نویسنده: شاهین کلانتری

شباهت یا اصالت؟

ما همیشه از حرف‌هایی که در مخالف با رفتار گله‌ای گفته می‌شود لذت می‌بریم و خودمان را جزو آن دسته از افرادی می‌دانیم که راهشان از بقیه جداست؛ اما آیا واقعاً در عمل چنین است؟
آیا در انجام هر کاری به دنبال این نیستیم که با پیدا کردن دیگر نمونه‌های دیگر خیال خودمان را راحت کنیم؟

ادامه »

یک واقعیت تلخ دربارۀ تولید محتوا+واقعیت شیرین!

در حال حاضر بیش از 100 سایت مرتبط با محتوا در ایران وجود دارد؛ و روزبه‌روز بر این تعداد افزوده می‌شود؛ اما به شکل تکرار‌شونده‌ای اغلب این سایت‌ها پس از چند هفته فعالیت، عطای محتوا را به لقایش می‌بخشد.
راستی چرا یخِ کار محتوا به سرعت نمی‌گیرد؟

ادامه »

این بار شما رئیس جمهور شوید | 1000 پست تا ساختن برند شخصی

تصور کنید سایت‌ شخصی شما یک کشور خشک‌وخالی و بی جمعیت است.
و شما خودتان را به‌عنوان رئیس‌جمهور منتخب! آن انتخاب کرده‌اید تا رشد و توسعۀ این کشور تازه تأسیس را طراحی و عملیاتی کنید.
حالا یک دورۀ ریاست‌ جمهوری چهارساله بر عهدۀ شماست…

ادامه »

یک دلیل برای اثبات خلاقیت همۀ ما

چند وقت پیش توی اینستاگرام نوشته بودم:
در بی‌منطق بودن آدمیزاد همین بس که دنبال تعبیر و تفسیر خواب‌های بی‌وسرته خودش می‌گردد.

این جمله به معنای مخالفت من با رؤیاها نبود، اما اصولاً تلاش برای نتیجه‌گیری منطقی از رؤیاها را کاری عبث و بیهوده می‌دانم…

ادامه »

آرامش لازم برای داستان‌نویسی

هوس داستان‌نویسی هرازگاهی به سر هر نویسنده‌ و نانویسنده‌ای می‌زند؛ و ممکن است به سیاه کردن چند صفحه‌ای هم منجر شود، اما بدون استثنا تمام هوس‌بازان (!) به یک گزارۀ کلیشه‌ای می‌رسند…

ادامه »

ماجرای رسیدن من به چراغ جادو

تقریباً محال است که آدمیزاد هوس جادو و جادوگری نکند. روی بسیاری از کارهای ما ممکن است برچسب جادو نخورد، اما این کارها غالباً از همان میل مرموز ما به جادوگری سرچشمه می‌گیرند…

ادامه »

مراحل نویسندگی: از ترس تا عشق

برای خوب نوشتن دقیقاً باید چه مراحلی را طی کنیم؟ آیا اصلاً می توانیم مسیر یادگیری نویسندگی رابه مراحل مشخصی تقسیم کنیم؟
به طور عمده می‌توان مراحل نویسندگی را به 3 بخش مهم تقسیم کرد، که با آگاهی از آن به خوبی می‌توانید جایگاه خودتان را در این مسیر تعیین کنید…

ادامه »

دلیل خوشبختی‌ ما ایرانی‌های جدید!

برای شما هم پیش آمده که با ته کشیدن موجودی حسابتان به تکاپوی عجیبی برای پول درآوردن بیفتید؟
وقتی کفگیر به ته دیگ خورد و صدای قرچ قرچ آن گوش همه را خراشید؛ یعنی دیگر بازی قبلی تمام شده.
از دست دادن منابع، بیش از اراده و یا هر انگیزۀ دیگری محرک ما برای عمل است…

ادامه »

چرا وبلاگ شما به‌ روز نمی‌شود؟

از هر طرف که بروی، باز هم می‌فهمی که برای حضور مؤثر در اینترنت، فعالیت مستمر در وب، حیاتی‌تر از حد تصور است.

اینکه چرا وبلاگ برخی از ما، علیرغم میلمان متروکه می‌ماند دلایل مختلفی دارد. کمبود زمان، انرژی، ایده و دانش ممکن است بهانه‌های موجهی به نظر برسند؛ اما بیش از دلایل فنی، باید موضوع مهم‌تری را در نظر گرفت…

ادامه »

یک پیشنهاد برای فکر کردن به آینده

نیکیتا خروشچف روزگاری گفته بود: آینده بزرگ‌ترین دل‌مشغولی من است چون قرار است باقی عمرم را در آن طی کنم.

