توصیف مکانیکی چیست؟

 

جزئی‌نگاری ضرورتِ داستان‌سرایی‌ست، حتا از حد گذراندن آن هم بد نیست، اگر نویسنده کارش را بلد باشد و توصیف «طبیعی» جلوه کند: تنیده در بافتار متن.

بد اما: توصیف زورکی و باسمه‌یی‌ست، نقل جزئیاتی‌که نه فضا می‌سازند و نه احساس، بی‌سلیقگی در انتخاب کلمات و نحو جمله‌ها.

 

در مثل چند جمله از یکی از رمان‌های فارسیِ جایزه‌گرفته‌ی سال‌های اخیر را بخانیم:

«…و من رفتم سمت پل هوایی. از بالای پل هوایی صدای ساز و آواز می‌آمد. زن و مردی بودند. زن ساز می‌زد و مرد، میکروفن به‌دست، منتظرت بودم می‌خواند. جلوشان یک ساک دستی کوچک بود که درش باز بود و توش مقادیری نایلون‌پایلون و جعبه‌معبه و چند اسکناس هزاری و پانصدی. از شش‌هزار و پانصدِ باقی‌مانده، هزارش را گذاشتم توی ساک و قدم‌زنان بر پل از فراز بساط خاک‌وخل و بیل مکانیکی و میله‌گرد و کانکس و اتاقک‌های بلوک‌سیمانی و بشکه و دیگر آلات و ادوات ساخت‌وساز که در مساحتی گسترده زیر پایم پهن بود گذشتم و رسیدم به آن سرِ پل، جایی که پیرمردی جوراب بساط کرده بود. پنج تومان باقیمانده را هم خرج پنج جفت جوراب کردم و با دستِ پر و جیب خالی….»

زائده‌یی برای مخاطب‌آزاری.

 

توصیف خوب، ارگانیک است، عضوی نازدودنی‌ از اندام داستان.

 

✅شما هم یک نمونه توصیف بد نقل کنید.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

2 پاسخ

  1. شلخته وارمینوشت هنوز جمله ای را به درستی تمام نکرده به جمله بعدی می‌پرداخت او به خوبی درک نکرده بوددرک که بفرما بنشین وبتمرگ هرسه یک معنی میدهد ولی هرکدام کاربرد خاصی دارند و باید درفضا وجایکاه مخصوص خود به کار گرفته شوند تاحق مطلب را ادا کنند وازار دهنده نباشند وگرنه نیازی به واژه دان نبود وهرننه قمری هم میتوانست جملاتی را بلغور کند واسم داستان و مقاله به آن بدهد مثل من که الان اصل مطلب را گم کرده ام و معلوم نیست خواننده بیچاره بامن سراز کدام مقوله ای دربیاوردومن به کدام بیغوله هدایتش کنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *