف هستند، منجمله این یکی!
دیروز به یکی از دوستانم که موبایل مجهز و خوبی دارد گفتم…
میخواهم از کاری بگویم که توی تاکسی و مترو و سالن انتظار فرودگاه و هر جایی که هستم، بهراحتی با موبایلم انجام میدهم؛ شاید باور نکنید که از طریق همین کار ساده دستاوردهایی باورنکردنی داشتهام…
سحر که بیدار میشوی زندگی پیش روست، ذهن تو هزار برنامه پیش رویت میگذارد و هزار ماجرا برای دنبال کردن، اما شب بنبست محض است و مجبوری دستت را بند نوشتن کنی…
اگر زیرِ یک جملۀ کاملاً بدیهی و ساده، نام یک چهرۀ سرشناس آورده شود، اعتبار و جذابیت آن جمله زمین تا آسمان تغییر میکند…
اگر از عقیم شدن مغزت هراسانی باید یک سری جملهها را به کار نبری و در عوض جملات دیگری را جایگزین آنها کنی…
حالا میتوانیم از هر کجای ایران که هستیم با داشتن یک کانال موفق، جامعهای از مخاطبان را تشکیل بدهیم، بهعنوان یکی از رهبران فکری حوزۀ موردعلاقهمان شناخته شویم و از راه علایقمان کسب درآمد کنیم…
ساعت از یک گذشته بود که به خودم گفتم اگر این پروژه برایم جدی است باید همین الآن انجامش بدهم…
در شبکههایی اجتماعی جملات زیادی از زبان نویسندگان مشهور نقل میشود که اغلب آنها حرف نویسنده نیست و از دیالوگهای شخصیتهای داستانی نویسندگان نقل شده است…
اگر میخواهی سایت یا وبلاگ موفقی داشته باشی باید ببینی چه استعارهای دربارۀ مدیریت وبسایت در ذهن تو شکل گرفته است…
دیروز حین گپ زدن با علی کریمی یادداشتبرداری میکردم، جملات زیر حین گفتگوی ده دوازدهساعتۀ ما دربارۀ نوشتن، نویسندگی، تولید و بازاریابی محتوا، شکل گرفتند…
با مروری که بر پیامهایم داشتم متوجه شدم که کامنتهای سایت را خیلی سریعتر و دقیقتر از پیامهای تلگرامی و ایمیلی پاسخ دادهام…
گوینده این نقلقول مشخص نیست؛ اما از آن جملههای درخشانیست که میتواند تغییری عمده در مدل ذهنی ما ایجاد کند…
هر وقت 3 صفحه متن را خواندی و توانستی 30 صفحه دربارۀ آن بنویسی، یعنی نویسندهای صاحبفکر هستی…
مغزم کشش خواندن کتابهای روی میزم را نداشت، پس رفتم سراغ یکی از کتابهایی که تازه خریدهام، روی کاناپه دراز کشیدم و شروع کردم به ورقزدن؛ یک ربع بعد دنیای من کاملاً عوض شده بود…