نویسندۀ موفقیت
نوشتن از توسعۀ فردی و موفقیت ربطی به نادیدهگرفتن مشکلات و تلخیها و بازی مسخرۀ «من سیاسی نیستم» ندارد…
نوشتن از توسعۀ فردی و موفقیت ربطی به نادیدهگرفتن مشکلات و تلخیها و بازی مسخرۀ «من سیاسی نیستم» ندارد…
احساس میکنی درمانده و پریشانی، هیچ دستاورد بزرگی نداری و روز به روز بیشتر در رخوت و افسردگی فرو میروی…
هیچگاه در این شک نکن که گروهی کوچک از انسانهای متعهد و با اندیشه میتوانند جهان را دگرگون کنند. حقیقت همیشه همین بوده است…
فکر کردن به کلمات و حساس بودن روی کلماتی که انتخاب میکنیم و به کار میبریم، هم تصویر ما را در ذهن دیگران بهبود میبخشد و هم کمک میکند دقیقتر فکر کنیم. همچنین وسواس روی کلمات باعث میشود اظهارنظرها و موضعگیریهای ما کندتر و حسابشدهتر شود و درنهایت دیگران ارزیابی بهتری از ما داشته باشند…
اگر کار فعلیتان را دوست ندارید نگران نباشید؛ بهترین نکتۀ یک شغل بد این است که باعث میشود شغل موردعلاقۀ خودتان را راحتتر کشف کنید…
مصرفگرایی انواع مختلفی دارد که خطرناکترین آن برای یک فرد خلاق مصرفگرایی محتوایی است. اینکه مدام در حال دیدن و خواندن و شنیدن باشی، به این بهانه که میخواهی ذهنت را غنیتر کنی، لازم هست ولی کافی نیست…
خوشحالم که این وبسایت در تمام روزهای سال 1396 به طور منظم به روز شد.
بدون شک همراهی دلگرمکنندۀ شما خوانندۀ عزیز بود که این اتفاق را رقم زد.
ما آیندگانیم.
عبور از اردوگاه خوانندهها به اردوگاه نویسندهها مانعی ندارد، اما ورود مستقیم به اردوگاه نویسندهها ممکن است تو را بهعنوان یک میمون بیطاقت بشناساند…
بهزعم من لذت زندگی در کارهاییست که بهرغم خستگی بسیار نسبت به انجام آنها مبادرت میکنی…
در نویسندگی حد وسطی وجود ندارد، یا به شکل افراطی مینویسی و رشد میکنی، یا تفننی مینویسی و هرگز از حد انشاهای مدرسه فراتر نمیروی…
بالاخره تا قبل از پایان سال کتاب کوچکی که نوشتن و نشر آن سراسر لذت و ماجراجویی بود منتشر شد…
وقتی شروع میکنی به نوشتن، هول نشو، قرار نیست تمام ایدههایت را در یک نشست بنویسی، نوشتن چند تا جملۀ خوب هم کافی است…
اگر ایدهای به ذهنت رسید، دست به هیچ کاری نزن. اگر سریع شروع کنی به گوگل کردن دربارۀ ایده، ممکن است نتایج جستجو بهکلی ایدۀ تو را منحرف کند…
گاهی اوقات اول عنوان مطلب را بنویس و بعد نوشتن را آغاز کن.
تیتر خوبْ قبل از ترغیب خواننده به مطالعه متن، نویسنده را به نوشتن ترغیب میکند…
تصور کنید شهردار شهر ایدهآلتان شدهاید، و 10 بیلبورد مهم و بزرگ در اختیار شما قرار گرفته تا جملاتی از خودتان را برای عموم مردم شهر به نمایش بگذارد. این 10 جمله را بنویسید…
شگفتانگیز نیست که ما در بهترین دورۀ تاریخ بشر برای نویسنده شدن و انتشار نوشتههایمان زندگی میکنیم؟
یک فهرست بنویسید، از جملاتی که دوست دارید بهصورت مکرر از دیگران بشنوید…
اولین مخاطبی که باید راضی کنی خودت هستی، وقتی از خودت مینویسی و نوعی کارتارسیس و پاکسازی درونی را تجربه میکنی، آنوقت ممکن است بعد از میلیونها کلمه حدیث نفس، به این نتیجه برسی که چیزهایی در چنته داری که میتوانی با دیگران در میان بگذاری…
مارتین لوتر:
اگر میخواهید جهان را تغییر دهید،
قلم بردارید و نوشتن را آغاز کنید…
میتوانیم در هر حوزهای که علاقهمندیم و پتانسیل مناسبی دارد با تولید محتوا مخاطب جذب کنیم و آن را به یک کسبوکار تبدیل کنیم. چون این کار در ایران نسبت به مثلاً کانادا پیشینۀ کمتری دارد، جمعیت بیشتری دارد و آمارها وجود بازاری بزرگ را نشان میدهند، اگر بتوانیم درصد کمی از این کاربران را با تولید محتوا جذب کنیم درآمد خوبی خواهیم داشت…