دسته‌بندی: از نوشتن

چه فرقی می‌کنه؟

  برای خوب نوشتن از برخی چیزها باید درباره‌‌شان خیلی حرف زده باشی، و برای بهتر حرف زدن از برخی چیزها باید درباره‌شان خیلی نوشته

ادامه »

خطاب به مخاطب‌جویان

  یونگ گفت: «هر چقدر هم احساس تنهایی کنید و از همه کناره گرفته باشید اگر کار واقعی خود را آگاهانه آغاز کنید دوستان ناشناخته‌ای

ادامه »

تعریف انسان

  حیوانی که شانسکی زبان را ساخت و خودش را «انسان» نامید و کوشید به رفتار حیوانی خودش معنایی «انسانی» بدهد.   البته که «انسان»

ادامه »

از آبادانیدن

  گاهی که پی ایده می‌گردم، میفتم به جان قلم‌اندازهای سال‌های دورترم. عیشی‌ست. هم درد می‌کشی از خستگی‌ها و خریت‌های پابرجا و هم کیف می‌کنی

ادامه »

حرفه: تکرار

  فرقی نیست بین زندگی کسی که مجموعه‌یی از سخنان را مدام تکرار می‌کند و دیگری که چنین نمی‌کند؟ مثلن یک معلم که ناگزیر چندین

ادامه »

بازی‌ بسازیم

  اگر از انجام کاری لذت نمی‌بریم یا مدام از پرداختن به آن طفره می‌رویم یعنی هنوز بازی مناسبی برای انجام آن نساخته‌ایم.   پس

ادامه »

از لغت‌نامه‌ی شخصی | ۱

  ۱. کمالگرایی: بزرگ‌ترین امتیاز هر هنرمند ۲. رمان: بهترین قالب داستان ۳. بدبینی: گزینه‌ی پیش‌فرض آدمیزاد ۴. نوشتن: خوش‌گذرانی با زبان ۵. فهرست: نماد

ادامه »

مانیفست واژه‌زا

  ۱. ما کِرم کلمه داریم. ۲. مجنون‌وار برای گسترش دایره‌ی واژگانمان می‌کوشیم. ۳. هر کلمه را ایده‌یی بی‌پایان می‌دانیم. ۴. کلمات یتیم را به‌سرپرستی

ادامه »

پوش‌آوای اندوه

  پیرهنم پوش پوش می‌کند که بپوشمش پیاده راه بیفتم پی پیشانیِ واژه که بر آن کتابی نوشته‌ست از نوشتن و نشدن نوشتن و نداشتن

ادامه »

گریز و پریز

  دیشب تا ۳ دفتر بودم، دلگوشِ ارزیابی جمله‌های دوره‌ی «جملنده». کیفور از کیفیت شب، این جمله‌ جاری شد ازم:   «تمدن یعنی تبدیل شب‌های

ادامه »

امروز گفتم

به الف گفتم می‌دانستی من عاشق برفم؟ نمی‌دانست. سکوت شب برفی. وسوسه‌یی عمری. به ب گفتم ۳۶ تا ماژیک ریخته‌ام روی میز تا ببینم کدام

ادامه »

سر و ته یک کلمه

  خودبخود نوشتم: «نه پروانه نیستم نه» و این‌ها از پی‌اش آمد: «نه درمانده نیستم نه. نه پژمرده نیستم نه. نه مستانه نیستم نه. نه

ادامه »

کالمه

  کل کلمات کالند. هیچ کلمه‌یی نمی‌رسد. کلمه همیشه کال میفتد. همین است که همگی رودل کرده‌ایم.

ادامه »

لذت ترسناک

  ناگاه درمیابی از تمام زندگی بهانه‌یی ساخته‌یی برای نوشتن‌گریزی. به‌راستی چرا از چیزی که دوست داریم این‌همه می‌هراسیم؟   نوشتن همیشه از صفر آغازیدن

ادامه »

دیگر خودت ننویس

  همه همزاد ندارند. نویسنده دارد اما، نه یکی، هزار تا حتا: به اندازه‌ی تمام نوشته‌هاش.   سیروس (قاسم) سیف در مقدمه‌ی رمانش (آوارگان خوابگرد)

ادامه »

نثرنویسی حل مسئله است

  نثرنویسی یعنی حل مسئله؛ البته نه نوشتن هر نثری. نوشتن، تا زمانی که دغدغه‌ی انتشار در میان نباشد، محاسبه‌ی چندانی نمی‌طلبد و راحت پیش

ادامه »

جمله‌ی اول، جمله‌ی آخر

  از بهترین شیوه‌های تکرار، یکی هم بازگفتِ بخش نخست متن در انتهای آن است. بنگریم به شعری از شاپور بنیاد:   میان باران برگی

ادامه »