نویسنده: شاهین کلانتری

من عاشق نویسندگی‌ام اما…

بدبختی ما این است: می‌خواهیم از چیزهایی بنویسیم که می‌دانیم، و خب مسئله این است که دانسته‌های ما زود تمام می‌شود.
تا چاه معلومات و تجربیاتمان را با خواندن و زندگی کردن پر کنیم، این سایت و کانال ماست که متروکه می‌ماند…

ادامه »

تک فرمان نویسندگی آنلاین و تولید محتوا

در متن‌آفرینی و خصوصاً مقاله‌نویسی توجه به چفت‌وبست «پاراگراف» موضوعی جدی و حائز اهمیت است.

اما حکایت پاراگراف در یادداشت‌نویسی جداست. در یادداشت‌های کوتاه، جمله‌ها نقش پاراگراف را دارند…

ادامه »

چرا تولید محتوا دشوار است؟

نگاهی به فضای وب‌سایت‌های ایرانی و هزاران کانال و پیج مختلف، نشان‌دهندۀ این است که اصولاً نود درصد افراد بیش از یکی دو ماه پای محتوا نمی‌مانند. یا موضوع دلشان را می‌زند و سراغ چیز دیگری می‌روند…

ادامه »

اگر از مقایسه کردن خودت با دیگران بیزاری…

بخش از درد و لذت ناشی از اتفاقات مختلف به خاطر قیاس‌های خودآگاه و ناخودآگاه ماست.

مثلاً وقتی عاشقی، خودت و موقعیتت را با سریال‌های آبکی ترکیه‌ای مقایسه می‌کنی یا فیلم‌های وونگ‌ کار وای؟

وقتی گرفتار شک و تردید می‌شوی، خودت را با هملت قیاس می‌کنی یا آدم‌های بی‌نوای شوی ماه عسل؟

ادامه »

نویسندۀ پاره‌وقت محکوم است به پاره‌شدن

حالا ممکن است برخی دوستان این حرف را به ریش و گیس بگیرند و بگویند: «اگر تمام‌وقت بنویسم، خرج زندگی‌ام را چه کسی می‌دهد؟ من اگر یک روز کار نکنم از گرسنگی می‌میریم. اصلاً مگر می‌شود توی این خراب‌شده نویسندۀ تمام وقت بود؟»

ادامه »

از بغرنج‌ترین وضعیت‌های یک نویسنده: شما هم این مشکل را دارید؟

در بازیِ نوشتن گیر و گورهایی هست که حتی اگر ژن خوبِ نویسندگی(!) را هم داشته باشید، باید تاب مقابله با آن‌ها را بیابید. تفاوت نویسندۀ حرفه‌ای و آماتور هم در چنین موقعیت‌هایی آشکار می‌شود. آماتور فکر می‌کند…

ادامه »

می‌خواهید بدانید چیزهایی که می‌خوانید شما را به کجا می‌رسانند؟

بسیاری از متفکران گذشته، اگر حالا زنده بودند، از کنار اینترنت به سادگی نمی‌گذشتند. آن‌ها از این قدرت بی‌سابقه‌ در راستای ترویج افکارشان برای ایجاد تغییراتی هر چند اندک اما مؤثر برای ارتقای خود و جهان اطرافشان بهره می‌بردند…

ادامه »

شما به خوبی چه چیزی هستید؟

گاهی اوقات کلمات قصار می‌توانند سوالات عجیب و مهیجی را برای ما ایجاد کنند. یکی از جملات خلاقانۀ نویسندۀ بزرگ «سال بلو» را برگزیده‌ام تا کمی دربارۀ آن با هم گفت‌وگو کنیم…

ادامه »

قاتل اولویت‌ها

ما خسته و پریشان و ناامید می‌شویم. چون اولویت‌بندی نداریم؛ یا درست‌تر اینکه با اولویت‌ها سر سازگاری نداریم.

چند بار برنامه ریخته‌ایم و گام‌های یک روز کاری را به ترتیب تنظیم کرده‌ایم؛ اما در عمل همۀ کارها را پس و پیش انجام داده‌ایم؟

ادامه »

مهم‌ترین سؤال زندگی

حالا واقعاً در برهۀ حساس کنونی هستیم!

تغییرات بزرگ، مثبت و منفی، در راه است. ما آن‌قدر به تغییر تن نداده‌ایم تا اینکه تغییر روی سرمان آوار شده. خب، اگر آدمی جدی و اهل عمل باشیم، دوست داریم نقشی مؤثر ایفا کنیم و برای آینده آماده باشیم…

ادامه »

بدون توجه به این موضوع نویسنده‌شدن محال است

خیلی از ما به خاطر شکست عشقی و از دست دادن عزیزان سراغ نوشتن آمده‌ایم تا با نوشتن، خاطره‌هایمان را جادوانه کنیم. اما نتیجه چیزی جز متن‌های آبدوغ خیاری و گذرا نبوده.

عشق یا هر درد دیگری می‌تواند محرک نوشتن باشد، اما اشتهای نوشتن را …

ادامه »

آیا زندگی در لحظۀ حال وجود خارجی دارد؟

من تا مدت‌ها فکر می‌کردم بودن در لحظه غیرممکن است. ایدۀ «مراقبه» برای بودن در لحظۀ حال جذاب به نظر می‌رسید، اما لحظۀ حال هدف روشنی نبود که حوصلۀ مراقبه را در من ایجاد کند.

تا به این نتیجه رسیدم که هیچ لحظۀ حالی وجود ندارد و  در عین حال همه چیز در لحظۀ حال است…

ادامه »

دو پست با یک کلیک: جملات الهام‌بخش و سحرخیزی

در و دیوار اتاق هر آدم خلاق و کوشایی خالی از جملات الهام‌بخش نیست. حتی شده، عبارتی در کنجی.

اما چرا چنین جمله‌هایی چندان که باید به چشم نمی‌آیند. مثل چیزهای دیگر چنان عادی می‌شوند که بدیهی و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند؟

ادامه »

مهم‌ترین 24 ساعت زندگی خلاقانۀ ما

تو چند ده ایدۀ بیات شده داری؟ چقدر زمان برد تا ایده‌ای که فکر می‌کردی بکرترین و درخشان‌ترین ایدۀ ممکن است از چشمت بیفتد و موضوعی پیش پا افتاده به نظر برسد؟

ادامه »

بیشترین وقتم را در کجا می‌گذرانم؟

گفتم شلوغی تهران. بر خلاف کلیشۀ رایج من شیفتۀ شلوغی تهرانم. بیشترین وقت من در دل این شلوغی می‌گذرد. تهران شهر برکت و روشنایی است. نمی‌خواهم از آن‌هایی باشم که دائماً از تهران می‌نالند اما هرگز از آن دل نمی‌کنند. فرهنگ و امکانات و زیبایی تهران را روز به روز بیشتر کشف می‌کنم…

ادامه »

محرک عمل‌گرایی

من افرادی را که از ابتذال شبکه‌های اجتماعی می‌نالند نمی‌فهمم. شبکه‌های اجتماعی مثل آفتاب‌پرست درونیات ما را انعکاس می‌دهند.

کسی را قبول نداری؟ دنبال نکن، بلاک کن. دنیای خودت را بساز…

ادامه »