هزار بهانه‌ی کتاب‌باره‌گی

 

 

و یکی‌ش هم این است که گاه کتاب می‌گشایم برای دیدن واژه در زندگی‌های پیشینش.

 

حصه‌ی امشبم هفت کلمه از دیوان سنایی است:

 

«هست» در:

«دلاراما! نگارا! چون تو هستی

همه چیزی که ما را هست ما را»

 

«رنگ‌آمیز» در:

«جاودان خدمت کنند آن چشم رنگ‌آمیز را»

 

«تن» در:

«نیست بی‌گفتار تو در تن توانایی مرا»

 

«پلنگ» در:

«گهی همچون پلنگ در نازش آیم»

 

«جانباز» در:

«ایام چو من عاشق جانباز نیابد»

 

«دست» در:

«داده دل از دست و در دست هوایت مرده‌ایم»

 

«خاص» در:

«آن‌که او شاد گردد از غم عشق

خاص گردد، اگرچه عام بود»

 

 

دیدنِ عکسِ سیاه‌وسفیدِ کلمات، صفای کلمات.

به همسفران مدرسه نویسندگی بپیوندید:

پیشنهاد مطالعه:

6 آبان 1398

6 آبان 1398

27 شهریور 1403

27 شهریور 1403

31 اردیبهشت 1404

31 اردیبهشت 1404

27 اردیبهشت 1402

27 اردیبهشت 1402

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *