هر چه نداری کلمهاش را داری.
آنچه نداری واژهاش را که داری.
چیزهایی هستند که آنها را نداری، اما کلماتشان را داری.
خودش را نداری، کلمهاش را که داری.
نداریش، واژهاش هست اما.
اگر نیست، کلمهاش که هست.
واژهاش را که داری حتا اگر خودش را نداری.
با کلمهاش کاری بکن.
2 پاسخ
سلام،
احوال شریف آقای کلانتری؟
ولی من همیشه با چیزی در زندگی خودم مواجهم که کلمهای براش ندارم؛ هر بار که از این موضوع مینویسم، که شاید در نوشتههام از عدد مقدس هزار فراتر رفته، به این فکر میکنم که در فارسی چه کلمهای برای این واژه هست؟ و بعد هر چه فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه و باز هم از همان ترکیب «شروع دوباره» استفاده میکنم!
شما برای شروع دوباره چه واژهای سراغ دارید؟ یه واژه زیبا و باشکوه؛ به اندازه شکوه «دوباره آغاز کردن» (اگه شکوهش کمتر هم بود قبوله).
تازگی به این فکرمیکنم که کاش یه نویسندهای، ادیبی، ظریفی، لطیفی پیدا بشه و مثل قرضالحسنه به ما واژه وام بده. میگم چطوره یه بانک واژههای کشف شده راه بندازیم؟ هر واژهای کشف کردیم یا هر ترکیب قشنگی پیدا کردیم بذاریم تو بانک تا فقر واژه را ریشهکن کنیم. جدی. بد میگم؟
چه ایدهی جالب و قشنگی خانم بهرامی عزیز😍
ممنون بابت کامنت شیرینتون🙏