یک برنامه هفتگی متنوع
شنبه: فتوشاپ یکشنبه: ایروبیک دوشنبه: سنتور سهشنبه: زبان چهارشنبه: نقاشی پنجشنبه: تئاتر جمعه: داستاننویسی نظر شما درباره برنامه هفتگی بالا چیست؟ آیا از این
شنبه: فتوشاپ یکشنبه: ایروبیک دوشنبه: سنتور سهشنبه: زبان چهارشنبه: نقاشی پنجشنبه: تئاتر جمعه: داستاننویسی نظر شما درباره برنامه هفتگی بالا چیست؟ آیا از این
پیش نوشت: “ممکن است من پیر و شکسته شوم، ممکن است روزگار با من بازی کند، ولی همه وقت بزبان حال میگویم: ای مردم! این
هرازگاهی به دوستانی که سایت دارند پیشنهاد میکنم یک خبرنامه هفتگی یا ماهانه را به صورت pdf طراحی کنند. حتی شده در 10 صفحه و بدون مطالب اختصاصی، فقط سعی کنند گزیدهای از مطالبی که طی یک هفته بر روی سایتشان منتشر کردهاند در شکلی متفاوتتر عرضه کنند…
پیش نوشت: سایت متمم مطلبی تحت عنوان: درباره اختراع نوشتن: قسمتی از کتاب چهار رساله افلاطون منتشر کرده بود. متن زیر کامنتی است که زیر
1 پنداری عنوان بعضی فیلمها و کتابها، از خود آثار به یاد ماندنیتر است، مثل عنوان دومین فیلم امیر کوستوریتسا که اولین نخل طلا را
1 نقل است حتی سیلوستر استالونه هم با آن بنیهی بدنی، راکی 1 را طی سه روز نوشته ! اما من زمانی قصد داشتم روزی
اگر تلاش میکنید برای پر کردن یک پست در میان چند نفر یکی را انتخاب کنید، بهترین دست به قلم را استخدام کنید. این مهم نیست که آن فرد بازاریاب، فروشنده، طراح، برنامهنویس یا هر چیز دیگری باشد؛ بلکه مهارتهای نویسندگی او مهم است…
در صحرایی برهوت و بزرگ، آسمان ابری و گرفته بود، و سگ های تیزدندان، سگهایی با پوست روشن قهوه ای و زبانهای دراز سرخ ،
1 به نظرم حتی اگر در هیچ زمینه ای به برنامه ریزی و کاربردهای آن توجه نداریم. برنامه ریزی برای حجم اطلاعات و محتوایی دریافتیمان،
نسیم طالب در کتاب قوی سیاه مینویسد: “بوقلمونی را در نظر بگیرید که هر روز به او خوراک داده میشود. او با هر وعده خوراک،
فلوبر میگوید: ای کاش انسانها به جای خواندن انبوهی کتاب، در ۵ یا ۶ کتاب استاد میشدند. من اگر توان چنین کاری را داشتم، کتاب
فکر میکنم از احمد حلت یاد گرفتم که «دیدی گفتم» را هرگز به زبان نیاورم. اتفاقهای مثبتی هم افتاد . دیدی گفتم جملهای ضد رابطه
هیچ روزی نباید بدون نوشتن سپری شود. -پلینی شاید بدیهی به نظر برسد: فکر میکنم حفظ الگوی خواندن و نوشتن نتایج شگفت انگیزی در پی
پیش نوشت: راستش مدتهاست که مجله 24 را نخریده ام و تنها زمانی این مجله را تهیه میکردم که یادداشتی از سعید عقیقی در آن منتشر
نشستن پشت لپ تاپ و نوشتن توی صفحهی سفید Word را به نشستن پشت فرمان ماشینی لوکس و راندن در زیباترین جادهها ترجیح میدهم. گاهی
آنچه را که خود آموخته ام به شما میگویم. روزی هشت تا ده کیلومتر پیادهروی به من کمک میکند. و انسان باید تنها و هر
1 با آمدن فیس بوک به ایران تب وبلاگ نویسی فروکش کرد، بعد با فراگیر شدن گوشیهای هوشمند و هجوم افراد به وایبر و واتس
همهی ما فروشندهایم،از دستفروش و بقال گرفته تا نویسنده و معلم. در سالهای نوجوانی به توصیهی سردبیر یکی از نشریات و بعد از پذیرفته شدن
هر گاه نام سعدی را میشنوم حالم خوب میشود، گویی از دوستی صمیمی نام بردهاند. ورق زدن گلستان و غزلیات سعدی هیچوقت نا امیدم نکرده،
پیشنوشت: خواندن مقالههای لیستی را دوست دارم. نوشتن در قالب ده فرمان همیشه رایج بوده است. و چندین کتاب هم با همین عنوان در حوزههای