به یادت بیاور | یک پیشنهاد برای جلوگیری از تکرار اشتباهات
اگر سالی یک عادت بد را ترک کنیم، کم کم به آدم کاملی تبدیل خواهیم شد. توماس د کمپیس اغلب ما هر روز به شکلی
اگر سالی یک عادت بد را ترک کنیم، کم کم به آدم کاملی تبدیل خواهیم شد. توماس د کمپیس اغلب ما هر روز به شکلی
پیشحرف: گاهی اوقات تعریف تازهای از یک موضوع، روند نگرش و نگارش ما نسبت به آن موضوع را به کلی دگرگون میکند. برای من بارها
پیشحرف: چند سطر زیر را سعید عقیقی نوشته است. این نوشتۀ کوتاه چند سال پیش تصویر زمینۀ رایانۀ من بود. هر بار پیش از شروع
1 من تا همین چند ماه پیش با کار علی بندری آشنا نبودم؛ تا اینکه شنیدن اتفاقی یکی دو تا از پادکستهای او باعث شد
موفقیتدوستی یعنی اینکه تا چه حد میتوانیم موفقیت دیگران را تحمل کنیم و دوست بداریم. من گمان میکنم یکی از شاخصهای مناسب برای سنجش موفقیت
در این قسمت از پادکست رادیو نویسندگی میشنوید: 1 غافلگیر شدن با داستانی از غلامحسین ساعدی اشارۀ کوتاهی به داستان زنبورک خانه از مجموعه داستان
در این قسمت از پادکست رادیو نویسندگی میشنوید: 1 موضوع مهمی که بهتر است به آن توجه کنیم چه هنر و مهارتی دست از سر
ساعت از دو نیمه شب گذشته. نیم ساعت قبل خودم را از دفتر انداختم بیرون؛ نه به خاطر خستگی از کار بیشتر، به خاطر گرسنگی
از سر خستگی روی کاناپۀ کتابفروشی لمیدم و یک نفس نیمی از راه بهتر زیستن را خواندم و آنقدر کیف کردم که علیرغم کمخوابی تا نیمه شب بیدار ماندم تا کتاب به پایان برسد. در نیمۀ اول کتاب، ماندینو یا ترسیم فضای اتاق کارش به عنوان یک نویسنده…
به دومین جلسه از کلاس تبلیغ نویسی (کپی رایتینگ) خوش آمدید.
در این جلسه از کلاس کپیرایتینگ میخواهیم از تبلیغ نویسی برای رشد شخصی خودمان بهره بگیریم.
بگذارید با چیزی که قبل از آمدن شما به کلاس روی تخته نوشتم شروع کنم…
در این قسمت از پادکست رادیو نویسندگی میشنوید: 1 وقتی انتخاب بین اولویتها سخت میشود چگونه بین چند کار مختلف، یک کار را برای انجام
نوشتن مثل آب خوردن آسان نیست. حتی ممکن است بدجوری توی گلوی آدم گیر کند. شاید لحظۀ نوشتن برای کسی آسان باشد، اما گمان نکنم
در این قسمت از پادکست رادیو نویسندگی از سه موضوع مختلف گفتهام: 1 وقتی دست از سر یک پروژه بر نمیدارم تا به نتیجه برسد
من اسم اکبر رادی را به عنوان یکی از پنح نمایشنامهنویس شاخص تاریخ تئاتر ایران، در کنار بهمن فرسی و غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی و عباس نعلبندیان در ذهنم داشتم. اما نمیدانم چرا…
چطوری دلت میاد یک روز از زندگیتو به هیچ و و پوچ هدر بدی؟ مگه جز اینکه که عمر کوتاه ما همین روزهای کوتاهه که مثل برق و باد میگذرن.
ساعت 6 بعد از ظهر شده، دیگه فکر میکنی روز تمومه و نمیشه کار مهمی کرد؟
یه لحظه صبر کن، حیفم میاد از این کوچه زود رد شیم، نمیدونم چرا از بچگی از دیوارای سیمانی خوشم میومد. خاکستریِ دیوار سیمانی حال آدمو خوب میکنه، یه آرامشی تو خودش داره که تو آجر و سنگ و اینا نیست…
میخوام یه مقاله بنویسم دربارۀ زندگی خلاقانه. داشتم فکر میکردم چجوری شروع کنم. با خودم گفتم اصلاً چرا راه دور برم، همین الان، آره بذارید تعریف کنم همین الان چی شد، تا دستم رو گذاشتم رو کیبورد و دو سه کلمه زدم…
این یک کلاس نوشتنی است. بناست طی 30 گام عملی در کنار هم برای نوشتن متنهای تبلیغاتی تاثیرگذار تمرین و تجربهاندوزی کنیم.
حضور همۀ علاقهمندان در این کلاس متنی رایگان و آزاد است. به شرط آنکه همگی متعهد شویم تا تمرین کنیم و کامنت بگذاریم…
1 چگونه میتوان در دل روزمرگیها برای یادگیری یک مهارت هر روز حداقل 3 ساعت تمرین کرد؟ شما چه فکر میکنید؟ 2 کار هنر سرگرم
1 ار امروز توی اینستاگرام تقریباً هر روز یک لایو اجرا میکنم. 2 از گربگیها: 3 محمد عباسیفرد دربارۀ یکی از بهترین کتابهای جولیا کامرون نوشته: