گاهِ جوگیر شدن، به خودم نهیب میزنم:
«خیال نباف، ایده بساز»
خیالبافی یعنی به جای اصل کار به نتیجهی کار و دستاوردهایش فکر کنی؛ به اینکه اگر رمانت چاپ شد فلان نویسندهی معروف چگونه در برابر زبان و ساختار نوآورانهی آن لب به تحسین خاهد گشود و از این قبیل خوشخیالیها.
ایدهسازی یعنی رؤیایت را بگذاری یک گوشهی امن و دیگر فقط برای تحقق آن بکوشی. مثلن ذهنت را متمرکز کنی روی اینکه چطور میشود صحنهی افتتاحیهی داستان را به سه شکل دیگر نوشت.
برای عبور از خیالبافی به ایدهسازی تنها یک پُل مطمئن وجود دارد:
هدف
ذهن ما باید برای چه چیزی ایده بسازد؟
مثال:
با هدف
تصمیم میگیری کانالی تلگرامی راه بیندازی و هر روز -تحت هر شرایطی- یادداشت کوتاهی در آن منتشر کنی. و بیدرنگ اولین مطلب کانال را مینویسی.
نتیجه: تکاپو برای ایدهسازی و رشد روزافزون
بی هدف
دوست داری نثر خوبی داشته باشی و هر روز چیزی نو بیافرینی. در هپروت آیندهیی که در آن با نوشتن شاد و شکوفا شدهیی غوطه میخوری. اما هیچ نقشهی مشخصی برای جاریسازیِ نوشتن در برنامهی روزانهات نداری.
نتیجه: سرگردانی و انفعال بیشتر
3 پاسخ
چه مطلب جالبی
اتفاقا من به عنوان واژه ی سال که شما فرمودین «واقعیت بافی» رو انتخاب کردم به جای خیالبافی،اینکه اقدام کنم و نترسم از بازخورد ها و نتیجه ها
چه قیاس خوب و روشنکنندهای بود.
😊🙏