نویسنده: شاهین کلانتری

می‌خواهید بدانید چیزهایی که می‌خوانید شما را به کجا می‌رسانند؟

بسیاری از متفکران گذشته، اگر حالا زنده بودند، از کنار اینترنت به سادگی نمی‌گذشتند. آن‌ها از این قدرت بی‌سابقه‌ در راستای ترویج افکارشان برای ایجاد تغییراتی هر چند اندک اما مؤثر برای ارتقای خود و جهان اطرافشان بهره می‌بردند…

ادامه »

شما به خوبی چه چیزی هستید؟

گاهی اوقات کلمات قصار می‌توانند سوالات عجیب و مهیجی را برای ما ایجاد کنند. یکی از جملات خلاقانۀ نویسندۀ بزرگ «سال بلو» را برگزیده‌ام تا کمی دربارۀ آن با هم گفت‌وگو کنیم…

ادامه »

قاتل اولویت‌ها

ما خسته و پریشان و ناامید می‌شویم. چون اولویت‌بندی نداریم؛ یا درست‌تر اینکه با اولویت‌ها سر سازگاری نداریم.

چند بار برنامه ریخته‌ایم و گام‌های یک روز کاری را به ترتیب تنظیم کرده‌ایم؛ اما در عمل همۀ کارها را پس و پیش انجام داده‌ایم؟

ادامه »

مهم‌ترین سؤال زندگی

حالا واقعاً در برهۀ حساس کنونی هستیم!

تغییرات بزرگ، مثبت و منفی، در راه است. ما آن‌قدر به تغییر تن نداده‌ایم تا اینکه تغییر روی سرمان آوار شده. خب، اگر آدمی جدی و اهل عمل باشیم، دوست داریم نقشی مؤثر ایفا کنیم و برای آینده آماده باشیم…

ادامه »

بدون توجه به این موضوع نویسنده‌شدن محال است

خیلی از ما به خاطر شکست عشقی و از دست دادن عزیزان سراغ نوشتن آمده‌ایم تا با نوشتن، خاطره‌هایمان را جادوانه کنیم. اما نتیجه چیزی جز متن‌های آبدوغ خیاری و گذرا نبوده.

عشق یا هر درد دیگری می‌تواند محرک نوشتن باشد، اما اشتهای نوشتن را …

ادامه »

آیا زندگی در لحظۀ حال وجود خارجی دارد؟

من تا مدت‌ها فکر می‌کردم بودن در لحظه غیرممکن است. ایدۀ «مراقبه» برای بودن در لحظۀ حال جذاب به نظر می‌رسید، اما لحظۀ حال هدف روشنی نبود که حوصلۀ مراقبه را در من ایجاد کند.

تا به این نتیجه رسیدم که هیچ لحظۀ حالی وجود ندارد و  در عین حال همه چیز در لحظۀ حال است…

ادامه »

دو پست با یک کلیک: جملات الهام‌بخش و سحرخیزی

در و دیوار اتاق هر آدم خلاق و کوشایی خالی از جملات الهام‌بخش نیست. حتی شده، عبارتی در کنجی.

اما چرا چنین جمله‌هایی چندان که باید به چشم نمی‌آیند. مثل چیزهای دیگر چنان عادی می‌شوند که بدیهی و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند؟

ادامه »

مهم‌ترین 24 ساعت زندگی خلاقانۀ ما

تو چند ده ایدۀ بیات شده داری؟ چقدر زمان برد تا ایده‌ای که فکر می‌کردی بکرترین و درخشان‌ترین ایدۀ ممکن است از چشمت بیفتد و موضوعی پیش پا افتاده به نظر برسد؟

ادامه »

بیشترین وقتم را در کجا می‌گذرانم؟

گفتم شلوغی تهران. بر خلاف کلیشۀ رایج من شیفتۀ شلوغی تهرانم. بیشترین وقت من در دل این شلوغی می‌گذرد. تهران شهر برکت و روشنایی است. نمی‌خواهم از آن‌هایی باشم که دائماً از تهران می‌نالند اما هرگز از آن دل نمی‌کنند. فرهنگ و امکانات و زیبایی تهران را روز به روز بیشتر کشف می‌کنم…

ادامه »

محرک عمل‌گرایی

من افرادی را که از ابتذال شبکه‌های اجتماعی می‌نالند نمی‌فهمم. شبکه‌های اجتماعی مثل آفتاب‌پرست درونیات ما را انعکاس می‌دهند.

کسی را قبول نداری؟ دنبال نکن، بلاک کن. دنیای خودت را بساز…

ادامه »

کاری که هر نویسنده‌ای باید سالی یک بار انجام دهد

برخی از جملات هستند که نمی‌توانم از کنارشان به سادگی بگذرم، بنابراین منتشرشان نمی‌کنم! در چنین مواقعی سعی می‌کنم حداقل یادداشت کوتاهی دربارۀ آن‌ها بنویسم.

جملۀ زیر را مدت‌ها پیش در کتاب «خارج از نوبت» رضا بابایی دیدم…

ادامه »

همه چیز دربارۀ کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟»

کتاب «چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟» ابتدای سال جاری منتشر شد.

این کتاب طی مدت کوتاهی با استقبال فراوان علاقه‌مندان مواجه شد. به طور مثال می توان به ده‌ها پست اینستاگرامی اشاره کرد که خوانندگان کتاب در ستایش آن نوشته‌اند…

ادامه »

مهلک‌ترین نوع شطرنج‌بازی

جان لاک زمانی گفته بود: هیچ‌چیز به لطافت «تمثیل» بر ژرفنای ذهن آدمی تأثیرگذار نیست.

از وقتی به اهمیت تمثیل و استعاره‌ در نوشتن، آموزش و سخنرانی پی بردم، پیوسته از آن‌ها بهره‌ برده‌ام و دفترچه‌ای را به ثبت بهترین استعاره‌ای که می‌بینیم اختصاص داده‌ام…

ادامه »

اهداف و رؤیاهای رنج‌آوری که ما را رها نمی‌کنند

«در زندگی زخم‌هايی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد.»

و ننوشتن یکی از این ز‌خم‌هاست.

نویسنده‌شدن مثل بسیاری از رؤیاها و اهداف خلاقانۀ ما، در صورت عملی‌نشدن می‌تواند مایه رنج و حسرت باشد…

ادامه »