اینکه برای تأکید روی اهمیت زندگی در لحظۀ حال، مدام بگویی نگران آینده نباش، نه عقلانی است و نه امکان‌پذیر. نگرانی برای آینده، بخشی از ذات ماست…

ادامه »

فرمول شخصی من برای خوش‌ شانسی

حتماً شما هم این جملۀ کلیشه‌ای را شنیده‌اید:
شانس غالباً سراغ کسانی می‌رود که خودشان را برای آن آماده کرده‌اند.
ریچارد وایزمن که به عنوان روانشناس شانس شهرتی جهانی به‌هم‌زده می‌گوید:
تحقیقات من نشان داده، هر کسی این امکان را دارد تا حدی شانس خود را افزایش دهد. افراد بدشانس می‌توانند..

ادامه »

خارش ابدی

بله، یک وقتی هست که آدمیزاد دوست دارد، از خودش تمنا می‌کند تا خودش را بنویسد. منتها وقتی دست به قلم می‌برد نمی‌داند کجای این خود را بنویسد، کجای این خودِ ناپیدا را قلقلک بدهد، یا کجای این خود می‌خارد که با قلم اندکی بخاراندش…

ادامه »

3 دلیل ناامیدی از نویسندگی | احتمالاً شماره 3 مشکل شماست

ناامیدی از نوشتن بدک هم نیست. تصور کنید اگر میلیون‌ها شیفتۀ نویسندگی ناامید نمی‌شدند و بر حجم نوشتجات عالم می‌افزودند الآن چه اوضاع پریشان‌تری داشتیم!
فکر می‌کنم ما به سه دلیل عمده قید نوشتن و نویسندگی را می‌زنیم و به عبارتی به مرحلۀ رهایی‌بخش(!) «گور پدر نویسندگی» می‌رسیم…

ادامه »

هنر سخت‌گیری | تصمیم‌های مهم مسیر نویسندگی

من به خودم سخت‌ می‌گیرم؛ اما می‌دانم برای اینکه سخت‌گیری در بخشی از یک کار نتیجه بدهد، باید در بخش‌های دیگری سهل گرفت.
در هر مرحله از آموختن چیزی یا انجام کاری باید سخت‌گیریِ درخور همان مرحله را داشت. مثلاً اگر هنوز نوشتن را به عادتی روزانه تبدیل نکرده‌ای. چگونه می‌خواهی برای خوب نوشتن به خودت سخت‌ بگیری؟

ادامه »

تردمیل نویسندگی

یادگیری در اغلب اوقات موضوع چندان سرگرم‌کننده‌ای نیست؛ اگر کسی چیزی جز این می‌گوید احتمالاً می‌خواهد با سرعت بیشتری شما را از شر پولتان خلاص کند. اصلاً اگر راحت بود که من یکی قید یادگیری را می‌زدم، چون وقتی دست توی یک کاری زیاد شود، دیگر از انجام آن لذت نمی‌‌برم!

ادامه »

چگونه به کارمان بچسبیم و خودمان را نجات دهیم؟

آنچه من داشتم و شاید دیگران نداشتند، قابلیت چسبیدن به کار بود و چیزی که واقعاً مهم است هم همین است نه استعداد. باید به کار بچسبی.

این را دوریس لسینگ گفته، نویسندۀ بزرگی که به عنوان مسن‌ترین برندۀ جایزۀ صلح نوبل؛ تا واپسین دم عمر به کارش چسبیده بود.

ادامه »

کار لذت‌بخشی که خودتان را از آن محروم می‌کنید

صدها کتاب ارزشمند کتابخانۀ من کتاب‌هایی هستند که اتفاقی به چنگم آمده‌اند؛ و بعضی از این کتاب‌ها آن‌قدر در زندگی من تأثیرگذار بوده‌اند که همیشه از خودم بابت افراط در کتابگردی تشکر می‌کنم!
انگار پرسه در کتابفروشی و جنب‌وجوش در میان قفسه‌ها، خون کشفِ کتاب مناسب را در مغز آدمیزاد به جریان می‌اندازد…

ادامه »

چگونه وبلاگ‌ شخصی‌تان را هر روز به روز کنید؟

وبلاگ نویسی علاوه بر اینکه در محتوا شباهت‌ زیادی به ستون‌نویسی دارد در فرم نیز می‌تواند از امکانات ستون‌ها بهره ببرد.
نویسندۀ آنلاینی که می‌خواهد از مواهب نویسندگی آنلاین بهره‌مند شود! باید خودش را با قلق‌های مختلف گرم کار کند.
ازآنجایی‌که هر وبلاگ نویسی هم‌زمان وظیفۀ خطیر سردبیری وبلاگ خودش را هم بر عهده دارد، خوب است یک سری ستون را روی سر خودش آوار کند!

ادامه »