تمرین افزایش دایره لغات-2
این تمرین برای عموم علاقهمندان و فعالان نویسندگی داستانی و غیرداستانی همینطور مدرسها و سخنرانان مفید است. اطلاعات بیشتر دربارۀ جزئیات این تمرین: کلمهبرداری موقع
این تمرین برای عموم علاقهمندان و فعالان نویسندگی داستانی و غیرداستانی همینطور مدرسها و سخنرانان مفید است. اطلاعات بیشتر دربارۀ جزئیات این تمرین: کلمهبرداری موقع
به زبان ساده: کپیرایتینگ یعنی نوشتن متون متقاعدکننده. در زبان فارسی برای کپیرایتینگ معادلهای گوناگونی از جمله: تبلیغنویسی و آگهینویسی برگزیده شده که روند جستجوها
با برخی ادا اطوارها ذوق نوشتن گُل میکند. یکی از این بازیها ساختن ایستگاه نویسندگی در گوشهای از خانه است. نگاهی به دوروبر خودتان بیندازید
اشاره: «با هم بنویسیم» عنوان سلسله تمرینهایی است که در آن با هم «آنافورا» مینویسیم. لطفاً پیش از نوشتن تمرین حتماً تعریف آنافورا را بخوانید.
اشاره: «با هم بنویسیم» عنوان سلسله تمرینهایی است که در آن با هم «آنافورا» مینویسیم. لطفاً پیش از نوشتن تمرین حتماً تعریف آنافورا را بخوانید.
اگر موبایل بودم، دوست نداشتم دم به دقیقه چشمت به من باشد.
اگر موبایل بودم شبها-زودتر از تو-خاموش میشدم.
اگر موبایل بودم، دوست داشتم گاهی اوقات توی خانه بمانم، و تو تنها بیرون بروی…
سؤالاتت را تغییر بده تا زندگیات تغییر کند. -عنوان کتابی از دکتر ماریلی آدامز نوشتن میتواند سراسر پرسیدن باشد. بنا نیست همیشه برای هر سؤالی
«آنافورا» یکی از درسها و تمرینهای ماه اول کلاس نویسندگی خلاق است. به نظرم رسید به عنوان یک تمرین ساده اما جذاب و اثربخش، میتوانیم
هجوم خانوادۀ ما به پایتخت با کوچیدن به اسلامشهر شروع شد! البته نه به راحتی. پدرم خوش نداشت بند و بساطش را جمع کند، او
-گفتی یه وقتایی حس میکنی نوشتن سختترین کار دنیاست… +یه وقتایی نه، بیشتر اوقات. -بذار حرفمو بزنم. +باشه بفرما. -خب، چرا با اینکه به قول
من هنوز هم آدم نشدهام. (اصلاً کدام آدم را سراغ دارید که آدم بشود؟!) گاهی ساعتها پرسه میزنم تا ایدهای به ذهنم برسد تا پس
هشدار برای کبرا 11 و سایر بچههای محله: من خودم هم کم عوضی نبودهام، پس لطفاً به ریش و گیس مبارک نگیرید. من فکر میکنم
1 واژهها را دوست بدارید، حتی برخی از آنها را ببوسید. 2 هر کلمه یک ایدۀ بالقوه است؛ برای پروراندن آن بکوشید. 3 به همۀ
من گمان میکنم بهبود تدریجی زمانی اثربخش خواهد بود که از آن بهاندازۀ کافی لذت ببریم. تصور کنید میخواهید در حوزۀ تخصصی خودتان یک دورۀ
شروع نوشتن حتی از خوردن ماکارانی هم سختتر است. البته شاید شما ماکارانی دوست داشته باشید، پس احتمالا نوشتن را مثل آب خوردن شروع میکنید.
من پَر خواهم کشید و به شیوۀ صبح از گلوی خشک این شب تیره گذر خواهم کرد -یارمحمد اسدپور حق داریم ناامید باشیم، بیگمان کفۀ
جان کیتس شاعری بود که فقط 25 سال عمر کرد. اما با چهار پنج سال کار جدی نامش برای همیشه در تاریخ ادبیات جهان ماندگار
پیشحرف: این نوشتهها همانقدر به هم مربوطند که میتوانند نامربوط باشند. کلمۀ اول. سطر بالا را نوشتم تا مانع را بردارم. مانعی که همیشه در
نوشتن زیباست. مثل زندگی که زیباست (جملۀ باسمهای). قهوۀ بدمزهای روی میزم. دور تا دورم کتاب. در محاصرۀ کتابها بیش از اینکه احساس نادانی کنم
نوشتهای که در زندگی روزمرهات هیچ تجربۀ خاصی وجود ندارد، از ملال روزگار نالیدهای، میخواهی از مشاهداتت بنویسی، اما چیز دندانگیری نمییابی. پرسیدهای: خب در چنین شرایطی داشتن دفترچه یادداشت به چه کار میآید…