مسابقه نویسندگی در مدرسه نویسندگی
گاهی دستاورد هزاران کلمه نوشتن فقط یک جمله خوب و قابل و انتشار است و چه باک، همان یک جملۀ ارزشش را دارد که خودت را به آبوآتش بزنی. اصلاً کار نویسندۀ صیقل زدن افکار خامی است که روی کاغذ آورده…
گاهی دستاورد هزاران کلمه نوشتن فقط یک جمله خوب و قابل و انتشار است و چه باک، همان یک جملۀ ارزشش را دارد که خودت را به آبوآتش بزنی. اصلاً کار نویسندۀ صیقل زدن افکار خامی است که روی کاغذ آورده…
به گمانم تسلط کامل به یک زبان خارجی مهمترین مهارت یک مترجم نیست، یا به عبارتی اشراف به زبان مبدأ شرط لازم ترجمۀ خوب هست، ولی کافی نیست…
میدانم که بعدِ آشنایی با چخوف آدم دیگری شدم. آدمی که از فهمید نوشتن داستانهای معمولیِ آدمهای معمولی، دشوارترین اما عمیقترین نوع داستاننویسی است…
چند وقت پیش یکی از دوستانم پرسید: «خب من هم ایدههایم را توی دفترچه یادداشت میکنم؛ اما تلنبار کردن دفترچه روی دفترچه چه فایدهای دارد، چگونه و با چه سازوکاری دفترچهها را بازبینی کنم به سمت عملی کردن ایدههایم گام بردارم…»
نویسندهها هم مثل بقیه از ملال رنج میبرند و چهبهتر که اگر سودای خریددرمانی را در سر دارند چیزهایی را بخرند که حس و حال تازهای را هم به نوشتنشان بدهد…
در ادامه لینک مطالب اصلی مدرسه نویسندگی در هفتۀ گذشته را برایتان میگذارم تا اگر دوست داشتید نگاهی به آنها بیندازید، نظرات شما مایۀ دلگرمن است…
اگر میخواهی معلم و نویسندۀ خوبی باشی تمثیل را یاد بگیر. جان لاک میگوید: هیچچیز به لطافت «تمثیل» بر ژرفنای ذهن آدمی تأثیرگذار نیست…
هنوز گوشی موبایلی را که در 16 سالگی با آن پیامکهای عاشقانه ردوبدل میکردم دارم؛ همینطور هفت هشت موبایل دیگر که به خاطر چند تا پیامکی که تویشان داشتهام، هرگز دلم نیامده به دیگران واگذارشان کنم…
مدرسه نویسندگی بهترین کار من است. دربارۀ هیچکدام از کارهای قبلیام اینقدر اطمینان نداشتهام…
خلق محتوا بیش از هر چیز دیگری ذوق میخواهد.
تنها مزیت رقابتی ما، میان انبوه محتوای سرازیر شده روی سر مخاطب، ذوق ماست…
جملۀ زیر را زیاد فکر میشنویم و میگوییم:
«راجع بهش فکر میکنم.»
معمولاً این جمله را برای طفره رفتن از تصمیمگیری به زبان میآوریم یا برای دستبهسر کردن بقیه…
هر کسی خودش را عاقل فرض میکند، به همین خاطر است که در جهان اینهمه احمق وجود دارد…
برای اینکه سخنگوی خوبی بشوی تنها یک قانون طلایی وجود دارد..
در بخش سوم کتاب قدرت تکرار میخواهم از چیزهایی بگویم که تکرار میکنم…
چند تا یادداشت کوتاه توی ویرگول نوشتهام، اگر دوست دارید آنها را مطالعه کنید…
پیتر دراکر میگوید چیزی را که نتوانی اندازهگیری کنی، نمیتوانی بهبود ببخشی…
با در نظر گرفتن خودم بهعنوان یک موش آزمایشگاهی به این نتیجه رسیدهام که نکات زیر میتوانند نقش تعیینکنندهای در رشد و توسعۀ فردی ما داشته باشند…
فکر کنید که در حال آموزش به جمع کثیری از علاقهمندان هستید. هر چیزی را که آموختهاید به همراه مثالهای و مصداقهایی که از زندگی شخصی خودتان به ذهنتان میرسد بازگو کنید…
به وام از استعارهای که ساراماگو به کار برده، همیشه حس میکنم در حال بلند کردن سنگهایی هستم که …