چرا نوشتن از اشیاء؟

 

بین اشیاء نام این‌ها بیشتر برمی‌انگیزدم به نوشتن:

 

پیچ

چکش

کلید

کفش

قفسه

فانوس

بیل

آجر

ساعت

عقربه

دستبند

صندلی

کتاب

مداد

سوزن

سبد

فنجان

قوطی

گنجه

قوری

گلدان

گیره

کولر

سه‌پایه

زمان‌سنج

چنگال

چاقو

چتر

صابون

میز

سطل

پاکت

یخچال

آنتن

 

 

 

اشیاء محسوس و ملموسند، برای بیان ناملموس و نامحسوس، می‌توان به دامنشان پناه جست.

جلوی همه‌ی واژه‌های بالا بنویس «عشق» یا هر کلمه‌ی ذهنی دیگری که خوش داری، آن‌گاه شاید ناگفته‌یی را گفتنی بیابی.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

23 اردیبهشت 1400

23 اردیبهشت 1400

27 فروردین 1398

27 فروردین 1398

4 پاسخ

  1. اشیاء در نوشته هایم نقشی نداشته اند. بیشتر مفاهیم انتزاعی را نوشته ام. راستی چرا؟

  2. عینک محروم من بااینکه قادر نیستم هیچ کاری را بدون تو انجام دهم چقدرنسبت به توکم توجهم باید دلت بشکند یا کمی بگیرد تا وقتیکه تازه من یادم بیاید که غبار ازروی ماه تو بگیرم ودقت و سواس داشته باشم تا تورا کجا بگذارم
    حتی نیمه شبها که کورمال کورمال سراغت را میگیرم آنا در اختیارم قرار میگیری و همیشه آماده وحاضر یراق وباتمام وجود بدون آنکه اخمی به ابرو بیاوری آبروی منرا میخری ونورچشمم میشوی تا من بتوانم عرض اندام کنم وتامیتوانم روی کاغذ جولان بدهم بدون آنکه کوچکترین صدایی ازتو دربیاید.
    زبان من قاصراست که ازتو قدردانی کنم ولی میتوانم برای دلخوشی خودم از اینکه تورا به سرزمینهای بکر و ناشناخته میبرم خوشحال باشم باز خوب است که برای تو فرقی نمیکند من درمسیر زندگی چه پستی و بلندی‌هایی را پشت سرمیگذارم وبا چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنم وآگر دلت هم بشکنددردت نمیگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *