نویسنده: شاهین کلانتری

چگونه دنیای خودمان را دگرگون کنیم؟

مغزم کشش خواندن کتاب‌های روی میزم را نداشت، پس رفتم سراغ یکی از کتاب‌هایی که تازه خریده‌ام، روی کاناپه دراز کشیدم و شروع کردم به ورق‌زدن؛ یک ربع بعد دنیای من کاملاً عوض شده بود…

ادامه »

مهم‌ترین دستاورد مطالعه

چند سطر زیر را در پاسخ به یک دوست نوشته‌ام، از محاوره نویسی خوشم نمی‌آید و به نظرم حرفه‌ای نیست، ولی نخواستم توی لحن گفت‌وگو دست ببرم…

ادامه »

دوستی یا پیاده‌روی؟

تصور کنید یک فوتبالیست حرفه‌ای را مجبور کنی با مشتی آماتور توی کوچه «گل کوچیک» بازی کند، بیهودگی این بازی به کنار، آیا گل زدن و پیروزی در این بازی ملال‌آور یا حتی چندش‌آور نیست؟

ادامه »

نویسندگی در باغ همسایه

باغ همسایه قصۀ یک رمان‌نویس سرخورده است. یک تبعیدی شیلیایی که می‌خواهد از ماجرایی شش روزی که زندان بوده شاهکاری ماندگار بیافریند، اثری که خلق آن چیزی جز سرخوردگی را در پی ندارد…

ادامه »

وقتی نمی‌توانم کتاب بخوانم چه می‌کنم+گزین‌گویه‌ها

گاهی خواندن یک گفتگوی کوتاه می‌تواند به‌اندازۀ یک کتاب ارزشمند مؤثر باشد، مثلاً به‌تازگی گفتگویی خواندم از عبدالله کوثری، که ایده‌های شگفت‌انگیز این گفت‌‌وگو می‌تواند مسیر نویسندگی و مطالعۀ هر کسی را تغییر بدهد.

ادامه »

لذت نگرانی

دلواپسی برایم خوش‌آهنگ بود و دیالوگ درخشانی از فیلم ساراباند برگمان را به یادم می‌آورد، صحنه‌ای که در آن ارلاند یوسفسون، نیمه‌شب به شکل غم‌‌انگیزی رو به لیوا اولمان چنین می‌گفت…

ادامه »

چگونه‌ تشنه‌تر شویم؟

چرا فکر می‌کنیم آموختن و عمل کردن را صرفاً باید در غیاب یکی از آن‌ها دنبال کنیم. این دو در کنار هم هستند که به بار می‌نشینند و حذف یا کمرنگ کردن یکی به نفع دیگری، بهانۀ تنبلی و کم‌کاری است…

ادامه »

دعوت به تماشای دوزخ

معتقدم اگر شعر خوبی یا رمان خوبی بخوانی، چیزی از آن در وجود تو می‌ماند، در وجدان تو، در شخصیت تو می‌ماند و از راه‌های مختلف به تو کمک می‌کند…

ادامه »

کلیدی بزرگ برای نویسنده‌شدن

آیا شما هم به خاطر این خطای بزرگ از نوشتن دست کشیده‌اید؟
این خطای بزرگ بارها و بارها مرا ناامید کرده و چه استعدادهای نابی که به خاطر همین مسئله دست از نوشتن کشیده‌اند…

ادامه »