هرگز تصور نمیکردم
هرگز تصور نمیکردم که روزی قهوه و چای را بهطور دائم ترک کنم. هرگز تصور نمیکردم که بتوانم ساعت ده شب به رختخواب بروم و
هرگز تصور نمیکردم که روزی قهوه و چای را بهطور دائم ترک کنم. هرگز تصور نمیکردم که بتوانم ساعت ده شب به رختخواب بروم و
وقتی موبایلبازی دلت میخواهد به جای پرسه در شبکههای اجتماعی دربارۀ موضوعات مختلف در گوگل جستجو کن. در سرچ کردن لااقل گرفتار الگوریتمهای شبکههای اجتماعی
اینکه آدم روی خودش مطالعه کند جالب است؛ اگر بتوانی این مطالعه صورتبندی و ارائه هم بکنی که دیگر نور علی نور است؛ بیش از دیگران هم برای خودت مفید است. چون چیزی که در چارچوب معینی قرار گرفته قابلیت بیشتری برای حک و اصلاح پیدا میکند…
1 قبل از هر چیز به کاری بپرداز که در اولویت است. فقط با انجام دادن مهمترین اولویت روز است که اجازۀ رفتن سراغ بقیۀ
«زندگیِ نیازموده، ارزش زیستن ندارد.» سقراط «خودت را بهتر کن. این است همۀ کاری که برای اصلاح جهان میتوانی انجام دهی.» لودویگ ویتگنشتاین به نقل
«کسی که از رقابت و مقایسۀ خودش با دیگران دست میشوید باید بیشتر به خودش سخت بگیرد.» این جمله را گوشۀ صفحه برای خودم یادداشت
گمانم در چند سال اخیر این جملۀ توران میرهادی بیش از هر جمله قصار دیگری در شبکههای اجتماعی دست به دست گشته است: «غم بزرگ
برای بسیاری «فردا» چیزی جز یک انباری شلوغ نیست؛ جایی برای تلنبار کردن کارهای «امروز». اما چه شوقی برای آینده میمانَد اگر حس کنی قرار
فکر کنید ایدهای برای تولید یک محصول تازه به ذهنتان رسیده. حسابی ذوقزده میشوید، به تولید و فروش و موفقیت آن فکر میکنید. بعید نیست
به آیندۀ ایدهآل خودتان فکر کنید: در حال انجام چه کارهایی هستید؟ چه احساساتی را تجربه میکنید؟ دیگران شما را چگونه توصیف میکنند؟ با سه
برای پیشرفت در هر کاری –هنر، کسبوکار، رابطه و غیره- ایده میخواهیم. مقدار زیادی کنجکاوی احتمالن به تعداد اندکی ایدۀ خوب منجر میشود؛ اما بدون
«آدمها دو گروهند: آنها که کارهایی که دوست دارند انجام نمیدهند و سپس در دفترچه خاطرات روزانۀ خود دلیل انجام نشدن آن کارها را مینویسند،
-«اوه، تو هنوز سریالِ فرار حیرتانگیز از باغ وحش ماساچوستو ندیدی؟ تا حالا نه هزار و چهارصد و دوازده سیزنش اومده. همّه رو دیدم. من
اِرل، راوی داستان کوتاه راک اسپرینگز*، در جایی از این داستان میگوید: «وقتی کارت به جروبحث میکشد، دیگر نمیتوانی نظر کسی را عوض کنی. اما
اگر فقط برای کارهایی وقت میگذاری که حوصلۀ آنها را داری، نباید توقع تغییر بزرگی داشته باشی. گاهی زندگیِ تازه پشت انجام کارهایی است که
پارهای اوقات در پی آنیم تا برای تصمیمی اشتباه، با بهانههای مختلف و شنیدن نظر تأییدآمیز دیگران بهتر سر خودمان شیره بمالیم. حرفم دربارۀ حمایت
یک لیموترش آبدار و تازه را تصور کنید. میتوانید آن را تا آخرین قطره بچلانید یا به قطرۀ ناچیزی اکتفا کنید و بیندازیدش توی سطل
مانع اصلی تغییر ناامیدی و ناباوری است. مثلن فکر میکنی در این شرایط اقتصادی محال است که بتوانی روزی شرکت و کارخانۀ خودت را بسازی؛
از شرکت توی مسابقه و مقایسۀ خودم با دیگران حتا بیش از خورشت آلواسفناج متنفرم. منظورم از مسابقه میل رقابت با دیگران در عرصههای مختلف