سرنوشت یک درخت
به گمانم فکر جسورانهی عجیبی بود، دنبال گرفتن سرنوشت یک درخت. چهار سال پیش بود که برای اولین بار رفتم کرمان. کنار یک پیادهرو، در
به گمانم فکر جسورانهی عجیبی بود، دنبال گرفتن سرنوشت یک درخت. چهار سال پیش بود که برای اولین بار رفتم کرمان. کنار یک پیادهرو، در
پیشنوشت: نوشتههای مارک جوینر را دوست دارم، قبلاً از او کتاب سادهشناسی را خوانده بودم که نکات جذاب و آموزنده ای را درباره مدلهای ذهنی
چشمهایم را بستهام، حالا بهتر میبینم. -گویا گاهی بهتر است چشمهایمان را ببندیم و بنویسیم. وقتی با چشمهای بسته مینویسیم، حس میکنیم آزادتریم، حس میکنیم
معمولاً طی روز اتفاقات زیادی برایم میافتد، گاهی دلم میخواهد روی وبلاگم یا کانالم غُرغُر کنم! اما همیشه یکی از نکاتی که در نوشتن و خصوصاً
امروز کتاب «سختی کارهای سخت»را تهیه کردم. این کتاب بهتازگی توسط انتشارات آرایانا قلم منتشر شده است. گرافیک خلاقانهی کتاب باعث شد رغبت بیشتری به
مشکل با پیادهروی حل میشود. -سنت آگوستین وقتی به مشکل میخورم یا نمیدانم قدم بعدی چیست، اولین انتخابم پیادهروی است. به گمانم پیاده روی
پیشنوشت: تصمیم گرفتهام از این پس هر پنجشنبه گزیدهای از جملات کوتاهی را که طی هفته خواندهام با شما به اشتراک بگذارم، شاید درباره بعضی
چرا آدمهای فعال دچار اهمالکاری میشوند؟ چون میخواهند ده تا کتاب را همزمان بخوانند چون میخواهند ده تا مهارت را همزمان یاد بگیرند چون میخواهند
میخواهی ایده پیدا کنی میخواهی بهتر تصمیم بگیری میخواهی به جواب سوالهایت برسی میخواهی مهارت نوشتاریات را تقویت کنی همیشه، همه جا، یک دفترچه
پیشنوشت: اگر دلم بگیرد یا اگر حالم خیلی خوب باشد ، در هر صورت روانهی انقلاب میشوم و کتاب خریدن بیش از هر کار دیگری
پیشنوشت: مارکوس باکینگهام نویسنده دنیای مدیریت در کتاب «گام سوم، کشف خود…» به نکات آموزندهای درباره اهمیت انتخاب شریک مناسب اشاره میکند. به نظرم رسید
1 اول تجربه، بعد فکر وبلاگنویسی علاوه بر اینکه ما را به بیشتر خواندن ترغیب میکند، باعث میشود دقیقتر و با موشکافی بیشتر بخوانیم. نوشتن
کارتونیستها تاکنون کارتونهای متعددی با موضوع اسب تروا کشیدهاند، حتی یک جشنواره بینالمللی کارتون هم با این موضوع برگزار شده است. چند سال پیش دلم
فیروزه در کامنتی زیر پست «تنها حسرت من» نوشته است: منظورتون از نوشتن چه نوشته هایی هست؟ آیا قبول دارید گاهی باید فقط برای خالی شدن
اگر دوست داریم بنویسیم، چرا با نوشتن درباره نوشتن آغاز نکنیم. به گمانم با نوشتن درباره علاقهمان به نوشتن، نویسندگی برایمان جدیتر میشود. یکی از
مجله آوانگارد هر از گاهی مطالب جذابی را درباره نویسندگی و توصیههای نویسندگان بزرگ منتشر میکند. در معرفی بخش «نویسندگی» آوانگارد آمده است: «نویسندگی شامل
فروردین: ای صاحب فال تو نویسندهای هستی که نمینویسد. بدان و آگاه باش که شاهکار توی کار خلق میشود. کمالطلبی را کنار بگذار و سعی
کشیدن جدول و نمودار و لیست، انجام کارها برایم لذت بخشتر میکند. مدتی است برای نوشتن روزانهام یک مثلث طراحی کردهام. صبحها: دقیقاً سه صفحه
پنج دقیقه، پنج سال یا حتی پنجاه سال قبل هم که اصلاً وجود نداشتهام، برای من به یک اندازه «گذشته» محسوب میشود، چون توانی برای
گاهی بعضی کارهای ساده میتوانند بهرهوری ما را چند برابر کنند، با کمک آنها میتوانیم برنامهها و پروژههایی را که مدتهاست به تعویق انداختهایم عملی