یادنگاشت طردشدن‌ها

با یادآوری برخی خاطرات آدم یکهو حرکتی به جسمش می‌دهد یا زیر لب حرفی را زمزمه می‌کند. انگار که یادکرد آن خاطره هم به اندازه‌ی لحظه‌ی وقوع آن خجالت‌آور است، بنابراین با درآوردن صدایی یا حرکتی جسمی برای پرت‌کردن حوسمان، از رنج مرور می‌کاهیم. به‌گمانم اغلب طردشدن‌ها چنین حسی ایجاد می‌کنند. 

اما اگر خاطرات کنفت‌شدن از چنین تأثیر حسی پررنگی برخوردارند چرا به آن‌ها به عنوان سوژه‌ی نوشتن ننگریم؟

لازمه‌ی تبدیل زخم و درد به نوشتن، روایتی صادقانه است. به این معنا که حتا از تمسخر خودمان هم نپرهیزیم. این نشانه‌ی کمبود حرمت نفس نیست. آن‌که به خود می‌خندند شاید عزت‌نفسش افزون‌تر از دیگران باشد. 

نوشته‌ی آدم‌هایی را بیشتر می‌پسندم که دست‌انداختن خودشان را بهتر بلدند. 

3 پاسخ

  1. رومئو: موضوع چیه؟

    ژولیت: هیچ … دارم به ماه نگاه می کنم. تا به حال ماه را این شکلی ندیده بودم.

    رومئو: مثل فرشته ها هستی!

    عبارات بالا از فیلم ماه زده* می باشد. ما از این فیلم می آموزیم که مهم ترین سمبلی که می تواند انسان را به سکوت و آرامش دعوت کند ماه است. همه ی ما لحظاتی گوناگون نظاره گر ماه بوده ایم و تحت تأثیر شگرف آن قرار گرفته ایم. حتما به خاطر می آورید کسانی را که با شما راجع به تأثیراتی که ماه بر رویشان گذاشته صحبت کرده اند یا شاید به خاطر بیاورید خودتان را که در مورد تأثیری که ماه بر روی شما گذاشته با افرادی صحبت کرده باشید.

    فیلم ماه زده فیلمی درباره ی یک خانواده ی ایتالیایی است. هر کدام از شخصیت ها که به ماه نگاه می کنند به تفکر فرو می روند و آرامش می گیرند و از عشق خودشان شناسایی عمیق تری پیدا می کنند.

    در این فیلم هر کس درد و غمی دارد که با آن دست به گریبان است. ماه با سکوتی که در درون خود دارد شاهد همه ی مشکلات آن ها هست و به آن ها می فهماند که باید تابع قلب خودشان باشند.

    خوب است که ماه زیبا را نظاره کنیم و برای تماشای آن وقت صرف کنیم. او را در غم خود شریک بدانیم تا ما را به درون خودمان ببرد. آن وقت ما می توانیم از درون خود آن چه را که می خواهیم پیدا کنیم و به کار ببریم.

    درگیری ها و مشکلات خود را با ماه در میان بگذاریم و اجازه دهیم که ماه ما را به آرامش و سکوت و تأمل فرا بخواند.

    امشب درون ماه را جست و جو کن!

    *Moonstruck

    کتاب: سفری بر بال آرامش و سکوت

    نویسنده: دکتر دیوید کنتز

    مترجم: محمد صادق عظیم

    1. فاطمه عزیز
      بهتر است روی خودت برچسب بد بودن در طنز نزنی.
      طنزنویسی مهارت است.
      طنزهای خوب بخوان. تمرین کن. قطعن به‌تدریج بهتر خواهی نوشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *