در ستایش ذهن خالی
در لحظههایی از نوشتن متوقف میشوی و میروی توی فکر؛ گاه توی ذهنت با کسی کلنجار میروی و سرزنشش میکنی، گاه به گرمکردن ناهار و
در لحظههایی از نوشتن متوقف میشوی و میروی توی فکر؛ گاه توی ذهنت با کسی کلنجار میروی و سرزنشش میکنی، گاه به گرمکردن ناهار و
خلاقیت برخی نویسندگان از تقدیمنامههاییکه در ابتدای آثارشان نوشتهاند هم پیداست. تقدیمنامهها دو نوعاند: یکی آنکه در کتاب چاپ شده و همگانی است و دومی
در جریان جملهورزی چالشی صد روزه داریم که در آن هر روز ده جمله یا بیشتر دربارهی یک کلمه مینویسم. نخستین کلمه کلید بود. برخی
پس از سالها پرسه در عرصهیی، کمتر چیزی برایت تازگی دارد، اما همین، شوق ویژهیی برای یافتن چیزهای تازه ایجاد میکند. سالهاست یکی از برنامهها
پل والری دربارهی ویکتور هوگو میگوید «هیچ کلمهیی در زبان فرانسه نیست که در نوشتههای هوگو به کار نرفته باشد.» مقصود والری زبانآور بودن هوگو
در وبینار امروز اهل نوشتن بنا شد از خود بپرسیم: «چگونه میتوانم امشب را به شبی متفاوت تبدیل کنم؟» نه لزومن شبی بهتر،صرفن متفاوت. اما
یکی از دوستان نوجوانم در کلاس نویسندگی پرسید: «گفتید یادداشتنویسی روزانه میتواند باعث توسعهی فردی ما بشود، چگونه باید نوشت که این اتفاق بیفتد؟» این
کاری را بهشدت دوست داریم و راحت انجامش میدهیم، در کنارش کار مهمی هم هست که میلی به انجامش نداریم. در این شرایط میتوانیم از
میروید جایی زیبا، مثل لابی هتلی یا گوشهیی از جنگل، ناگهان در خیالتان به آدمی که دوست دارید میندیشید و اینکه اگر او نیز در
فرض کنید قرار است از بین اشیای زیر یکی را انتخاب کنید و فقط مجاز باشید همیشه دربارهی آن بنویسید: کلید چمدان لامپ فنجان آبپاش
یکی از آموزندهترین نکتهها دربارهی سبک که راهنمای مناسبی برای یادگیری نوشتن است، در دو نقلقول از محمد قائد: «تركیب معنا و حالت و انتخاب
امروز در وبینار اهل نوشتن تصمیم گرفتیم با هم داستان کوتاه بنویسیم. جرقهی ما بر شکل دادن به ایدهی داستان: زنی یک روز صبح از
این شاید یکی از کارسازترین توصیهها برای بهتر نوشتن باشد: «دربارهی چیزهایی بنویس که دوست داری». اما آیا کار به همین راحتی است؟ به گمانم
برخلاف تصور، در نوشتن هر چه حرفهایتر شوی کارت سختتر میشود. شاید دلیلش افزایش گزینههاست. تازهکار مجبور است به اندک داشتههایش بسنده کند اما نویسندهی
اگر میخواهید نکاتی خوبی برای فارسینویسی بیاموزید بهتر است ترجمهی این کتابها را با هم مقایسه کنید (گاهی مقایسهی دو-سه صفحه از کتابها هم درسهای
پیشحرف: چند وقت پیش ۵ نفر از کوشاترین و خلاقترین همراهان مدرسه نویسندگی را برای حضور در گروهی برگزیدم. هدفم این بود که زمینهی آشنایی
«هر روز ما نمونهی کوچکی از کل زندگی ماست.» ماجرای گاهشمار از جایی شروع شد که دلم خواست در هر ساعت از روز حداقل چند