بهقول نیما یوشیج که گفت: «از این کلمه چندشم میآید.»، من هم از این زبانزدها (اصطلاحات) بدجور چندشم میآید:
«سفید کردیا.» (موهای طرف سفیده شده که شده، به تو چه؟)
«خیلی اذیتم.» (و خیلی آزاری اینطور که اذیتی.)
«این خیلی جوابه.» (مرض)
«غیرت» (در هر بافت و زمینهیی نفرتانگیزه.)
«ناموسن» (کوفتن، زهرمارن)
«بنده» (آزاد باش. گفتن
«من» کفایت میکنه.)
«خالهزنکی» (داییمردکی چرا نه؟)
«دنبال کسی باش که تو را بلد باشد.» (چنددددش)
«امیدوارم حال دلتون خوب باشه.» (حالا نمیشه اون «دل» کوفتی رو نبندی به دُمِ «حال»؟)
«قطع به یقین» (کات به نمایی از یقین منظورته؟)
«مردم پایِ بودند/فلانی پاکاره.» (زبان واپسماندگان)
«رصد کردن» (در هر جایی غیر از رصدخانه)
«عرض ادب.» (چرا طول ادب نه؟)
«ورود کردن» (فعلن ورود نکن، وارد شو.)
ادامه دارد…
14 پاسخ
جسارتا، هوا کردن برای من جزء این کلمات هست
سلام ازبچگی از کلمه خوارکی متنفر بودم
خب بگن خوردنی
سلام ازبچگی از کلمه خوراکی متنفر بودم خوردنی مگه چشه؟از ولش کن
حالا مگه چی شده طرف داره زجه میزنم میگن ولش کن حالا مگه چی شده
سلام.من از هیچ کلمه یا عبارتی به اندازه “درحالیکه” بدم نمی آد
سلام استاد.
“ناموسن” برای من از اون کلمات چندش آوره
” مراقبت کن” هم به نظرم اصطلاح لوس و بیمزه ایه.
سلام استاد کلانتری عزیز امیدوارم حالتون خووب باشه. کاش یه تعداد از اصطلاحات و کلماتی که دوست دارید رو هم بنویسید. 🙂
چیزایی که الان اومد به ذهنم:
•انگیزشی
•نسخه پیچیدن/بده نسختو بپیچم
و جا داره بگم که منم از “حال دلت چطوره” و “ناموسن” خیییلی بدم میاد..
وای من از «گُلم» بیزارم
حس میکنم طرف داره بهم فحش میده.
از اینکه یکی یه حرفی بزنه و بعد بگه «نقطه».
«دوستان به جای ما»
«بدرود»
«فعلن»
«کائنات»
«قانون جذب»
«کارما»
«میم را از اول مشکلات بردار تا شکلات بشن»
«به مشکلات بخند تا شکلات بشن»
و… و…
فکر میکنم پشت تمام واژهها و جملاتی که ازشون بیزاریم یک خاطره، یک احساس منفی نهفته.
کلمات ناموسا، خاله زنکی و با فیرت و اینها را من هم اصلا دوست ندارم یعنی میشه گفت تنفر دارم
دلیلم اینکه بیشترشون جنسیت زده هستند و خب وقتی که این کلمات همیشه به طور مکرر توی جامعه تکرار میشه خب یعنی طرز تفکرشون هم اینطوره دیگه.
ولی کلا کلمات جنسیت زده زیاده و در ایران هم بشدت استفاده میشه اونم با افتخار😀
سلام مجدد
این یک تمرین خوب فکری است که باعث می شود ذهن فعال شود.
دروغگویی
چاپلوس
سیاه بازی
لا کن
آدم از خود متشکر
خودشیفته
گره ذهنی
نشخوار کردن
قوم پوز
سیلی سرخ
وای من از “حال دلت چطوره؟ ” حالم بههم میخوره .
حالا بگو حال دلت چطوره زهره جان؟
😂
😂😂😂چقدر خندیدم استاد.
استاد من علاوه بر “حال دلت چهطوره؟” از “من هم به نوبهی خودم…” هم بیزارم.😓