مهندسیِ نوشتن
مهندسیِ نوشتن یعنی آنچه نوشتهای میتوانی بکوبی و از نو بسازی. مهندسی در مرحلۀ بازنویسی است که خودش را نشان میدهد…
مهندسیِ نوشتن یعنی آنچه نوشتهای میتوانی بکوبی و از نو بسازی. مهندسی در مرحلۀ بازنویسی است که خودش را نشان میدهد…
«10 جملۀ کوتاه دربارۀ خواندن و نوشتن»
از این بعد میتوانید پروژۀ 10 جمله را روزهای دوشنبه در سایت بخوانید…
بهجای نوشتن کتابی که رؤیایش را سر میپرورانیم به قرار ملاقاتی بیهوده تن میدهیم.
زمانی که میتواند صرف یادگیری عمیق دربارۀ علایقمان بشود را صرف پرسهزدن در موبایل و سرک کشیدن به صفحات دیگران میکنیم…
نشستهای هفتگی باشگاه تولیدکنندگان محتوا بناست دورهمی قبیلۀ قدرتمند فعالان حوزۀ محتوا باشد. قبلیهای که تکتک اعضای آن باید طعم رشد و پیشرفت از طریق محتوا را بچشند…
اخبار و شایعات اخیری که دربارۀ تلگرام وجود دارد برای من چندان نگرانکننده نیست. تلگرام طی سالهای گذشته تغییرات ارزشمند و مثبتی را در زندگی و کسبوکار ما ایجاد کرده؛ حتی اگر همین امروز پاول دورف تلگرام را تعطیل کند…
قاتل محتوا و از جمله آموزش تولید محتوا کلیگویی است، کلیگویی شاید هرازگاهی بهعنوان مکمل محتوای اصلی مفید باشد، اما هرگز نمیتواند جای محتوای ملموس و عملی را پر کند…
امروز بیش از ده ایدۀ خوب را فقط حین دهدقیقهای به دست آوردم که دلم نمیخواست از رختخواب دل بکنم…
بعضی از نوشتهها هستند که ریل زندگی تو را بهکلی عوض میکنند و باعث میشوند در مسیری کاملاً متفاوت حرکت کنی. چنین متونی گاه از چنان تأثیری برخوردارند که با نهایت توانت تلاش میکنی در اشتراکگذاری آنها بکوشی…
کتاب خیلی کوچکی نوشتهام با عنوان «چگونه به یک نویسندۀ آنلاین تبدیل شویم؟» که تا آخر همین هفته توی سایت از آن رونمایی میشود.
این کتاب گزیدهای از مهمترین نکاتی است طی سالهای اخیر در دنیای نویسندگی آنلاین آموختهام…
گری واینرچاک از بهترین و فعالترین کارآفرینهای افراد دنیای محتوا است. جملۀ کوتاه و زیبایی از او خواندم که به گمانم میتواند همۀ ما را برای آغاز و فعالیت بیشتر در حوزۀ تولید محتوا ترغیب کند…
گاهی اوقات بهترین راه برای ایدهیابی استفاده از کلمه یا عبارتی خاص در ابتدای متن است؛ کلمهای که شاید هیچ ذهنیت خاصی دربارۀ آن نداشته باشیم، اما محرک ما برای نوشتن از موضوعی بکر و تازه باشد…
نکات زیرپوستی دربارۀ توییتر برای استفادۀ کاربران فارسیزبان…
از نیما شفیعزاده
اگر برای انجام کارها و عادتهایت از اعداد و ارقام استفاده نمیکنی، یعنی هیچ کاری نمیکنی. «هر روز مینویسم» راه به جایی نمیبرد، اگر هر روز در 6 نوبت 33 دقیقهای، 3000 کلمه مینویسی، یعنی هدف، یعنی عادت…
با چشمهای خوابآلود به این فکر میکردم که آغاز با یک عبارت خاص و مکرر کردن آن، ریتم میسازد و به ذهن انسجام میدهد؛ همین فرم را در شکل دادن به مایۀ اول خیلی نوشتهها میتوان به کار برد…
انگیزۀ ما در ساخت نخستین کامپیوترهایمان نه حرص بود و نه خودخواهی، ما میخواستیم به انسانهای معمولی هم کمک کنیم به سطح سازمانهای بزرگ یا حتی بالاتر برسند…
گاهی در نوشتن یک هدف، تغییر یک واژه میتواند توانایی و میل ما برای دنبال کردن آن هدف را صد برابر کند…
این عنوان کتابی بود که توی خواب دیدم، کتاب پشت ویترین کتابفروشی شلوغی در یک پاساژ بود. پاساژی که سالها قبل در بیداری گذرم به آن افتاده بود، مرکز فروش لوازم کامپیوتری کجا و کاغذ و کتاب کجا…
تصور کن که میخواهی جستار تازهای بنویسی. وقتی با سیستم متصل به اینترنت و موبایلِ روشن به چنین کاری مبادرت میکنی، تقریباً با نوشتن هر جمله برای جستجویی مرتبط یا غیرمرتبط در گوگل وسوسه میشوی…
این بخش تازهای از وبلاگ است، برای آزمودن قالبی تازه برای نوشتن. تکههایی از روزهای رفتۀ هفته. این کیبوردفرساییها جملاتی از میان یادداشت روزانه من هستند…